0

چگونه ارور بایوس “one or more fans appear to have stopped or been removed” را رفع کنیم؟

اخیرا کامپیوتر شخصی من دچار مشکل شد. گذشته از اینکه چرا این اتفاق افتاد، مجبور شدم مادربورد کامپیوترم را تعویض کنم. مشکل اصلی اینجاست که پیدا کردن مادربورد مشابه کار دشواریست، به خصوص اگر از عمر آن چند سالی گذشته باشد و خدمات پس از فروشش متوقف شده باشد. وقتی مادربورد جایگزین (Intel DP67BGB3 ATX DDR3 LGA1155) به دستم رسید، همه‌چیز به خوبی کار می‌کرد به جز فن سی‌پی‌یو که ظاهرا نمی‌چرخید.


جاهایی هست که نمی‌توان نچرخیدن فن سی‌پی‌یو را عیب‌یابی کرد

ابتدا باید تعیین کنید که مشکل از کدام بخش است. فن یا مادربورد؟ آیا سیم‌کشی‌های فن مشکلی ندارد؟ فن بدون نیروی برق می‌چرخد؟ در مورد مشکل من، زمانی که متوجه موضوع شدم، با این پیغام مواجه شدم

"به نظر می‌آید یک یا چند فن از کار افتاده‌ یا از جای خود خارج شده‌اند. توصیه می‌شود فن‌های بدنه را برای اطمینان از مناسب بودن جریان هوا بررسی کنید."

به نظر می‌آمد در مورد فن من یک جای کار ایراد دارد. اما مشخص نبود که مشکل دقیقا از کجا ناشی می‌شود. در واقع این پیام مشخص نمی‌کرد که برای رفع مشکل باید به کدام بخش از سیستم مراجعه کنم. می‌توانید فن را به یک مادربورد دیگر وصل کنید تا از صحت عملکردش مطمئن شوید یا اگر ابزارش را در اختیار دارید آن را مستقیما به منبع انرژی متصل کنید. اگر به درستی کار نکرد، خب تکلیفتان مشخص است، وقت آن رسیده که فن را تعویض کنید.


اما اگر فن روی یک مادربورد دیگر به درستی کار کند چه؟

باید مطمئن شوید که مادربورد شما آخرین نسخه‌ی BIOS را اجرا می‌کند. اگر اینطور نیست حتما آن را آپگرید کنید. اگر با آپگرید کردن BIOS مشکل حل شد که چه بهتر، اما اگر نشد ادامه‌ی مطلب را بخوانید.

متاسفانه من نتوانستم  آخرین نسخه‌ی بایوس را دانلود کنم. ظاهرا سایت اینتل آپدیت مربوط به این مدل از مادربورد را ارائه نمی‌دهد. تنها چیزی که فهمیدم این بود که به جز فن سی‌پی‌یو بقیه فن‌ها به درستی کار می‌کنند. تفاوت بین آن‌ها به میزان مصرف انرژی آن‌ها برمی‌گردد. ظاهرا فن سی‌پی‌یو دو برابر فن‌های بدنه برق مصرف می‌کند، مثلا برای من این اعداد 0.37 A برای فن سی‌پی‌یو و 0.16 A برای فن بدنه است. به نظر می‌رسد دلیل اینکه فن من نمی‌چرخد این است که به نیروی برق بیشتری نیاز دارد.

 

با این فرض، شروع به تغییر اعداد در بایوس کردم تا فن سی‌پی‌یو بیشترین نیروی ممکن را دریافت کند.

 

همانطور که می‌بینید سرعت فن سی‌پی‌یو من 0 RPM است.

چیزی که دریافتم این بود که اگر با نادیده گرفتن آستانه‌ی سرعت فن سی‌پی‌یو آن را از حالت auto به manual تغییر دهید، فن در واقع شروع به انجام واکنش نسبت به این تغییر می‌کند.

بنابراین به تدریج مقادیر minimum duty cycle % را نسبت به حالت پیش‌فرض افزایش دادم.

بعد از تلاش‌های بسیار، به حالت امن برای فن من که حدود 85 درصد بود دست یافتم. اگر با صدای آزاردهنده‌ی فن روی 100 درصد مشکلی ندارید می‌توانید از ماکزیمم سرعت آن بهره ببرید، در غیر این صورت با آزمون و خطا می‌توانید مناسب‌ترین درصد را برای فن خود پیدا کنید. برای من 85 درصد ایده‌آل به نظر می‌رسد.

همانطور که در تصویر مشاهده می‌کنید احتمالا این اتفاق در اثر مشکل کوچکی در BIOS رخ داده است.

منبع

0

 

من مطمئنم حداقل 50 درصد ایرانیها یا شایدم خارجی ها درب کیس کامپیوترشون رو باز میذارن . درست یا غلط بودنش رو فعلا کاری ندارم اما می خوام بگم این مسئله به طور پیش فرض تو ذهن طرف هست که در کیس رو باز کنی ، کیس خنک تر میشه . اما آیا واقعا باز گذاشتن درب کیس درسته یا نه ؟

باز گذاشتن درب کیس کامپیوتر

 

باز گذاشتن درب کیس و بهم ریختن مسیر هوا

کیس کامپیوتر جوری طراحی شده که هوا به درستی جریان پیدا بکنه . یعنی از سمت درب کیس وارد بشه و از طرف پاور یا خروجی دیگه ای ، خارج بشه . شما وقتی درب کیس رو باز می کنید ، این مکانیزم رو بهم می زنید . پس بهتره این کار رو نکنید . اگه باز گذاشتن درب کیس می تونست مشکلی رو حل بکنه یقین بدونید که شرکت های تولید کننده کیس ، واسه صرفه جویی هم که شده کیس رو بدون درب طراحی می کردن .

به هر شکل من خودم آدم می شناسم از خلقت بشریت تا الان درب کیس کامپیوترش بازه و هیچ اتفاقی هم نیفتاده اما اصولش اینه که هوا از طریق فن ها به جریان بیفته و مسیر مشخصی رو طی کنه مخصوصا تو تابستون . راه بهتر اینه که محیط خونه یا اتاق رو متعادل نگه دارید و حتما مسیری رو برای ورود و خروج هوا در نظر بگیرید مثل در خونه یا پنجره . منظورم اینه حواستون باشه که جایی که کیس کامپیوتر هست ، هوا به اندازه کافی رفت و آمد داشته باشه که گرم نشه .

 

باز بودن کیس و نفوذ گرد و خاک بیشتر

گرد و خاک قاتل درجه یک قطعه الکترونیکیه . گرد خاک باعث جلوگیری از تماس قطعات و بورد با هوا میشه و در نتیجه قطعات خنک نمیشن . اصلا یکی از مهمترین دلایل ریست شدن یا خاموش شدن ناگهانی لپ تاپ یا کامپیوتر همین گرد و خاکه . گرد و خاک دور فن می تونه باعث خاموش شدن ناگهانی سیستم بشه .

گرد و خاک داخل کیس کامپیوتر - قبل و بعد

 

گرد و خاک داخل کیس کامپیوتر – قبل و بعد

پس توصیه می کنم حتی اگر درب کیس تون رو باز میذارید حداقل ماهی یه بار یا دو ماهی یه بار ببرید مغازه تعمیرات ماشین یا موتورسیکلت و با پمپ باد ، داخل کیس رو باد بگیرید . ( پمپ باد همون دستگاهی هست که باهاش لاستیک ماشین یا موتور رو باد میکنن ) .

 

ریختن آب و افتادن قطعه فلزی

اگه بدونید یه بورد الکترونیکی چقدر ساده می تونه اتصال کوتاه بشه و بسوزه شاید هیچ وقت درب کیس تون رو باز نمی ذاشتید . اتصال کوتاه شدن یه مدار الکترونیکی یعنی اینکه یه شی فلزی مثل آهن ، قلع ، طلا یا هر رسانای دیگه ای ، دو تیکه از مدار الکترونیکی رو که نباید به هم متصل بشن رو وصل کنه . تو این حالت یه صدای ” دوب ” یا صدای ” تیس ” می شنوید و فاتحه ! یه قطعه از اون مدار می سوزه . حالا اون قطعه می تونه یه مقاومت کوچیک باشه می تونه یه ترانزیستور یا آی سی گرون باشه . به هر حال حالتون گرفته میشه چون باید اون بورد رو تعمیر کنید .

باز بودن درب کیس می تونه باعث بوجود اومدن این مشکل بشه . اگه موقعی که کامپیوتر روشنه قطعه فلزی روی مادربورد بیفته احتمال اتصالی هست . یا نثلا اگه آب بریزه داخل کامپیوتر ، می تونه منجر به اتصالی و سوختن مادربورد بشه . پس اگر هم می خواید کیس درب رو باز بذارید حداقل حواستون به این مسئله باشه .

پس به طور خلاصه ، باز گذاشتن درب کیس کار درستی نیست و ممکنه مشکل ساز بشه . به جای باز گذاشتن کیس ، یه کیس حرفه ای بگیرید که سیستم خنک سازی مناسبی داشته باشه . اگه تو این مورد تجربه ای دارید حتما تو قسمت نظرات بفرمایید .

 

1
+1

مقایسه‌ جامع جک صوتی ۳.۵ میلی متری با USB نوع C و صدای بی سیم

از وقتی که اواخر سال گذشته اولین شایعات در مورد حذف شدن جک صوتی ۳.۵ میلی‌متری از نسل بعدی آیفون اپل منتشر شد، دنیای فناوری دچار آشفتگی شد. از آن پس، دیگر سازندگان گوشی هوشمند هم با معرفی مدل‌های بدون جک هدفون، در این زمینه پیش دستی کرده و در حقیقت به طور پیش‌گیرانه‌ای به سمت آیفون بعدی یورش بردند.

پس از این که تصاویر مختلفی از آیفون 7 و شایعاتی در مورد حذف شدن جک صوتی 3.5 میلی‌متری هدفون آن در فضای مجازی منتشر شد، دنیای فناوری دچار آشفتگی شدیدی شد. به طوری که دیگر سازندگان گوشی‌های هوشمند، در این زمینه پیش دستی کرده و برخی از مدل‌های گوشی هوشمند خود را بدون جک صوتی عرضه کردند. در حقیقت، سازندگان با این کار به صورت پیش‌گیرانه‌ای رقابت خود را با نسل بعدی آیفون شرکت اپل آغاز کرده و با پیش دستی کردن، به آشفتگی دنیای فناوری دامن زده‌اند.

در این مقاله به ایده‌ی حذف جک صوتی و استفاده از درگاه لایتنینگ یا USB نوع C به عنوان خروجی صدا به ترتیب در دستگاه‌های اپل و دستگاه‌های اندرویدی خواهیم پرداخت. در ادامه‌ی مقاله نیز مزایا و معایب هر یک از خروجی‌های صوتی دیجیتال و آنالوگ را بیان کرده و به چرایی تعلق یا عدم تعلق فناوری صوتی آینده به درگاه‌های لایتنینگ و یواس‌بی نوع C، به طور شفاف پاسخ خواهیم داد. بررسی و مقایسه‌ی این فناوری‌ها هیچ تاثیری بر رویکرد اتخاذ شده‌ی شرکت‌های سازنده‌ی گوشی هوشمند و تبلت نخواهد داشت؛ بلکه کاربران باید به عنوان یک مصرف کننده، مزایا و معایب هر کدام از فناوری‌ها را ارزیابی کرده و پس از کسب اطلاعات کافی در این زمینه، با انتخاب و خرید گوشی هوشمند دارای فناوری مورد نظر، به آن‌ها رای داده و باعث ماندگاری طولانی مدت آن فناوری شوند. برای مثال، جک صوتی ۳.۵ میلی‌متری در سال ۱۹۱۰ اختراع شده و با کمال تعجب تاکنون منسوخ نشده است.

مقایسه جک صوتی با یواس‌بی مبتنی‌بر صدا

گوشی‌های هوشمند دارای مدار مجتمع (IC) کدک صوتی هستند که همه‌ی پردازش‌های صوتی موجود در گوشی هوشمند را بر عهده دارد.

قبل از این که مزایا و معایب هر یک از خروجی‌های صوتی دیجیتال و آنالوگ را بیان کنیم، قصد داریم که شما را اندکی با نحوه‌ی پردازش صوتی در گوشی‌های هوشمند آشنا کنیم. مانند هر رایانه، گوشی‌های هوشمند پیشرفته هم دارای مدار مجتمع (IC) کدک صوتی هستند که پاسخ‌گوی همه‌ی پردازش‌های صوتی موجود در گوشی هوشمند کاربران است. مدار مجتمع یاد شده شامل بخش‌های اصلی مبدل دیجیتال به آنالوگ (DAC)، مبدل آنالوگ به دیجیتال (ADC) و یک آمپلی‌فایر (amplifier) در کنار سایر موارد است. هر صوتی که وارد گوشی هوشمند شده یا از آن خارج می‌شود، به واسطه‌ی چیپ کوچک کدک صوتی است که از تراشه‌ی سیستم روی چیپ (SoC) اصلی دستگاه جدا بوده و تقریبا کم‌تر از ۵ میلی‌متر مربع در مادربرد گوشی هوشمند فضا اشغال می‌کند.

مبدل دیجیتال به آنالوگ، صداهایی مانند موسیقی و آهنگ تماس‌های دریافتی را که از گوشی هوشمند خارج می‌شود، پردازش می‌کند. بخش آپلی‌فایر چیپ مجتمع یاد شده، سیگنال‌های آنالوگ را به منظور شنیده شدن از طریق بلندگوی دستگاه، هندزفری و هدفون تقویت می‌کند. مبدل آنالوگ به دیجیتال هم، سیگنال‌های دریافتی از میکروفون‌های دستگاه یا هدفون متصل به گوشی را پردازش می‌کند. پردازش سیگنال‌های مختلف و بی‌پایانی مانند اعمال افکت‌های صوتی در موسیقی، حذف نویز صوتی محیط در حین تماس‌های تلفنی و سیگنال‌های دریافتی از میکروفون‌های چندگانه، درون این تراشه‌ی کوچک کدک صوتی انجام می‌شود. در ادامه می‌توانید چیپ کدک صوتی WCD9335 ساخت شرکت کوالکام (Qualcomm) را که با رنگ آبی تیره در مادربرد گوشی گلکسی اس 7 وجود دارد، مشاهده کنید. این تصویر به وسیله‌ی کارشناسان وب‌سایت iFixit که درجه‌ی تعمیرپذیری و قطعات داخلی دستگاه‌های هوشمند را بررسی می‌کنند تهیه شده است.

مقایسه جک صوتی با یواس‌بی مبتنی‌بر صدا

بیش‌تر گوشی‌های هوشمند عرضه شده، دارای مدار مجتمع کدک صوتی منفرد هستند که عملکردی شبیه به کارت صوتی روی برد (onboard) رایانه‌ها دارند. کیفیت این تراشه‌ها برای بیش‌تر کاربران کافی است. این تراشه‌ها در هر سال بهبود یافته و پیشرفته‌تر می‌شوند. بسیاری از سازندگان، به دلیل صرفه‌ی اقتصادی استفاده‌ی هم‌زمان از تراشه‌ی سیستم روی چیپ اصلی و کدک صوتی شرکت کوالکام، در گوشی‌های هوشمند خود از کدک صوتی این شرکت بهره می‌برند. اما در این بین، شرکت‌هایی مانند اپل هم وجود دارند که از تراشه‌های اختصاصی خود یا تراشه‌های ساخت شرکت میکروالکترونیک Wolfson استفاده می‌کنند. سه شرکت یاد شده، رایج‌ترین تامین‌کنندگان کدک‌های صوتی برای گوشی هوشمند هستند که این روزها کوالکام در صدر انتخاب شرکت‌های سازنده‌ی گوشی هوشمند قرار دارد.

با این حال، برخی از شرکت‌ها پا را فراتر گذاشته و به دنبال استفاده از مولفه‌های با کیفیت بسیار بالا هستند. این حالت شبیه به استفاده از یک کارت صوتی پیشرفته‌ی اضافی برای رایانه است. این کدک صوتی جدید در کنار بخش استاندارد مستقر بوده و معمولا پردازش‌های مربوط به پخش موسیقی و تماس‌ها را بر عهده دارد اما هنوز پردازش‌های صوتی کم اهمیت برعهده‌ی تراشه‌ی استاندارد قرار دارند. معمولا این‌گونه تراشه‌ها دارای نرخ نمونه‌برداری (sample rate) بالاتری برای انجام تبدیلات بوده و شامل یک آمپلی‌فایر قدرتمند هستند که برای اصوات دارای نرخ بیت (bit rate) بالا و هدفون‌های با ایمپیدانس (impedance) بالا مناسب‌تر است. حتی برخی از شرکت‌ها از این هم فراتر رفته و از تقویت کننده‌ی (آمپلی‌فایر) مجزایی برای داشتن خروجی صوتی قدرتمند بهره می‌برند. گوشی‌های ال‌جی V10، لنوو Vibe X3، اَکسون شرکت ZTE و برخی از مدل‌های BoomSound شرکت HTC دارای واحد تبدیل دیجیتال به آنالوگ و تقویت کننده‌ی صوتی مجزایی بر روی برد اصلی خود هستند.

با توجه به موارد یاد شده، در ادامه‌ی مقاله فرآیند پردازش و مراحل رسیدن صدا به گوش کاربر را بیان خواهیم کرد. تراشه‌ی سیستم روی چیپ، داده‌های دیجیتالی را برای تبدیل شدن به سیگنال‌های آنالوگ به تراشه‌ی کدک صوتی ارسال می‌کند. این سیگنال‌های آنالوگ به وسیله‌ی بخش آمپلی‌فایر تقویت شده و به جک صوتی هدفون یا اسپیکر داخلی گوشی هوشمند ارسال می‌شود. سپس هدفون متصل به گوشی، سیگنال‌های صوتی تقویت شده را دریافت کرده و از آن برای تحریک کردن سیم‌پیچ صوتی (voice coil) خود استفاده می‌کند. سیگنال‌ها از سیم‌پیچ صوتی به درایورها (بخش تولید کننده‌ی صدا) رسیده و در نهایت صدا تولید می‌شود.

فرآیند تولید و انتقال صدا از طریق یواس‌بی صوتی (USB audio) متفاوت از جک صوتی 3.5 میلی‌متری است.

اما فرآیند تولید و انتقال صدا از طریق یواس‌بی صوتی (USB audio) متفاوت است. به طوری که تراشه‌ی سیستم روی چیپ، داده‌های دیجیتالی را به صورت مستقیم به درگاه یواس‌بی صوتی از جمله: لایتنینگ، میکرو یو‌اس‌بی و USB نوع C ارسال می‌کند. در این حالت، پردازش صوتی بر عهده‌ی دستگاه خروجی مانند هدفون خواهد بود. البته از آنجایی که بلندگوی هدفون قادر به ارائه‌ی سیگنال دیجیتالی نبوده و ما هم نمی‌توانیم چنین سیگنال‌هایی را درک کنیم، سیگنال دیجیتالی ارسال شده به هدفون باید به سیگنال آنالوگ تبدیل شود. این همان دلیلی است که هر دستگاه صوتی متصل شده به درگاه یواس‌بی را ملزم به استفاده از مبدل‌های DAC و ADC داخلی برای پردازش سیگنال صوتی دیجیتال می‌کند. پس از تبدیل سیگنال دیجیتال دریافتی به سیگنال آنالوگ، آن را به بخش تقویت کننده ارسال می‌کند که این بخش هم باید در داخل هدفون متصل به درگاه یواس‌بی مستقر باشد. در نهایت صدای تقویت شده به صورت سیگنال آنالوگ به بلندگوها ارسال شده و باعث تولید صدا می‌شود. این بخش‌ها نیروی الکتریکی مورد نیاز خود را از درگاه یواس‌بی دستگاه تامین می‌کنند.

مقایسه جک صوتی با یواس‌بی مبتنی‌بر صدا

نمونه‌ی فناوری یواس‌بی نوع C را می‌توان در هدفون شرکت LeEco که همراه با گوشی هوشمند جدید Le Max2 و Le 2 خود به فروش می‌رساند، مشاهده کرد. در این هدفون‌ها، قطعات پردازشی صدا از جمله DAC، ADC و تقویت کننده در بخش میانی کابل هدفون و معمولا نزدیک به درگاه یواس‌بی قرار گرفته‌اند. مکان قطعات پردازشی می‌تواند در برخی از هدفون‌ها تغییر کرده و داخل ماژول میکروفون یا درون واحدهای درایور قرار بگیرد. فرآیند یاد شده یک فناوری نوظهور نبوده و از مدت‌ها قبل در هدفون‌های بلوتوث وجود دارد. این هدفون‌ها سیگنال‌های خالص دیجیتالی را از گوشی هوشمند دریافت کرده و سپس مجبور به پردازش آن‌ها هستند. این هدفون‌ها حتی دارای مداری اضافی برای کنترل و پردازش کردن سیگنال‌های بی‌سیم هستند. حالا که اصول اولیه‌ی پردازش صوتی را تشریح کردیم، در ادامه‌ی مقاله به صورت جداگانه به هر یک از فناوری‌های رقیب خواهیم پرداخت.

جک صوتی هدفون

جک ۳.۵ میلی‌متری استاندارد، تحت عنوان TRS شناخته می‌شود که ابتدای کلمه‌های tip، ring و sleeve (نوک، حلقه و آستین) است. این کلمه‌ها به بخش‌های موجود در جک متصل به کابل هدفون‌ها اشاره دارد که می‌توانید نمونه‌ی تصویری آن را در ادامه مشاهده کنید.

مقایسه جک صوتی با یواس‌بی مبتنی‌بر صدا

این جک صوتی مدت زمان زیادی است که مورد استفاده قرار می‌گیرد. بهترین جمله‌ای که می‌توان درباره‌ی این جک صوتی گفت، این است که به طور مداوم عمل می‌کند؛ فقط کافی است آن را به خروجی صوتی مربوطه متصل کنید. فعلا در بیش‌تر موارد با وجود این جک صوتی، نیازی نیست که نگران سازگاری یا عدم سازگاری دستگاه‌های خود باشید. تجهیزات صوتی پیشرفته و قدرتمند (Highe end)، از جک صوتی بزرگ‌تر ۶.۲ میلی‌متری استفاده می‌کنند اما در همه‌ی گوشی‌های هوشمند و دستگاه‌های قابل حمل دیگر، همیشه از جک ۳.۵ میلی‌متری استفاده می‌شود. به علاوه، با وجود این جک لزومی برای نگرانی در مورد مکان اتصال آن بر روی گوشی وجود ندارد و حتی در مکان‌های تاریک هم به راحتی می‌توان جک هدفون را به گوشی متصل کرد. این موارد بی‌نظیر، عواملی هستند که باعث آماده به کار بودن و محبوبیت بیش از حد جک TRS استاندارد شده است.

مقایسه جک صوتی با یواس‌بی مبتنی‌بر صدا

با این اوصاف، چرا شرکت‌های سازنده‌ی دستگاه‌های هوشمند مشتاق به خلاص شدن از دست جک صوتی استاندارد هستند؟ بهتر است برای یافتن پاسخ این سوال، اپل را به عنوان شرکتی که به تدریج فناوری‌های قدیمی محبوب را از رده خارج کرده و فناوری‌های پیشرفته‌ی جدیدتر را جایگزین می‌کند در نظر بگیرید. همان‌طور که به یاد دارید، اپل اولین شرکتی بود که در روزگاران قدیم فلاپی دیسک و در چند سال اخیر هم، CD را از رایانه‌های خود حذف کرد. اپل به عنوان شرکتی آینده‌نگر و فناورانه شناخته می‌شود. این شرکت احتمالا نسبت به جک صوتی هم دیدگاه مشابهی دارد. به طوری که در حال حاضر اتصال لایتنینگ را به عنوان جایگزینی برای جک صوتی که راهکاری دیگر برای خروجی صدا است، در نظر دارد. اپل قطعا با حذف جک صوتی به فضای بیشتری درون آیفون دسترسی خواهد داشت. برای مثال، شرکت اپل اندازه‌ی سیم کارت استفاده شده در آیفون و آیپد خود را به طور متوالی و دو بار کوچک‌تر کرده است.

اما دلیل انجام این کار برای دیگر شرکت‌ها در حد حدس و گمان است. این شرکت‌ها ممکن است دلایلی مشابه با اپل را داشته یا همان‌طور که قبلا اظهار کردیم، به خاطر پیش‌دستی کردن در استفاده از فناوری جدید و به رخ کشیدن خود در برابر شرکت اپل، اقدام به حذف جک صوتی بکنند. به احتمال زیاد چنین شرکت‌هایی با پیش دستی، پس از معرفی آیفون 7 و آیفون 7 پرو یا پلاس در اواخر سال میلادی، این تغییر و استفاده از یواس‌بی صوتی را به رخ اپل و طرفداران این شرکت خواهند کشید. برای مثال، هنگامی که شایعه‌ی استفاده از نمایشگر حساس به فشار در آیفون‌های اپل منتشر شد، شرکت چینی هواوی بلافاصله گوشی جدید Mate S خود را به صفحه نمایش حساس به فشار مجهز کرد. 

یواس‌بی مبتنی‌بر صوت الزاما بهتر از جک صوتی نیست.

در هر صورت، فعلا دلایل معقول زیادی برای این که شرکت‌های سازنده اقدام به حذف جک هدفون بکنند، وجود ندارد. فلاپی دیسک به خاطر وجود جایگزینی شایسته مانند CD در روزگاران قدیم منسوخ شد اما همان‌طور که با مطالعه‌ی بخش‌های بعدی این مقاله متوجه خواهید شد، یواس‌بی مبتنی‌بر صوت (USB audio) الزاما بهتر از جک صوتی نیست.

یواس‌بی مبتنی‌بر صدا

برخورداری از خروجی صوتی دیجیتال در تلفن‌های هوشمند آینده، سرگرم کننده به نظر می‌رسد. اگر نگاهی به گوشی‌های تلفن یک دهه‌ی گذشته بکنید، متوجه می‌شوید که همه‌ی آن‌ها از کانکتورهای دیجیتال بهره می‌بردند و هیچ کدام از آن‌ها دارای جک صوتی استاندارد نبودند. در ادامه می‌توانید تصاویری از درگاه Pop-Port نوکیا و FastPort سونی اریکسون را که حسی نوستالژیک القا می‌کنند، مشاهده کنید.

مقایسه جک صوتی با یواس‌بی مبتنی‌بر صدا

با وجود این که چندین سال بعد، استاندارد طلایی جک TRS هم منسوخ خواهد شد؛ اما فعلا چنین کاری عملی نیست. حتی اپل هم با وجود این که پس از معرفی آیفون 4 اس، به دنبال اتصالی هوشمند برای جایگزین کردن با کانکتور ۳۰ پین خود فقط برای ارسال صدا بود، اگرچه دیر اما بالاخره به استفاده از جک ۳.۵ میلی‌متری استاندارد در آیفون 5 روی آورد.

مقایسه جک صوتی با یواس‌بی مبتنی‌بر صدا

شایعات منتشر شده در مورد حذف جک صوتی آیفون ۷ و عرضه‌ی گوشی‌های بدون جک هدفون به وسیله‌ی برخی از شرکت‌ها، احتمالا به خاطر مباحث مربوط به صدای دارای رزولوشن بالا (HD Audio) است. شرکت‌های سازنده، مدعی ارسال صداهای با کیفیت بالای بدون فشردگی از طریق خروجی دیجیتالی خالص درگاه USB هستند. اما این ادعا کاملا غیرمنطقی است.

همان‌طور که قبلا اشاره کردیم، گوش‌های ما با صدای دیجیتال سازگار نیستند. بنابراین صدای دارای bit depth (دقت نمونه برداری) ۱۶ بیت و ۳۲ بیت یا فرمت MP3 و FLAC برای گوش‌های انسان اهمیتی ندارد. ما فقط قادر به شنیدن صدای آنالوگی هستیم که به درستی تقویت شده باشد. همچنین، این که پردازش صدا در گوشی یا داخل هدفون صورت بگیرد، موضوع بحث برانگیز دیگر خواهد بود.

ارسال صدای دیجیتال خالص به وسیله‌ی USB مبتنی‌بر صدا، اظهاری بی‌پایه و اساس محسوب می‌شود.

برای مثال یک موسیقی باکیفیت بالای ۲۴ بیتی موجود در گوشی هوشمند کاربر می‌تواند ابتدا درون گوشی پردازش شده و سپس به واسطه‌ی یک کانکتور آنالوگ به هدفون متصل به خروجی جک صوتی ارسال شود. به علاوه، همین موسیقی می‌تواند از طریق کانکتور مبتنی‌بر یواس‌بی صوتی به طور مستقیم و به عنوان یک سیگنال دیجیتال به هدفون ارسال شده و پس از تبدیل شدن به سیگنال آنالوگ به گوش کاربر ارسال شود. بنابراین هردو فناوری در زنجیره‌ی تبدیل به یک نقطه‌ی مشترک منتهی می‌شوند. از این رو، ارسال صدای دیجیتالی خالص به وسیله‌ی یواس‌بی صوتی، اظهاری بی‌پایه و اساس محسوب شده و ترفندی برای بازاریابی است؛ زیرا در هردو راهکار، صدای پردازش شده‌ی نهایی به سیگنال آنالوگ تبدیل خواهد شد.

مقایسه جک صوتی با یواس‌بی مبتنی‌بر صدا

گذشته از این، در بیش‌تر موارد صدای پردازش شده در داخل خود گوشی بهتر خواهد بود. به احتمال زیاد، چیپ کدک صوتی موجود در مادربرد گوشی هوشمند به طور قابل توجهی از کیفیت بالاتری نسبت به کدک صوتی استفاده شده در هدفون‌ها برخوردار خواهد بود. حتی گوشی‌های ارزان قیمت هم می‌توانند مجهز به کدک صوتی مناسب شرکت کوالکام باشند؛ درحالی که قطعا در هدفون‌های ارزان قیمت، کیفیت مبدل‌های صوتی و آمپلی‌فایر پایین بوده و در نتیجه به طور مستقیم بر روی کیفیت صدای دریافت شده به وسیله‌ی کاربر تاثیر منفی خواهد گذاشت.

علاوه‌بر موارد یاد شده، افزایش هزینه‌ی ساخت هدفون‌ها را هم به معایب حذف جک صوتی اضافه کنید. هزینه‌ی تمام شده‌ی گوشی‌های هوشمند به خاطر حذف شدن جک صوتی کاهش می‌یابد اما قطعا هدفون‌ها بدون در نظر گرفتن کیفیت، به خاطر اضافه شدن هزینه‌های مهندسی و قطعات اضافی به کار رفته در آن‌ها، بسیار گران‌تر از قبل خواهند شد. دلیل گران قیمت بودن هدفون‌های بلوتوث در مقایسه با همتایان سیمی و دارای کیفیت صدای بالاتر هم، همین عامل است. اگر تمایلی به خرید هدفون‌های مبتنی‌بر اتصال یواس‌بی ندارید، می‌توانید استفاده از یک آداپتور(adapter) را مد نظر قرار دهید.

مساله‌ی آزاردهنده‌ی دیگر، مربوط به استفاده‌ی همزمان از شارژر و هدفون است. به علاوه، تصویر کنید که اگر کاربری یک گوشی هوشمند اندرویدی، لپ‌تاپ و یک آیپد داشته باشد، باید از سه مدل هدفون مختلف یا حداقل از دو عدد آداپتور متفاوت استفاده کند.

می‌توان از برخی معایب یاد شده صرف نظر کرده و امیدوار بود که با گذشت زمان بهتر شوند. اما همان‌طور که قبلا هم اشاره کردیم، آخرین باری که از کانکتورهای صوتی دیجیتال استفاده می‌کردیم، وضعیت بهتر نشده و مجبور به بهره‌مندی دوباره از جک TRS قدیمی شدیم. در حال حاضر، بعید است که این اتفاق رخ دهد؛ به فرض، باید چندین سال آداپتورها و کابل‌های چندگانه را تحمل کنیم. در پایان اگر یواس‌بی صوتی ارزش این همه مشکلات را داشت، می‌تواند ماندگار باشد. اما فعلا دلیل قانع کننده‌ای برای گذار از جک صوتی به یواس‌بی مبتنی‌بر صدا وجود ندارد.

مقایسه جک صوتی با یواس‌بی مبتنی‌بر صدا

مدت زیادی است که از یواس‌بی مبتنی‌بر صدا در دستگاه‌های مختلف استفاده می‌شود و این، بخش جالب ماجرا را تشکیل می‌دهد. دستگاه‌های دارای سیستم عامل iOS، از مدت‌ها پیش دارای خروجی صدای دیجیتال از طریق اتصال لایتنینگ هستند. به علاوه، دستگاه‌های دارای اندروید لالی‌پاپ و نسخه‌های بالاتر قادر به پشتیبانی از خروجی یو‌اس‌بی مبتنی‌بر صدا هستند. حتی گوشی‌های اندرویدی قدیمی‌تر هم با اعمال پیکربندی‌های سفارشی می‌توانند از طریق میکرو یو‌اس‌بی صدای دیجیتال را انتقال دهند. مدت مدیدی است که به اصطلاح رابط صوتی برتر را در اختیار داریم؛ اما هنوز هیچ کس به استفاده از آن روی نیاورده است. هدفون‌ها و هندزفری‌هایی که به طور مستقیم به این کانکتورها متصل می‌شوند بسیار محدود و کم‌یاب هستند. دلیل این بی‌توجهی هنوز کاملا مشخص نیست. حتی علاقه‌مندان به موسیقی که فقط به دنبال مزیت هستند، به دلیل مشکلات و کم‌یاب بودن تجهیزات سازگار با یواس‌بی صوتی، استفاده از جک صوتی قدیمی را ترجیح می‌دهند.

با وجود این تفاسیر، به زودی کاملا مجبور به استفاده از رابط صوتی دیجیتال خواهیم بود. شاید به عنوان یک طرفدار صدا و فناوری، مشتاق تجربه‌ی صدای دیجیتال باشیم؛ اما به عنوان یک مصرف کننده باید اظهار کنیم که شرکت‌های سازنده فقط به خاطر داشتن فضای بیش‌تر در داخل گوشی هوشمند آینده‌ی خود و باریک‌تر کردن آن، ما را مجبور به سردرگمی در انتخاب و استفاده از هدفون‌های گران قیمت خواهند کرد.

صدای بی‌سیم

در میان این همه هیایو، دور از انتظار نیست که شاهد پیشرفت هدفون‌های بی‌سیم و استفاده‌ی گسترده از آن‌ها در میان مصرف کنندگان باشیم. همان‌طور که قبلا اشاره کردیم، بالاخره روزی جک صوتی هدفون هم با فناوری‌های دیجیتالی جایگزین خواهد شد؛ با این حال، کاربران همیشه می‌توانند استفاده از هدفون‌های بی‌سیم را هم مد نظر قرار داده و به جای یواس‌بی صوتی از آن بهره ببرند.

صدای بی‌سیم، از مزایای فوق‌العاده‌ای مانند سازگاری با همه‌ی دستگاه‌ها و بی‌سیم بودن برخوردار است.

مزایای استفاده از صدای بی‌سیم، واقعا فوق‌العاده هستند. عدم وجود کابل، مهم‌ترین مزیت استفاده از صدای بی‌سیم محسوب می‌شود. این مزیت یکی از مواردی است که برای درک صحیح، باید شخصا آن را تجربه کنید. به احتمال قوی اگر از هدفون‌های کابلی به استفاده از هدفون‌های باکیفیت نسبتا خوب روی بیاورید، قطعا به خاطر آزادی عمل این هدفون‌ها، هرگز فکر بازگشت به نمونه‌های کابلی را هم نخواهید کرد!

مقایسه جک صوتی با یواس‌بی مبتنی‌بر صدا

در حال حاضر، هدفون‌های بی‌سیم تقریبا با بیش‌تر دستگاه‌ها سازگار هستند. صرف نظر از برند، گوشی هوشمند، تبلت، لپ‌تاپ و حتی بیش‌تر پخش کننده‌های MP3 از فناوری اتصال بلوتوث پشتیبانی می‌کنند. فناوری بلوتوث بیش‌تر از چیزی که فکر می‌کنید همگانی بوده و از این نظر در مقام دوم بعد از جک استاندارد TRS قرار دارد.

کیفیت پایین صدا دلیلی است که باعث عدم انتخاب هدفون‌های مبتنی‌بر بلوتوث به وسیله‌ی مصرف کنندگان شده است. تجربه‌ی شخصی ما نشان می‌دهد که این هدفون‌ها نسبت به سال‌های گذشته بهبود کیفی قابل ملاحظه‌ای دریافت کرده و هنوز هم درحال بهینه‌تر شدن هستند. با وجود کدک‌های فشرده‌سازی قدرتمندی مانند aptX و LDAC، نیازی به نگرانی در مورد از دست رفتن داده‌های صوتی نیست.

مقایسه جک صوتی با یواس‌بی مبتنی‌بر صدا

در کل، حذف جک صوتی راهی به سوی آینده بوده و بالاخره شرکت‌های سازنده به استفاده از فناوری‌های جدیدی مانند یو‌اس‌بی صوتی یا صدای بی‌سیم روی خواهند آورد. قطعا در آینده و به دنبال عرضه‌ی آیفون 7 شرکت اپل، شاهد پیشرفت عظیم هدفون‌های بی‌سیم خواهیم بود. شاید فعلا صدای این هدفون‌ها به همان خوبی هدفون‌های کابلی مورد پسند علاقه‌مندان به موسیقی نباشد اما قطعا زندگی با صدای نسبتا خوب به دردسرهای استفاده از هدفون‌های کابلی با کیفیت عالی و آداپتورهای مربوطه ترجیح دارد. در حال حاضر نمی‌توانیم بیش از این به اهمیت صدای بی‌سیم تاکید کنیم. با وجود این که هم‌اکنون شارژرهای بی‌سیم وارد عرصه‌ی رقابت شده‌اند، اما متاسفانه هنوز برخی از کاربران استدلال می‌کنند که استفاده از کابل برای انتقال صدا بهتر از هوای آزاد موجود در پیرامون ما است.

استفاده از کدام فناوری را برای گوش کردن به موسیقی ترجیح می‌دهید؟ لطفا نظرات خود را در بخش دیدگاه وب‌سایت به اشتراک بگذارید.

منبع gsmarena

 

0

۵ علامتی که نشان از معیوب شدن SSD دارد

درایوهای SSD به دلیل مزیت‌هایی که نسبت به هاردهای HDD دارند با استقبال فراوانی روبرو شده‌اند. هر چند که این درایوها فاقد قطعات متحرک هستند اما باز هم این امکان وجود دارد که از لحاظ فیزیکی معیوب و غیر قابل استفاده شوند. در ادامه به معرفی ۵ علامتی خواهیم پرداخت که می‌تواند ناشی از معیوب شدن SSD باشد.

 

فرقی ندارد که سیستم شما، رایانه‌ی رومیزی یا لپ‌تاپ باشد، این روزها توصیه می‌شود که هارد سیستم را به جای HDD از نوع SSD انتخاب کنید. چرا که درایوهای SSD نسبت به هاردهای HDD سریع‌تر، مقاوم‌تر و کم‌مصرف‌تر هستند و همین عوامل استفاده از آن‌ها را ساده‌تر می‌کند.

با این حال درایوهای SSD خالی از عیب و ایراد نیستند. طول عمر مورد انتظار برای درایوهای SSD بین ۵ تا ۷ سال است اما باز هم خیلی مواقع مشاهده می‌شود که این درایوها زودتر از موعد از کار می‌افتند.

 

SSD چگونه آسیب می‌بیند؟

بر خلاف هارد HDD، هیچ گونه قطعه‌ی متحرکی در SSD وجود ندارد از این رو خطراتی که HDD را تهدید می‌کند در مورد SSD موضوعیت ندارند. با این حال هر چند که اجزای ذخیره‌سازی SSD آسیب پذیر نیستند اما دیگر اجزای آن احتمال دچار شدن به ایرادهای فیزیکی را دارند.

SSD دارای یک خازن و منبع انرژی است که در مقابل بعضی اختلالات مانند افزایش ولتاژ یا قطع شدن ناگهانی برق از خود واکنش نشان می‌دهند. حتی این امکان وجود دارد که در اثر قطع جریان برق، اطلاعات موجود در SSD با وجود آسیب ندیدن کامل آن از بین برود.

SSD

یکی دیگر از مشکلاتی که درایوهای SSD با آن مواجه هستند، محدودیت آن‌ها در چرخه‌های خوانش و نوشتن اطلاعات است. مشکلی که دیگر حافظه‌های فلش نیز با آن روبرو هستند.

با این حال، این درایوها می‌توانند چندین سال عمر کنند و لزومی‌ ‌ندارد نسبت به آن‌ها بدبین باشیم. ضمن این که تحقیقات نشان داده است نسل جدید این درایوها کمتر مستعد ابتلا به این مشکلات هستند.

علایمی که در ادامه به آن‌ها اشاره خواهیم کرد می‌تواند نشانه‌های آسیب‌دیدگی درایو SSD شما تلقی شوند.

 

نشانه‌های یک SSD در حال مرگ

در مورد دیسک‌های HDD می‌توان با شنیدن صدای ویر یا تیک‌تیک، پی به معیوب شدن آن‌ها برد. اما در مورد درایوهای SSD هیچ گونه صدایی شنیده نخواهد شد.

ارزان‌ترین و مطمئن‌ترین روش برای چک کردن وضعیت SSD نصب نرم‌افزارهای مناسب روی سیستم است. در این زمینه نرم‌افزار کریستال دیسک مارک (Crystal Disk Mark) مناسب کاربران ویندوز و نرم‌افزار اسمارت ریپورتر لایت (Smart Reporter Lite) مناسب کاربران Mac OS X است.

 

دانلود رایگان Crystal Disk Mark برای ویندوز

دانلود رایگان Smart Reporter Lite برای Mac OS X

 

نشانه‌های دیگری که حاکی از معیوب بودن یک درایو SSD است عبارت هستند از:

 

۱- خطاهای مربوط به بد بلاک (Bad Block)

بد بلاک‌ها در SSD مشابه بد سکتورهای‌ هاردهای HDD هستند. معمولا در چنین حالتی زمانی طولانی لازم است تا سیستم بتواند فایلی را خوانده یا آن را ذخیره کند. از این رو گاهی پیغام‌های خطا در این خصوص مشاهده می‌شود.

SSD errors

شایع‌ترین این بد بلاک‌ها عبارت هستند از:

امکان خوانده یا نوشته شدن فایل در هارد وجود ندارد

 (A file cannot be read or written to the hard drive)

 فایل سیستم پی‌سی شما نیاز به تعمیر دارد

(Your PC/file system needs to be repaired)

 اپلیکیشن‌های فعال آسیب دیده‌اند

(Active applications often freeze up and crash)

 خطا در هنگام انتقال فایل

(Frequent errors while moving files)

 در این مواقع سیستم در باز کردن فایل‌ها، خصوصا برنامه‌های حجیم آهسته عمل می‌کند.

در صورتی که شاهد چنین علائمی بودید، بهترین کار اجرای نرم‌افزارهای Crystal Disk Mark یا Smart Reporter Lite یا Hard Disk Sentinel است تا با کمک آن‌ها ایرادهای فیزیکی درایو خود را پیدا کنید. چنانچه مشخص شد که درایو SSD شما معیوب است از اطلاعات خود نسخه‌ی پشتیبان تهیه کرده و اقدام به خرید SSD جدید کنید.

۲- سیستم نمی‌تواند فایل را بنویسد یا بخواند

در این حالت با یکی از این دو اخطار مواجه خواهیم بود:

 سیستم در حین نوشتن اطلاعات بد‌بلاک پیدا کرده است، بنابراین اطلاعات را نمی‌خواند.

(The system detects the bad block while writing data to the drive, and thus refuses to write (data

 

 سیستم پس از نوشته شدن اطلاعات بدبلاک پیدا کرده است، بنابراین اطلاعات را نمی‌خواند.

(The system detects the bad block after the data has been written, and thus refuses to read (that data

 

مشاهده‌ی پیغام اول ربطی به خراب شدن SSD ندارد. چرا که معمولا خود سیستم این ایراد را به طور خودکار رفع می‌کند. ضمن این که خود شما هم می‌توانید با تغییر محل ذخیره‌ی فایل، کپی کردن آن در کلاود یا ری‌استارت کردن سیستم، اطلاعات را بازیابی کنید.

اما در صورت مشاهده‌ی پیغام دوم، بازیابی اطلاعات به این سادگی نیست. در این حالت شاید بتوانید با استفاده از روش‌های خاصی اطلاعات خود را از SSD آسیب دیده بازیابی کنید اما امید چندانی به این راه حل نداشته باشید! چرا که وجود بد‌بلاک پس از نوشتن اطلاعات به این معنا است که تمام اطلاعات موجود در درایو مسدود و از دست رفته است.

۳. فایل سیستم نیاز به تعمیر دارد

تا به حال با پیغام‌های خطای پاپ آپ در ویندوز یا مک سیستم خود مواجه شده‌اید؟ گاهی اوقات وجود این پیغام‌ها علت ساده‌ای مانند خاموش نکردن صحیح سیستم دارد. از طرفی این نوع پیغام می‌تواند نشان از پیشرفت بد بلاک‌ها یا مشکل در پورت اتصال SSD داشته باشد.

خوشبختانه، راه حل این مشکل آسان است. هر سه پلتفرم ویندوز، مک و لینوکس، به ابزارهایی در ساختار خود مجهز هستند که می‌توانند اختلالات فایل سیستم را تعمیر کنند. در صورت بروز خطا، هر سیستم عاملی بلافاصله مراحل اجرای راهکارهای مربوط به خود را پیشنهاد می‌دهد تا با دنبال کردن آن‌ها بتوانید فایل سیستم را تعمیر کنید.

این احتمال وجود دارد که بتوانید بعضی از اطلاعات از دست رفته را بازیابی کنید، اما چنین کاری ممکن است با مشکلاتی همراه باشد. به همین دلیل تهیه‌ی نسخه‌ی پشتیبان از اطلاعات همیشه توصیه می‌شود.

۴- کرش کردن پشت سر هم سیستم هنگام فرآیند بوت شدن

چنانچه سیستم شما در طول فرآیند بوت شدن مرتبا دچار کرش شده و تنها با ری‌استارت می‌توانید آن را بالا بیاورید، به احتمال زیاد SSD سیستم دچار مشکل شده است. این ایراد می‌تواند نشانه‌ی وجود یک بد بلاک یا از بین رفتن درایو باشد. از این رو بهترین کار این است که قبل از این که اطلاعات خود را از دست بدهید یک نسخه‌ی پشتیبان از آن‌ها تهیه کنید.

برای تست این که درایو سالم است یا نه می‌توانید یکی از برنامه‌های اشاره شده در مطلب را دانلود و اجرا کنید. پس از تهیه‌ی نسخه‌ی پشتیبان می‌توانید درایو SSD را فرمت کرده و سیستم عامل را دوباره نصب کنید.

۵- درایو شما Read-Only می‌شود

این ایراد چندان مرسوم نیست اما بعضی از کاربران با این مشکل مواجه شده‌اند. در این حالت SSD اجازه نمی‌دهد که هیچ گونه عملیات مبتنی بر نوشتن اطلاعات را انجام دهید و سیستم تنها در حالت Read-Only قرار دارد. از این رو می‌توان گفت که درایو SSD‌ شما در ظاهر از بین رفته است اما خوشبختانه امکان بازیابی اطلاعات وجود دارد.

بنابراین قبل از این که SSD معیوب را دور بیاندازید، یک‌ هارد اکسترنال یا‌هارد درایو سیستم دیگر را به سیستم فعلی متصل کنید. مطمئن شوید که سیستم توسط SSD بوت نمی‌شود.

در این حالت SSD به صورت Read-Only عمل می‌کند و می‌توان تمام اطلاعات را قبل از نابود شدن بازیابی کرد.

منبع makeuseof

 

0

چه مقدار رم نیاز داریم و آیا نیازی به ارتقای حافظه رم وجود دارد؟ (قسمت اول)

حافضه‌ی رم یکی از تاثیرگذارترین اجزا در سرعت و پاسخ‌دهی مناسب سیستم‌های کامپیوتری است. این حافظه‌ی پر سرعت و پرکاربرد، در انواع گوناگونی با ظرفیت‌، فرکانس و معماری‌های مختلف در بازار وجود دارد. امروز قصد داریم به بررسی دقیق این قطعه و تعیین میزان رم مناسب برای سیستم‌های مختلف بپردازیم.

چه قصدش را داشته باشیم و چه نداشته باشیم، همه‌ی ما می‌دانیم که به روز کردن سیستم‌های قدیمی ارزشش را دارد. یکی از مهم‌ترین قطعات سیستم‌های کامپیوتری رم است و سوالی که بسیاری از کاربران از خود می‌پرسند این است که چه مقدار رم برای سیستم آن‌ها کافی است و آیا باید رم سیستم خود را تعویض کنند یا نه. امروز قصد داریم در کنار بررسی دقیق حافظه‌ی رم، به این سوالات نیز جواب بدهیم.

با نگاهی به ۲۰ سال گذشته، از مشاهده‌ی روند پیشرفت تکنولوژی به وجد خواهید آمد. سال‌ها و دهه‌ها است که راهنماهایی در مورد حافظه‌ی رم تالیف و منتشر می‌شود. دو یا سه دهه پیش، تاکید بسیاری بر روی پیاده‌سازی تکنیکی هر نوع استاندارد رم وجود داشت. DDR ،PDRAMها، SDRAMها، رم‌های Fast Page و رم‌های EDO تنها گوشه‌ای از انواع حافظه‌های رم موجود در آن زمان هستند. در آن زمان، ارزشمند و به صرفه بودن بروزرسانی رم سیستم به این بستگی داشت که از چه نوع رمی استفاده می‌کنید. امروزه همه چیز تغییر کرده و بهتر است بگوییم ساده‌تر شده است. تعداد بسیار کمی از شما کاربران زومیت ممکن است هنوز از رم‌های DDR2 که بر روی سیستم‌های سال۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ موجود بودند استفاده کنید. اغلب کاربران امروزه از رم‌های DDR3 استفاد می‌کنند، بنابراین تمرکز ما در این مطلب بر روی حافظه‌های رم‌ DDR3 است.

 

چه مقدار حافظه‌ی رم نیاز داریم؟

این که بر روی یک سیستم به چه مقدار حافظه‌ی رم نیاز دارید، بستگی به این دارد که بخواهید با آن سیستم چه کاری انجام دهید، چه مدت آن را نگه دارید و پس از چه مدت زمانی قصد داشته باشید آن را به روز کنید. مورد آخر بسیار مهم است، زیرا در بسیاری از لپتاپ‌های بالارده، قابلیت بسیار مهم تعویض رم توسط کاربر حذف شده است تا از ضخامت سیستم کاسته شده و مقداری باریک‌تر شود. افزودن حافظه‌ی رم اضافی به یک لپتاپ، موجب افزایش مصرف انرژی آن می‌شود، افزایشی که هرچند بسیار اندک است، اما قابل اندازه‌گیری است. به دلیل کوچک بودن این انرژی، معمولا هیچ مشکلی برای کاربرانی که حافظه‌ی رم سیستم خود را افزایش می‌دهند به وجود نمی‌آید. مقدار رم اندکی بیشتر از نیاز، بسیار بهتر از اندکی کمتر از نیاز است، زیرا اگرچه هرقدر حافظه‌ی رم شما کمتر باشد انرژی کمتری مصرف می‌کنید، اما از سویی دیگر مقدار بیشتری انرژی را به دلیل کمبود فضای رم و مراجعه به حافظه‌ی ذخیره‌سازی سیستم از دست خواهید داد.

مدل‌های پایه‌ی مک‌بوک‌های اپل از ۴ گیگابایت حافظه‌ی رم بهره می‌برند، اما حافظه‌ی رم بیشتر مدل‌های دل، اچ‌پی و سایر سازندگان، ۸ گیگابایت و بیشتر است و این جای خوشحالی دارد. البته این بدان معنا نیست که نمی‌توان از ۴ گیگابایت رم در این سیستم‌ها استفاده کرد، اما ۸ گیگابایت رم برای کارکرد روان و بدون مشکل سیستم بهتر است.

Macbook

شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد اپلیکیشن‌های دسکتاپ جدید، نرخ اشغال رم بسیار بیشتری دارند. مثلا از دهه‌ی ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰، میزان حافظه‌ی رم اشغال شده توسط برنامه‌ی فتوشاپ از ۲ مگابایت به بیش از ۶۴ مگابایت رسیده است. از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۶ هم این میزان تقریبا ۳۲ برابر شده و به حدود ۲ گیگابایت رسیده است.

امروزه یک سیستم ارزان و معمولی می‌تواند با ۴ گیگابایت رم کار کند. ۸ گیگابایت برای انجام اغلب کارهای عادی و اجرای برنامه‌های معمولی کافی است و ۱۶ گیگابایت می‌تواند فضای کافی مورد نیاز برای انجام کارهای مختلف در آینده را برای شما فراهم کند. بیش از ۱۶ گیگابایت حافظه‌ی رم برای یک سیستم بیهوده است، مگر این که بخواهید چندین برنامه‌ی بسیار سنگین را همزمان با هم باز نگه داشته یا از سیستم خود برای کار بسیار سنگینی همانند ویرایش حرفه‌ای ویدیوهای 4K استفاده کنید. هرآنچه در این قسمت در مورد لپتاپ‌ها گفته شد، برای رایانه‌های دسکتاپ‌ نیز صدق می‌کند.

 

DDR3 یا DDR4؟

هنوز هم اغلب سیستم‌هایی که در بازار به فروش می‌رسند دارای رم DDR3‌ هستند، اما مدتی است که DDR4 به آرامی گسترش پیدا کرده و قصد دارد جایگاه DDR3 در بازار را از آن خود کند. اگر در حال آماده کردن بودجه برای بستن یک سیستم جدید هستید و دلیل خاصی برای استفاده از رم DDR3 ندارید، اکیدا توصیه می‌کنیم که به فکر خرید یک رم DDR4 هم باشید و قطعاتی بخرید که با رم DDR4 سازگار باشند.

اگر سیستم کنونی شما از رم DDR3 بهره می‌برد، خرید یک رم DDR4 همواره درست نخواهد بود، مگر این که بقیه‌ی اجزای سیستم شما نیز با رم DDR4‌سازگاری داشته باشند. در گذشته، کامپیوتری که از حافظه‌های رم PC133 SDRAM بهره می‌برد، در تمام شرایط و به خصوص در سرعت‌های کلاک بالا، نسبت به کامپیوترهای بهره‌مند از رم DDR به طرز قابل توجهی کندتر بود. همین شرایط در مورد DDR3 و DDR4 برقرار است و ممکن است موجب شود به فکر تعویض رم DDR3 خود بیفتید. دلیل تاکید ما بر خرید رم DDR4، سازگاری آن با سخت‌افزارهای آینده است. در مورد قیمت‌گذاری این نوع حافظه‌های رم و عملکردشان در بخش‌های بعد توضیح خواهیم داد.

 

آیا رم سریع‌تر موجب افزایش سرعت عملکرد سیستم می‌شود؟

پاسخ کوتاه: گاهی اوقات، اما نه همیشه.

پاسخ متوسط: این مسئله به سایر اجزای تشکیل دهنده‌ی سیستم، حجم کار مورد نظر و استفاده یا عدم استفاده‌ی شما از گرافیک مجتمع بستگی دارد. 

پاسخ کامل: عملکرد حافظه‌ی رم توسط دو عامل سرعت کلاک و تاخیر دسترسی کنترل می‌شود. تاخیر دسترسی با روندی بسیار آهسته‌تر از نرخ کلاک کاهش می‌یابد. در شکل زیر مشاهده می‌کنید که زمان چرخه‌ی سلول حافظه‌ی رم PC100 تقریبا معادل با DDR4-2133 است. چرخه‌های زمانی DDR4 با DDR3-2133 یکسان نیست، مگر آن که از DDR4-4266 استفاده کنید.

DDR3 and DDR4 RAM

در سال‌های اخیر به لطف برخی فاکتورهای مهم، تاخیر دسترسی رم نسبتا کم‌ اهمیت شده است. در گذشته زمانی که کش‌های L2 کم حجم‌تر بودند، کنترلرهای حافظه بیرون پردازنده کار گذاشته شده و بر حسب مضربی از سرعت پردازنده کلاک می‌شدند و چیزی به نام کش L3 وجود نداشت. به دلیل دور بودن از پردازنده، در آن زمان، تاخیر دسترسی حافظه‌های رم تاثیر بسزایی در عملکرد سیستم داشت. اکنون با پیشرفت فناوری، پردازنده‌هایی ساخته می‌شوند که به ازای هر هسته، بین ۰.۵ تا ۱ مگابایت حافظه‌ی کش L2 و حدودا ۱.۵ تا ۲ مگابایت کش L3 دارند. حالا دیگر حجم حافظه‌های کش افزایش یافته و بر تعداد لایه‌های آنها نیز افزوده شده است، بنابراین نیاز چندانی به مراجعه به رم نیست. کنترلرهای حافظه نیز درون پردازنده قرار گرفته و پا به پای سرعت پردازنده کار می‌کنند. بنابراین حالا دیگر تاخیر دسترسی رم به اندازه‌ی گذشته در محدود کردن عملکرد سیستم نقش ندارد و حافظه‌های کش بزرگ، تاثیر منفی تاخیر دسترسی رم بر روی عملکرد سیستم را کاهش می‌دهند.

همان‌طور که برای پهنای باند خالص حافظه داشتیم، اینجا هم کش‌های حجیم و بزرگی که تاثیر منفی تاخیر دسترسی رم را کمرنگ می‌کردند، در اغلب اپلیکیشن‌ها تاثیر منفی محدودیت پهنای باند رم را نیز جبران می‌کنند، چرا که برخی برنامه‌ها برای اجرا به انتقال داده‌های زیادی نیاز دارند و در این موارد ممکن است پهنای باند محدود رم موجب کند شدن سیستم شود، اما کش‌های بزرگ این ضربه را جبران می‌کنند. البته این گروه، برنامه‌های کمی را شامل می‌شود و  اغلب برنامه‌های دسکتاپ هم بیشتر به تاخیر حساس هستند، نه به محدودیت پهنای باند.

 

تنها یک استثنای بزرگ برای این قانون وجود دارد: عملکرد گرافیک مجتمع.

گرافیک‌های مجتمع ساخته شده توسط اینتل و AMD، هر دو از سرعت بالای رم به نفع خود استفاده می‌کنند، اما بد نیست بدانید که سهم AMD از این منافع بیشتر است. این موضوع برای هر APU حداقل سه گانه تایید شده است و برای سخت‌افزارهای بنا شده بر پایه‌ی DDR4 هم کاملا صادق است. ظهور HBM2 در APU ها روزی منجر به باز شدن کامل پهنای باند خواهد شد. تنها تا آن زمان است که پهنای باند گرافیک‌های مجتمع تا حدودی محدود خواهد بود.

 

تاثیر رم در بازی‌های سنگین چیست؟

شاید تاکنون فکر می‌کردید که تاثیر سرعت حافظه‌ی رم تنها اندکی در اجرای روان بازی‌ها موثر است، و این قدرت و معماری پیشرفته‌ی GPU است که بیشترین تاثیر را بر روی اجرای روان بازی‌های سنگین دارد. اما اخیرا بررسی دقیقی توسط Digital Foundry انجام شده است که خلاف این را ثابت می‌کند. آن‌ها شماری از سنگین‌ترین بازی‌های روز را با رزولوشن فول اچ‌دی بر روی سیستمی که دارای یک پردازنده‌ی core i5 6500K و کارت گرافیک فوق‌العاده قدرتمند GTX Titan X بود اجرا کردند تا تاثیر اورکلاک کردن رم DDR4 و سرعت کلاک‌های بالاتر را بسنجند. آنچه که در شکل زیر مشاهده می‌کنید، نموداری است که نشانگر نتیجه‌ی اورکلاک کردن رم از فرکانس ۲۱۳۳ مگاهرتز به ۳۰۶۶ یا ۳۲۰۰ مگاهرتز است. این دو سرعت کلاک، همواره بهترین عملکرد را از خود نشان داده‌اند، اما در اجرای برخی از این بازی‌ها مشاهده شد که بهترین بازدهی در فرکانس ۳۰۶۶ مگاهرتز به دست آمده و با افزایش فرکانس به ۳۲۰۰ مگاهرتز، بازدهی کاهش پیدا کرد. البته تاکید می‌کنیم که همه‌ی عناوین این گونه نبودند و با افزایش فرکانس، عملکرد سیستم در اجرای سایر بازی‌ها بهبود یافت.

RAM Frequency Effect In Games

داده‌های به دست آمده از نمودار بالا محدود هستند، اما با مطالعه‌ی دقیق آن‌ها می‌توان به چند روند عمومی جالب پی برد. نخست این که مینیمم نرخ فریم، رشد بیشتری را نسبت به متوسط نرخ فریم شاهد بوده بوده است. دوم این که بازدهی‌های هر عنوان مخصوص خودش هستند. در حالی که GTA V،Far Cry 4 و The Witcher 3 نرخ رشد بالای ۱۵ درصد یا نزدیک به آن دارند، Assassin’s Creed Unity حدود ۱۵ درصد در مینیمم، و تنها ۶ درصد در متوسط نرخ فریم رشد کرده است. تیم Digital Foundry تایید کرده است که هنگام استفاده از یک رم DDR3 سریع و کارت گرافیک GTX 970 در اجرای بازی Fallout 4 نیز نتایج مشابهی را کسب کرده است. در شکل زیر مشاهده می‌کنید که پس از تغییر فرکانس رم از ۱۶۰۰ به ۲۴۰۰ مگاهرتز، نرخ فریم این بازی به طرز محسوسی از ۵۰ فریم به ۵۸ فریم بر ثانیه تغییر پیدا کرده است.

FallOut 4

بازی‌های مبتنی بر موتور بازی Gamebryo معمولا بیش از میزان مورد انتظار شما به افزایش پهنای باند رم عکس العمل مثبت نشان می‌دهند. این حقیقت را به وضوح در بازی Fallout 4 دیدیم.

وبسایت TechSpot در بررسی‌های خود اعلام کرده است که در استفاده از DDR3های سریع، چیپ‌های اینتل، بیش از چیپ‌های ای‌ام‌دی افزایش بازدهی را تجربه می‌کنند. کش L3 پردازنده‌ی FX-8350 کمپانی AMD‌ و کنترلر حافظه‌ی مجتمع آن بر روی فرکانس ۳.۲ گیگاهرتز کلاک شده‌اند، اما این پردازنده مشکلات ناشی از تاخیر دسترسی دارد که تاثیرات مثبت استفاده از یک رم سریع‌تر را کم می‌کنند.

با افزایش ۵۰ درصدی فرکانس رم DDR3، باز هم بهره‌ی بازی‌های دیگر به جز Fallout 4 چندان زیاد نیست. سال‌ها همگان بر این باور بودند که اگر یک رم، حداقل فرکانس مورد نیاز برای اجرای یک بازی را داشته باشد (امروزه تقریبا همه‌ی حافظه‌های رم این میزان فرکانس را دارند)، فرکانس بالاتر رم برای اجرای روان بازی چندان ضروری نیست.

در مورد نتایج بررسی Digital Foundry می‌توان گفت که ممکن است این ضربه‌ها و تاثیرات منفی، ناشی از موتورهای بازی جدید باشند، یا شاید هم کارت گرافیک GTX Titan X آن‌قدر قوی است که توانسته است این اختلالات و تاثیرات را نشان دهد، کاری که سایر کارت‌های گرافیک قادر به انجام آن نبوده‌اند. حتی می‌توان گفت که انتخاب رزولوشن فول‌اچ‌دی یا استفاده از FCAT به جای FRAPS نیز در این نتیجه تاثیر داشته است.

اگر بخواهید در فرکانس‌های کلاک بالا با رم خود کار کنید، درصورتی که رم شما DDR3 با فرکانس ۱۶۰۰ مگاهرتز یا DDR4 با فرکانس ۲۱۳۳ مگاهرتز باشد، احتمالا نیاز چندانی به مراجعه به بخش «توصیه های سازنده» در دفترچه‌ی راهنمای مادربورد خود نخواهید داشت. اما ما تاکید می‌کنیم که اگر قصد خرید رم دارید، حتما کمی وقت بگذارید و با دقت توصیه‌های فروشنده یا سازنده‌ی مادربورد خود را در مورد نوع رم مناسبی که برای استفاده در سیستم به شما پیشنهاد داده‌اند مطالعه کنید.

به خاطر داشته باشید که استفاده از رم در فرکانس‌های بالا، در تضاد با استفاده از رم با حجم بالا است. DIMMهای یک طرفه به دلیل تحمل فرکانس‌های بالا و داشتن تاخیر‌های کم، بهتر از نمونه‌های دوطرفه هستند. شما معمولا نیازی به استفاده از بیش از یک DIMM در هر کانال ندارید، مگر آن که فروشنده یا سازنده ی مادربوردتان در این مورد، توصیه‌ی دیگری به شما کرده باشد. فراموش نکنید که هنگام خرید رم، اگر از این گام مهم یعنی مطالعه و بررسی سیستم به منظور شناخت آن به سادگی عبور کنید، ممکن است رمی بخرید که یا از تمام پتانسیل و توانایی خود برای انجام کار شما استفاده نکرده و پس‌اندازهای شما را هدر داده است، یا رمی می‌خرید که توانایی‌هایی کمتر از میزان مورد نظر شما داشته و سرعت شما را در انجام کارهایتان کم می‌کند.

در قسمت بعدی این مقاله به بررسی فرکانس‌های مختلف حافظه‌های رم، لزوم به روز کردن رم و قیمت انواع آن می‌پردازیم.

منبع extremetech

 

0

خیلی مواقع دیدم که دوستان و آشنایانم نمی دونن که فلش مموری یا حالا کابل شارژر usb رو به کدوم پورت USB باید وصل کنن ، پورت USB پشت کامپیوتر یا پورت USB جلوی کیس . خیلی ها هم نمی دونن که تفاوت پورت USB پشت کامپیوتر با پورت USB جلوی کیس دقیقا تو چیه ؟ تفاوت عجیب و غریبی نداره و خیلی ها هم می دونن و من هم برای اون دسته از افراد که به هر دلیلی نمی دونن در ادامه توضیح میدم .

پورت USB پشت کامپیوتر

 

قبل از اینکه بحث رو باز کنم لازمه بدونید که قبلا در پست ” پورت USB جلوی کیس کامپیوتر را چگونه به مادربورد وصل کنیم ؟ ” گفتم که پورت USB جلوی کیس با یک کابل که 4 تا سیم داره به مادربورد وصل میشه . تفاوت از همین جا شروع میشه . حالا چرا ؟

■ نظریه اول :

نظریه اول میگه خیلی ها وقتی کامپیوتر می خرن اصلا نمی دونن که پورت USB جلوی کیس باید از طریق سیم به مادربورد وصل بشه و تصور میکنن اگه فلش بزنن باید کار کنه ، فلش رو می زنن و می بینن که هیشکی تو فلش نیست . این مسئله یکی از دلایل بدبینی بعضی افراد به پورت جلوی کیس کامپیوتر بوده و هست .

■ نظریه دوم :

این نظریه میگه خیلی از افراد می دونن که پورت USB جلوی کیس رو باید با سیم بزنن اما نمی دونن که دقیقا چجوری این حس قشنگ مهندسی رو پیاده سازی کنن ؟ واسه همین خودشون دست به کار میشن و سیم ها رو همینجوری هردم بیل هردم کلنگ وصل میکنن به مادربورد بعد که فلش رو میزنن و میسوزه 1 درصد هم بلانسبت به ندونم کاری خودشون ربطش نمیدن ، همه تقصیرها رو میندازن گردن کامپیوتر بینوا ، اینجوری میشه که پورت USB جلوی کیس کامپیوتر در قیاس با پورت USB پشت کامپیوتر مجددا اعتبار خودش رو از دست میده .

■ نظریه سوم :

این نظریه کاملا منطقی و بر اساس اتفاقات فیزیک و الکترونیک هست . ببینید وقتی پای کانکتور و سیم میاد وسط یک سری ضرایب خطا و این جور مسائل خود بخود همراه قضیس . معمولا سیم پورت USB جلوی کیس یک سیم بلند و تو هم گره زده شدس ( همیشه اینجوری نیست اما هست ) این سیم به عنوان واسط بین مادربورد و پورت جلو به حساب میاد . در صورتی که پورت USB پشت کامپیوتر بدون هیچ گونه واسط به مادربورد وصل میشه و قبلا توسط شرکت سازنده 50 بار تست شده و سازگاری کامل با چیپ کنترل کننده پورت های USB پشت کامپیوتر داره .

پنل پورت usb 3.0 جلوی کیس کامپیوتر

پنل پورت usb 3.0 جلوی کیس کامپیوتر

اون سیمه واسط در برخی موارد قطع میشه ، خوب جا نمیره ، باعث اتلاف توان و جریان در مسیر انتقال اطلاعات از USB به مادربورد یا بالعکس میشه و در برخی موارد باعث اتش سوزی و سوختن فلش و حتی مادربورد هم شده . خب اطلاعات کامپیوتری به صورت دیتا ( 0 و 1 ) هست و اگه نویزی این وسط بیفته ، شبکه انتقال دچار اختلال میشه . پین های سیم پورت USB جلوی کیس قابلیت سولفاته زدن و اتصال کوتاه به هم رو دارن . اینجوری میشه که 50 تا عیب عجیب و غریب می تونه روی پورت جلو بیفته اما در پورت USB پشت کامپیوتر خبری از این حرفا نیست .

در مواردی که همچین کم هم نیست ، ولتاژ پورت جلو از ولتاژ پورت USB پشت کامپیوتر کمتره ( به دلیل وجود همون سیمه و اتلاف بخشی از توان سیگنال ) و شاید دلیل کار نکردن بعضی دستگاه ها با پورت جلو و در عوض کار کردن مثل بچه آدم با پورت USB پشت کامپیوتر همین مسئله باشه . دستگاه هایی مثل هارد اکسترنال و دی وی دی رایتر اکسترنال از اون دسته وسایل هستن . قبلا در مورد مشکل برق رسانی در این دستگاه ها و در قالب پست ” چرا DVD Writer و هارد دیسک اکسترنال دو سیم USB دارند ؟ ” مفصل توضیح دادم .

امیدوارم الان دیگه بدونید که تفاوت این دو پورت در چیه .

دوستان و همراهان دوست داشتنی علم فردا بهترین راه برای قدردانی از انگشتان پرتوان و همینطور کیبورد زبون بسته من اینه که علم فردا رو به اطرافیانتون معرفی کنید .

منبع : علم فردا 

0

هارد دیسک اکسترنال دو عدد سیم USB داره . دی وی دی رایتر اکسترنال هم همینطور ، دو تا کانکتور یا سیم USB داره . خیلی ها واسشون سوال شده که اولا چرا دوتا سیم USB باید داشته باشه و ثانیا کدومشون رو باید به پورت USB وصل کنن .

انسان برای زنده موندن و بقا به اکسیژن و به تبع اون به جریان خون نیاز داره ، هر وسیله الکترونیکی هم برای زنده موندن و عملکرد صحیح به جریان الکتریکی نیاز داره . DVD Writer و هارد دیسک اکسترنال هم از این قاعده مستثنا نیستن . جریان الکتریکی و ولتاژ دو فاکتور مهم در مدارات الکتریکی هستند که بدون وجود اینها اصلا الکترونیک بی معنی است .

پورت USB ولتاژ ثابت 5 ولت داره با جریان های مختلف که این عبارت “مختلف” بستگی به دستگاه وصل شده به پورت USB داره . هر دستگاهی که با پورت USB کار میکنه ( مثل فلش مموری ، رم ریدر و … ) جریان مشخص و متفاوتی رو از پورت USB میکشه . مثلا شاید یک فلش مموری 50 میلی آمپر بکشه و یک رم ریدر 100 میلی آمپر .

جریان الکتریکی مصرفی هارد دیسک اکسترنال

هارد دیسک اکسترنال و DVD Writer  هر دو ، ساختاری مکانیکی دارن . هر دو دارای موتور هستن .موتور در DVD Writer وظیفه چرخوندن DVD و یا CD رو داره تا با حرکت خطی لنز ( اپتیک ) ، دستگاه به تمام نقاط روی DVD دسترسی داشته باشه . هارد دیسک اکسترنال نیز همین ساختار رو داره . یک Platter  شروع به چرخش میکنه و یک جسم سوزنی هم باید به صورت خطی روی این Platter  حرکت کنه تا به اطلاعات دسترسی داشته باشیم . اصولا حرکات مکانیکی که با برق راه اندازی میشن در مقایسه با دستگاه تمام الکترونیکی ، جریان بیشتری میکشن . چون حرکت یک جسم مکانیکی ( مثلا داخل هارد یا DVD WR ) با روشن و خاموش شدن قطعات الکترونیکی ( مثلا داخل یک آی سی ) خیلی خیلی فرق داره .

جریان مصرفی هارد دیسک اکسترنال حدود 500 میلی آمپر به بالا هست . این در حالیه که پورت USB معمولی حدود 100 تا 500 میلی آمپر ( ماکزیمم ) می تونه جریان بده .

پس تا اینجا متوجه شدید که راه اندازی یک حرکت مکانیکی توسط برق ، نیاز به جریان بالایی داره .

پورت های USB که روی کامپیوتر و لپ تاپ وجود داره ، برای جریان دهی نیست ، اغلب برای نقل و انتقال اطلاعات هست . هر چند جدیدا پورت هایی مخصوص شارژ طراحی کردن که وظیفشون فقط شارژ دستگاه های USB است . با این وجود وقتی شما هارد دیسک اکسترنال رو به پورت USB وصل میکنید ، جریانی که نیازه تا هارد دیسک اکسترنال به درستی کار کنه برقرار نمیشه . به همین منظور یک سیم USB برای انتقال دیتا و دریافت توان الکتریکی از پورت USB و یک سیم USB دیگه صرفا برای دریافت توان یا همون جریان الکتریکی از پورت USB طراحی میکنن . در این حالت اگه سیم USB اول ، نتونست توان لازم رو دریافت کنه ، مجبورید که سیم USB دوم رو هم به یکی دیگه از پورت های USB وصل کنید .

 

سیم USB هارد دیسک اکسترنال

سیم USB هارد دیسک اکسترنال

 

اتصال DVD Wr اکسترنال به لپ تاپ

اتصال DVD Wr اکسترنال به لپ تاپ

 

مشکلات رایج اتصال هارد دیسک اکسترنال و DVD WR به کامپیوتر با یک سیم USB

خب مسلما وقتی توان کافی به یک دستگاه الکترونیکی – مکانیکی نرسه ، یه بخشی از اون از کار میفته .

■ عدم شناسایی هارد دیسک اکسترنال و DVD Writer توسط کامپیوتر و لپ تاپ

■ قطع شدن ناگهانی هارد دیسک اکسترنال حین انتقال اطلاعات

■ عدم شناسایی DVD و CD توسط دی وی دی رایتر و نهایتا کامپیوتر و لپ تاپ

■ قطع و وصل شدن DVD رایتر به صورت پی در پی ( به این شکل که DVD رایتر شناسایی میشه و فایل رو هم پخش میکنه اما یکدفعه قطع میشه و مجدد شناسایی میشه ، این عمل پشت سر هم تکرار میشه ) .

در بسیاری از موارد اگر اون یکی سیم usb رو هم بزنید ، این مشکلات رو نخواهید داشت .

منبع : علم فردا

 

0

 

چگونه مشکل رایت پروتکت را در فلش درایو‌ها از بین ببریم؟

شاید یک فلش درایو USB در اختیار دارید، اما چون نمی‌توانید هیچ اطلاعاتی بر روی آن بریزید، فلش خود را بدون استفاده رها کرده‌اید. به احتمال زیاد فلش درایو شما write protected است، به این معنی که اجازه فرمت اطلاعات یا اضافه کردن اطلاعات را به شما نمی‌دهد. اما راه حل این مشکل چیست؟در این مطلب به صورت ریشه‌ای این مشکل را بررسی خواهیم کرد.

در ابتدا باید مطمئن شوید مشکل فلش شما رایت پروتکتت است. آیا مطمئن هستید که پورت USB سالم است؟ یا مطمئنید که فلش خراب نشده؟ پس از اینکه مطمئن شدید مشکل از جانب فلش یا پورت کامیپوتر نیست، در  ابتدا باید دید که می‌توان وضعیت رایت پروتکتت فلش را حذف کرد یا خیر. بنابراین در اولین اقدام با استفاده از ابزار تحت خط فرمان Diskpart اقدام به حذف پروتکتت فلش خواهیم کرد.

 

حذف رایت پروتکتت به واسطه ابزار Diskpart

بر روی منوی Start ویندوز خود کلیک کنید و کلمه cmd را در بخش جستجوی برنامه‌ها و فایل‌ها تایپ کنید. در بالای منو استارت، cmd را خواهید دید. سپس با کلیک راست بر روی آن Run as Administrator را انتخاب کنید (همچون شکل زیر).

open-cmd-as-administrator

اکنون شما باید ابزار خط فرمان که ظاهری شبیه به شکل زیر دارد را ببیند.

command-line-utility

دستور DISKPART را وارد کنید و اینتر را فشار دهید. در‌واقع Diskpart یک ابزار پارتیشن‌بندی است که در درون ویندوز وجود دارد  و از طریق دستور‌های خط فرمان قابل فراخوانی است. با کمک این ابزار خواهید توانست متغیر‌های درایو USB خود را تغییر دهید.

diskpart

اکنون LIST DISK را تایپ کنید و دکمه اینتر را فشار دهید. شما لیستی از دیسک‌ها را همچون شکل زیر مشاهده خواهید کرد. دو دیسک در دسترس خواهد بود: حافظه هارد دیسک (HDD) با نام Disk 0، و فلش درایو USB با نام Disk 1. مقدار حافظه Disk 1 بسیار کمتر از Disk 2 است (۷۴۴۱ مگ در مقابل ۲۹۸ گیگ)، به همین دلیل متوجه می‌شویم که Disk 1 نشان‌دهنده فلش درایو و Disk 2 حافظه سیستم را نشان می‌دهد. از این قسمت به بعد باید بسیار دقت کنید، زیرا نباید کار خود را با یک دیسک اشتباه شروع کنید.

completed-diskpart-remove-readonly

در این زمان که مشخص شده فلش درایو ما Disk 1 است باید عبارت SELECT DISK 1 را بنویسیم و اِنتر کنیم. در پاسخ به شما گفته خواهد شد که دیسک مورد نظر (Disk 1) انتخاب شده است. اکنون ATTRIBUTES DISK را تایپ کنید تا ابزار DISKPART همه چیز‌هایی که در مورد فلش درایو می‌داند را به شما بگوید. مهمترین  جوابی که دریافت می‌کنید، خط اولی است که گفته شده Current Read-only State: Yes، از این طریق متوجه می‌شویم که فلش درایو رایت پروتکتت است.

برای حذف کردن ویژگی رایت پروتکتت با استفاده از این ابزار خط فرمان، دستور ATTRIBUTES DISK CLEAR READONLY  را تایپ و سپس اِنتر کنید. اگر رفع شدن مشکل رایت پروتکتت موفقیت آمیز بود با نوشته Disk attributes cleared successfully مواجه خواهید شد.

به منظور بررسی و آزمایش موفقیت آمیز بودن حذف رایت پروتکتت، یک فایل کوچک را بر روی فلش کپی کنید، اگر کپی شد که عالی است، اما اگر هنوز پیغام خطای write-protect را دریافت می‌کنید وقت آن است تا راه بهتری را امتحان کنیم.

فرمت دیسک

kingston-dt101-8gb-usb-flash-drive

قبل از شروع هر آزمایش فرمت دیسک، در وهله اول مطمئن شوید که با ابزار تحت خط فرمان Diskpart برای از بین بردن رایت پروتکتت اقدام کرده باشید. پس از آن اگر فلش وارد سیستم شده، آن را جدا کنید و دوباره به سیستم متصل کنید، با این کار کامپیوتر آخرین تغییرات انجام شده را خواهد خواند. اگر فلش را قطع و وصل نکنید گاهی اوقات باعث عدم توانایی ویندوز در خواندن درایو می‌شود.

در ابتدا سعی کردیم فلش USB را با استفاده از ابزار Diskpart قابل نوشتن/فرمت کردن کنیم اما این ابزار نتوانست رایت پروتکتت موجود بر روی فلش درایو را از بین ببرد. اکنون می‌بایست با استفاده ابزار‌های فرمت کننده دیسک، فلش را به کلی فرمت کنیم.

در نظر داشته باشید که در اینجا ما فقط در مورد ابزار‌های فرمت کننده‌ای صحبت کردیم که به منظور فرمت کردن حافظه‌ها استفاده می‌شوند و به صورت تخصصی در مورد  ابزاری که شرکت توسعه‌دهنده فلش برای فرمت کردن آماده کرده در بخش بعد توضیح خواهیم داد. ممکن است برنامه‌های فرمت‌کننده متفرقه بر روی فلش شما کارساز باشند.

 

ابزار‌های فرمت USB

ابزار تعمیر شرکت Apacer

برنامه Apacer USB 3.0 Repair دارای دو عملکرد است، فرمت کردن و ریستور.

apacer-usb-format

همانطور که اطلاع دارید، فرمت به معنی حذف حافظه USB و ریستور به معنی بازگردانی حافظه فلش است. در‌ واقع فلش USB شما از یک فرمت ریشه‌ای دوباره به حالت اول خود بازگردانده (Restore) می‌شود. با انجام این دو اقدام حافظه  فلش شما به صورت کلی حذف خواهد شد و دوباره به حالت اول کارخانه برخواهد گشت.

apacer-usb-format-restore

 

apacer-usb-format-success

البته ممکن است حتی فرمت کردن فلش نیز تاثیری در حل مشکل نداشته باشد و وضعیت رایت پروتکتت دست نخورده باقی‌ بماند. اگر هیچکدام از این کار‌ها بر روی فلش Apacer شما موفق نبود تا رایت پروتکتت را حذف کند، لازم است تا با استفاده از گارانتی این فلش را تعویض کنید تا شاید در کارخانه بتوان دوباره این فلش را بازیابی کرد.

 

ابزار فرمت Kingston

همین که نرم‌افزار شروع به کار کند درایو فلش و فایل سیستم آن را شناسایی خواهد کرد.

kingston-usb-format-utility

بسیار سریع این ابزار کار خود را به سرانجام می‌رساند، اما ممکن است هنوز فلش درایو شما رایت پروتکتت بماند. اگر دستگاه مورد تست یکی از محصولات شرکت کینگستون است باشد احتمال موفقیت آمیز بودن اینکار بسیار بیشتر خواهد بود.

این شیوه در ویندوز ۷ و بر روی حافظه‌های فلش کینگ‌استون بهترین نتیجه را می‌دهد.

 

جمع‌بندی

این دو برنامه تنها ابزار‌هایی هستند که می‌توانند برای آزمایش فرمت حافظه فلش به کار روند. بنابراین احتمال اینکه در رفع این مشکل موفق شوید بسیار زیاد است. راه حل دیگر می‌تواند مراجعه به سایت سازنده فلش درایو باشد. شاید در سایت سازنده روشی برای تعمیر فلش گفته شده باشد. اما اگر باز هم به نتیجه‌ای نرسیدید و فلش شما هنوز بلااستفاده است، همانطور که پیش‌تر گفته شد باید با استفاده از گارانتی فلش خود را با یک فلش جدید تعویض کنید.

اگر شما راه دیگری برای فرمت کردن فلش درایو write protected می‌شناسید که بتواند ویژگی رایت‌پروتکشن فلش را از بین ببرد، در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

 

 

 

0

پردازنده ها چطور از چند هسته استفاده می‌کنند؟

اکثر پردازنده‌های امروزی از آن‌هایی که در کامپیوترهای شخصی مورد استفاده قرار می‌گیرند تا پردازنده‌‌ی گوشی‌های هوشمند بیش از یک هسته دارند. اما هسته‌ در پردازنده‌ها به چه معنی است و تعداد هسته‌های بیشتر در یک پردازنده چه تاثیری در کارایی سیستم دارد؟

پردازنده ۲ هسته‌ای، ۴ هسته‌ای، ۶ هسته‌ای یا حتی پردازنده با هسته‌های بیشتر در بازار یافت می‌شوند. در بسیاری از کامپیوترها و حتی ابزارهای موبایل، تعداد هسته‌های بیشتر، به یک عامل مهم در فروش محصولات تبدیل شده است و کاربران ترجیح می‌دهند تا دستگاهی را تهیه کنند که به پردازنده با هسته‌های بیشتر مجهز شده باشد. در نگاه کلی، تعداد هسته‌های بیشتر به معنی قدرت پردازش بالاتر است. هرچند این عبارت همیشه صادق نیست، اما در معماری و طراحی یکسان، هر چه تعداد هسته‌ها افزایش یابد، قدرت پردازشِ پردازنده بیشتر می‌شود.

پردازنده‌ی مرکزی یا CPU وظیفه‌ی محاسبه‌ی دستورات را برعهده دارد. هر CPU می‌تواند بصورت همزمان یک تسک یا کار را پردازش کند. در قدیم کامپیوترهایی که نیاز به قدرت پردازش بالاتر داشتند از چند CPU بر روی یک مادربرد بهره می‌برند. در این حالت، مصرف انرژی افزایش می‌یافت و ارتباط بین  ‌CPUها با تاخیر قابل ملاحظه‌ای انجام می‌شد. همچنین برای آنکه پردازنده‌های مختلف بتوانند به حافظه‌ی رم و دیگر اجزاء سخت‌افزاری بصورت مشترک دسترسی داشته باشند، به قطعات بیشتر از آنچه در مادربردهای معمولی استفاده می‌شد، نیاز خواهیم داشت که خود باعث افزایش هزینه مادربردها می‌شد.

در همین راستا تولیدکنندگان پردازنده به فکر ساخت CPUهایی افتادند که به چند هسته مجهز باشند تا هر کدام بتوانند نقش یک CPU مستقل را ایفا کرده و یک تسک را پردازش کنند. به عنوان مثال تصور کنید که قرار است عملیات ریاضی زیر توسط یک پردازنده‌ی تک هسته محاسبه شود:

2x20x60x187

در این حالت پردازنده ابتدا ۲ را در ۲۰ ضرب کرده و ‌سپس حاصل را در ۶۰ ضرب کرده و نتیجه را در ۱۸۷ ضرب می‌کند.

2x20
40x60
2400x187

اما یک پردازنده‌ی دو هسته‌ای می‌تواند دو عملیات اول را همزمان پردازش کرده و سپس عملیات سوم را پردازش کند. این کار که Parallelization یا پردازش موازی نام گذاری شده، باعث می‌شود تا سرعت اجرای دستورات بیشتر شود.

حالا در نظر بگیرید که برنامه‌های پیچیده بتوانند دستورات بسیار زیاد خود را بین چند هسته تقسیم کرده و همزمان به پردازش آن‌ها بپردازد. نرم‌افزارهایی مانند ویراستارهای ویدیو، فشرده‌سازهای فایل یا حتی آن‌هایی که عملیات رمزگشایی را انجام می‌دهند جزو مواردی هستند که استفاده از پردازش موازی در سرعت اجرای دستورات آن‌ها بسیار تاثیر گذار است.

چرا تعداد هسته‌های CPU به اندازه‌ی GPU نیست؟

حال این سوال مطرح می‌شود که اگر پردازش موازی باعث افزایش سرعت می‌شود چرا CPUها مثل GPUها از چندین هسته بهره نمی‌برند؟ GPUها نیز وظیفه‌ی پردازش امور را برعهده دارد اما این پردازنده‌ها از چندین هسته بهره می‌برند. به عنوان مثال کارت گرافیک قدرتمند GeForce 1080 انویدیا از ۲۵۶۰ هسته بهره می‌برد این در حالی است که CPU کامپیوترهای دسکتاپ حداکثر ۱۰ هسته دارند.

GPU / CPU

هرچند GPU تعداد هسته‌های به مراتب بیشتری نسبت به CPUها دارند، اما این هسته‌ها، بسیار ضعیف‌تر بوده و با فرکانس پایین‌تری کار می‌کنند. پاسخ کوتاه به این پرسش این است که GPU یا پردازنده گرافیکی همانطور که از نامش پیدا است برای پردازش امور مرتبط با گرافیک مانند رندر تصاویر بازی‌ها یا نرم‌افزارهای سه بعدی یا ادیت ویدیو بکار می‌روند. اما در عوض CPU قادر به انجام پردازش‌های مختلف برای امور گوناگون است. اموری که برای پردازش به GPU سپرده می‌شوند، عموما امکان خرد کردن آن‌ها و پردازش موازی گسترده‌‌شان وجود دارد. حتی در بازی‌ها نیز بعضی از امور مانند هوش مصنوعی توسط CPU پردازش می‌شود چرا که هسته‌های ضعیف GPU قادر به پردازش تسک‌های بزرگ و پیچیده‌ی مربوط به هوش مصنوعی نیستند و از طرفی خرد کردن این دستورات در چندین تسک کوچک نیز کار دشواری است.

پس پردازنده‌های گرافیکی برای انجام امور مرتبط با تصویر و گرافیک طراحی شده‌اند و این دست از امور به شکل ساده‌تری قادر به خرد شدن و پردازش موازی بین هسته‌های زیاد هستند اما در عوض CPU برای پردازش طیف وسیع‌تری از امور طراحی شده است و در عوض دستورات پردازش شده توسط CPU سخت‌تر خرد می‌شوند. برای درک بهتر این موضوع ویدیو کوتاه انویدیا در این باره را تماشا کنید:

فناوری Hyper Threading  

این فناوری که توسط اینتل توسعه داده شده امکان اجرای تسک‌های همزمان بیشتر در پردازنده‌ را میسر می‌کند. هایپر-تردینگ اولین بار در سال ۲۰۰۲ و به همراه Pentium 4 HT  معرفی شد. پنتیوم ۴ تنها یک هسته داشت و قادر به اجرای همزمان یک دستور بود؛ اما به کمک فناوری هایپر-تردینگ در نسخه‌ی HT این پردازنده، امکان اجرای همزمان دو دستور فراهم شد.

Hyper Threading

در فناوری هایپر-تردینگ دو یا چند هسته‌ی منطقی به ازاء هر هسته‌ی فیزیکی ایجاد می‌شود و رفتار سیستم‌عامل با این هسته‌های منطقی درست مثل هسته‌های فیزیکی است. به این ترتیب تسک‌ها بصورت موازی پردازش شده و پردازنده با توان بیشتر شروع به پردازش امور می‌کند. در واقع پردازنده، به نوعی سیستم‌عامل را فریب و به کمک مکانیزم خاصی پردازش موازی را در هر هسته شکل می‌دهد. در این حالت منابع پردازنده به دو بخش تقسیم می‌شوند. اگر یکی از هسته‌های مجازی پردازش تسک مورد نظر خود را به پایان برساند و به حالت انتظار برود، منابع در دسترس آن به پردازش سریع‌تر تسک موازی آن به هسته‌ی مجازی دیگر قرض داده می‌شود. در اکثر شرایط فناوری هایپر-تردینگ به خوبی شرایطی که پردازنده دو برابر هسته‌ داشته باشد کار می‌کند.

پردازنده‌های جدید امروزی نه تنها از چند هسته بهره می‌برند بلکه فناوری Hyper-Threading را نیز دارند. در این حالت مثلا پردازنده‌ی دو هسته‌ای با فناوری هایپر-تردینگ همچون پردازنده‌ی ۴ هسته‌ای در سیستم‌عامل شناخته می‌شود.

پردازنده‌های چند هسته‌ای

پردازنده‌های اولیه تنها یک هسته داشتند. این بدین معنی است که هر پردازنده تنها یک واحد پردازش مرکزی داشت. برای افزایش بازده و قدرت پردازنده، تولیدکنندگان به فکر افزایش هسته‌ها در CPU افتادند. در همین راستا پردازنده‌های دو هسته‌ای تولید شدند که در واقع دو واحد پردازش مرکزی داشتند و سیستم‌عامل‌ها نیز آن‌ها را دو پردازنده مستقل می‌دیدند و تسک‌ها را بصورت موازی به آن‌ها ارسال می‌کردند.

برخلاف فناوری هاپیر-تردینگ در این حالت دو هسته‌ی فیزیکی وجود دارد که همچون دو CPU مستقل عمل می‌کنند با این تفاوت که هر دو CPU در دل یک تراشه قرار دارند. نزدیک شدن هسته‌ها به یکدیگر ارتباط بین آن‌ها را سریع‌تر کرده و دسترسی آن‌ها به المان‌های دیگر پردازنده مانند حافظه‌های کش و غیره را تسریع می‌کند.

امروزه پردازنده‌های ۴ هسته‌ای، ۸ هسته‌ای، ۱۶ هسته‌ای یا حتی ۲۲ هسته‌ای نیز وجود دارد و اکثر آن‌ها نیز از فناوری هایپر-تردینگ یا فناوری مشابه آن پشتیبانی می‌کنند که باعث می‌شود تعداد هسته‌های منطقی و فیزیکی آن‌ها به ۸، ۱۶ یا ۳۲ یا ۴۴ هسته افزایش یابد. مزیت اصلی افزایش هسته‌ها در یک پردازنده آن است که نیازی به استفاده از ۴ یا ۸ سوکت در یک مادربرد نیست و همچنین ارتباط بین هسته‌ها به مراتب بهینه‌تر انجام می‌شود.

AMD CPU

تولیدکنندگان عموما هسته‌های پردازنده را در یک IC مجتمع می‌کنند و از این چیپ به عنوان مالتی‌پراسسور یا CMP یاد می‌شود. پردازنده‌ی چند هسته‌ای می‌تواند بسته به معماری آن به شکل متفاوتی به منابع پردازنده دسترسی داشته باشند. به عنوان مثال در بعضی از معماری‌ها هر کدام از هسته‌ها حافظه‌ی کش خود را دارند و برخی نیز از حافظه‌ی کش مشترک بهره می‌برند. برخی از آن‌ها روش‌های متفاوتی برای ارتباط بین هسته‌ها و ارسال پیام به یکدیگر دارند و نحوه‌ی دسترسی آن‌ها به حافظه‌ی رم نیز متفاوت است. شبکه با توپولوژی‌های متفاوتی نیز برای ارتباط بین هسته‌ها مانند باس، رینگ و غیره به کار گرفته می‌شود.

هسته‌ها در پردازنده‌های چند هسته‌ای می‌توانند همگن یا ناهمگن باشند. در پردازنده‌های همگن تمام هسته‌ها دقیقا یکسان هستند. اما در پردازنده‌های چند هسته‌ای با هسته‌های ناهمگن، ممکن است هسته‌های متفاوتی داشته باشند. مثلا در معماری big.LITTLE که توسط آرم توسعه داده می‌شود  دو جفت هسته با معماری کاملا متفاوت استفاده می‌شود.

در نظر داشته باشید که بازده‌ی حاصل از پردازش چند-هسته‌ای به الگوریتم‌های نرم‌افزاری، نحوه‌ی خرد کردن دستورات و موازی‌سازی بستگی دارد. به طور مشخص بسیاری از اپلیکیشن‌های فعلی قادر به موازی سازی دستورات نیستند و نمی‌توانند آن‌ها را به دستورات کوچک‌تر خرد کرده و از تمام هسته‌ها بهره ببرند. به عنوان مثال برخی از بازی‌ها نمی‌توانند بخش‌هایی که توسط CPU پردازش می‌شود را بصورت موازی پردازش کنند. دلیل این موضوع نیز آن است که برخی از دستورات باید پشت سر هم و پس از پردازش بخش اول انجام شوند و همچنین بعضی نیز در شرایط خاصی شکل می‌گیرند مانند پاسخی که هوش مصنوعی در اثر انجام کار غیر منتظره از سمت گیمر باید انجام دهد.

با این حال برخی از تولیدکنندگان بازی‌های ویدیویی مانند Remedy, Valve, Epic Games و یوبی‌سافت، از موتورهایی برای تولید بازی‌های خود استفاده می‌کنند که از پردازش موازی پشتیبانی می‌کنند و البته هنوز هم بخش‌هایی از برنامه تنها فقط از طریق یک هسته پردازش می‌شوند.

اما اگر نرم‌افزاری به خوبی از پس موازی‌سازی برآیند، عملکرد آن به میزان تعداد هسته‌ها قابل افزایش است.

چرا بسیاری از نرم‌افزارها از پردازش موازی پشتیبانی نمی‌کنند؟

اگر به بخش Task Manager سیستم‌عامل خود مراجعه کنید متوجه می‌شوید که بسیاری از نرم‌افزارها تنها از توان یکی از هسته‌ها استفاده می‌کنند و در اکثر شرایط باقی هسته‌ها بلامصرف هستند. اگر نرم‌افزارها نمی‌توانند از توان پردازنده‌ها استفاده کنند، چرا خود پردازنده یا سیستم‌عامل دستورات مربوط به آن‌ها را خرد نکرده و به پردازنده ارسال نمی‌کنند؟ متاسفانه راهی وجود ندارد که نرم‌افزارها را جوری تغییر داد که بتوانند از چند هسته استفاده کنند. دلیل این موضوع نیز در آن است که تنها سازنده‌ی نرم‌افزار و شخصی که کدهای مربوط به آن را نوشته می‌تواند دستورات مربوط به آن را جوری تغییر دهد که دستورات خرد شده و بین هسته‌ها تقسیم شوند در غیر اینصورت اگر دستورات خرد شوند ممکن است تقدم و تاخر اجرای آن‌ها بهم خورده و برنامه درست کار نکند.

شاید برخی بر این باور باشند که اگر دو هسته بر روی یک دستور کار کنند سرعت اجرای آن افزایش یابد؛ اما چنین موضوعی امکان پذیر نیست برای درک بهتر موضوع تصور کنید که یک شخص قرار باشد با دو ماشین از یک مکان به مکان دیگر منتقل شود، شخص باید یکی از خودروها را برای انتقال خود انتخاب کند و حتی اگر هر دو هسته به سمت مقصد حرکت کنند باز هم شخص در یک زمان مشخص به مقصد می‌رسد و وجود دو خودرو نمی‌تواند وی را زودتر به نتیجه برساند.

پس در نهایت با ارائه‌ی پردازنده‌های چند هسته‌ای قدرت آن‌ها به شدت افزایش یافت و سرعت کامپیوترها زیاد می‌شود. اما اگر نرم‌افزارها برای پردازش موازی دستوارت طراحی نشده باشند، قدرت و بازده‌ی پردازنده‌ی تک هسته‌ای با همان معماری اما هسته‌های بیشتر چندان متفاوت نیست. تقریبا تمام سیستم‌عامل‌ها از ویندوز تا مک تا توزیع‌های لینوکس همگی از پردازش موازی پشتیبانی می‌کنند. بسیاری از اپلیکیشن‌های بزرگ مانند محصولات ادوبی، نرم‌افزارهای ویرایش تصاویر یا ویدیو، نرم‌افزارهای فشرده‌سازی، اپلیکیشن‌های رمزگشایی یا فشرده سازی، نرم‌افزارهای مهم سرورها و همچنین برخی از بازی‌های مجهز به موتورهای پیشرفته قادر به استفاده از توان چند هسته در پردازنده‌ هستند. اما عموم اپلیکیشن‌های موبایل و نرم‌افزارهای ساده‌ی تحت سیستم‌عامل‌های دسکتاپ قادر به موازی سازی نیستند. فرایند موازی سازی نرم‌افزارها بحث بسیار پیچیده‌ای است که پیاده سازی آن توسط عموم توسعه‌دهندگان نرم‌افزاری دشوار است و اغلب از آن صرفنظر می‌کنند.

منبع intel AskLeo Wikipedia howtogeek nvidia

 

0

فعال کردن Intel XMP برای افزایش سرعت رم

اگر در اصطلاح، رایانه‌ای جمع کرده‌اید که دارای حافظه‌ی RAM سریعی است، باید بگوییم که رم خریداری شده در تایمینگ تبلیغ شده به وسیله‌ی شرکت سازنده اجرا نشده و دارای سرعت کاری کم‌تری است! 

اگر تصور می‌کنید که با خریداری حافظه‌ی رم با فرکانس کاری بالا، RAM خریداری شده در همان فرکانس تبلیغ شده به وسیله‌ی شرکت سازنده عمل می‌کند، سخت در اشتباه هستید! به طور معمول، حافظه‌های رم موجود در رایانه در سرعت‌های پایین‌تری نسبت به فرکانس اسمی خود کار می‌کنند؛ مگر این که تایمینگ (timing) آن را به صورت دستی تنظیم کرده یا قابلیت XMP اینتل را فعال کنید.

متاسفانه این گزینه در بایوس همه‌ی مادربردها قابل دسترسی نیست و همه‌ی حافظه‌های رم دارای پروفایل XMP نیستند. برخی از رم‌ها فقط در سرعت‌های استاندارد طراحی شده عمل می‌کنند. اما در صورتی که مالک یک رایانه‌ی گیمینگ بوده و حافظه‌ی رم با سرعت بالا برای آن تدارک دیده باشید، شما قطعا باید گزینه‌ای به نام XMP را در بایوس مادربرد خود داشته باشید.

 

قابلیت Intel XMP چیست؟

حافظه‌ی رم باید به استاندارد تعیین شده به وسیله‌ی JEDEC (شورای مهندسی دستگاه الکترونی مشترک) پای‌بند باشد. حتی اگر حافظه‌ی رم با تایمینگ ویژه خریداری کرده باشید که نسبت به حالت استاندارد سرعت بیش‌تری را فراهم می‌کند، سپس این رم را در مادربردهای طراحی شده برای گیمرها یا دیگر کاربران حرفه‌ای به کار بگیرید، RAM مورد نظر باز هم نمی‌تواند بلافاصله در سرعت تبلیغ شده به وسیله‌ی سازنده عمل کند؛ به جای آن، در سرعت‌های استاندارد عمل خواهد کرد.

با این حال، دیگر نیازی برای مراجعه به بایوس و تنظیم تایمینگ دستی رم به صورت تک به تک نیست. در عوض، رم خریداری شده دارای حافظه‌ی ذخیره‌سازی کوچکی است که یک یا دو (Intel XMP (Extreme Memory Profiles را در اختیار کاربر می‌گذارد. بایوس مادربرد می‌تواند این پروفایل‌ها را خوانده و به صورت کاملا خودکار برترین تایمینگ انتخاب شده به وسیله‌ی کارخانه‌ی سازنده‌ی رم را پیکربندی کند. تایمینگ انتخابی سرعت تبلیغ شده‌ی رم را به ارمغان خواهد آورد.

اگر از پردازنده‌های (CPU) شرکت AMD استفاده می‌کنید، احتمالا می‌توانید قابلیت (AMP (AMD Memory Profiles را فعال کنید. این قابلیت نسخه‌ی معادل XMP اینتل برای پردازنده‌های ای‌ام‌دی است.

 

تایمینگ حافظه‌ی رم را چگونه بررسی کنیم؟

همه‌ی کاربران می توانند تایمینگ حافظه‌ی رم خود را از داخل ویندوز مورد بررسی قرار دهند. ابتدا نرم‌افزار CPU-Z را دریافت کرده و پس از اجرای آن بر روی سربرگ Memory کلیک کنید تا قادر به مشاهده‌ی تایمینگ تعیین شده برای عملکرد رم باشید. تایمینگ مشاهده شده را با تایمینگ تبلیغ شده به وسیله‌ی سازنده‌ی آن مقایسه کنید. اگر خودتان به اصطلاح رایانه را جمع کرده و هیچ‌گاه قابلیت XMP را فعال نکرده‌اید، فرصت خوبی در اختیار دارید؛ زیرا حافظه‌ی رم شما در تایمینگ پایین‌تری عمل کرده و حالا می‌توانید با فعال کردن XMP شرکت اینتل، فرکانس کاری حافظه‌ی رم خود را به بیش‌ترین حالت ممکن افزایش دهید.

افزایش سرعت رم

 

قابلیت XMP اینتل را چگونه فعال کنیم؟

برای فعال کردن XMP اینتل، باید به محیط بایوس رایانه‌ی خود مراجعه کنید. برای این کار رایانه‌ی خود را از نو راه‌اندازی کرده و در ابتدای فرآیند بوت کلید تعیین شده برای ورود به محیط بایوس مادربرد خود را از صفحه کلید فشار دهید. این کلید اغلب یکی از دکمه‌های Esc، Delete، F2 یا F10 است که بسته به مدل و سازنده‌ی مادربرد رایانه‌ی کاربر متفاوت خواهد بود. این کلید به احتمال زیاد در طول فرآیند بوت در صفحه‌ی رایانه قابل مشاهده خواهد بود. اگر قادر به یافتن کلید مناسب برای ورود به محیط بایوس رایانه‌ی خود نیستید، می‌توانید به اسناد راهنمای مادربرد خود مراجعه کنید.

در داخل محیط بایوس خود به دنبال گزینه‌ای با نام XMP بگردید. این گزینه احتمالا در صفحه‌ی اصلی تنظیمات یا صفحه‌ی پیشرفته‌ای (advanced) در مورد RAM قرار دارد. همچنین این گزینه ممکن است در میان گزینه‌های مربوط به اورکلاکینگ (Overclocking) قرار داشته باشد؛ هر چند که از لحاظ فنی، اورکلاک محسوب نمی‌شود.

افزایش سرعت رم

گزینه‌ی XMP را با انتخاب گزینه‌ی Enabled فعال کرده و پروفایل مورد نظر را انتخاب کنید. درحالی که ممکن است دو پروفایل مجزا برای انتخاب وجود داشته باشد اما اغلب فقط می‌توانید پروفایلی که قادر به فعال کردن آن هستید را مشاهده کنید. در برخی موارد فقط یک گزینه برای فعال یا غیرفعال کردن (Disable) وجود دارد.

افزایش سرعت رم

اگر دو پروفایل برای انتخاب در اختیار دارید، باید اظهار کنیم که این دو پروفایل بسیار شبیه یکدیگر بوده و فقط در مورد تایمینگ پایین‌تر اندکی با هم تفاوت دارند. در اینجا شما فقط باید قادر به انتخاب “Profile 1” باشید. با این حال، می‌توانید هر پروفایل را به نوبت انتخاب کرده و در صورت تمایل، پروفایلی را که فرکانس کاری بیش‌تری را برای حافظه‌ی رم فراهم می‌کند، انتخاب کنید. برای انجام این کار، پروفایل XMP مورد نظر را انتخاب کرده و در محیط بایوس خود به دنبال گزینه‌ی مربوط به تایمینگ حافظه‌ی رم (RAM timing) بگردید تا بتوانید نحوه‌ی تغییرات آن را مشاهده کنید. همچنین می‌توانید پس از انتخاب پروفایل XMP مورد نظر، به محیط دسکتاپ ویندوز بازگشته و با استفاده از نرم‌افزار CPU-Z اقدام به مشاهده‌ی تغییرات تایمینگ و فرکانس کاری حافظه‌ی رم بکنید.

هرگاه که حافظه‌ی رم با سرعت بالاتری نسبت به حالت‌های استاندارد خریداری کردید، فقط کافی است به محیط بایوس مادربرد خود مراجعه کرده و پروفایل XMP اینتل را برای اطمینان از عمل کردن رم در فرکانس کاری تبلیغ شده به وسیله‌ی سازنده، فعال کنید. با وجود این که انجام این کار بسیار ساده به نظر می‌رسد اما در صورت عدم اطلاع از وجود چنین گزینه‌ای، هیچ وقت نمی‌توان از حداکثر ظرفیت حافظه‌ی رم خریداری شده بهره‌مند شد!

آیا قابلیت Intel XMP را فعال کرده‌اید؟ لطفا تجربیات خود را در مورد تغییرات عملکرد سیستم خود، در بخش دیدگاه وب‌سایت به اشتراک بگذارید.

منبع howtogeek

 

0

نقد و بررسی تقویت‌کننده‌ TP-LINK 850RE؛ با نقاط کور Wi-Fi خداحافظی کنید

0

چه تفاوتی بین Core i3 با Core i5 و Core i7 اینتل وجود دارد؟

اینتل برای اولین بار در سال ۲۰۰۸ و با معرفی معماری Nehalem، پردازنده‌های سری Core i را معرفی کرد و از آن زمان اکثر پردازنده‌های خود را در سری‌های Core i3, Core i5 و Core i7 روانه بازار کرد. باورهای غلط بسیاری پیرامون این نام‌گذاری وجود دارد که در این مقاله به توضیح دقیق آن‌ها می‌پردازیم.

بسیاری هنوز و پس از عرضه‌ی شش نسل از پردازنده‌های سری Core i، تصور می‌کنند، عددی که در مقابل Core i قرار می‌گیرد مربوط به تعداد هسته‌های پردازنده است. به عنوان مثال، این باور اشتباه وجود دارد که Core i3 سه هسته، Core i5، پنج هسته و Core i7 هفت هسته دارد. برخی نیز که خود را حرفه‌ای‌تر می‌دانند، تعداد هسته‌های هر سری را عدد مقابل Core i منهای یک می‌دانند. به این ترتیب Core i3 دو هسته، i5، چهار هسته و i7 شش هسته دارد. اما این باور نیز از پایه اشتباه است.

حقیقت این است که هر چند اینتل پردازنده‌های قدرتمند و بسیار خوبی تولید می‌کند، اما نام‌گذاری آن‌ها به شکلی است که کاربر را گمراه می‌کند. شاید هم اینتل خود مایل است تا کاربران در مورد پردازنده‌هایش چنین باورهای اشتباهی داشته باشد. در همین راستا ما در این مقاله توضیح می‌دهیم که نام‌گذاری پردازنده‌های اینتل از چه قانونی پیروی می‌کند. اما پیش از آنکه به توضیح این موضوع بپردازیم، بیایید نگاهی کلی به نسل‌های مختلف پردازنده‌های اینتل داشته باشیم. 

اینتل اولین بار در سال ۲۰۰۸ و با معرفی معماری Nehalem نام‌گذاری پردازنده‌های خود را تغییر داد و از الگوی Core i بهره برد. اینتل هر سال معماری پردازنده‌های خود را دستخوش تغییرات کوچک و بزرگ می‌کند و نام جدیدی را برای معماری جدید خود انتخاب می‌کند. اینتل از سال ۲۰۰۸ این معماری‌ها را معرفی کرده است:

  • نسل اول، سال ۲۰۰۸ معماری  Nehalem - لیتوگرافی ۴۵ نانومتر
  • نسل دوم، سال ۲۰۱۱ معماری Sandy Bridge - لیتوگرافی ۳۲ نانومتر
  • نسل سوم، سال ۲۰۱۲ معماری Ivy Bridge  - لیتوگرافی ۲۲ نانومتر
  • نسل چهارم، سال ۲۰۱۳ معماری Haswell - لیتوگرافی ۲۲ نانومتر
  • نسل پنجم، سال ۲۰۱۴ معماری Broadwell - لیتوگرافی ۱۴ نانومتر
  • نسل ششم، سال ۲۰۱۵ معماری Skylake - لیتوگرافی ۱۴ نانومتر

لیتوگرافی فاصله‌ی بین اجزای اصلی هر واحد پردازشی است. در واقع فاصله‌ی بین ترانزیستورها، مقاومت‌ها و دیگر اجزاء تشکیل دهنده‌ی پردازنده، براساس لیتوگرافی مشخص می‌شود. هر چه لیتوگرافی کوچک‌تر باشد، تعداد بیشتری ترانزیستور در ابعاد مشخصی از تراشه جا می‌شوند و از آنجایی که فاصله‌ی بین اجزاء پردازنده کمتر می‌شود، سرعت انتقال اطلاعات بیشتر شده و گرما و مصرف پردازنده نیز کاهش می‌یابد. در نظر داشته باشید که هر نانومتر یک میلیاردم متر است.

با نگاهی به لیست بالا متوجه می‌شوید که اینتل طی سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۵ تلاش کرده است تا لیتوگرافی پردازنده‌های خود را بهبود بخشد. در هر نسل سعی شده است تا مصرف انرژی کاهش یافته، قدرت پردازش افزایش یابد و همچنین پردازنده‌ی گرافیکی (GPU) مجتمع شده با  CPU نیز بهبود یابد. مثلا مهم‌ترین تفاوت پردزانده‌های هسول با آیوی بریج در استفاده از پردازنده‌ی گرافیکی قوی‌تر و مصرف انرژی کمتر است و سرعت پردازنده‌ی اصلی چندان تغییری نسبت به نسل قبل نکرده است.

به این نکته نیز توجه داشته باشید که همیشه عدد بالاتر به معنی بازده بالاتر نیست، بعضی اوقات پردازنده‌های مجهز به فرکانس کلاک پایین‌تر به لطفِ معماری بهتر، قدرت و بازده بالاتری دارند. این مورد مخصوصا وقتی قرار است پردازنده‌ی دو برند مثلا اینتل یا ای‌ام‌دی را با یکدیگر مقایسه کنید یا پردازنده‌ی دو نسل از یک شرکت را مورد ارزیابی قرار دهید بیشتر نمایان می‌شود. تنها معیار برای مقایسه پردازنده‌ها اجرای بنچمارک‌های مختلف در شرایط گوناگون است.

پردازنده اینتل

اما نام‌گذاری پردازنده‌های Core i براساس چه منطقی است؟

اگر بخواهیم بصورت ساده و سریع پاسخ بدهیم، پردازنده‌های سری Core i7 سریع‌تر از Core i5 هستند و به همین ترتیب پردازنده‌های Core i5 نیز سریع‌تر از Core i3 هستند. اعداد ۷، ۵ و ۳ نیز ارتباطی با تعداد هسته‌ها ندارند، اما قدرت پردازشی پردازنده‌های هر سری نسبت به سری قبلی خود، بیشتر است.

قدرت پردازش، هر کدام از پردازنده‌ها به معیارهای مختلفی از جمله تعداد هسته‌ها، سرعت کلاک (به گیگاهرتز)، سایز حافظه‌ی کش و همچنین فناوری‌های همچون Turbo Boost و Hyper-Threading بستگی دارد.

هرچه تعداد هسته‌ها بیشتر باشد، تسک‌ها یا Threadهای بیشتری بصورت همزمان پردازش می‌شوند. به عنوان مثال کمترین میزان هسته در پردازنده‌های سری Core i3 وجود دارد. این پردازنده‌ها داری ۲ هسته هستند ولی به لطف پشتیبانی از فناوری Hyper-Threading توانایی پردازش همزمان چهار دستور را دارند. در پردازنده‌های مخصوص کامپیوترهای دسکتاپِ Core i از نسل ششم (Skylake)، شاهد استفاده از چهار هسته و چهار Thread هستیم که در مجموع امکان اجرای ۸ تسک همزمان را در پردازنده میسر می‌کند.

اما چطور می‌توان با ۴ هسته، ۸ دستور همزمان را پردازش کرد؟

فناوری Hyper-Threading اینتل با شبیه سازی هسته‌ها امکان اجرای دو دستور را در یک هسته میسر می‌کند. در این فناوری، سیستم‌عامل دو هسته‌ی مجازی به ازاء هر هسته را آدرس دهی می‌کند و به این ترتیب اجرای همزمان دو دستور در هر هسته میسر می‌شود.

در نسل ششم پردازنده‌های اینتل پشتیبانی از Hyper-Threading تقریبا در تمام پردازنده‌ها اضافه شده است یعنی حتی پردازنده‌های Core i3 نیز با وجود ۲ هسته قادر به اجرای ۴ تسک همزمان هستند.

فناوری توربو بوست چیست و چه تاثیری در سرعت پردازش دستورات دارد؟

توربو بوست فناوری اختصاصی اینتل است. اگر پردازنده‌ای مجهز به این فناوری باشد در شرایطی که حجم زیادی از دستورات برای پردازش به پردازنده سپرده شود به صورت موقت سرعت کلاک پردازنده را افزایش می‌دهد تا دستورات با سرعت بالاتری پردازش شوند. این فرکانس به صورت موقت افزایش می‌یابد و پس از خلوت شدن پردازنده، مجددا پردازش امور با فرکانس پایه دنبال می‌شود. در صفحه‌ی مشخصات فنی پردازنده‌هایی که از این فناوری پشتیبانی می‌کنند، عددی در مقابل عبارت Turbo Boost ذکر می‌شود که همان فرکانس حداکثری است که در حال توربو بوست، پردازنده با آن کار خواهد کرد.

حافظه‌ Cache چیست و چه تاثیری در عملکرد پردازنده دارد؟

کش نوعی از حافظه‌ است که سرعت انتقال اطلاعات در آن بسیار سریع است. این حافظه به همراه CPU و GPU در یک تراشه مجتمع می‌شود تا پردازنده به سرعت به آن دسترسی داشته باشد. پردازنده از حافظه‌ی کش برای ذخیره سازی اطلاعات مربوط به دستورات در حال پردازش خود استفاده می‌کند و به جای آنکه مرتبا به حافظه‌ی رم یا دیسک سخت دسترسی داشته باشد، اطلاعاتی که مرتبا به آن‌ها نیاز دارد را در کش ذخیره می‌کند. وضعیت حافظه‌ی رم با دیسک سخت نیز به همین صورت است، پردازنده به جای آنکه مرتبا اطلاعات را از روی حافظه‌ی نه چندان سریع، دیسک سخت یا SSD بخواند، به حافظه‌ی رم منتقل می‌کند تا در مراجعات بعدی دسترسی به آن‌ها سریع‌تر انجام شود. حافظه‌ی کش ظرفیت پایین‌تری در مقایسه با حافظه‌ی رم دارد، اما دسترسی اطلاعات در کش فوق‌العاده سریع‌تر از رم است.

آیا پردازنده‌ Core i5 در لپ‌تاپ، اولترابوک و کامپیوتر رومیزی یکسان است و عملکردی یکسانی دارد؟

اینتل تنها در نام‌گذاری پردازنده‌های i3, i5 و i7 مشتری خود را گمراه نمی‌کند. اینتل پردازنده‌های متفاوتی را برای اولترابوک، نوت‌بوک و کامپیوتر رومیزی تولید کرده است که البته همه‌ی آن‌ها نیز در سری‌های Core i7, Core i5 و Core i3 قرار می‌گیرند. اما پردازنده‌ی Core i7 که در کامپیوتر رومیزی استفاده می‌شود به مراتب قوی‌تر از نسخه‌ی لپ‌تاپ است و به همین ترتیب پردازنده‌ای که در لپ‌تاپ استفاده می‌شود قوی‌تر از پردازنده‌ی Core i7 است که در اولترابوک قرار می‌گیرد.

Core i 6th Generation

بخش اول در این نام‌گذاری با i7, i5, i3 یا  M شروع می‌شود و مشخص کننده سری پردازنده است. عدد اول از بخش عددی، به نسل پردازنده اختصاص داد. در مثال بالا عدد ۶ نشان‌دهنده‌ی نسل ششم (Skylake) است و سه رقم بعدی نیز شماره‌ی SKU است. اما بخش مهم در پردازنده‌های اینتل که تفاوت بین پردازنده‌های موبایل و دسکتاپ را مشخص می‌کند در انتهای این رشته قرار دارد. در جدول زیر می‌توانید توضیح مربوط به حروف آخر در نام پردازنده‌ها را مشاهده کنید:

پسوند توضیح مثال Desktop K آنلاک برای اورکلاکینگ 6th Gen Intel® Core™ i7-6700K processor
6th Gen Intel® Core™ i5-6600K processor T پردازنده‌های مناسب کاربران مختلف با مصرف بهینه 6th Gen Intel® Core™ i7-6700T processor
6th Gen Intel® Core™ i5-6600T processor
6th Gen Intel® Core™ i3-6300T processor Mobile M پردازنده‌های موبایل Intel Core i5-4300M processor H پردازنده‌های موبایل با گرافیک قدرتمند 6th Gen Intel® Core™ i3-6100H processor HK

پردازنده آنلاک مجهز به گرافیک قدرتمند

6th Gen Intel® Core™ i7-6820HK processor HQ پردازنده چهار هسته‌ای با گرافیک قدرتمند 6th Gen Intel® Core™ i7-6920HQ processor
6th Gen Intel® Core™ i7-6700HQ processor U پردازنده‌های فوق‌العاده کم مصرف 6th Gen Intel® Core™ i7-6600U processor
6th Gen Intel® Core™ i5-6300U processor
6th Gen Intel® Core™ i3-6100U processor

نکته‌ی عجیب در بین نام گذاری پردازنده‌های سری Core i اینتل این است که تا نسل چهارم وقتی در انتهای نام پردازنده‌ی حرف M یا U می‌آمد می‌توانستیم به سرعت متوجه شویم که با یک پردازنده مخصوص لپ‌تاپ یا پردازنده‌ی مخصوص اولترابوک طرف هستیم؛ اما از نسل پنجم به بعد، اینتل تصمیم گرفت تا حرف M را با H جایگزین کند. به این ترتیب در انتهای نامِ پردازنده‌های بکار گرفته شده در لپ‌تاپ‌های عادی، حرف H به چشم می‌خورد و در لپ‌تاپ‌های گیمینگ یا لپ‌تاپ‌های قدرتمند از پردازنده‌های قوی‌تر با حرف HK یا HQ استفاده می‌شود. اولترابوک‌ها یا لپ‌تاپ‌های باریک و کم‌مصرف نیز به پردازنده‌های U مجهز می‌شوند. پس ترتیب قدرت پردازنده‌های اینتل به شکل زیر است:

HQ>HK>H>U

به همین ترتیب نیز پردازنده‌های سری U کم‌مصرف‌ترین و پردازنده‌های سری HK و HQ پرمصرف‌ترین در بین پردازنده‌های موبایل به حساب می‌آیند. در واقع هر چه پردازنده‌ها قوی‌تر می‌شوند مصرف انرژی افزایش یافته و طول عمر باتری کاهش می‌یابد. پس اگر اولویت شما در خرید لپ‌تاپ، طول عمر باتری، وزن کم و قابلیت حمل آسان است، پیشنهاد می‌شود که لپ‌تاپ با پردازنده‌ی سری U تهیه کنید. ولی اگر به دنبال اجرای بازی‌ها یا نرم‌افزارهای محاسباتی سنگین دارید بهتر است لپ‌تاپ با پردازنده‌ی سری HQ یا HK تهیه کنید که در این صورت طول عمر باتری کم‌تر، وزن بیشتر و ضخامت بالاتر خواهید داشت.

اما حرف K در تمام مدل‌های موبایل (منظور لپ‌تاپ‌ها) و دسکتاپ به معنی Unlocked است. این پردازنده‌ها قابل اورکلاک شدن هستند و کاربر می‌تواند به میل خود فرکانس پردازنده‌ها را اورکلاک کند تا بازده‌ی بالاتری را در اختیار بگیرد. اما در فرکانس پایه این مدل از پردازنده‌های هیچ تفاوتی با معادل بدون K آن‌ها ندارند.

چطور از طریق نام مدل پردازنده، متوجه‌ی تعداد هسته‌ها، فناوری‌ها و فرکانس آن شویم؟

چنین امکانی وجود ندارد! اما ساده‌ترین راه آن است که نام مدل پردازنده‌ی مورد نظر خود را در گوگل جستجو کنید. معمولا اولین نتیجه‌ی جستجو، سایت ark.intel.com است که در آن جزئیات کامل در باره‌ی پردازنده به همراه تعداد هسته‌ها، میزان مصرف انرژی، پشتیبانی از فناوری‌های Hyuper Threading و Turbo Boost، میزان حافظه‌ی کش و غیره بدست می‌آورید.

در نظر داشته باشید که پردازنده‌های Core i7 می‌توانند بین ۲ تا ۸ هسته داشته باشند و فرکانس کاری آن‌ها نیز در سری U در کمتری سطح و در سری‌های دسکتاپ در بالاترین سطح تعیین می‌شود. پس اگر قصد خرید لپ‌تاپ جدیدی را دارید تنها با شنیدن نام Core i7 تصور نکنید که بازده شبیه به پردازنده‌‌ی Core i7 کامپیوتر رومیزی خود را در اختیار خواهید داشت. اما همیشه سعی کنید کامپیوتری خریداری کنید به پردازنده از جدیدترین نسل مجهز شده باشد.

منبع Intel Wikipedia

 

0

حافظه‌ی کش L1, L2 و L3 چیست و چه تاثیری در عملکرد پردازنده دارد؟

طراحی کش و سیستم کشینگ یکی از مهم‌ترین اتفاقات در تاریخ کامپیوتر به شمار می‌رود. تمام پردازنده‌های امروزی از آن‌هایی که در موبایل‌ها استفاده می‌شوند تا پردازنده‌های قدرتمند سرورها همگی حافظه‌ی کش دارند. اما کش چیست و چرا وجود آن در پردازنده اهمیت دارد؟ 

تقریبا تمام پردازنده‌ها از پردازنده‌های کم‌مصرف و کم‌توانی مانند Cortex-A5 آرم تا پردازنده‌های قدرتمندی همچون Core i7 اینتل همگی از حافظه‌ی پرسرعتی به نام کش (Cache) بهره می‌برند. حتی میکروکنترلرهای رده بالا نیز عموما کَشِ کوچکی دارند. با وجود اینکه در طراحی آن‌ها مصرف انرژی اهمیت زیادی دارد و کش نیز انرژی مصرف می‌کند، اما مزیت‌های حافظه‌ی کش آنقدر مهم هستند که استفاده از کش را توجیه می‌کند.

کشینگ و استفاده از کش اختراع شد تا یک مشکل جدی را حل کند. در دهه‌های اولیه‌ی ظهور کامپیوتر، حافظه‌ی اصلی به شدت کند و بسیار گران بود و از طرفی پردازنده‌ها نیز چندان سریع نبودند. در دهه‌ی ۱۹۸۰ اختلاف سرعت بین حافظه و پردازنده افزایش یافت و سرعت کلاکِ میکروپروسسورها مدام در حال افزایش بود. در این شرایط همچنان حافظه‌ها کند بودند و در واقع نمی‌توانستند پا به پای پردازنده‌ها دسترسی به اطلاعات را فراهم کنند. اینجا بود که لزوم ساخت حافظه‌های سریع‌تر حس شد. در نمودار زیر می‌توانید رشد سرعت حافظه‌های DRAM و CPUها را طی سال‌های ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۰ مشاهده کنید:

CPU / RAM Speedدر سال ۱۹۸۰ کش در میکروپروسسورها وجود نداشت. در سال ۱۹۹۵ استفاده از سطح دوم کش رواج یافت.

کش چطور کار می‌کند؟

کشِ CPU، حافظه‌ی کوچکی است که اطلاعات مورد نیاز پردازنده در آن ذخیره می‌شود تا پردازنده‌ در نیازِ بعدی خود به این اطلاعات، به سرعت به آن‌ها دسترسی داشته باشد. اینکه چه اطلاعاتی باید در حافظه ذخیره شود، به الگوریتم‌های پیچیده و فرضیات مشخصی از کدهای نرم‌افزار مربوط است. هدف اصلی در استفاده از کش آن است که مطمئن شویم بیت بعدی از اطلاعات که CPU به آن‌ها نیاز دارد، در کش ذخیره شده باشند تا با حداکثر سرعت و حداقل تاخیر در اختیار پردازنده قرار گیرند. به این فرایند Cache Hit نیز گفته می‌شود یعنی بیت بعدی که پردازنده به آن‌ها نیاز دارد، در کش آماده باشد. 

از سوی دیگر، موضوعی با عنوان Cache Miss وجود دارد و به معنی آن است که اطلاعاتی که پردازنده به آن‌ها نیاز دارد در کش وجود ندارد و برای یافتن آن‌ها باید به حافظه‌های دیگر مراجعه کند. این همان جایی است که L2 Cache یا سطح دوم حافظه‌ی کش وارد بازی می‌شود. هرچند حافظه‌‌ی L2 به اندازه‌ی L1 سریع نیست، اما ظرفیت آن بیشتر است. برخی از پردازنده‌ها از طراحی پوششی بهره می‌برند و این بدین معنی است که اطلاعاتی که در L1 ذخیره می‌شود همزمان در L2 نیز کپی می‌شود. اما طراحی دیگری نیز وجود دارد که در آن هیچ وقت اطلاعات موجود در L1 و L2 یکسان نخواهند بود. اگر پردازنده اطلاعات مورد نیاز خود را در L2 پیدا نکند آن‌وقت به سطح سوم کش یا L3 مراجعه می‌کند به همین ترتیب در صورت پیدا نشدن اطلاعات در L3 پردازنده به L4 سر می‌زند و اگر اطلاعات مورد نیاز پردازنده در این سطح از حافظه نبود آن‌وقت ناگزیر به مراجعه به رم (DRAM) می‌شود. توجه داشته باشید که تمام پردازنده‌های از هر چهار سطح حافظه‌ی کش پشتیبانی نمی‌کنند و برخی از پردازنده‌های قدیمی تنها سه یا دو سطح از حافظه‌‌ی کش را در اختیار دارند. 

سطح دوم از حافظه‌ی کش، ارزان‌ترو بزرگ‌تر از L1 است و علاوه بر آن مصرف انرژی کمتری نیز دارد. اما با این حال بسیاری از پردازنده‌های مدرن امروزی ۹۵ درصد از درخواست‌های خود را از همان L1 پاسخ می‌گیرند و کمتر نیاز به مراجعه به حافظه‌ی سطح دوم پیدا می‌کنند. 

چرا ظرفیت حافظه‌ی کش CPU مدام در حال افزایش است؟

دلیل اینکه مدام ظرفیت حافظه‌ی کش افزایش می‌یابد آن است که با افزایش حافظه‌ی کش، شانس دسترسی به اطلاعات در این حافظه بیشتر شده و نیاز به رم کمتر می‌شود و این موضوع به معنی افزایش بازده سیستم خواهد بود. 

Cache CPU

در نمودار بالا که از بررسی انندتک تهیه شده است می‌توانید تاثیر اضافه شدن حافظه‌ی ۱۲۸ مگابایتی L4 Cache را در کاهش تاخیر در هر کلاک مشاهده کنید. خط قرمز مربوط به پردازنده‌ای است که حافظه‌ی L4 دارد. دقت داشته باشید که برای فایل‌های سنگین، سرعت آن تقریبا دو برابر دیگر پردازنده‌های اینتل است. 

طراحی کش چه تاثیری بر روی بازده دارد؟

تاثیر اضافه شدن کش به CPU ارتباط مستقیم به نرخ مراجعات موفق پردازنده به کش دارد. هر چه دفعات مراجعه‌ی CPU کمتر با شکست روبرو شود، بازده پردازنده افزایش می‌یابد. در ادامه چند مثال برای این موضوع ارائه می‌کنیم تا دید بهتری نسبت به آن داشته باشید.

تصویر کنید که یک CPU مجبور باشد اطلاعات مشخصی را ۱۰۰ بار پشت سر هم از L1 بخواند. حافظه‌ی L1 تاخیر یک نانوثانیه دارد و هر ۱۰۰ بار نیز حافظه با موفقیت اطلاعات را می‌خواند. به این ترتیب پردازنده ۱۰۰ نانوثانیه برای انجام این عملیات زمان صرف می‌کند. 

حال تصور کنید که همان CPU با نرخ ۹۹ درصد اطلاعات را از L1 بخواند و صدمین مراجعه‌ی آن به L1 بدون پاسخ بماند و مجبور باشد به L2 مراجعه کنید. تاخیر L2 ده سیکل یا ۱۰ نانوثانیه است به این ترتیب پردازنده ۹۹ نانوثانیه برای کسب اطلاعات از L1 و ۱۰ نانوثانیه برای کسب اطلاعات از L2 صرف می‌کند. این بدین معنی است که اگر یک درصد از مراجعات پردازنده به حافظه‌ی L1 بدون پاسخ بماند ۱۰ درصد سرعت پردازنده کاهش می‌یابد. 

در دنیای واقعی حافظه‌ی L1 بین ۹۵ تا ۹۷ درصد مراجعات پردازنده را پاسخ می‌دهد، اما همان دو درصد اختلاف می‌تواند تاثیر محسوسی در سرعت پردازش امور داشته باشد. تازه این برای زمانی است که مطمئن باشیم اطلاعاتی که در L1 یافت نشده است حتما در L2 وجود دارد. اما در دنیای واقعی بعضی اوقات اطلاعات مورد نیاز پردازنده حتی در L3 و L4 نیز وجود ندارد و پردازنده مجبور به مراجعه به رم است. اگر پردازنده مجبور به کسب اطلاعات از رم باشد آنوقت سیکل پاسخ‌دهی به ۸۰ تا ۱۲۰ نانوثانیه افزایش می‌یابد. 

وقتی پردازنده‌های سری بولدوزر ای‌ام‌دی را با رقبای اینتلی آن مقایسه کنیم، مبحث طراحی کش و تاثیر آن بر روی بازده‌، به یک عامل بسیار مهم تبدیل می‌شود؛ عاملی که معادلات بازی را بر هم می‌زند. بسیاری از کارشناسان، یکی از دلایل مهم عقب ماندن AMD از Intel در قدرت و بازده‌ی پردازنده‌ها را در طراحی کش می‌دانند. پردازنده‌های سری بولدوزر ای‌ام‌دی از مشکل Cache Contention رنج می‌برند. این مشکل زمانی رخ می‌دهد که دو رشته یا Thread متفاوت اطلاعات را بر روی یک سکتور از کش ذخیره کنند. این مشکل تاثیر بسیار منفی بر روی بازده هر دو Thread دارد. تصور کنید که یک هسته برای کسب اطلاعات مورد نظر خود به کش مراجعه می‌کند، اما هسته‌ای دیگر اطلاعات مورد نظر خود را بر روی همان بخش از حافظه کپی کرده است. در این صورت هسته مجبور است یک بار تمام سطوح کش را چک کرده و سپس به رم مراجعه کرده و مجددا اطلاعات مورد نظر خود را در سطح اول کش بنویسد. این مشکل حتی در پردازنده‌های مجهز به معماری Streamroller ای‌ام‌دی نیز وجود دارد و حتی تلاش این شرکت برای اختصاص ۹۶ کیلوبایت به L1 Code Cache هم موثر نبوده است. از طرفی حتی استفاده از فناوری HSA یا معماری ناهمگن نیز در این باره چندان موثر نبوده است.

به هر حال، کش مبحث فوق‌العاده پیچیده‌ای است که در سرعت پردازش دستورات نقش مهمی را ایفا می‌کند و به نظر می‌رسد مدیریت بهتر آن در پردازنده‌های اینتل یکی از مهم‌ترین دلایل برتری محصولات این شرکت در رقابت با پردازنده‌های AMD است.

منبع Wikipedia extremetech

 

0

چرا به پردازنده ۱۰۰۰ هسته ای نیاز داریم؟

این هفته شاهد معرفی پردازنده‌ی بسیار کم مصرف با ۱۰۰۰ هسته‌ی پردازشی بودیم. اما پردازنده‌‌ی ۱۰۰۰ هسته‌ای در چه زمینه‌ای استفاده می‌شود و چرا باید تعداد زیادی هسته برای پردازنده داشته باشیم؟ 

قانون مور که بیان می‌کرد تعداد ترانزیستورها در پردازنده‌ها هر دو سال دو برابر می‌شود، چندان پایدار نبود و تولیدکنندگان نتوانستند در مساحت یکسان، پردازنده‌هایی با دو برابر ترانزیستور بیشتر نسبت به دو سال قبل تولید کنند، حتی اگر این امکان وجود داشته باشد، افزایش ترانزیستورها به معنی افزایش دو برابری سرعت اجرای اپلیکیشن‌ها نخواهد بود. در همین راستا برنامه‌نویسی معروفی به نام هرب ساتر، در مقاله‌ای مفصل در سال ۲۰۰۴ پیش‌بینی کرد که افزایش سرعت کلاک CPUها به حداکثر رسیده است و افزایش فرکانس نیز نمی‌تواند چندان در افزایش سرعت اجرای اپلیکیشن‌ها، موثر باشد.

در عوض در دنیای GPUها یا پردازنده‌های گرافیکی، ترانزیستورها به جای اینکه تعداد محدودی هسته را تشکیل دهند، چندین هسته را شکل می‌دهند و پردازش موازی این هسته‌ها باعث می‌شود تا شاهد رشد چشم‌گیر نسل‌های مختلف کارت‌های گرافیک نسبت به نسل‌های قبلی باشیم. به عنوان مثال در کارت گرافیک جدیدِ GeForce GTX 1080 از انویدیا شاهد بکارگیری ۲۵۶۰ هسته هستیم که با فرکانس ۱۶۰۰ تا ۱۷۰۰ مگاهرتز کار می‌کنند. برنامه نویس‌ها نیز نرم‌افزارهایی ساخته‌اند که به بخش‌های کوچک تقسیم می‌شود تا توسط این GPUها پردازش شود. بازی‌ها یا نرم‌افزارهای علمی از این دسته هستند که عموما پردازش مربوط به آن‌ها توسط GPU انجام می‌شود.

اما در دنیای فعلی، اکثر نرم‌افزارها تنها با یک Thread اجرا می‌شوند و به همین دلیل است که تغییری در سرعت اجرای آن‌ها با یک پردازنده‌ی ۴ هسته‌ای و همان پردازنده با یک هسته وجود ندارد. بخشی از این مشکل به دلیل ضعف نرم‌افزارها است که جوری برنامه نویسی نشده‌اند که از تمام توان پردازنده‌ها و هسته‌ها استفاده کنند. از طرفی برخی از دستورات نیز آنقدر پیچیده هستند که به راحتی نمی‌توان آن‌ها را به چندین بخش کوچک تبدیل کرد.

تبدیل ترانزیستورهای بیشتر به نرم‌افزارهای سریع‌تر، روز به روز مشکل‌تر می‌شود

با این حال، احتمالا در آینده، پردازنده‌ها به هسته‌های ضعیف‌تر اما بسیار بیشتر مجهز خواهند شد؛ چرا که سرعت پردازشِ پردازنده‌ها با روش فعلی به کندی افزایش می‌یابد و چاره‌ای جز اضافه کردن تعداد هسته‌ها نیست. به همین دلیل است که خبر ساخت پردازنده‌ی ۱۰۰۰ هسته‌ای مهم می‌شود.

معماری تراشه‌ها به نوعی عجیب و بسیار پیچیده است و اگر بخواهیم تعداد هسته‌ها را در پردازنده‌ها افزایش دهیم شاید مجبور شویم که کل ساختار کامپیوترها را تغییر دهیم. در پردازنده‌ها، هر کدام از هسته‌ها تقریبا فضای مستقل و جداگانه‌ی خود را دارند و هسته‌ها از طریق شبکه‌ی داخلی خود با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. به همین دلیل است که کار برنامه‌نویس‌ها برای استفاده از تمام توان هسته‌ها دشوار می‌شود. در همین راستا ایده‌های مختلفی مطرح شده است که شاید جذاب‌ترین آن‌ها معماری KiloCore است که بکار گیری از ۶۴ هسته در پردازنده را ساده‌تر می‌کند. مهم‌ترین برگ برنده‌ی KiloCore در مصرف بهینه‌ی انرژی است. تیم UC Davis می‌گوید که کیلوکور تا ۱۰۰ برابر مصرف بهینه‌تری از پردازنده‌ی لپ‌تاپ‌های فعلی دارد. یک پردازنده با این معماری حتی با یک باتری قلمی نیز کار می‌کند.

در نهایت برای آنکه شاهد پردازنده‌های قوی‌تر، سریع‌تر و کم‌مصرف‌تری باشیم احتمالا باید بدنبال طراحی CPUهای شبیه به GPU با هسته‌های زیاد باشیم. پردازنده‌هایی که تعداد هسته‌ی زیاد با فرکانس پایین‌تر دارند و قادر به پردازش موازی تعداد زیادی عملیات کوچک هستند. اما برای رسیدن به کامپیوترهای سازگار به این نوع پردازنده‌ها، راه پر و پیچ و خمی پیشِ رو است و باید تولیدکنندگان سخت‌افزار و نرم‌افزار عزم خود را جزم کنند.

منبع Motherboard TheVerge

 

0

راهنمای کامل پورت‌ها و آداپتورهای کامپیوتر

کامپیوترها و گجت‌های موبایل امروزی با گستره‌ی وسیعی از پورت‌ها ارائه می‌شوند؛ از پورت‌های USB آشناتر تا پورت‌های جدیدتری نظیر Thunderbolt 3. حتی اگر با معمول‌ترین رابط‌ها آشنا باشید گاه ممکن است پیدا کردن کابل یا آداپتور مناسب برای متصل کردن لپ‌تاپ یا تبلت به یک مانیتور، تلویزیون یا هر دستگاه جانبی دیگر دشوار باشد. زمانی که در حال خریدن یک لپ‌تاپ، تبلت هیبریدی یا کامپیوتر دسکتاپ بزرگ هستید هم بهتر است به پورت‌ها توجه ویژه‌ای داشته باشید. اگر قصد دارید نوعی خاصی از لوازم جانبی را به دستگاه خود وصل کنید قطعا وجود پورت مناسب آن کمک زیادی خواهد کرد. در غیر این صورت حداقل بهتر است بدانید که از چه آداپتوری می‌توانید برای این کار استفاده کنید. به همین دلیل ما لیست فراگیری از پورت‌های مختلف برای شما آماده کرده و در کنار معرفی و توضیح عملکرد هرکدام، نوع و هزینه‌ی تقریبی آداپتوری که در صورت مجهز نبودن دستگاه به آن پورت نیاز خواهید داشت را هم آورده‌ایم. 

آداپتور و پورت کامپیوتر - جک هدفون

جک ۳٫۵ میلی‌متری صدا

نام‌های دیگر: جک هدفون

توضیح: جک ۳٫۵ میلی‌متری معمول‌ترین جک صدا در جهان است، روی اکثر کامپیوترها، تبلت‌ها و گوشی‌های دیده می‌شود و اکثر هدفون‌ها و اسپیکرهای باسیم به آن متصل می‌شوند. برخی از دستگاه‌های قدیمی‌تر از دو جک ۳٫۵ میلی‌متری مجزا برای اتصال هدفون و میکروفون استفاده می‌کنند ولی اغلب مدل‌ها به‌روزتر هر دو کاربرد را در یک جک واحد ادغام کرده‌اند.

آداپتورهای مورد نیاز: اگر دستگاه شما جزو معدود دستگاه‌های فاقد جک ۳٫۵ میلی‌متری صداست می‌توانید از یک هدست باسیم USB، دستگاه‌های صوتی بی‌سیم بلوتوث یا یک آداپتور USB به جک ۳٫۵ میلی‌متری با قیمتی نه‌چندان زیاد استفاده کنید.

آداپتور و پورت کامپیوتر - Ethernet

پورت Ethernet

نام‌های دیگر: RJ-45، Gigabit Ethernet، ۱۰/۱۰۰ Ethernet

توضیح: این پورت که بیشتر روی لپ‌تاپ‌های تجاری و کامپیوترهای دسکتاپ یافت می‌شود اجازه می‌دهد مستقیما به یک شبکه‌ی کابلی متصل شوید. هرچند تکنولوژی Wi-Fi همچنان به پیشرفت خود ادامه می‌دهد ولی امکان اتصال از طریق Ethernet هنوز هم بسیار ارزشمند است؛ به‌ویژه در مکان‌هایی نظیر هتل‌ها که اغلب سیگنال شبکه‌ی بی‌سیم ضعیف است. در برخی از دفترچه‌های راهنما از این پورت با نام‌هایی نظیر Gigabit Ethernet یا ۱۰/۱۰۰ Ethernet یاد شده است. ولی درهرحال تمام لپ‌تاپ‌ها، مودم‌ها و کامپیوترهای مجهز به این پورت،  بدون توجه به نامی که به آن داده شده، می‌توانند از طریق آن اطلاعات را با سرعت حداکثر ۱ گیگابیت بر ثانیه ارسال و دریافت کنند.

آداپتورهای مورد نیاز: اگر دستگاه شما به پورت Ethernet مجهز نیست می‌توانید بسته به این‌که از پورت USB Type-C یا پورت قدیمی‌تر USB Type-A استفاده می‌کنید با قیمی بین ۵۰ تا ۱۰۰ هزار تومان یک آداپتور USB به Ethernet بخرید. همچنین امکان دستیابی به پورت Ethernet از طریق اتصال به یک Docking Station هم وجود دارد.

آداپتور و پورت کامپیوتر - HDMI

پورت HDMI

توضیح: این پورت شناخته‌شده معمول‌ترین پورت برای اتصال گجت‌های مختلف به تلویزیون‌هاست و همچنین روی بسیاری از مانیتورها و پروژکتورها هم دیده می‌شود. بسته به کارت گرافیک لپ‌تاپ یا کامپیوتر دسکتاپ شما ممکن است بتوانید از طریق پورت HDMI خروجی تصویر تا رزولوشن ۴K داشته باشید. البته امکان گرفتن خروجی برای دو مانیتور از طریق یک پورت HDMI واحد وجود ندارد. پورت HDMI علاوه بر تصویر صدا را هم منتقل می‌کند. بنابراین اگر مانیتور یا تلویزیون شما به اسپیکر مجهز باشد صدا را هم روی آن خواهید شنید.

اگر کامپیوتر شما خروجی HDMI دارد ولی مانیتور شما از ورودی DVI استفاده می‌کند، می‌توانید با استفاده از آداپتوری که زیر ۴۰ هزار تومان قیمت دارد یکی را به دیگری تبدیل کنید. اکثر لپ‌تاپ‌هایی که به پورت HDMI مجهز هستند از سایز اصلی یا بزرگ آن استفاده می‌کنند، ولی لپ‌تاپ‌های بسیار باریک یا تبلت‌هایی هم وجود دارند که در آن‌ها از پورت mini HDMI استفاده شده. این پورت اندکی کوچکتر است و برای استفاده از آن به یک آداپتور mini HDMI نیاز خواهید داشت.

آداپتورهای مورد نیاز: اگر لازم است به دستگاهی با پورت DVI متصل شوید یک آداپتور HDMI به DVI معمولا زیر ۴۰ هزار تومان قیمت خواهد داشت. اگر پورت USB Type-C دستگاه شما از ویدیو پشتیبانی می‌کند می‌توانید با قیمتی بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان یک آداپتور USB Type-C به HDMI بخرید. اگر قصد داشته باشید از پورت HDMI کامپیوتر خود به DisplayPort مانیتور وصل شوید به یک مبدل اکتیو نسبتا گران نیاز خواهید داشت که نیازمند اتصال برق مجزا هم هست. در این مورد کابل‌های معمولی DisplayPort به HDMI کارایی نخواهند داشت.

آداپتور و پورت کامپیوتر - DisplayPort

پورت‌های DiplayPort و mini DisplayPort

توضیح: DisplayPort در حال حاضر پیشرفته‌ترین اتصال استاندارد انتقال تصویر است که می‌تواند سیگنالی با رزولوشن ۴K و فرکانس ۶۰ هرتز را به یک مانیتور ارسال کند. این پورت همچنین قادر است با استفاده از یک هاب یا داک سه مانیتور را با رزولوشن Full HD به‌طور هم‌زمان تغذیه کند. اکثر لپ‌تاپ‌هایی که به این تکنولوژی مجهز هستند یا از پورت کوچکتر mini DisplayPort بهره می‌برند یا سیگنال مربوط به آن را از طریق درگاه USB Type-C ارسال می‌کنند. بسیاری از مانیتورها و اکثر تلویزیون‌ها فاقد اتصال DisplayPort هستند ولی امکان انتقال تصویر به آن‌ها از طریق کابل و آداپتور DisplayPort به HDMI با قیمت حدود ۷۰ تا ۱۵۰ هزار تومان وجود دارد. DisplayPort هم مانند HDMI می‌تواند صدا و تصویر را از طریق یک کابل منتقل کند.

آداپتورهای مورد نیاز: اگر بخواهید از خروجی mini DisplayPort لپ‌تاپ خود برای بیش از یک مانیتور با ورودی DisplayPort خروجی بگیرید به یک هاب MST یا همان Multi-Stream Transport نیاز خواهید داشت که معمولا بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار تومان قیمت دارد و نیازمند منبع برق مجزا است. کابل‌های USB Type-C به DisplyPort یا مبدل micro DiplayPort به اندازه‌ی استاندار هم قیمتی در حدود ۴۰ هزار تومان دارند.

آداپتور و پورت کامپیوتر - DVI

پورت DVI

توضیح: به‌طورمعمول پورت خروجی DVI یا Digital Visual Interface را هیچ‌گاه روی لپ‌تاپ‌ها مشاهده نخواهید کرد ولی بسیاری از کامپیوترهای دسکتاپ و تقریبا تمام مانیتورهایی که از رزولوشن Full HD یا کمتر استفاده می‌کنند به یکی از این پورت‌ها مجهز هستند. با توجه به این‌که بسیاری از مانیتورهای مقرون‌به‌صرفه و پرفروش تنها به اتصالات DVI و VGA مجهز هستند، اغلب پورت DVI بهترین گزینه‌ی شما برای انتقال تصویر خواهد بود. خوشبختانه پیدا کردن آداپتور HDMI یا DisplayPort به DVI کار چندان دشواری نیست. پورت DVI قادر است از سیگنال خروجی تا حداکثر رزولوشن UXGA (معادل ۱۹۲۰ در ۱۲۰۰ پیکسل) با فرکانس ۶۰ هرتز پشتیبانی کند ولی برای فعال کردن یک مانیتور ۲K یا ۴K به یک اتصال ثانویه نیاز خواهد داشت که با عنوان Dual-Link DVI شناخته می‌شود.

آداپتورهای مورد نیاز: با هزینه‌ای نزدیک به ۴۰ هزار تومان می‌توانید یک کابل HDMI به DVI و با هزینه‌ای حدود ۷۰ هزار تومان می‌توانید یک کابل یا هاب DisplayPort به DVI تهیه کنید. متصل کردن خروجی DVI کامپیوتر به ورودی VGA مانیتور با یک آداپتور DVI به VGA بسیار ارزان ممکن است ولی اتصال یک مانیتور با ورودی DVI به خروجی VGA یک کامپیوتر کاری دشوار و پرهزینه خواهد بود. معمولا قیمت یک USB Docking Station که امکان اتصال به مانیتورهای Dual-DVI را داشته باشد از حدود ۳۵۰ هزار تومان شروع می‌شود.

آداپتور و پورت کامپیوتر - کارت خوان micro SD

کارت‌خوان microSD

نام‌های دیگر: شیار کارت حافظه‌ی microSD، اسلات کارت microSD، کارت‌خوان microSDHC، microSDXC

توضیح: این اسلات امکان دسترسی به محتوای مموری کارت‌های کوچک microSD را فراهم می‌کند. microSD همان نوع کارتی است که اغلب در گوشی‌های هوشمند به‌عنوان حافظه‌ی خارجی مورداستفاده قرار می‌گیرد. اگر لپ‌تاپ یا تبلت شما حافظه‌ی داخلی محدودی دارد ولی به شیار کارت microSD‌ مجهز است، خریدن یک کارت microSD نه‌چندان گران‌قیمت (حدود ۷۰ هزار تومان برای ۶۴ گیگابایت) می‌تواند کمک مفیدی برایتان باشد.

آداپتورهای مورد نیاز: اگر لپ‌تاپ شما به شیار کارت حافظه‌ی microSD مجهز نیست می‌توانید با هزینه‌ای زیر ۲۰ هزار تومان یک کارت‌خوان USB اکسترنال بخرید.

آداپتور و پورت کامپیوتر - کارت خوان SD

کارت‌خوان SD

نام‌های دیگر: کارت‌خوان سه‌کاره، کارت‌خوان چهارکاره، کارت‌خوان پنج‌کاره، کارت‌خوان SDHC، شیار کارت SD

توضیح: با استفاده از این اسلات می‌توانید به محتوای مموری کارت‌هایی دسترسی داشته باشید که اغلب در دوربین‌های دیجیتال استفاده می‌شوند. اگر مکررا نیاز به انتقال تصاویر دوربین DSLR یا دوربین بدون آینه به لپ‌تاپ یا کامپیوتر خود دارید حضور این کارت‌خوان می‌تواند کار شما را بسیار آسان کند.

آداپتورهای مورد نیاز: اگر لپ‌تاپ یا سیستم دسکتاپ شما به کارت‌خوان SD داخلی مجهز نیست می‌توانید با هزینه‌ای زیر ۲۰ هزار تومان یک کارت‌خوان USB اکسترنال بخرید.

آداپتور و پورت کامپیوتر - USB Type-A

پورت USB Type-A

نام‌های دیگر: USB معمولی

توضیح: اتصال USB یا همان Universal Serial Bus با اختلاف زیاد پرکاربردترین پورت مورد استفاده در لپ‌تاپ‌ها و کامپیوترهای دسکتاپ است. معمول‌ترین نوع پورت USB با نام USB Type-A شناخته می‌شود و شکل مستطیلی ساده‌ای دارد. بسته به سخت‌افزار سیستم این نوع پورت می‌تواند از استانداردهای USB-2.0 و USB-3.0 پشتیبانی کند. در ادامه بیشتر در مورد استاندازدها و سرعت‌های USB توضیح خواهیم داد. تعداد بی‌شماری از لوازم جانبی را می‌توانید از طریق پورت USB به سیستم خود متصل کنید؛ از کیبورد و ماوس گرفته تا انواع پرینتر، اسکنر یا آداپتورهای Ethernet. پورت‌های USB معمولی استاندارد ویدیویی خاصی برای خود ندارند ولی می‌توانید با استفاده از یک Universal Docking Station (داکی که برای یک مدل لپ‌تاپ خاص تولید نشده و از طریق اتصال USB به اکثر لپ‌تاپ‌ها متصل می‌شود) یا آداپتوری که از تکنولوژی DisplayLink پشتیبانی می‌کند به مانیتورها هم متصل شوید.

آداپتور و پورت کامپیوتر - USB Type-B

پورت USB Type-B

توضیح: این پورت USB مربعی شکل را روی هیچ کامپیوتری مشاهده نخواهید کرد ولی بسیاری از هاب‌ها، داکینگ استیشن‌ها و پرینترها از آن به‌عنوان پورت ورودی استفاده می‌کنند. برای اتصال این‌گونه دستگاه‌ها به کامپیوتر به یک کابل USB Type-A به Type-B نیاز خواهید داشت که معمولا همراه آن وسیله‌ی جانبی خواهد بود.

آداپتور و پورت کامپیوتر - USB Type-C

پورت USB Type-C

نام‌های دیگر: USB-C

توضیح: این نوع پورت USB باریک آینده‌ی پورت‌های USB خواهد بود. پورت USB Type-C که در حال حاضر هم روی برخی از گجت‌ها یافت می‌شود در آینده‌ی نزدیک جایگزین پورت USB Type-A، پورت USB Type-B و microUSB خواهد شد. پورت USB Type-C به دلیل این‌که از پورت‌های USB قبلی بسیار باریک‌تر است می‌تواند روی لپ‌تاپ‌های به‌شدت باریکی نظیر مک‌بوک ۱۲ اینچی استفاده شود. همچنین پورت USB Type-C یک پورت دورو است؛ بنابراین دیگر نگران برعکس بودن کابل هنگام اتصال به دستگاه نخواهید بود.

خوب یا بد پورت‌های USB Type-C می‌توانند از چندین استاندارد مختلف پشتیبانی کنند که البته همه‌ی آن‌ها عملکردهای یکسانی ندارند. پورت Type-C می‌تواند فایل‌ها را با یکی از دو سرعت USB 3.1 نسل اول (۵ گیگابیت در ثانیه) یا USB 3.1 نسل دوم (۱۰ گیگابیت در ثانیه) منتقل کند. این پورت می‌تواند از قابلیت USB Power Delivery هم پشتیبانی کند و در نتیجه می‌توانید لپ‌تاپ خود را از طریق آن شارژ کنید. پورت USB Type-C قادر است از طریق حالتی به نام Alt Mode به انتقال سیگنال‌های DisplayPort بپردازد یا حتی به‌عنوان یک پورت Thunderbolt انجام‌وظیفه کند.

تولیدکنندگان می‌توانند سازگاری پورت USB Type-C را با سرعت USB 3.1 نسل دوم با استفاده از یک لوگوی SS 10 نمایش دهند یا با استفاده از یک لوگوی باتری امکان شارژ کردن دستگاه از طریق آن را مشخص کنند. متاسفانه کمتر شاهد استفاده از این علایم هستیم. ولی اغلب اوقات لوگویی شبیه صاعقه در کنار پورت‌های USB Type-C دیده می‌شود که نشان می‌دهد این پورت عملکرد پورت تاندربولت ۳ را هم دارد، از بالاترین سرعت انتقال داده‌ها پشتیبانی می‌کند و می‌تواند اطلاعات ویدیویی را منتقل کند.

آداپتورهای مورد نیاز: اگر شما یک پورت USB Type-A دارید و باید دستگاهی با پورت USB Type-C را به آن وصل کنید، می‌توانید از یک کابل USB-C به USB Type-A با قیمتی در حدود ۴۰ هزار تومان استفاده کنید.

آداپتور و پورت کامپیوتر - USB 2.0

استاندارد USB 2.0

نام‌های دیگر: High-Speed USB، USB 2

توضیح: یک پورت USB 2.0 قابلیت نقل‌وانتقال اطلاعات را تا سرعت ۴۸۰ مگابیت در ثانیه دارد. USB 2.0 معمول‌ترین سرعت در پورت‌های USB محسوب می‌شود و با بخش اعظم لوازم جانبی موجود سازگار است. استاندارد USB 2.0 می‌تواند در اشکال مختلفی از جمله USB Type-A (مستطیل)، USB Type-B (مربع)، mini یا micro USB وجود داشته باشد. در لپ‌تاپ‌ها و سیستم‌های دسکتاپ پورت USB 2.0 همیشه به شکل USB Type-A خواهد بود ولی در گوشی‌های و تبلت‌ها اغلب به شکل micro USB دیده می‌شود.

آداپتور و پورت کامپیوتر - USB 3.0

استاندارد USB 3.0

نام‌های دیگر: SuperSpeed USB، USB 3

توضیح: پورت USB 3.0 که حداکثر سرعت نقل‌وانتقال آن به ۵ گیگابیت در ثانیه (بیش از ۱۰ برابر نسل قبلی) می‌رسد برای اتصال دستگاه‌هایی نظیر هارددیسک اکسترنال، حافظه‌های SSD و داکینگ استیشن‌هایی با رزولوشن بالا بسیار مناسب است. پورت‌های USB 3.0 به‌صورت خودکار با لوازم جانبی و کابل‌های قدیمی‌تر USB 2.0 سازگار هستند. پورت‌های USB 3.0‌ روی کامپیوترها از کانکتور مستطیلی شکل USB Type-A استفاده می‌کنند و معمولا از نظر بصری تفاوتی با برادران قدیمی‌تر خود ندارند. گاهی اوقات برای متمایز شدن این پورت‌های فوق‌سریع از نسخه‌ی قدیمی‌تر برای آن‌ها از رنگ آبی روشن استفاده می‌شود یا یک لوگوی کوچک SS کنارشان قرار می‌گیرد. البته این تفاوت‌های بصری به شکل استاندارد درنیامده‌اند و همیشه رعایت نمی‌شوند.

آداپتور و پورت کامپیوتر - USB 3.0

استاندارد USB 3.1 Gen 1 (نسل اول)

نام‌های دیگر: USB 3.1، SuperSpeed USB

توضیح: USB 3.1  نسل اول از نظر سرعت دقیقا با USB 3.0 برابر است (۵ گیگابیت در ثانیه) ولی تنها روی پورت‌های USB Type-C کار می‌کند. اگر کابل مناسب را در اختیار داشته باشید USB 3.1 نسل اول با دستگاه‌ها و لوازم جانبی USB 3.0 و USB 2.0 سازگار خواهد بود. ممکن است دستگاه‌هایی که از پورت USB 3.1 استفاده می‌کنند، به قابلیت USB Power Delivery هم مجهز باشند. این قابلیت به دستگاه اجازه می‌دهد از طریق پورت USB به ارسال یا دریافت انرژی با توان حداکثر ۱۰۰ وات بپردازد. این توان برای شارژ کردن باتری اغلب لپ‌تاپ‌ها کفایت می‌کند.

آداپتورهای مورد نیاز: پورت USB 3.1 ناچار است از شکل Type-C استفاده کند و در نتیجه برای استفاده از آن به کابل استاندارد Type-C‌ نیاز خواهید داشت.

آداپتور و پورت کامپیوتر - USB 3.1

استاندارد USB 3.1 Gen 2 (نسل دوم)

نام‌های دیگر: USB 3.1، SuperSpeed+ USB، SuperSpeed USB 10 Gbps

توضیح: USB 3.1 نسل دوم درست شبیه نسل اول است با این تفاوت که سرعت آن دو برابر شده و به حداکثر ۱۰ مگابیت بر ثانیه رسیده است. USB 3.1 نسل دوم هم اگر کابل مناسب را در اختیار داشته باشید با دستگاه‌ها و لوازم جانبی USB 3.0 و USB 2.0 سازگار خواهد بود.

آداپتورهای مورد نیاز: پورت USB 3.1 Gen 2 هم به کانکتور Type-C نیاز دارد ولی اگر نکته‌ی مهم اینجاست که اگر بخواهید از حداکثر سرعت آن استفاده کنید کابل شما هم باید از سرعت ۱۰ گیگابیت در ثانیه پشتیبانی کند.

آداپتور و پورت کامپیوتر - micro USB

پورت micro USB

نام‌های دیگر: micro-B

توضیح: این پورت کوچک معمولا برای شارژ کردن گوشی‌های هوشمند و تبلت‌ها به کار می‌رود ولی بعید است که آن را روی لپ‌تاپ‌ها یا کامپیوترهای دسکتاپ ببینید. پورت‌های micro USB معمول از استاندارد USB 2.0 (سرعت ۴۸۰ مگابیت بر ثانیه) پشتیبانی می‌کنند ولی دستگاه‌های معدودی (اغلب هاردهای اکسترنال) هم وجود دارند که micro USB آن‌ها چند پین بیشتر داشته و به استاندارد USB 3.0 مجهز شده است. البته همچنان امکان استفاده از کابل‌ها و کانکتورهای USB 2.0 برای پورت‌های micro USB 3.0 وجود دارد.

آداپتورهای مورد نیاز: برای اتصال گوشی هوشمند یا تبلت micro USB خود به لپ‌تاپ یا شارژر به یک کابل USB Type-A به micro USB با قیمت زیر ۱۰ هزار تومان نیاز خواهید داشت. همچنین با قیمت در حدود ۳۰ هزار تومان می‌توانید یک مبدل یا کابل USB-C به micro USB تهیه کنید.

آداپتور و پورت کامپیوتر - mini USB

پورت mini USB

 نام‌های دیگر: mini-B

توضیح: پورت mini USB نسبت به micro USB کاربرد کمتری دارد. این پورت که اندکی بزرگ‌تر است در برخی از هاردهای اکسترنال، دسته‌های بازی (برای مثال دسته‌ی PS3) و دیگر لوازم جانبی دیده می‌شود. mini USB رو هیچ کامپیوتر یا لپ‌تاپی استفاده نمی‌شود ولی یافتن کابلی که پورت Type-A، Type-C یا micro USB را به دستگاهی با پورت mini USB وصل کند کار آسانی است.

آداپتورهای مورد نیاز: یک کابل Type-A به mini USB یا micro USB به mini USB ممکن است زیر ۲۰ هزار تومان قیمت داشته باشد. قیمت کابل Type-C به mini حدود ۴۰ هزار تومان خواهد بود.

آداپتور و پورت کامپیوتر - Thunderbolt

استاندارد Thunderbolt 3

نام‌های دیگر: Thunderbolt

توضیح: پورت تاندربولت در حال حاضر سریع‌ترین اتصال موجود است که می‌تواند داده‌ها را حداکثر با سرعت ۴۰ گیگابیت در ثانیه (۴ برابر سریع‌تر از سریع‌ترین اتصال USB) منتقل کند. این استاندارد پرسرعت همچنین می‌تواند دو سیگنال DisplayPort را به‌طور هم‌زمان منتقل کند و در نتیجه از طریق یک Thunderbolt 3 می‌توان دو مانیتور ۴K را به کار انداخت. در برخی از دستگاه‌های جدید می‌توانید از Thunderbolt برای اتصال به یک کارت گرافیک اکسترنال استفاده کنید. با این روش امکان اجرای بازی‌های بسیار سنگین روی یک لپ‌تاپ بسیار باریک ممکن می‌شود.

تمام پورت‌های Thunderbolt 3 از اتصال USB Type-C استفاده می‌کنند و کارایی یک پورت USB Type-C را هم دارند. بدین ترتیب با آن‌ها می‌توانید به گستره‌ی وسیعی از لوازم جانبی USB متصل شوید و حتی به شارژ کردن تبلت یا لپ‌تاپ خود بپردازید. پیش از آمدن Thunderbolt 3 که از اواخر سال ۲۰۱۵ میلادی روی لپ‌تاپ‌ها دیده شد، استانداردهای Thunderbolt 2 و Thunderbolt اصلی وجود داشتند ولی سیستم‌های بسیار اندکی به آن‌ها مجهز بود. با استفاده از یک کابل آداپتور می‌توانید کامپیوتر مجهز به Thunderbolt 3 خود را به دستگاه‌هایی با استانداردهای قدیمی‌تر Thunderbolt متصل کنید.

آداپتورهای مورد نیاز: ممکن است بتوانید کابل‌های Thunderbolt 3 را با قیمتی در حدود ۹۰ هزار تومان هم بیابید ولی باید دقت کنید که تمام این کابل‌ها امکان پشتیبانی از حداکثر سرعت ۴۰ گیگابیت در ثانیه را ندارند و ماکزیمم سرعت بعضی از آن‌ها تنها ۲۰ گیگابیت در ثانیه است. داکینگ استیشن‌های Thunderbolt 3 که امکان اتصال به گستره‌ای از مانیتورها و لوازم جانبی را فراهم می‌کنند حداقل قیمتی در حدود ۷۰۰ هزار تومان خواهند داشت. همچنین امکان استفاده از تمام کابل‌ها، داک‌ها و دستگاه‌های USB Type-C با پورت Thunderbolt 3 هم وجود دارد. آداپتورهای Thunderbolt 3 به Thunderbolt که برای اتصال دستگاه‌های قدیمی‌تر مورد نیاز شما خواهند بود احتمالا قیمتی بیش از ۳۵۰ هزار تومان خواهند داشت.

آداپتور و پورت کامپیوتر - VGA

پورت VGA

توضیح: قدمت پدرجد تمام خروجی‌های ویدیو یعنی VGA یا همان Video Graphics Array، به سال ۱۹۸۷ میلادی برمی‌گردد. ولی این پورت هنوز هم در بسیاری از مانیتورها و پروژکتورها به کار می‌رود. البته به دلیل حجیم بودن این پورت ۱۵ پین کمتر می‌توانید آن را روی نسل جدید لپ‌تاپ‌ها و کامپیوترها بیابید. پورت VGA یک اتصال آنالوگ است و در نتیجه احتمال ضعیف شدن سیگنال آن هنگام استفاده از کابل‌های بلند وجود دارد. همچنین بیشینه رزولوشن خروجی این پورت تنها ۱۹۲۰ در ۱۲۰۰ پیکسل خواهد بود. بنابراین با توجه به استانداردهای روز این پورت از تمام گزینه‌های دیگر جذابیت کمتری دارد.

آداپتورهای مورد نیاز: امکان تبدیل خروجی پورت VGA به هیچ‌یک از استانداردهای ویدیویی دیگر نظیر DVI، DisplayPort یا HDMI وجود ندارد. ولی می‌توانید خروجی هرکدام از کانکتورهای دیگر را با استفاده از یک کابل یا آداپتور ارزان به مانیتورهای VGA بیاورید.

منبع: LAPTOP Magazine

 

0

چگونه با فعال کردن Intel XMP از حداکثر سرعت رم رایانه بهره ببریم

اگر رم پرسرعتی برای رایانه خود خریداری کرده‌اید، احتمال زیادی وجود دارد که سیستم شما از حداکثر سرعت رم استفاده نکند. معمولا تا زمانیکه تنظیمات مرتبط با رم را به صورت دستی اعمال نکرده باشید یا Intel XMP فعال نباشد، رایانه شما از نهایت سرعت رم بهره نخواهد برد.

Intel XMP چیست؟

سرعت استاندارد رم از طریق JEDEC تنظیم می‌شود. حتی اگر شما رمی خریداری کرده باشید که در تبلیغات آن اعلام شده که سرعت آن بیشتر از حد استاندارد است و از رم یاد شده در یک مادربورد مخصوص گیمنگ هم استفاده کرده باشید باز هم سرعت این قطعه به میزانی که در تبلیغ اشاره شده نیست و در عوض نهایتا سرعت آن در حد استاندارد خواهد بود.

در هرحال، در این مرحله نیازی به مراجعه به بخش Bios و اعمال دستی تنظیمات مرتبط با رم نیست. هنگامی که یک رم جدید خریداری می‌کنید، در مقداری از حافظه آن یک یا دو Intel XMP ارائه می‌شود. Bios شما قادر به خواندن XMP ها و پیکربندی خودکار تنظیماتی که تولیدکننده رم شما انتخاب کرده، است. 

اگر از پردازنده‌های AMD استفاده می‌کنید، احتمالا می‌توانید AMP را به جای XMP فعال کنید. در واقع AMP نسخه AMD همان XMP است.

چگونه تنظیمات رم خود را بررسی کنید

امکان بررسی تنظیمات رم از طریق ویندوز وجود دارد. نرم‌افزار CPU-Z را از این لینک دانلود کرده و پس از اجرای آن و روی تب Memory کلیک کنید. حالا تنظیماتی که برای اجرای رم شما پیکربندی شده را مشاهده خواهید کرد. این داده‌ها را با آنچه در تبلیغات رم شما اعلام شده مقایسه کنید. اگر قطعات رایانه را خودتان سرهم کرده‌ و تا بحال XMP را فعال نکرده‌اید، به احتمال بسیار زیاد تنظیمات رم شما به نحوی است که سرعت آن روی حداکثر تنظیم نشده است.

XMP

چگونه XMP را فعال کنیم

برای فعال کردن XMP، شما باید به بخش Bios رایانه خود مراجعه کنید. سیستم خود را ری-استارت کرده و دکمه مربوط به انتقال به Bois را فشار دهید. این دکمه در هر سیستمی ممکن است متفاوت باشد ولی معمولا پس از شروع بوت دستگاه نام این دکمه مشخص می‌شود که معمولا یکی از کلید‌های Esc، Delete یا F2 یا F10 است. اگر دقیقا نمی‌دانید با فشردن چه کلیدی می‌توانید به بخش Bios دستگاه خود وارد شوید، به راهنمای مادربورد خود مراجعه کنید.

پس از ورود به ‌Bios سیستم، به دنبال گزینه‌ای به نام XMP بگردید. این گزینه ممکن است در بخش تنظیمات اصلی قرار داشته باشد. همچنین امکان دارد گزینه یاد شده را در بخش تنظیمات پیشرفته Ram مشاهده کنید. علاوه بر این در برخی از سیستم‌ها، گزینه مورد بحث در قسمت overclocking نیز وجود دارد.

XMP

XMP را فعال کرده و یکی از پروفایل‌ها را انتخاب کنید. درحالیکه ممکن است دو پروفایل جدا از هم را در این بخش مشاهده کنید، اما در بیشتر مواقع فقط یکی از آن‌ها را می‌توان انتخاب کرد. در بعضی شرایط نیز احتمالا فقط امکان فعال یا غیرفعال کردن XMP وجود داشته باشد.

اگر دو پروفایل را برای انتخاب در دسترس دارید، اغلب این دو پروفایل شبیه به یکدیگر هستند. البته به احتمال زیاد در این حالت شما فقط امکان انتخاب پروفایل ۱ را خواهید داشت. در هرحال، سعی کنید در صورت امکان هر پروفایلی که مشاهده می‌کنید را فعال کنید و موردی را در حالت انتخاب قرار دهید که سرعت بیشتری را به شما ارائه می‌دهد. پس از اعمال این تغییرات به محیط ویندوز برگشته و نرم‌افزار CPU-Z را مجددا اجرا کرده و در نتیجه تغییرات اعمال شده را مشاهده کنید.

منبع howtogeek

 

0

از بلوتوث ۱ تا بلوتوث ۵؛ نگاهی به میراث شرکت اریکسون

0

MU-PT1T0B-EU-290450-0

در دنیای کامپیوتر، حافظه‌های SSD و HDD بهترین ابزار ذخیره سازی هستند. با توجه به سرعت بالای خواندن و نوشتن حافظه‌های SSD، توصیه می‌شود به جای استفاده از انواع قدیمی‌تر HHD از آن‌ها استفاده شود. اما نشانه های پایان عمر هاردها کدام اند؟

کلیک – ممکن است این هاردها پس از گذشت مدت زمانی دچار مشکل شوند و به پایان عمر مفید خود نزدیک می‌شوند. اما چگونه می‌توان فهمید که هارد ما دیگر قابل اعتماد نیست و باید هارد دیگری را جایگزین آن کنیم؟ در این مطلب قصد داریم شما را با پنج نشانه هشدار دهنده در مورد پایان عمر هارد آشنا کنیم. اما اجازه دهید در ابتدا علت آسیب‌های مطرح شده در این مطلب را توضیح دهیم. همه حافظه‌های SSD از یک منبع تغذیه استفاده می‌کنند و ایجاد نوسان در جریان برق موجب می‌شود بسیاری از فایل‌های موجود در هارد دچار مشکل شوند. نوسانات برق باعث نمی‌شود هارد غیر قابل استفاده شود، اما ممکن است  نتواند فایل‌های خاصی را بخواند. همانطور که قطعات داخلی هارد‌ها گاهی اوقات آسیب می‌بینند، برخی از عوامل خارجی نیز در آسیب زدن به هاردها دخیل هستند. اکنون می‌خواهیم نشانه‌های ناشی از آسیب هاردها را بررسی کنیم. با ما همراه باشید.

بد بلاک

همه افرادی که با خطاهای مربوط به هارد دیسک آشنایی دارند، ممکن است با خطاهای مرتبط با بد بلاک شدن هارد مواجه شده باشند. هنگامی که از هارد دیسک خود استفاده می‌کنید و متوجه می‌شوید که هیچ فایلی را نمی‌تواند بنویسد یا بخواند، هارد شما دچار مشکل بد بلاک شده است. از دیگر نشانه‌های بد بلاک شدن زمان بسیار طولانی بارگزاری فایل‌ها در هنگام جستجوی آن‌ها است.

۲

عدم توانایی هارد در خواندن و نوشتن فایل‌ها

هنگامی که می‌خواهید فایل‌های خود را در هارد خود کپی کنید ناگهان با پیام “cannot be read/written” مواجه می‌شوید. در صورتی که با این پیام مواجه شدید باید به فکر خرید یک هارد جدید باشید.

۳

راه اندازی نشدن سیستم

این موضوع می‌تواند برای هر کاربر کامپیوتری وحشتناک باشد. هنگامی که لپ تاپ خود را روشن می‌کنید با پیام “the proper files cannot be found” مواجه می‌شوید. متاسفانه دلیل نمایش این پیام بد بلاک شدن حافظه‌ SSD است. خوشبختانه کاربران سیستم عامل‌های ویندوز و مک می‌توانند از ابزارهای تشخیصی سیستم عامل برای بازیابی فایل‌های آسیب دیده استفاده کنند.

۴۴۴۴۴۴۴۴۴۴۴۴۴

متوقف شدن فعالیت هارد و ریست شدن سیستم

این مشکل نیز همانند مشکل قبلی است با این تفاوت که سیستم شما دائما ریست می‌شود و دوباره همان صفحه آبی رنگ نمایش داده می‌شود. این روند تا زمانی که هارد خود را تعویض نکنید در سیستم شما ادامه پیدا خواهد کرد.

هارد فقط خواندنی می‌شود.

وقتی که این مشکل برای شما پیش می‌آید، هیچ فایلی را نمی‌توانید بر روی هارد خود ذخیره کنید و هارد فقط می‌تواند فایل‌ها را بخواند.

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

 

منبع: .gizbot

0

استاندارد IPxy برای ضد آب و گرد و غبار بودن دستگاه های الکتریکی چیست؟

استاندارد آی پی که مربوط به ضد آب و گردو غبار بودن است به خصوص در زمینه‌ی گوشی‌های هوشمند در سال‌های اخیر بیشتر به گوشی می‌رسد. برای مثال گلکسی اس 7 اج گواهینامه IP68 را دارد. اما این استاندارد چیست و اعداد در آن چه مفهومی دارند؟ در ادامه با زومیت همراه شوید تا نگاهی به جزئیات این استاندارد داشته باشیم.

آی پی یا Ingress Protection درجه حفاظت تجهیزات در مقابل ورود گرد و غبار و خاک و آب و رطوبت را بیان می‌کند که از دیر باز از جمله الگوها و حدود و ثغورهای مهم جهت تولید تجهیزات الکتریکی و همچنین پزشکی بوده است، با توجه به گسترش و پیشرفت روز افزون دنیای تکنولوژی و سیطره آن بر حوزه تجهیزاتی همچون تلفن‌های همراه، لزوم به کارگیری الگوهای استاندارد بر این تجهیزات با توجه به گسترش کارایی آن‌ها و همچنین عطش کاربران جهت استفاده از بهترین‌های تکنولوژی، تولیدکنندگان این رده محصولات را برآن داشته تا با رعایت و استقرار الزامات سختگیرانه‌تری اقدام به تولید محصول درخور حال مشتریان تنوع طلب دنیای دیجیتال کنند.

درجه حفاظت IP اصطلاح یا به عبارتی استانداردی است که به تازگی با ظهور تلفن‌های همراه با قابلیت ارایه عملکرد عادی در شرایط آب و هوای غیر عادی همانند باران، رطوبت بالا و عکاسی در شرایط نامتعارف، همچون زیر آب، بر سر زبان‌ها افتاده و سازندگان را نیز جهت تولید محصولاتی با درجه حفاظت بالاتر در برابر نفوذ آب و گرد و غبار و خاک مشتاق نموده است. با توجه به تعاریف متفاوت و متنوعی که در استاندارد  IP وجود دارد تصمیم گرفتیم جهت روشن شدن مساله و راهنمایی کاربران این طیف محصولات، خوانندگان محترم را با مشخصه های IP آشنا کرده و همچنین آنها را از قابلیت و یا عدم توانایی دستگاه تلفن همراه خود در شرایط نامتعارف آگاه نماییم.

 مطابق آنچه در برخی تبلیغات مشاهده کرده‌اید مشخصه IPxy متشکل از دو بخش عددی است که در مقابل حروف I و P قرار میگیرد که بیانگر میزان حفاظتی است که دستگاه در برابر نفوذ گرد و خاک و مایعات دارد، مشخصه ی عددی اول که می تواند اعدادی از صفر الی شش را پذیرا باشد نشان دهنده میزان نفوذ در برابر جامدات یا همان گرد و غبار و خاک و مشخصه‌ی عددی دوم با پذیرایی اعداد از صفر تا 8 میزان حفاظت در برابر آب، مایعات و رطوبت را نشان می‌دهد که در ادامه به تعریف هریک از این اعداد می پردازیم:  

 

IPxy

مشخصه عددی اول (x):

x=0 : قسمت‌های برقدار و یا متحرک داخل محفظه دستگاه هیچ گونه حفاظتی نشده‌اند و همچنین هیچگونه حفاظتی در برابر ورود اجسام خارجی به داخل دستگاه وجود ندارد.

x=1 : در برابر تماس‌های اتفاقی یا غیر عمدی با قسمت‌های برق ‌دار یا متحرک، دستگاه حفاظت شده ولی عمداً و با اراده می‌توان به قسمت های برق‌دار  و یا متحرک دستگاه دست زد و به طور خلاصه دستگاه در برابر ورود اشیاء با قطر بزرگتر از ۵۰ میلی‌متر حفاظت شده است.

x=2 : قسمت‌های برق‌دار یا متحرک داخل دستگاه در برابر انگشت دست انسان محافظت شده و یا به عبارت دیگر دستگاه در برابر ورود اشیاء خارجی با قطر بزرگتر از ۱۲ میلی‌متر حفاظت شده است.

x=3 : قسمت‌های برق‌دار یا متحرک داخل دستگاه در برابر ورود ابزار، سیم و هر شیء دیگر با قطر بیش از ۲.۵ میلیمتر حفاظت شده و به طور کلی اشیاء با قطر بیش از ۲.۵ میلی‌متر نمی‌توانند وارد دستگاه شوند.

x=4 : قسمت‌های برق‌دار و یا متحرک داخل دستگاه در برابر ورود اجسام خارجی بیش از یک میلی‌متر محافظت شده است.

x=5 : حفاظت کامل در برابر تماس با قسمت‌های برق دار یا متحرک دستگاه؛ منفذهای ورود گرد و غبار به داخل دستگاه، به طور کامل مسدود نشده ولی گرد و غباری که وارد دستگاه می‌شود باعث اختلال در سیستم داخلی و عملکرد دستگاه نمی گردد.

x=6 : قسمت‌های برق‌دار و یا متحرک داخل دستگاه به طور کامل در برابر تماس‌های خارجی حفاظت شده و مطلقاً منفذی جهت ورود گرد و غبار به داخل دستگاه وجود ندارد.

زد 5 پریمیوم

 

مشخصه عددی دوم (y):

 y=0: دستگاه هیچ گونه حفاظتی در برابر آب ندارد.

 y=1: دستگاه در برابر قطرات متراکم شده که به طور قائم از بالا بر روی قاب آن می‌چکد محافظت شده است.

 y=2: دستگاه در برابر باران که به طور قائم یا با زاویه ۱۵ درجه نسبت به خط قائم به بدنه آن ببارد حفاظت شده است.

 y=3: دستگاه در برابر باران که به طور قائم یا با زاویه ۶۰ درجه نسبت به خط قائم به بدنه آن ببارد حفاظت شده است.

 y=4: دستگاه در برابر پاشش آب در هر جهت به بدنه آن حفاظت شده است.

 y=5: دستگاه در برابر پاشش آب با فشار از هر جهت به بدنه آن در شرایط معین حفاظت شده و خطر جدی برای دستگاه ندارد.

 y=6: دستگاه در برابر موقعیت خاص، عرشه کشتی و دریا (شرایط رطوبتی بالا) یا پاشش آب با فشار بسیار زیاد حفاظت شده و در این شرایط آب وارد دستگاه نمی‌شود.

 y=7: دستگاه در برابر غوطه‌ور شدن در عمق پانزده سانتیمتری الی یک متری تا مدت زمان سی دقیقه حفاظت شده، وقتی دستگاه با شرایط ذکر شده در داخل آب غوطه‌ور باشد در فشار معین مایع و زمان عنوان شده، آب وارد دستگاه نمی‌شود.

 y=8: دستگاه در برابر غوطه‌ور شدن در آب در زمان نامحدود حفاظت شده، وقتی دستگاه در عمق معین از آب قرار می‌گیرد برای زمان نامحدود آب وارد دستگاه نمی‌شود.

مثال : IP68

6: به معنی حفاظت کامل بدون نفوذ گرد و غبار.

8: به معنی عدم نفوذ در برابر غوطه ور شدن دستگاه در آب در زمان نامحدود و در عمق معینی از آب.

 

جمع بندی

در پایان به این نکته بایستی اشاره کرد که بسیاری از تجهیزات الکترونیکی در طول مدت استفاده در مواجه شدن با آلاینده‌ها همچون رطوبت، گرد و غبار و خاک و همچنین ضربه از خود مقاومت نشان نمی دهند.

کلاس IP مشخص‌کننده‌ی این موضوع است که تا چه حد می‌توان بدون در نظر گرفتن امنیت به مقاومت دستگاه اطمینان کرد. 

 

0

بهترین تلویزیون های OLED بازار

تلویزیون‌های OLED به واسطه‌ی تکنولوژی پیشرفته و کیفیت تصویر خیره‌کننده‌ی خود، در حال حاضر بهترین گزینه برای لذت از محتوا‌های ویدیویی به شمار می‌روند. اگر قصد خرید محصولی از این دسته از تلویزیون‌ها را دارید،

برتری تلویزیون‌های OLED‌ نسبت به سایر تکنولوژی‌های موجود، بر هیچ کسی پوشیده نیست. پیش از این در زومیت این تکنولوژی نوین را به طور کامل بررسی کرده‌ایم و نقاط ضعف و قوت آن را پوشش داده‌ایم. حال در صورتی که قصد خرید تلویزیون OLED را داشته باشید، در ابتدا باید با برند‌ها و محصولات موجود در بازار آشنا شوید.

بهترین تلویزیون OLED

ال‌جی با سرمایه‌گذاری گسترده در زمینه‌ی تکنولوژی‌ OLED‌، موفق به کاهش هزینه‌ی تولید و عرضه‌ی گسترده‌ی آن‌ها به بازار شده است. به همین دلیل نیز تنها گزینه‌ی موجود و مقرون به صرفه در بازار ایران و حتی بازار جهانی، تلویزیون‌های این شرکت است. ال‌جی به طور کلی چهار مدل تلویزیون OLED به بازار عرضه کرده است که سه مدل از آن‌ها در ایران وجود دارد. ال‌جی تلویزیون‌های OLED را در دو سایز ۵۵ و ۶۵ اینچ تولید می‌کند.

EA9700 / EA9800

بهترین تلویزیون OLED

بهترین تلویزیون OLED

شروع سلطه‌ی ال‌جی بر بازار تلویزیون‌های OLED با مدل‌های EA9700 و EA9800 بود. این تلویزیون‌ها که اواخر سال ۲۰۱۴ وارد بازار شدند، با طراحی زیبا نگاه‌های زیادی را به خود جلب کردند. رزولوشن 1080P، نمایشگر خمیده، طراحی خیره‌کننده با پایه‌ی شیشه‌ای و بدنه‌ای از جنیس فایبر کربن همگی باعث شدند تا اولین تلویزیون OLED به یکی از بهترین تلویزیون‌های بازار تبدیل شود. کارشناسان مختلف کیفیت تصویر این تلویزیون را خیره کننده عنوان کردند.

بهترین تلویزیون OLED

در حال حاضر مدل‌های EA9700 و EA9800 در بازار موجود نیستند. اما اگر رزولوشن 1080P برای شما کافی است و از لحاظ بودجه نیز محدودیت دارید، در صورت یافتن یکی از مدل‌های مذکور، در خرید آن شک نکنید.

EC9300GI

بهترین تلویزیون OLED

ال‌جی نسل جدید تلویزیون‌های OLED خود را در چند مدل مختلف عرضه کرده تا گزینه‌های بیشتری را برای خریداران فراهم کند. در حال حاضر ارزان‌ترین تلویزیون OLED‌ بازار، مدل EC9300GI است. البته منظور از قیمت پایین، مقایسه‌ی قیمت این تلویزیون با سایر انواع OLED‌ است زیرا برچسب قیمت ۸ میلیون تومانی این محصول ۵۵ اینچی با رزلوشن 1080P، به هیچ وجه ارزان نیست. با همین بودجه می‌توانید بهترین تلویزیون LED بازار را با اندازه‌ی ۶۵ اینچ و رزولوشن 4K تهیه کنید.

بهترین تلویزیون OLED

البته در نظر داشته باشید که هیچ گرانی بی دلیل نیست. زیرا EC9300GI به راحتی بهترین LED بازار را در کیفیت تصویر شکست می‌دهد. این تلویزیون نیز همانند سایر محصولات OLED ال‌جی دارای نمایشگر خمیده است. طراحی تحسین برانگیز با پایه‌ی بسیار زیبا، کنتراست فوق‌العاده به همراه رنگ مشکی عمیق، استفاده از چینش WRGB پیکسل‌ها برای نمایش بهتر رنگ سفید (تولید رنگ سفید یکی از چالش‌های اصلی نمایشگر‌های OLED‌است)، قابلیت پخش تصاویر سه بعدی با امکان تبدیل تصاویر دو بعدی به سه بعدی، سیستم عامل Web OS و کنترل جادویی ال‌جی، همگی بخشی از امکانات گسترده‌ی این تلویزیون هستند.

بهترین تلویزیون OLED

کنتراست، یکپارچگی تصاویر، سرعت رفرش و پورت‌های خروجی همگی جز بهترین‌های تلویزیون‌ها هستند. تنها نقطه‌ی ضعف این تلویزیون را می‌توان خروجی صدای آن دانست. با توجه به تاکید ال‌جی بر زیبایی و باریکی بدنه‌‌ی تلویزیون، امکان استفاده از اسپیکر‌های توانمند موجود نبود و به صرفه‌ترین تلویزیون OLED بازار، برخلاف کیفیت تصویر عالی خود، از خروجی صدای رسایی بهره نمی‌برد.

EC970T

بهترین تلویزیون OLED

اگر در خرید تلویزیون محدودیت مالی ندارید و به دنبال بهترین گزینه‌ی بازار هستید، تلویزیون‌های ۶۵ اینچ OLED 4K ال‌جی بهترین گزینه‌ی پیش‌رو شما است. در حال حاضر بهترین تلویزیون‌های بازار همین مدل‌های ال‌جی هستند. شرکت‌های تولید‌کننده‌ی تلویزیون تبلیغات گسترده‌ای مبنی بر پیشرفت محصولات خود و برابری کیفیت آن‌ها با انواع OLED‌کرده‌اند؛ اما در صورتی که به مقایسه‌ی نمونه‌های OLED‌ و LED در شرایط مختلف بپردازید، با قدرت فوق‌العاده و اختلاف فاحش تکنولوژی‌های نام برده پی خواهید برد. پس در صورتی که به دنبال کسب بهترین تجربه‌ی بصری از محتواهای ویدیویی هستید، تنها به تلویزیون‌های OLED فکر کنید. 

بهترین تلویزیون OLED

تلویزیون EC970T ال‌جی با رزولوشن 4K و اندازه‌ی ۶۵ اینچی خود، قیمتی نزدیک به ۲۲ میلیون تومان دارد! نکته‌ی جالب این است که EC970T در حال حاضر ارزان‌ترین تلویزیون OLED 4K جهان است! اما جدا از قیمت بسیار بالا، این تلویزیون هرچیزی که نیاز دارید را به بهترین وجه ممکن برای شما به ارمغان خواهد آورد. این تلویزیون منحنی، تمامی نقاط مثبت برادر‌ها ارزان‌تر خود را دارد.

بهترین تلویزیون OLED

اما نکته‌ای که ارزش خرید EC970T را افزایش می‌دهد، کمک گرفتن ال‌جی از شرکت معتبر هارمان کاردون برای ایجاد تجربه‌ی عالی صوتی است. هارمان کاردون با سال‌ها تجربه در توسعه‌ی تکنولوژی و سیستم‌های صوتی، ارتقای محسوسی در کیفیت اسپیکر‌های EC970T ایجاد کرده و می‌توان به خوبی تفاوت‌های آن با تلویزیون‌های  OLED‌ ارزان‌تر ال‌جی مشاهده کرد. 

بهترین تلویزیون OLED

همانطور که از تلویزیونی ۲۲ میلیون تومانی توقع می‌رود، ال‌جی EC970T نیز از جدید‌ترین تکنولوژی‌های پخش تصاویر بهره می‌برد. برای شروع بد نیست بدانید این تلویزیون توانایی پخش ویدیو‌های با کدک H.265 را دارد. پخش تصاویر سه‌بعدی، ماشین زمان، سیستم عامل هوشمند Web OS، طراحی بسیار زیبا و خیره‌کننده، ریموت کنترل جادویی و پشتیبانی از پلتفرم‌های ارسال بیسیم تصاویر اعم از میراکست، DLNA و WiDi، تنها بخشی از لیست بلند‌بالای مشخصات فنی EC970T است. 

EG960T

بهترین تلویزیون OLED

برای اطلاع از کیفیت تصویر EG960T ال‌جی تنها کافی است نگاهی به نتایج بررسی نشریات تخصصی تلویزیون جهان بیاندازید تا با «جمله‌ی بهترین کیفیت تصویر» (Best picture quality ever) مواجه شوید. پیش از بررسی توانایی‌های این تلویزیون 4k لازم است به برچسب قیمتی آن اشاره کنیم. اگر توانایی پرداخت ۲۳ میلیون تومان برای تلویزیون را دارید، به مطالعه‌ی این مقاله ادامه دهید.

بهترین تلویزیون OLED

قطعا EG960T برای عموم مردم غیرقابل دسترس است. البته لازم به ذکر است که این قیمت برای نمونه‌ی ۶۵ اینچی این تلویزیون تعیین شده است و نمونه‌ی ۵۵ اینچی EG960T قیمتی نزدیک به ۴۰ درصد کمتر دارد. متاسفانه در بازار ایران تنها مدل ۶۵ اینچی این تلویزیون در دسترس است. 

بهترین تلویزیون OLED

اگر با خود فکر کنید که قیمت بالای EG960T هیچ توجیحی ندارد، کاملا اشتباه می‌کنید. تنها کافی است به طراحی این تلویزیون توجه کنید تا متوجه ضخامت تقریبا برابر آن با یک آیفون شوید. بدنه‌ی منحنی، فوق‌العاده باریک، جنس فایبرکربن و پایه‌ی بسیار زیبا، به خوبی به همگان برچسب قیمتی خود را اعلام می‌کند. ال‌جی در این تلویزیون نیز موفق شده با همکاری شرکت نامدار هارمان کاردون، تجربه‌ی صوتی ایده‌آلی را به ارمغان بیاورد. در بخش امکانات و مشخصات فنی این تلویزیون تقریبا تکنولوژی وجود ندارد که ال‌جی در گران‌ترین تلویزیون خود از آن بهره نبرده باشد.

بهترین تلویزیون OLED

چینش WRGB پیکسل‌ها، موتور Triple XD‌پخش تصاویر، ۹ حالت کالیبره نمایشگر، سیستم فعال کاهش نویز و چندین الگوریتم پیچیده برای تولید مجدد و جذاب رنگ‌ها، بخشی از تکنولوژی‌های به کار رفته در EG960T برای پخش تصاویر خیره کننده، است. به موارد قبلی طراحی عالی، پورت‌های خروجی‌های متعدد، کیفیت ساخت درجه یک و لیست بلند بالایی از امکانات دیگر را بیافزایید؛ بدین ترتیب ال‌جی قیمت ۲۲ میلیون تومانی تلویزیون خود را توجیح کند. 

بهترین تلویزیون OLED

اگر محدودیت مالی برای خرید تلویزیون ندارید، بدون شک محصولات ۶۵ اینچی و OLED 4K ال‌جی را مد نظر خود قرار دهید. قطعا از خرید این تلویزیون‌ پشیمان نخواهید شد.

بهترین تلویزیون OLED‌ جهان

در ادامه به معرفی بهترین تلویزیون‌های OLED، و بالطبع بهترین تلویزیون‌‌های جهان می‌پردازیم. محصولات زیر در بازار ایران حضور ندارند و احتمال ورود آن‌ها نیز بسیار اندک است. 

در بازار جهانی رقابت برای تولید بهترین تلویزیون بسیار فشرده دنبال می‌شود. این موضوع کمک زیادی به ارتقای اعتبار تولید‌کننده خواهد کرد. در رده‌ی تلویزیون‌های OLED‌ همانطور که پیش‌بینی می‌شد، ال‌جی محصولات فوق‌العاده‌ای ارایه کرده است که یکی از آن‌ها تنها با هدف کسب لقب بهترین تلویزیون تاریخ تولید شده است.

OLED65G6P

بهترین تلویزیون OLED

این تلویزیون در یکه کلمه، خارق‌العاده است. بدون اغراق می‌توان نهایت زیبایی را در این محصول مشاهده کرد. OLED65G6P در حال حاضر نهایت توان ال‌جی در تولید تلویزیون است. اما نکته‌ای که این محصول را خاص کرده، طراحی فوق‌العاده‌ی آن است که ال‌جی توسط آن برای اولین بار توسط آن تکنولوژی Picture-on-Glass را معرفی کرد.

بهترین تلویزیون OLED

بهترین تلویزیون OLED

این تلویزیون ۶۵ اینچی 4K، تنها از یک پنل کم حاشیه و بسیار باریک بهره می‌برد که روی پایه و هم‌چنین ساندبار مخصوص به خود قرار می‌گیرد. برای توانایی بالای ال‌جی در تولید OLEDها کافی است بدانید OLED65G6P تنها ۲.۵ میلی‌متر ضخامت دارد! این تلویزیون در اندازه‌های ۶۵ و ۷۷ اینچی عرضه می‌شود و خرید نمونه‌ی ۶۵ اینچی آن ۸۰۰۰ دلار هزینه خواهد داشت!

بهترین تلویزیون OLED

ال‌جی ادعا کرده است که OLED65G6P بهترین کیفیت تصویر را بین تمامی تلویزیون‌های این شرکت دارد. صحبت‌های فرانسیس فورد کاپولا کارگردان نامدار فیلم پدرخوانده پس از بررسی این تلویزیون، گواهی است بر ادعای ال‌جی. فورد کاپولا در خصوص کیفیت تصویر OLED65G6P اعلام کرد:

چیزی قابل مقایسه با این نمایشگر نیست.

بهترین تلویزیون OLED

ال‌جی تلاش زیادی برای ارتقای کیفیت تصویر تلویزیون‌های OLED‌ خود کرده و نتیجه‌ی کار خود را در OLED65G6P اجرا کرده است. این تلویزیون علاوه بر طراحی بی‌نظیر، کیفیت تصویر فوق‌العاده‌ای ارایه می‌دهد که نظر هر بیننده‌ی سخت‌گیری اعم از فیلمبرداران و کارگردانان استودیو‌های فیلم‌سازی را نیز به خود جلب می‌کند. اما آیا OLED65G6P به راستی بهترین تلویزیون حال حاضر جهان است؟

VIERA TX-65CZ952B

بهترین تلویزیون OLED

درست زمانی که ال‌جی از پادشاهی خود در عرضه‌ی تلویزیون‌های OLED خبر می‌دهد، پاناسونیک وارد گود رقابت شده و با تولید TX-65CZ952B به رقیب کره‌ای خود نشان داد که «دود از کنده بلند میشه». تلویزیون ۶۵ اینچی OLED 4K‌ پاناسونیک با همکاری نزدیک این شرکت با THX و استودیو‌های فیلم‌سازی مطرح جهان تولید شده است تا از پخش دقیق و واقعی رنگ‌ها در تصاویر اطمینان حاصل شود؛ جایی که عموم تلویزیون‌های OLED در آن ضعف دارند. TX-65CZ952B نیز مانند رقیب اصلی خود از چینش WRGB پیکسل‌ها بهره می‌برد. 

بهترین تلویزیون OLED

پاناسونیک هنوز تلویزیون OLED ارزان قیمتی برای رقابت‌ با محصولات ال‌جی عرضه نکرده است اما در رده‌ی محصولات حرفه‌ای گران‌قیمت، با عرضه‌ی TX-65CZ952B توانایی خود را به رخ همگان کشیده است. با این که TX-65CZ952B از طراحی زیبایی برخوردار است، اما در این بخش به واقع حرفی برای گفتن در برابر OLED65G6P ال‌جی ندارد.

بهترین تلویزیون OLED

اما پاناسونیک تمرکز خود را در تولید تصاویر بی‌نقص منعطف کرده بود. به همین دلیل طبق نظر نشریات معتبر بررسی تلویزیون‌ها، تلویزیون OLED پاناسونیک بهترین کیفیت تصویر را تا کنون ارایه می‌دهد. البته در نظر داشته باشید تلاش زیاد پاناسونیک برای تولید TX-65CZ952B برای خریدار ارزان تمام نخواهد شد و باید توانایی پرداخت برچسب قیمتی ۱۱.۵۰۰ دلاری آن را داشته باشند. 

بهترین تلویزیون OLED

 

0

داغ داغ:آیا یک مادربرد با پشتیبانی از Intel و AMD به صورت همزمان طراحی شده است؟

در ماه آوریل هستیم و احتمال مشاهده "دروغ آوریل" چندان دور از انتظار نیست.هر معرفی در زمینه های تکنولوژی در این روزها می تواند به عنوان شوخی در نظر گرفته شود اما در بسیاری از موارد این اطلاعات واقعی است.هم اکنون تصاویری از یک مادربرد با توانایی های خاص از برند MSI منتشر شده است که به مانند یک طوفان،وب سایت ها و منبع خبری را در می نوردد.

 

این محصول یک مادربرد مدولار است که می تواند از پردازنده های اینتل و AMD پشتیبانی کند.این مادربرد در 5 قسمت یعنی محل قرار گیری حافظه های رم،پردازنده و مدار فاز،اسلات های توسعه (PCI) و چیپست قابل تعویض است.قطعات قابل تعویض در این مادربرد بسیار جالب توجه هستند و به چند قسمت تقسیم می شوند یا به عبارت ساده برای هر بخش چند قطعه مدولار مد نظر قرار گرفته است.مدت های بسیاری است که کمپانی ها به دنبال یک مادربرد مدولار هستند.مادربردی که بتوان بخش های سخت افزاری آن را به آسانی ارتقاء داد بدون آنکه کاربر محبور به ارتقاء کلی مادربرد و پلتفرم باشد.به عنوان مثال تعویض چیپست هایی که می توانند در قسمت مادربرد موثر باشند و یا تغییر در رابط های SATA و PCI به تعدادی که معمولا مورد استفاده است.در بسیاری از موارد برخی از بخش های مادربردهایی که خریداری می کنیم به هیچ وجه تا آخر عمر سخت افزارها مورد استفاده قرار نمی گیرند و این در حالی است که از سوی دیگر احتمال نیاز به یک اسلات PCI-E اضافی می تواند موجب تعویض کلی مادربرد گردد.

به همان مقدار تعویض پردازنده نیز می توان آسان باشد و تنها به وسیله تعویض بخش چیپست و سوکت پردازنده،از پردازنده های یک کمپانی دیگر استفاده کرد.پردازنده های اینتل نیز در سوکت های مختلف فعال هستند.مانند 2011 و 1151.در صورتی که نیاز به تعویض پردازنده باشد،می توان با تعویض دو بخش تمامی کامپیوتر را ارتقاء داد.برای یک مثال دیگر می توان حافظه های رم را در نظر گرفت.همانطور که می دانید پردازنده های نسل ششم اینتل،اسکای لیک،از هر دو استاندارد DDR4 و DRR3 پشتیبانی می کنند.در صورتی که حافظه های DDR4 بیش از حد گران باشند،می توان ماژول ها را با نمونه های DDR3 تعویض کرد.

 

آیا چنین چیزی ممکن است؟

از نظر فنی بله. تولید چنین مادربردی می تواند از لحاظ فنی ممکن باشد اما توجه دقیق به تمامی مولفه ها برای اتصال و هماهنگی بسیار مهم است.از آنجایی که بسیاری از پلتفرم های اینتل از مسیر DMI 3.0 مابین پردازنده و PCH استفاده می کنند،می توان با یک تعریف ساده هماهنگی مابین قطعات بسیاری را موجب شد.در زمینه ارتباط PCB نیز می توان به وسیله یک لایه ی کلی در زیر و یا ارتباط های فیزیکی،این مشکل را برطرف کرد.اما شاید یکی از سخت ترین قسمت ها مقداری خنده دار به نظر برسد.پورت های I/O.بله هر پردازنده و چیپست از مسیرهای متفاوتی از I/O و PCI پشتیبانی می کنند و این مورد به خودی خود می تواند سختی های بسیاری به همراه داشته باشد.شاید حذف برخی پورت ها در زمانی که با قطعات ناهمگون استارت می خورند،تنها راه باشد.یعنی در برخی موارد،تعدادی از مسیر ها (BUS) و اسلات ها بی استفاده باشند.

برای مثال در چیپست Z170 تعداد 20 مسیر HSIO آدرس دهی می شود.این مسیرها برای PCI-E،USB و حتی پورت های ساتا استفاده می شوند.این در حالی است که از سوی دیگر نسخه ی جدید چیپست 990FX از شرکت AMD می تواند 38 مسیر PCI را آدرس دهی کند.نزدیک به دو برابر چیپست Z170.

راه جدید برای کمپانی ها و چالش های پیش رو

بدین ترتیب کمپانی های فعال در زمینه تولید قطعات سخت افزاری می توانند ماژول های جدید را تولید و روانه بازار کنند که برای تکمیل،ارتقاء و تعویض این مادربردها کاربرد داشته باشند.اما آیا به این مسئله فکر کرده اید که ممکن است چیپست ها پس از نصب با مشکلات شناسایی مسیرها مواجه شوند؟بله این امکان نیز مد نظر قرار گرفته است.چالش پیش رو بدون بایوس های سفارشی تقریبا غیر ممکن است.پس میان افزارها نیز نیازمند تغییرات عمده ای هستند.

 

این محصول یک مادربرد مدولار است که می تواند از پردازنده های اینتل و AMD پشتیبانی کند.این مادربرد در 5 قسمت یعنی محل قرار گیری حافظه های رم،پردازنده و مدار فاز،اسلات های توسعه (PCI) و چیپست قابل تعویض است.قطعات قابل تعویض در این مادربرد بسیار جالب توجه هستند و به چند قسمت تقسیم می شوند یا به عبارت ساده برای هر بخش چند قطعه مدولار مد نظر قرار گرفته است.مدت های بسیاری است که کمپانی ها به دنبال یک مادربرد مدولار هستند.مادربردی که بتوان بخش های سخت افزاری آن را به آسانی ارتقاء داد بدون آنکه کاربر محبور به ارتقاء کلی مادربرد و پلتفرم باشد.به عنوان مثال تعویض چیپست هایی که می توانند در قسمت مادربرد موثر باشند و یا تغییر در رابط های SATA و PCI به تعدادی که معمولا مورد استفاده است.در بسیاری از موارد برخی از بخش های مادربردهایی که خریداری می کنیم به هیچ وجه تا آخر عمر سخت افزارها مورد استفاده قرار نمی گیرند و این در حالی است که از سوی دیگر احتمال نیاز به یک اسلات PCI-E اضافی می تواند موجب تعویض کلی مادربرد گردد.

به همان مقدار تعویض پردازنده نیز می توان آسان باشد و تنها به وسیله تعویض بخش چیپست و سوکت پردازنده،از پردازنده های یک کمپانی دیگر استفاده کرد.پردازنده های اینتل نیز در سوکت های مختلف فعال هستند.مانند 2011 و 1151.در صورتی که نیاز به تعویض پردازنده باشد،می توان با تعویض دو بخش تمامی کامپیوتر را ارتقاء داد.برای یک مثال دیگر می توان حافظه های رم را در نظر گرفت.همانطور که می دانید پردازنده های نسل ششم اینتل،اسکای لیک،از هر دو استاندارد DDR4 و DRR3 پشتیبانی می کنند.در صورتی که حافظه های DDR4 بیش از حد گران باشند،می توان ماژول ها را با نمونه های DDR3 تعویض کرد.

آیا چنین چیزی ممکن است؟

از نظر فنی بله.تولید چنین مادربردی می تواند از لحاظ فنی ممکن باشد اما توجه دقیق به تمامی مولفه ها برای اتصال و هماهنگی بسیار مهم است.از آنجایی که بسیاری از پلتفرم های اینتل از مسیر DMI 3.0 مابین پردازنده و PCH استفاده می کنند،می توان با یک تعریف ساده هماهنگی مابین قطعات بسیاری را موجب شد.در زمینه ارتباط PCB نیز می توان به وسیله یک لایه ی کلی در زیر و یا ارتباط های فیزیکی،این مشکل را برطرف کرد.اما شاید یکی از سخت ترین قسمت ها مقداری خنده دار به نظر برسد.پورت های I/O.بله هر پردازنده و چیپست از مسیرهای متفاوتی از I/O و PCI پشتیبانی می کنند و این مورد به خودی خود می تواند سختی های بسیاری به همراه داشته باشد.شاید حذف برخی پورت ها در زمانی که با قطعات ناهمگون استارت می خورند،تنها راه باشد.یعنی در برخی موارد،تعدادی از مسیر ها (BUS) و اسلات ها بی استفاده باشند.

برای مثال در چیپست Z170 تعداد 20 مسیر HSIO آدرس دهی می شود.این مسیرها برای PCI-E،USB و حتی پورت های ساتا استفاده می شوند.این در حالی است که از سوی دیگر نسخه ی جدید چیپست 990FX از شرکت AMD می تواند 38 مسیر PCI را آدرس دهی کند.نزدیک به دو برابر چیپست Z170.

راه جدید برای کمپانی ها و چالش های پیش رو

بدین ترتیب کمپانی های فعال در زمینه تولید قطعات سخت افزاری می توانند ماژول های جدید را تولید و روانه بازار کنند که برای تکمیل،ارتقاء و تعویض این مادربردها کاربرد داشته باشند.اما آیا به این مسئله فکر کرده اید که ممکن است چیپست ها پس از نصب با مشکلات شناسایی مسیرها مواجه شوند؟بله این امکان نیز مد نظر قرار گرفته است.چالش پیش رو بدون بایوس های سفارشی تقریبا غیر ممکن است.پس میان افزارها نیز نیازمند تغییرات عمده ای هستند.

 

0

تاریخچه پردازنده های AMD (قسمت پایانی)

پس از آشنایی با چگونگی ظهور و قدرت گرفتن AMD در قسمت اول، دوران اوج این شرکت را در قسمت دوم با هم مرور کردیم؛ زمانی که AMD با نوآوری‌های خود در ساخت پردازنده‌های ۶۴ بیت و چند هسته‌ای Athlon و Phenom همه را شگفت زده می‌کرد. در این قسمت خواهیم دید که AMD چگونه توانست APU ها را متداول کند و پردازنده‌ی مجتمع Jaguar خود را در قلب ایکس باکس وان و پلی استیشن ۴ جای دهد. در انتها به بررسی جدیدترین معماری شرکت یعنی Zen خواهیم پرداخت. 

مقاله‌های مرتبط:

AMD K10: Phenom II X2 و X3

AMD K10: Phenom II X2 و X3

سرانجام AMD نسل نسبتاً معیوب Phenom اولیه را با CPU های ۲، ۳ و ۴ هسته‌ای Phenom II جایگزین کرد. این پردازنده‌ها اساساً همگی ۴ هسته‌ای بوده و با یکدیگر تفاوتی نداشتند، اما AMD یک یا دو هسته‌ی آن‌ها را قفل کرده بود. حتی مقدار حافظه‌ی کش تمامی این مدل‌ها نیز ۶ مگابایت از نوع L3 بود.

مشخصات AMD K10: Phenom II X2 و X3

این پردازنده‌ها بین علاقه‌مندان به سخت‌افزار بسیار محبوب بودند؛ چرا که در بعضی موارد این امکان وجود داشت که بتوان هسته‌های غیر فعال شده را دوباره فعال کرد.

AMD K10: Athlon II

AMD K10: Athlon II

AMD همچنین یک سری از پردازنده‌های پایین رده‌ی K10 را با نام تجاری Athlon II روانه‌ی بازار کرد. برای کاهش هزینه‌های تولید، این پردازنده‌ها از حافظه‌ی کش L3 استفاده نمی‌کردند. مدل چهارهسته‌ای این پردازنده‌های پایین رده با نام رمز Propus شناخته می‌شدند و مدل دو هسته‌ای Regor نام داشت. مدل سه هسته‌ای این پردازنده‌ها نیز Rana نامیده می‌شد و برای تولید آن‌ها در ابتکاری جالب، از پردازنده‌های ۴ هسته‌ای معیوب استفاده می‌شد؛ به نحوی که در آن‌ها هسته‌ی معیوب غیر فعال شده بود.

مشخصات AMD K10: Athlon II

AMD همچنین از هسته‌های Deneb بدون حافظه‌ی کش L3 نیز در ساخت این پردازنده‌ها استفاده می‌کرد. هرچند این موضوع تاثیر منفی روی عملکرد پردازنده داشت، اما با توجه به وجود چندین هسته‌ی ۳ گیگاهرتزی، این محصولات همچنان عملکرد قابل قبولی از خود به نمایش می‌گذاشتند. از آنجا که با حذف کش L3 مقدار مصرف انرژی در این پردازنده‌ها به طرز قابل توجهی کاهش پیدا می‌کرد، AMD برخی از مدل‌های پایین‌رده‌ی خود را برای دستگاه‌های قابل حمل نیز عرضه کرد.

AMD K10: Sempron

AMD K10: Sempron

AMD بار دیگر نسل Sempron خود را گسترش داد تا عنوان ضعیف‌ترین پردازنده‌های خانواده K10 به آن اطلاق شود. K10 Semprons تنها از یک هسته‌ی Sargas استفاده می‌کرد که آن‌ هم از میان پردازنده‌های دو هسته‌ای معیوب Regor انتخاب می‌شد.

مشخصات AMD K10: Sempron

برخی افراد گزارش داده بودند که توانسته‌اند در برخی مدل‌ها، هسته‌ی دوم غیر فعال شده را مجدداً فعال کنند.

AMD K10: Phenom II X6

AMD K10: Phenom II X6

در سال ۲۰۱۰، AMD با معرفی Thuban و Zosma نسل پردازنده‌های K10 خود را بار دیگر ارتقاء داد. Thuban در مجموع ۶ هسته داشت و AMD در CPU هایی با سرعت کلاک ۳.۳ گیگاهرتز از آن‌ استفاده می‌کرد. AMD همچنین همزمان با معرفی Thuban از تکنولوژی Turbo Core خود نیز پرده برداشت که به CPU اجازه می‌داد تا در زمان نیاز سرعت خود را به ۳.۷ گیگاهرتز نیز برساند. این موضوع به Turban اجازه می‌داد تا از لحاظ مالتی تسکینگ Deneb را پشت سر بگذارد و از لحاط عملکرد تک هسته‌ای نیز با آن برابری کند.

مشخصات AMD K10: Phenom II X6

پردازنده‌های Zosma از پردازنده‌های Thuban معیوب ساخته می‌شدند. Zosma های ۴ هسته‌ای از همه نظر شبیه Deneb بودند، با این تفاوت که از تکنولوژی Turbo Core نیز استفاده می‌کردند. به لطف فرآیند تولید ۴۵ نانومتری AMD که به بلوغ و تکامل رسیده بود، Zosma و Turban همچنین از لحاظ مصرف انرژی نسبت به Deneb بهینه‌تر عمل می‌کردند.

AMD K10: Fusion/Llano

amd

پروژه‌ی Fusion AMD در جولای سال ۲۰۱۱، زمانی که این شرکت اولین APU های خود با نام رمز «Llano» را به بازار عرضه کرد، به ثمر رسید. طراحی این APUها از ترکیب تعداد زیادی پردازنده‌ی گرافیکی Radeon بر مبنای معماری TeraScale 2 و هسته‌های CPU K10 تشکیل می‌شد. طرح کلی این APU ها چیزی شبیه خانواده‌ی محصولات Geode بود که مدت‌ها توسط AMD به روزرسانی نشده بودند. در حالی که Geode یک محصول پایین رده با مصرف کم و عملکرد ضعیفی بود، Llano پردازنده‌ای پر مصرف و قوی بود و به هیچ وجه محصولی پایین رده به شمار نمی‌رفت.

مشخصات AMD K10: Fusion/Llano

Llano قرار نبود در میان محصولات بالارده به رقابت بپردازند، بلکه AMD قصد داشت با ساخت یک SKU، عملکرد مناسب CPU و پردازنده‌ی گرافیکی را یکجا و در یک محصول عرضه کند. Llano از نبود کش L3 رنج می‌برد و عملکرد گرافیکی آن به حدی ضعیف بود که اکثر گیمرها از آن رضایت نداشتند. اما برای افرادی که به صورت تفننی به انجام بازی‌های کامپیوتری می‌پرداختند و بازی روی تنظیمات پایین چندان آن‌ها را آزار نمی‌داد، Llano عملکرد قابل قبولی از خود نشان می‌داد.

AMD Bobcat

AMD Bobcat

برای رقابت بیشتر با پردازنده‌های Atom اینتل و ریزپردازنده‌های کم مصرف ARM که بازار تلفن‌های هوشمند را در اختیار خود گرفته بودند، AMD معماری Bobcat خود را در سال ۲۰۱۱ معرفی کرد. از آنجا که Bobcat به گونه‌ای طراحی شده بود که از لحاظ مصرف انرژی بهینه باشد، سرعت کلاک آن نسبتاً پایین بود؛ بطوریکه سریع‌ترین مدل این پردازنده‌ها سرعتی تنها برابر با ۱.۷۵ گیگاهرتز داشت.

Bobcat از لحاظ فنی یک APU محسوب می‌شد و دارای یک iGPU با ۸۰ هسته پردازش گرافیکی بر مبنای معماری TeraScale 2 است. سرعت کلاک iGPU نیز به طرز محافظه کارانه‌ای پایین نگه داشته شد تا این پردازنده از لحاظ مصرف انرژی بهینه باشد.

AMD Bulldozer: Zambezi

AMD Bulldozer: Zambezi

در اکتبر ۲۰۱۱، AMD بالاخره جانشین معماری K10 خود را با نام «Bulldozer» معرفی کرد. AMD قصد داشت با تعداد هسته‌های زیاد و سرعت کلاک بالای Bulldozer، پردازند‌ه‌های جدید اینتل با نام Sandy Bridge را از لحاظ عملکرد پشت سر بگذارد. تمرکز بیش از حد روی سرعت کلاک به کاهش IPC نسبت به معماری K10 منجر شد و طراحی این پردازنده‌ها را با مشکلاتی توام ساخت. اولین چیپ Bulldozer با نام رمز Zambezi حتی نمی‌توانست Phenom II X6 را از لحاظ کارایی پشت سر بگذارد؛ چه برسد به پردازنده‌های Sandy Bridge اینتل. قسمتی از مشکلات به دلیل استفاده از یک ماژول چند هسته‌ای (MCM) که شامل دو هسته و یک FPU می‌شد به وجود آمده بود. در این طراحی، دو هسته مجبور بودند از یک FPU استفاده کنند.

مشخصات AMD Bobcat

طراحی جدید AMD همچنین به دلیل مصرف بالای انرژی و تولید گرمای زیاد نیز مورد انتقاد قرار گرفت. از آنجایی که پردازنده‌ی Sandy Bridge اینتل در مقایسه با Zambezi بسیار کم‌مصرف‌تر و خنک‌تر عمل می‌کرد، مشکلات پردازنده‌ی AMD بیشتر به چشم می‌آمد.

AMD Piledriver: Trinity و Richland

AMD Piledriver: Trinity و Richland

یک سال پس از عرضه‌ی Bulldozer و با توجه به مشکات متعدد آن، AMD یک معماری بازنگری شده با نام Piledriver را معرفی کرد. Piledriver در ابتدا همراه با Trinity، نسل دوم APU های AMD عرضه شد. این نسل شاهد افزایش ۱۰ درصدی سرعت کلاک و بهبودهای معماری پردازنده بود که باعث می‌شد نسل جدید رشد ۱۵ درصدی عملکرد را شاهد باشد، بدون اینکه مصرف انرژی آن نسبت به نسل قبل افزایش پیدا کند.

از لحاظ iGPU، پردازنده‌های Trinity از معماری TeraScale 3 که در کارت‌های گرافیک Radeon HD 6900 استفاده می‌شود بهره می‌برند. این موضوع باعث شده است تا کارایی Trinity نسبت به Llano افزایش پیدا کند.

مشخصات AMD Piledriver: Trinity و Richland

Richland نیز در واقع Piledriver بهبود یافته بود. به دلیل سرعت کلاک بالاتر، عملکرد آن اندکی از Trinity بهتر بود و مصرف انرژی و تولید گرمای کمتری نیز داشت. با توجه به بهبود‌های مصرف انرژی و تولید گرما، اختلاف عملکرد بین APU های Trinity و Richland در دستگاه‌های قابل حمل نسبت به دستگاه‌های دسکتاپ بیشتر قابل توجه بود.

AMD Piledriver: Vishera

AMD Piledriver: Vishera

AMD معماری Piledriver را در محصولات بالارده و گیمینگ خود که به خانواده‌ی FX مشهور بودند نیز اعمال کرد و به این ترتیب، Vishera جایگزین Zambezi شد.

AMD Steamroller: GCN APU

AMD Steamroller: GCN APU

در سال ۲۰۱۴، AMD خانواده APU های خود را با معرفی معماری Steamroller بار دیگر به روز رسانی کرد. AMD با استفاده از فناوری ساخت ۲۸ نانومتری، تعداد ترانزیستور بیشتر را به سرعت کلاک بالاتر ترجیح داد تا بتواند تکنولوژی‌های گرافیکی خود را در APU جدید بهتر اعمال کند. بخش CPU به لطف مقدار کش L1 بیشتر، افزایش IPC قابل قبولی نسبت به نسل قبل داشت. Steamroller نتوانست به سرعت کلاک Richland برسد و به همین دلیل عملکرد کلی آن افزایش چندانی نداشت.

اما قسمت گرافیکی APU به لطف استفاده از فناوری ساخت جدید ترانزیستور، تعداد بیشتر سایه‌زن‌ها (shader) و استفاده از معماری GCN GPU AMD، به شدت بهبود یافته بود. APU همچنین شاهد بهبودهای دیگری از جمله اولین APU سازگار با HSA، اضافه شدن تکنولوژی TrueAudio DSP AMD و پشتیبانی از PCIe 3.0 می‌شد.

مشخصات AMD Steamroller: GCN APU

اولین APU های Steamroller با پیکربندی با نام Kaveri روانه‌ی بازار شدند. بعدها پیکربندی دیگری از همین معماری با نام Godavari که سرعت کلاک بالاتری داشت نیز به بازار عرضه شد.

AMD Jaguar

AMD Jaguar

AMD معماری Jaguar را در سال ۲۰۱۴ به عنوان جایگزینی برای هسته‌های قدیمی Bobcat معرفی کرد. تعداد هسته‌های CPU در Jaguar به ۴ عدد افزایش پیدا کرده بود و پردازنده‌ی گرافیکی هم با ۱۲۸ سایه‌زن بر مبنای معماری GCN، بهبود پیدا کرده بود. در کنار افزایش سرعت کلاک، IPC نیز در این نسل ۱۵ درصد بهبود یافت. بطور کلی Jaguar از هر لحاظ از Bobcat بهتر و سریع‌تر بود.

مشخصات AMD Jaguar

معماری Jaguar همچنین در ایکس باکس وان و پلی استیشن ۴ هم استفاده می‌شود. البته تعداد هسته‌های CPU و iGPU مدلی از APU ساخت AMD که در این کنسول‌های بازی استفاده شده است، بسیار بیشتر از دیگر محصولاتی است که از APU های با معماری جگوار AMD استفاده می‌کنند.

Excavator: پایانی بر Bulldozer

Excavator: پایانی بر Bulldozer

جدیدترین معماری AMD بر مبنای Bulldozer ساخته شده و Excavator نام دارد. این معماری قرار است درون APU های جدید AMD با نام Carrizo استفاده شود. تا به حال تعداد نسبتاً کمی از این محصولات به بازار عرضه شده‌اند، پس نمی‌توان مطمئن بود که محدودیت سرعت کلاک در این قطعات چقدر خواهد بود. Carrizo به گونه‌ای طراحی شده است تا چگالی ترانزیستور شدت بالاتری نسبت به پردازنده‌های مبتنی بر Bulldozer داشته باشد. این موضوع به کوچک شدن اندازه‌ی تراشه و مصرف کمتر انرژی کمک خواهد کرد.

مشخصات Excavator: پایانی بر Bulldozer

پردازنده‌های آتی AMD قرار است حافظه‌ی کش L2 کمتر، و در عوض دوبرابر حافظه‌ی کش L1 نسبت به Steamroller داشته باشند. از آنجایی که کش L1 چندین برابر نسبت به کش L2 سریع‌تر است، این موضوع به افزایش عملکرد IPC کمک می‌کند. پردازنده‌ی گرافیکی نیز قرار است از ۵۱۲ کیلوبایت حافظه‌ی کش L2 اختصاصی خود بهره‌مند شود تا قدرت پردازش گرافیکی APU جدید افزایش پیدا کند. از آنجایی که حافظه‌ی کش انرژی زیادی مصرف می‌کند، تجدید نظر در میزان و نحوه‌ی اختصاص حافظه‌ی کش در APU های جدید به کاهش مصرف انرژی در آن‌ها کمک خواهد کرد، چرا که به صورت کلی شاهد کاهش مقدار کش در این APU ها هستیم.

Zen

Zen

Zen معماری آینده‌ی پردازنده‌های AMD خواهد بود و قرار است اولین محصولاتی که از این معماری بهره می‌برند در اکتبر سال ۲۰۱۶ روانه‌ی بازار شوند. در حالی که تمامی معماری‌های نسل‌های قبلی پردازنده‌های AMD به نوعی بهبودی بر نسل قبلی بوده‌اند، Zen کاملاً از نو طراحی شده است و ارتباطی با معماری Bulldozer ندارد.

فرآیند ساخت پردازنده‌های مبتنی بر معماری زِن ۱۴ نانومتری خواهد بود و سوکت AM4 که همراه با ورود Zen به بازار معرفی خواهد شد، اساس پلتفرم آینده‌ی AMD و پردازنده‌های بالارده‌ی این شرکت با نام رمز « Summit Ridge » خواهد بود. انتظار می‌رود که این پردازنده‌ها در اواخر سال جاری میلادی به بازار عرضه شوند. Zen تنها با حافظه‌ی رم DDR4 سازگار است و قادر به پشتیبانی از DDR3 نخواهد بود. به گفته‌ی AMD در طراحی معماری جدید، تمرکز اصلی بر روی افزایش عملکرد جداگانه‌ی هر هسته بوده است.

در نوامبر سال ۲۰۱۵ منابع داخلی AMD فاش کردند که نتایج آزمایش‌ها روی پردازنده‌های Zen تمامی انتظارات را برآورده کرده است. در دسامبر همان سال شایعه شد که ممکن است سامسونگ تولید پردازنده‌های ۱۴ نانومتری FinFET AMD را بر عهده بگیرد. این پردازنده‌ها شامل Zen و کارت‌های گرافیک مبتنی بر معماری Polaris می‌شوند. APU هایی که از معماری Zen استفاده می‌کنند، از حافظه‌ی پهن باند (HBM) نیز پشتیبانی خواهند کرد.

AMD در طول سال‌های فعالیت خود فراز و نشیب‌های زیادی را تجربه کرده است. در برهه‌هایی از زمان این شرکت به عنوان رقیبی جدی برای اینتل مطرح بود و با نوآوری‌های خود همه را شگفت زده می‌کرد. در سال‌های اخیر اما بخش پردازنده‌های این شرکت با اقبال چندانی روبرو نبوده و حتی زمزمه‌هایی مبنی بر خرید این شرکت با سابقه توسط مایکروسافت به مبلغ ۲ میلیارد دلار (کمتر از قیمت خرید بازی ماینکرفت!) هم به گوش می‌رسید.

AMD حالا تمام امید خود را به معماری جدید Zen بسته و امیدوار است به کمک APU های خود بتواند بار دیگر به بازیگر اصلی دنیای پردازنده‌ها تبدیل شود.

منبع wikipedia tomshardware

 

0

تاریخچه پردازنده های AMD (قسمت دوم)

در قسمت قبل نگاهی به اولین پردازنده‌های ساخت AMD (که اکثراً توسط اینتل طراحی می‌شدند) انداختیم. سپس دعوای حقوقی دو غول ساخت تراشه را بررسی کردیم، با اولین پردازنده‌ی ساخت AMD که کاملاً توسط خودش طراحی شده بود، آشنا شدیم و در نهایت به اولین نسل از پردازنده‌های نام آشنای Athlon این شرکت رسیدیم. در این قسمت با پردازنده‌های انقلابی ۶۴ بیت و چند هسته‌ای Athlon و Phenom بیشتر آشنا خواهیم شد. 

AMD K7: Athlon تاندربرد

AMD K7: Athlon تاندربرد

مدت زیادی از عرضه‌ی پردازنده‌ی Athlon از AMD و پردازنده‌های پنتیوم II و III از اینتل نگذشته بود که صنعت ساخت تراشه متوجه شد عملکرد ضعیف حافظه‌های کش L2 جدید، کارایی CPU را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد. برای غلبه بر این مشکل، AMD در پردازنده‌های Athlon تاندربرد خود به روش قدیمی ادغام حافظه‌ی کش L2 در CPU بازگشت. اگرچه با این کار مقدار حافظه‌ی کش نصف شد، اما سرعت کاری آن دقیقاً برابر با سرعت کلاک CPU می‌شد و این موضوع کارایی کلی پردازنده را به شدت افزایش می‌داد.

مشخصات Athlon amd

به لطف فناوری ساخت ۱۸۰ نانومتری که حالا به بلوغ رسیده بود، و از طرفی با توجه به بازده بالاتر نسل جدید پردازنده‌ها، AMD توانست از فرصت استفاده کرده و سرعت کلاک CPU را ۴۰۰ مگاهرتز افزایش دهد.

K7: AMD Duron

amd duron

برای پاسخگویی به نیاز بازار پردازنده‌های پایین رده، AMD خط تولید پردازنده‌های Duron خود را معرفی کرد. این پردازنده‌ها از معماری مشابه محصولات بالارده استفاده می‌کردند، اما سرعت کلاک پایین‌تری داشتند.

مشخصات K7: AMD Duron

AMD همچنین تنها 64 کیلوبایت حافظه‌ی کش L2 برای این پردازنده‌ها در نظر گرفته بود که باعث افت عملکرد می‌شد، هرچند Duron از لحاظ کارایی همچنان در مقایسه با پردازنده‌های سلرون اینتل توان رقابت داشت.

AMD K7: Athlon Palomino/XP

AMD K7: Athlon Palomino/XP

در سال ۲۰۰۱، AMD با معرفی Palomino/XP بار دیگر پردازنده‌های سری Athlon خود را ارتقاء داد. تفاوت بسیار کمی بین تاندربرد و Palomino/XP وجود داشت، اما این نهایت بلوغ و تکامل فناوری ساخت ۱۸۰ نانومتری بود که به AMD اجازه می‌داد سرعت کلاک را ۳۳۳ مگاهرتز دیگر افزایش بدهد. در این نسل پشتیبانی از مجموعه دستورالعمل‌های SSE SIMD نیز به پردازنده‌های AMD اضافه شد. سیستم عامل ویندوز XP مایکروسافت نیز در همان زمان به بازار عرضه شده بود و AMD با استفاده از فرصت ایجاد شده و اضافه کردن عبارت «XP» به انتهای نام پردازنده‌ی جدید خود، سعی داشت به تبلیغ آن بین مشتریان سیستم عامل جدید مایکروسافت کمک کند.

مشخصات K7: AMD Duron

نسخه‌هایی از Athlon Palomino/XP با نام «Athlon MP» برای سرورها به فروش می‌رسیدند و پردازنده‌های AMD برای کامپیوترهای لپ‌تاپ «Athlon 4 » و «Athlon XP Mobile» نام داشتند.

AMD K7: Athlon Thoroughbred و Barton

AMD K7: Athlon Thoroughbred و Barton

در سال ۲۰۰۲، AMD پردازنده‌ی Athlon Thoroughbred را روانه‌ی بازار کرد که با استفاده از فناوری ساخت جدید ۱۳۰ نانومتری تولید می‌شد. فناوری ساخت جدید به مصرف انرژی کمتر کمک می‌کرد و به لطف آن فرکانس پردازنده‌های جدید به بیش از ۲ گیگاهرتز رسیده بود. با بلوغ و تکامل فناوری ساخت، AMD تنها یک سال بعد Barton را معرفی کرد.

مشخصات K7: AMD Duron

بارتون سرعت کلاک بالاتری داشت و مقدار حافظه‌ی کش L2 آن دوبرابر بود. پردازنده‌ی جدید AMD همچنین از FSB های ۲۰۰ مگاهرتزی و رم‌های DDR با فرکانس ۴۰۰ مگاهرتز پشتیبانی می‌کرد.

AMD K7: Athlon Thorton و Duron

AMD K7: Athlon Thorton و Duron

در کنار Barton، دو پردازنده‌ی پایین رده با نام‌های Thorton و مدل جدیدی از Duron را نیز توسط AMD معرفی شدند. هر دو این پردازنده‌ها بر پایه‌ی Barton بودند، با این تفاوت که بخش حافظه‌ی کش L2 آن‌ها غیر فعال شده بود.

مشخصات AMD K7: Athlon Thorton و Duron

Thorton درست مانند Athlon های قدیمی ۲۵۶ کیلوبایت کش L2 داشت و سرعت کلاک آن اندکی پایین‌تر از Barton بود. به لطف فناوری ساخت ۱۳۰ نانومتری جدید، این پردازنده‌ها از لحاظ مصرف انرژی بسیار بهینه‌تر از پردازنده‌های Athlon قدیمی عمل می‌کردند. تراشه‌ی Duron جدید نیز از لحاظ میزان کش L2 مانند مدل‌های قدیمی‌تر تنها به ۶۴ کیلوبایت محدود می‌شد، اما سرعت آن به ۱.۸ گیگاهرتز رسیده بود.

AMD Geode: اولین نسل APUها

AMD Geode: اولین نسل APUها

AMD در سال ۲۰۰۳ خط تولید پردازنده‌های Geode را از National Semiconductor خرید تا طیف محصولات پایین‌رده‌ی خود را گسترش دهد. پردازنده‌های Geode در حقیقت از شرکت Cyrix ریشه گرفته بودند؛ شرکتی که با پردازنده‌ی MediaGX خود در اواخر دهه‌ی ۹۰ میلادی، مفهوم پردازنده‌ی یکپارچه و همه کاره را معرفی کرده بود. پردازنده‌های MediaGX شامل تراشه‌ی صوتی، پردازنده‌ی گرافیکی، و به طور کلی تمامی سخت‌افزارهایی می‌شد که به صورت معمول درون چیپست مادربورد قرار دارند.

مشخصات AMD Geode: اولین نسل APUها

AMD دو پردازنده تحت نام Geode به بازار عرضه کرد. پردازنده‌ی به شدت پایین‌رده‌ی Geode GX که با محصولات تولید شده توسط National Semiconductor هیچگونه تفاوتی نداشتند، و مدل‌های نسبتاً کاراتر Geode LX که معماری بخش پردازنده‌ی آن‌ها شبیه CPU های K7 Athlon شده بود. این محصولات به شدت بهینه بودند و در بسیاری از دستگاه‌های ارزان قیمت یکپارچه استفاده می‌شدند.

AMD K7: اولین Sempron

AMD K7: اولین Sempron

AMD اولین محصولات خود با نام تجاری Sempron را در سال ۲۰۰۴ به بازار عرضه کرد. در ابتدا، Sempron ها از لحاظ کارایی و قیمت بین پردازنده‌های بالارده‌ی Athlon Barton و پردازنده‌های پایین‌رده‌ی Duron قرار می‌گرفتند و از این لحاظ شبیه Athlon Thorton بودند. چند مدل ابتدایی از هسته‌های Thorton یا Thoroughbred از ۲۵۶ کیلوبایت کش L2 استفاده می‌کردند. سرعت کلاک تراشه‌ی آن‌ها اندکی کمتر از محصولات بالارده بود، بطوریکه سریع‌ترین مدل آن‌ها سرعتی برابر با ۲ گیگاهرتز داشت.

مشخصات AMD K7: اولین Sempron

تنها با گذشت چند ماه از معرفی Sempron، AMD نسخه‌ی جدیدی بر مبنای هسته‌های Barton، با ۵۱۲ کیلوبایت کش L2 و سرعت کلاک ۲.۲ گیگاهرتز معرفی کرد.

AMD K8: پردازنده‌های Athlon 64!

AMD K8: پردازنده‌های Athlon 64!

در سال ۲۰۰۳، AMD با معرفی اولین پردازنده‌ی ۶۴ بیت x86 برای مصرف کننده‌های معمولی، جهان را شوکه کرد. این پردازنده که نام رمز K8 را یدک می‌کشید، اساساً نسخه‌ی به شدت اصلاح شده‌ای از K7 بود. با حرکت به سمت طراحی 64 بیت، AMD توانست مقدار رم قابل پشتیبانی را از لحاظ نظری تا ۱ ترابایت افزایش دهد.

اگرچه این میزان بسیار بیشتر از مقدار رمی بود که سیستم‌های آن زمان از آن استفاده می‌کردند، اما به لطف انقلاب ۶۴ بیتی، PC ها دیگر به ۴ گیگابایت رم محدود نمی‌شدند و رفته رفته سیستم‌هایی با ۸ گیگابایت رم نیز در بازار پدیدار شدند. AMD همچنین کنترلر مموری را از چیپست به CPU انتقال داد. با این کار تاخیر رم به شدت کاهش یافت و کارایی پردازنده‌های جدید به طرز قابل توجهی نسبت به K7 افزایش پیدا کرد. ادغام کنترلر مموری درون CPU، عملاً باعث حذف FSB از سیستم شد. AMD به عنوان جایگزین FSB، تکنولوژی HyperTransport خود را معرفی کرد. این تکنولوژی قادر بود پهنای باند بسیار بیشتری را نسبت به اتصال قدیمی FSB در اختیار بگذارد.

مشخصات AMD K8: پردازنده‌های Athlon 64!

AMD اولین دسته از تراشه‌های K8 را تحت نام تجاری «Athlon 64» به مصرف کنندگان معمولی، «Athlon 64 FX» به مصرف کنندگان حرفه‌ای و «Opteron» برای مصارف سرور می‌فروخت.

AMD K8: بهبود تدریجی یک پردازنده

AMD K8: بهبود تدریجی یک پردازنده

سال ۲۰۰۴، AMD فناوری ساخت ۹۰ نانومتری خود را معرفی کرد که به این شرکت اجازه می‌داد عملکرد پردازنده‌های Athlon 64 خود را بهبود بخشیده و در عین حال مصرف انرژی آن‌ها را کاهش دهد. AMD در مجموع ۴ پردازنده‌ی ۹۰ نانومتری Athlon 64 را به بازار عرضه کرد.

Venice آخرین پردازنده‌ی Athlon 64 ای بود که برای سوکت ۷۵۴ AMD عرضه شد و البته بهترین پردازنده‌ی موجود برای آن پلتفرم هم به شمار می‌رفت. پردازنده‌ی San Diego AMD سرعت کلاک مشابهی داشت، اما برای پلتفرم سوکت ۹۳۹ طراحی شده بود و حافظه‌ی کش ۱ مگابایتی L2 آن از Venice بیشتر بود.

مشخصات پردازنده amd

با در نظر گرفتن سیستم‌های بهینه‌تر، AMD هسته‌های Winchester را با توان مصرفی ۶۷ وات در همان زمان معرفی کرد. Winchester به مدت چندین سال عنوان بهینه‌ترین پردازنده‌ی Athlon 64 را با خود یدک می‌کشید، تا اینکه در سال ۲۰۰۶ پردازنده‌های ۶۲ واتی Orleans و در سال ۲۰۰۷ پردازنده‌های ۶۵ نانومتری و ۴۵ واتی Lima معرفی شدند.

AMD K8: Sempron

AMD K8: Sempron

در کنار پردازنده‌های K8 Athlon، پس از مدت‌ها AMD خانواده‌ی محصولات Sempron خود را نیز با معماری K8 به‌روزرسانی کرد. درست همانند اولین Sempronها، این خانواده از CPU ها از حافظه‌ی کش کمتری برخوردار بوده و سرعت کلاک آن‌ها از همتایان Althon خود پایین‌تر بود.

AMD K8: Athlon 64 X2

AMD K8: Athlon 64 X2

تنها دو سال پس از شگفتی پردازنده‌های ۶۴ بیتی در سال ۲۰۰۳، AMD بار دیگر دنیا را در بهت و حیرت فرو برد. برای اولین بار در تاریخ، AMD یک پردازنده‌ی دو هسته‌ای بر مبنای معماری K8 به بازار مصرف کننده‌های معمولی معرفی کرد. اگرچه هر دو هسته نمی‌توانستند به صورت همزمان روی یک موضوع کار کنند، هسته‌ی دوم می‌توانست روی وظایف دیگری تمرکز کند که این موضوع موجب افزایش عملکرد چندوظیفگی (multitasking) می‌شد.

مشخصات AMD K8: Athlon 64 X2

AMD در مجموع شش مدل محصول با نام Athlon 64 X2 تولید کرد، هرچند ۵ محصول اول نسبتاً شبیه یکدیگر بودند و تنها مقدار حافظه‌ی کش L2 و سرعت کلاک آن‌ها با یکدیگر تفاوت داشت. ششمین پردازنده از خانواده‌ی Athlon 64 X2 از همه سریع‌تر و بهینه‌تر عمل می‌کرد و این کارایی خوب خود را مدیون تکنولوژی ساخت ۶۵ نانومتری AMD بود.

AMD K8: Turion و Turion X2

AMD K8: Turion و Turion X2

AMD خانواده‌ی جدیدی از محصولات خود با نام «Turion» را برای استفاده در دستگاه‌های قابل حمل در سال ۲۰۰۵ معرفی کرد.

مشخصات AMD K10: Quad-Core Phenom

این پردازنده‌ها از همان معماری پردازنده‌های دسکتاپ AMD بهره می‌بردند، اما به لطف ادغام هوشمندانه‌ی هسته، قادر بودند با مصرف انرژی کمتری کار کنند. AMD مدل دو هسته‌ای این پردازنده‌ها را نیز با نام «Turion X2» معرفی کرد.

AMD K10: Quad-Core Phenom

AMD K10: Quad-Core Phenom

معماری بعدی AMD با نام K10 از طراحی بلندپروازانه‌ای استفاده می‌کرد. این طراحی بسیار شبیه K8 بود، اما بهبودهای زیادی در هسته، کش و کنترلر مموری آن اعمال شده بود و IPC آن نسبت به K8 ارتقاء یافته بود. اما مهمترین مزیت K10 طراحی چهار هسته‌ای آن بود.

متاسفانه K10 در اوایل عرضه با مشکلاتی روبرو بود. اولین پردازنده‌های K10 بر اساس معماری Barcelona ساخته شده بودند و تحت نام Opteron به عنوان پردازنده‌های سرور به فروش می‌رسیدند. وجود یک نقص در معماری Barcelona (که به باگ TLB مشهور بود) باعث می‌شد که CPU قفل کند. AMD توانست با ارائه‌ی یک پچ نرم‌افزاری مشکل را تا حدودی برطرف کند؛ اما این پچ تاثیر بدی بر روی بازده و عملکرد پردازنده می‌گذاشت.

مشخصات AMD K10: Quad-Core Phenom

به دلیل نیاز به انرژی بالا برای اجرای همزمان ۴ هسته، پردازنده‌های K10 Phenom نمی‌توانستند به سرعت‌های کلاک بالا دست پیدا کنند. سریع‌ترین مدل پردازنده‌های چهار هسته‌ای Phenom سرعتی محدود به ۲.۶ گیگاهرتز داشتند، در حالی که سرعت پردازنده‌های دو هسته‌ای K10 که همچنان با نام Athlon به فروش می‌رسیدند تا ۲.۸ گیگاهرتز نیز می‌رسید.

AMD K10: Phenom II

AMD K10: Phenom II

AMD موفق شد کاستی‌های نسل اول Phenom را در Phenom II جبران کند. با گذار به فرآیند ساخت ۴۵ نانومتری، مصرف انرژی و گرمای تولید شده توسط CPU به شدت کاهش پیدا کرد که به AMD این اجازه را می‌داد تا سرعت کلاک را افزایش دهد. پردازنده‌های چهار هسته‌ای Phenom II که از نسل اول هسته‌های Deneb بهره می‌بردند می‌توانستند به سرعت ۳.۷ گیگاهرتز دست پیدا کنند.

مشخصات AMD K10: Phenom II

از آنجایی که اندازه‌ی هسته‌ها در این نسل بسیار کوچک‌تر شده بود و فضای کمتری از CPU را اشغال می‌کرد، AMD توانست میزان کش L3 را سه برابر افزایش دهد. Deneb با مموری کنترلر DDR3 سازگار بود و در عین حال از DDR2 نیز پشتیبانی می‌کرد.

این مطلب ادامه دارد ...

منبع wikipedia tomshardware

 

0

تاریخچه پردازنده های AMD (قسمت اول)

شاید امروزه بیشتر افراد AMD را با کارت‌های گرافیک سری Radeon بشناسند، اما علاقه‌مندان قدیمی به سخت‌افزار این شرکت را بیشتر به دلیل رقابت تنگاتنگ با اینتل در زمینه‌ی طراحی و ساخت پردازنده به یاد دارند. در این مجموعه قصد داریم نگاهی به تاریخچه‌ی پردازنده‌های ساخت این شرکت، و جنگ بین دو غول ساخت تراشه در دهه‌ی گذشته‌ی میلادی داشته باشیم. 

شکی نیست که صنعت ساخت پردازنده‌ بخش زیادی از پیشرفت‌های امروز خود را مدیون نوآوری‌های AMD است. AMD اولین پردازنده‌های چند هسته‌ای، اولین پردازنده‌های ۶۴ بیت و اولین پردازنده‌های با سرعت کلاک بالاتر از ۱ گیگاهرتز را در مقیاس انبوه به بازار مصرفی عرضه کرد. این شرکت در ادغام مموری کنترلر در CPU و متداول کردن APU ها نیز نقش به سزایی ایفا کرد. قسمتی از پیشرفت دیگر شرکت‌های ساخت پردازنده مانند اینتل را نیز تا حد زیادی مدیون رقابت تنگاتنگ آن‌ها با AMD هستیم.

اما AMD که امروزه دیگر شکوه و جلال سابق را در بازار پردازنده‌ها ندارد، کار خود را از کجا آغاز کرد؟ وضعیت فعلی این شرکت به چه صورت است و برنامه‌های آن برای آینده‌ی به چه شکل خواهد بود؟

AMD متولد می‌شود!

ای ام دی

از زمان تاسیس AMD در سال ۱۹۶۹، تمرکز این شرکت همواره بر ساخت ریزپردازنده‌ها و قطعات مشابه کامپیوتری بوده است. در ابتدای شروع فعالیت، AMD صرفاً پردازنده‌های طراحی شده توسط دیگر شرکت‌ها مانند فِیرچایلد (Fairchild Semiconductor) را تولید می‌کرد. اگرچه با گذشت زمان AMD طراحی کامل دیگر قطعات کامپیوتر توسط منابع داخلی خود را شروع کرد اما سال‌ها طول کشید تا این شرکت اولین پردازنده‌ی طراحی شده توسط خودش را تولید کند.

AM9080 و AM2900

پردازنده قدیمی amd

سال ۱۹۷۵، ADM اولین پردازنده‌های طراحی شده توسط خودش را تولید کرد. البته از لحاظ فنی AM2900 یک پردازنده به شمار نمی‌رفت؛ بلکه مجموعه‌ای از قطعات بود که برای ساخت یک پردازنده‌ی ماژولار ۴ بیت از آن استفاده می‌شد. AMD همچنین در همان سال AM9080 را نیز تولید کرد که در واقع کپی ریزپردازنده‌ی ۸ بیت اینتل با نام 8080 بود و ساخت آن از طریق مهندسی معکوس میسر شده بود.

توافق با IBM

پردازنده قدیمی ای ام دی

ورود AMD به بازار پردازنده‌های x86 اوایل دهه‌ی ۸۰ میلادی و پس از توافق اینتل و IBM صورت گرفت. در آن زمان، IBM یکی از بزرگترین تولیدکنندگان کامپیوتر در سطح جهان بود و بزرگترین تولیدکننده‌ی محصولات کامپیوتری نیز به شمار می‌رفت. IBM قصد داشت از طراحی‌های مختلف و متفاوت پردازنده در محصولات آینده‌ی خود استفاده کند و به همین منظور در حال مذاکره با اینتل بود. اگر اینتل قرارداد با IBM را برنده می‌شد، سفارش تعداد انبوهی از پردازنده‌ها برای استفاده در کامپیوترهای IBM تضمین شده بود.

مشخصات پردازنده قدیمی amd

اما IBM نگران بود که تولید تعداد پردازنده‌های مورد نیازش از توان هیچ شرکتی به تنهایی برنیاید؛ بنابراین از اینتل خواست تا حق امتیاز تولید پردازنده و تکنولوژی‌های خود را به شرکت‌های ثالث بفروشد تا آن‌ها نیز در امر تولید پردازنده به یاری اینتل بیایند. اینتل که نمی‌خواست قرارداد با IBM را از دست بدهد، در سال ۱۹۸۱ با شرایط IBM موافقت کرد.

پس از حصول این توافق، AMD در سال ۱۹۸۲ شروع به ساخت کپی پردازنده‌های ۸۰۸۶ تحت لیسانس اینتل کرد.

پردازنده‌ی ۳۲ بیتی AM29000 RISC

پردازنده دسکتاپ amd

طی دهه‌های ۸۰ و ۹۰ میلادی، AMD خانواده‌ای از پردازنده‌های ۳۲ بیتی با شماره سری AM29000 تولید می‌کرد. این پردازنده‌ها اصولاً نسل بعدی AM2900 بودند، اما بیشتر بازار دستگاه‌های یکپارچه را هدف می‌گرفتند تا کامپیوترهای بالارده. AMD خانواده‌ی AM29000 را با استفاده از معماری برکلی ریسک (Berkeley RISC) طراحی کرده بود. نهایتاً AMD کار روی AM29000 را برای تمرکز روی پردازنده‌های x86 متوقف کرد.

AMD AM286

پردازنده دسکتاپ قدیمی amd

دومین پردازنده‌ی x86 AMD، AM286 نام داشت. این پردازنده کپی پردازنده‌ی 80286 اینتل به شمار می‌رفت که البته اینتل امتیاز آن را به AMD فروخته بود.

مشخصات پردازنده am286 ای ام دی

اگرچه تراشه‌ی AMD از لحاظ معماری با تراشه‌ی اینتل هیچگونه تفاوتی نداشت، اما از یک مزیت بزرگ نسبت به رقیب خود برخوردار بود؛ سرعت کلاک بالاتر. در حالی که بیشترین سرعت کلاک پردازنده‌ی 80286 اینتل به ۱۲.۵ مگاهرتز محدود می‌شد، سرعت کلاک AM286 به ۲۰ مگاهرتز نیز می‌رسید.

AMD AM386: دعوای حقوقی با اینتل

پردازنده amd برای ویندوز

در سال ۱۹۸۵، اینتل اولین پردازنده‌ی ۳۲ بیت x86 خود با نام 80386 را روانه‌ی بازار کرد. AMD هم قصد داشت محصول مشابه خود با نام AM386 را بلافاصله راهی بازار کند، اما اینتل با کشیدن موضوع به دادگاه جلوی این کار را گرفت. اینتل ادعا می‌کرد که توافقش با AMD تنها اجازه‌ی تولید کپی 80286 که یک نسل قدیمی‌تر بود را می‌داده، اما AMD عقیده داشت که بنا به قرارداد، اجازه‌ی تولید کپی 80386 و پردازنده‌های x86 آینده‌ی اینتل را نیز دارد. پس از سال‌ها جنگ حقوقی، دادگاه به نفع AMD رای صادر کرد و این شرکت توانست نهایتاً در سال ۱۹۹۱ پردازنده‌ی خود با نام AM386 را روانه‌ی بازار کند.

مشخصات پردازنده am386 ای ام دی

اگرچه AM386 کپی 80386 بود، اما سرعت کلاک آن تا ۴۰ مگاهرتز نیز می‌رسید و این در حالی بود که سرعت 80386 اینتل به ۳۳ مگاهرتز محدود می‌شد. این موضوع مزیت بزرگی برای AMD محسوب می‌شد و از آنجایی که سوکت و پلتفرم پردازنده‌ی هر دو شرکت یکسان بود، مصرف کنندگان می‌توانستند به راحتی پردازنده‌ی خود را از اینتل به AMD ارتقاء دهند.

AM486 و AMD 5x86: آخرین کپی‌ها

پردازنده ای ام دی برای ویندوز

آخرین پردازنده‌ی ساخت AMD که توسط اینتل طراحی شده بود AM486 نام داشت و در سال ۱۹۹۴ به بازار عرضه شد. به دلیل دعوای حقوقی بین اینتل و AMD، برخی از نسخه‌های AM486 با نام اینتل بر روی پردازنده به بازار عرضه می‌شدند. AMD در قبال AM486 نیز همان سیاست AM386 را در پیش گرفت؛ عرضه‌ی پردازنده با سرعت کلاک به مراتب بالاتر نسبت به اینتل. در حالی که سریع‌ترین پردازنده‌ی 80486 اینتل سرعتی برابر ۱۰۰ مگاهرتز داشت، AMD پردازنده‌ی AM486 خود را با سرعت ۱۲۰ مگاهرتز عرضه می‌کرد.

در سال ۱۹۹۵ AMD پردازنده‌ی 5x86 را به بازار عرضه کرد. این پردازنده در اصل از همان معماری AM486 و 80486 بهره می‌برد، با این تفاوت که AMD سرعت کلاک را در این پردازنده به ۱۳۳ مگاهرتز برای مصرف کنندگان معمولی و ۱۵۰ مگاهرتز برای مشتری‌های سازمانی رسانده بود.

مشخصات پردازنده am486 ای ام دی

دیگر تغییر قابل اشاره در این نسل از پردازنده‌ها، اضافه شدن حافظه‌ی کش سطح ۱ (L1 cache) بود که عملکرد 5x86 را نسبت به پردازنده‌های قدیمی‌تر 80386/AM386 بهبود می‌بخشید. در این پردازنده FPU نیز به همان پکیج CPU انتقال داده شد که این کار هم موجب افزایش چشمگیر عملکرد می‌شد. تا پیش از این تمامی FPU ها به صورت جداگانه به فروش می‌رسیدند و از طریق مادربرد به CPU متصل می‌شدند.

با عرضه‌ی اولین پردازنده‌ی پنتیوم (Pentium) اینتل در همان زمان، AMD و دیگر طراحان پردازنده سیستم PR یا Pentium Rating را معرفی کردند. این سیستم به شرکت‌ها این امکان را می‌داد تا محصولات خود را با یکدیگر و اینتل مقایسه کرده و به تبلیغ آن‌ها بپردازند. به عنوان مثال عبارت AMD 5x86 PR 75 به معنای این است که پردازنده‌ی 5x86 شرکت AMD عملکردی برابر با یک پردازنده‌ی ۷۵ مگاهرتزی پنتیوم اینتل دارد.

K5: اولین پردازنده‌ی x86 AMD

پردازنده k5 ای ام دی

در سال ۱۹۹۶، AMD اولین پردازنده‌ی x86 که کاملاً توسط خودش طراحی شده بود را به بازار عرضه کرد. پردازنده‌ی K5 که نسل پنجم x86 بود، از طراحی خلاقانه AMD در ترکیب معماری  AM29000 RISC و x86 بهره می‌برد.

شخصات پردازنده k5 ای ام دی

طراحی کلی این پردازنده نسبتاً پیچیده بود و این موضوع باعث ایجاد محدودیت برای AMD در بالا بردن سرعت کلاک شده بود. به همین دلیل، K5 نمی‌توانست از لحاظ کارایی پردازنده‌های پنتیوم اینتل را پشت سر بگذارد. با این حال، K5 نسبتاً بهینه بود، بطوریکه AMD پردازنده‌های ۱۰۰ مگاهرتزی K5 را با رتبه‌ی PR133 تبلیغ می‌کرد؛ به این معنا که توان پردازشی آن به اندازه‌ی یک پردازنده‌ی ۱۳۳ مگاهرتزی پنتیوم در نظر گرفته می‌شد.

K6: پردازنده‌ی «نسل بعد» AMD

پردازنده k6 amd

به جای توسعه‌ی یک معماری جدید، AMD برای پردازنده‌ی بعدی خود شرکت «NexGen» را خرید. NexGen رقیب AMD در ساخت پردازنده بود و AMD از معماری Nx686 این شرکت در پردازنده‌های K6 استفاده کرد. اگرچه طراحی K6 کاملاً با K5 متفاوت بود، اما این پردازنده‌ها در سطوح بالا تا حدودی شبیه یکدیگر بودند.

مشخصات پردازنده k6 ای ام دی

برای مثال، درست مانند K5، K6 نیز از معماری x86 استفاده می‌کرد. K6 در سال ۱۹۹۷ به بازار عرضه شد و با مادربردهایی که از سوکت ۷ استفاده می‌کردند سازگاری داشت. از لحاظ سرعت کلاک، K6 سرعتی معادل پردازنده‌های پنتیوم II اینتل داشت و در عین حال به طرز قابل توجهی ارزان‌تر بود. این پردازنده همچنین شامل مجموعه دستورالعمل‌های مهم MMX SIMD نیز می‌شد.

پنتیوم II یک مزیت عمده نسبت به K6 داشت و آن عملکرد بهتر FPU بود.

AMD K6-II

سی پی یو k6 ای ام دی

پردازنده‌ی بعدی AMD K6-II نام داشت. این پردازنده اساساً نسخه‌ای از K6 بود که از FSB با سرعت ۱۰۰ مگاهرتز سریع‌تر، سرعت کلاک بالاتر و مجموعه دستورالعمل‌های SIMD جدید بهره می‌برد.

مشخصات پردازنده amd k6 ii

AMD با عرضه‌ی این پردازنده مجموعه دستورالعمل‌های 3DNow! SIMD را معرفی کرد که رقیبی برای MMX اینتل به شمار می‌رفت. مشابه پردازنده‌های قدیمی AMD، K6-II با دادن قابلیت ارتقاء از پنتیوم به مشتری‌ها توانست به موفقیت بالایی دست پیدا کند.

AMD K6-III: ادغام حافظه‌ی کش L2

پردازنده amd k6

در سال ۱۹۹۹، AMD نسل سوم پردازنده‌های K6 خود را با نام K6-III عرضه کرد. این پردازنده از لحاظ معماری مشابه K6 و K6-II بود، با این تفاوت که AMD به این پردازنده ۲۵۶ کیلوبایت حافظه‌ی کش L2 اضافه کرده بود. تا پیش از این کش L2 بر روی مادبرد قرار داده می‌شد و از طریق FSB قابل دسترسی بود. ادغام حافظه‌ی کش L2 در پردازنده موجب کاهش شدید زمان تاخیر (latency) و افزایش پهنای باند می‌شد.

مشخصات سخت افزاری k6 ii

K6-III نسبتاً گران قیمت بود و AMD سریعاً آن را با پردازنده‌های Athlon جایگزین کرد.

+AMD K6-II و +K6-III

پردازنده k6 II + amd

آخرین پردازنده‌های خانواده‌ی K6 که توسط AMD عرضه شدند +K6-II و +K6-III نام داشتند و برای دستگاه‌های قابل حمل طراحی شده بودند. از لحاظ ادغام حافظه‌ی کش L2 در CPU، هر دو این پردازنده‌ها مشابه K6-III بودند. +K6-II مجهز به ۱۲۸ کیلوبایت کش L2 بود و +K6-III از ۲۵۶ کیلوبایت از همین حافظه بهره می‌برد.

مشخصات سی پی یو k6 iii + amd

به لطف تکنولوژی ساخت ۱۸۰ نانومتری AMD، این پردازنده‌ها در زمان خود از لحاظ مصرف انرژی نسبتاً بهینه بودند.

AMD K7 و K75: تولد Athlon

اولین پردازنده آتلون athlon ای ام دی amd

در سال ۱۹۹۹ AMD نسل هفتم پردازنده‌های خود با نام Athlon را راهی بازار کرد. AMD در این پردازنده‌ها از یک معماری جدید استفاده می‌کرد که IPC را به طرز قابل توجهی افزایش می‌داد و AMD را قادر می‌ساخت تا سرعت کلاک را تا ۱ گیگاهرتز بالا ببرد. از آنجایی که FPU پردازنده‌های قبلی AMD نسبت به رقیب اینتلی خود عقب‌تر بود، بهبود FPU در اولویت اهداف اصلی تیم طراحی قرار داشت. همین موضوع باعث شد Athlon مجهز به یک FPU سه‌گانه‌ی به شدت قدرتمند باشد و رقیب مشابه خود را که ساخت اینتل بود پشت سر بگذارد.

مشخصات cpu amd k7

در اولین مدل‌های این پردازنده، هسته‌های CPU روی کارت‌های سیلیکونی بزرگ قرار داشتند. به جای ادغام کش L2 در پردازنده، AMD از حافظه‌ی رم جداگانه‌ای برای این منظور استفاده می‌کرد و آن‌ها را در بسته‌بندی CPU قرار می‌داد. این کار باعث می‌شد تا AMD مقدار بیشتری از حافظه‌ کش L2 استفاده کند، هرچند این کش در سرعت کلاک پایین‌تری اجرا می‌شد.

با خرید حق امتیاز EV6 FSB، سرانجام AMD توانست چیپست خودش را طراحی کند و این موضوع منجر به ساخت اولین پلتفرم تماماً ساخت داخل شرکت AMD شد. متاسفانه اولین مادربردهای AMD در رقابت با رقیب 440BX اینتل خود ضعیف‌تر بودند. EV6 FSB همچنین باعث شد Athlon با رم‌های DDR (که در مقایسه با SDRAM ها به شدت کاراتر بودند) سازگار باشد.

این مطلب ادامه دارد ...

منبع wikipedia tomshardware

 

0

تاریخچه پردازنده های اینتل (قسمت چهارم)

در قسمت قبل تاریخچه‌ی پردازنده‌های سلرون، زئون و ایتانیوم را بررسی کردیم و با فناوری هایپرتریدنگ اینتل آشنا شدیم. در این قسمت علاوه بر معرفی پردازنده‌های پنتیوم M، پنتیوم D، اتم و Core 2، با «برنامه‌ی تحقیقاتی مقیاس تِرا»، داستان روی آوردن اپل به اینتل و چرخه‌ی بروزرسانی «تیک-تاک» آشنا خواهیم شد.

پردازنده‌های پنتیوم M، تغییر تاکتیک تاریخی

پردازنده پنتیوم m اینتل

پردازنده‌های پنتیوم M سری 700 در سال ۲۰۰۳ با نام رمز Banias و هسته‌های ۱۳۰ نانومتری برای دستگاه‌های قابل حمل عرضه شدند (حرف M در انتهای نام این پردازنده‌ها مخفف کلمه‌ی Mobile به معنی قابل حمل است). این پردازنده‌ها حاصل فلسفه‌ی جدید اینتل مبنی بر عدم تمرکز روی سرعت کلاک، و توجه ویژه به بهینه بودن مصرف انرژی بودند. معماری این پردازنده‌ها توسط تیم طراحی اینتل به رهبری مولی ادن و دیوید پرلموتر (که هم اکنون هر دو از مقامات مهم اجرایی در اینتل هستند) در سرزمین‌های اشغالی توسعه یافت. جالب است بدانید نام Banias برگرفته شده از نام مکانی تاریخی در بلندی‌های جولان است.

اینتل به منظور کاهش مصرف انرژی در این پردازنده‌ها از تکنولوژی‌هایی مانند اسپیداستپ ۳ (SpeedStep 3) استفاده کرد. این تکنولوژی با استفاده از سرعت کلاک و ولتاژ متغیر هسته باعث می‌شود وقتی سیستم در حالت آماده به کار (idle) قرار دارد، انرژی به مراتب کمتری نسبت به حالت عادی مصرف کند. پردازنده‌های ۱.۶ گیگاهرتزی پنتیوم M با استفاده از این تکنولوژی می‌توانستند بر حسب نیاز در سرعت‌های ۶۰۰، ۸۰۰، ۱۰۰، ۱۲۰۰، ۱۴۰۰ و ۱۶۰۰ مگاهرتزی کار کنند. به این ترتیب مصرف انرژی این پردازنده‌ها بین ۵ وات در حالت آماده به کار و ۲۷ وات در زمان اوج مصرف متغییر بود.

پردازنده پنتیوم m اینتل

جدای از بحث تکنولوژی‌های بهینه‌سازی مصرف انرژی، هسته‌های Banias در پردازنده‌های پنتیوم M، کاهش فرکانس زیادی نسبت به هسته‌های ۲.۶ گیگاهرتزی پنتیوم 4 موبایل داشتند. این کاهش فرکانس باعث می‌شد تا پردازنده‌های پنتیوم M نسبت به پردازنده‌های ۸۸ واتی پنتیوم 4 به شدت بهینه‌تر باشند. به روز رسانی بعدی لیتوگرافی ساخت پنتیوم M که Dothan نام داشت، با فناوری ساخت ۹۰ نانومتری، در حالی که تعداد ترانزیستورهای موجود روی چیپ را به ۱۴۰ میلیون و سرعت کلاک را به ۲.۱۳ گیگاهرتز افزایش می‌داد، باعث می‌شد مصرف انرژی پردازنده به ۲۱ وات کاهش پیدا کند.

هرچند اینتل پردازنده‌های پنتیوم M را به عنوان پردازنده‌های مخصوص دستگاه‌های قابل حمل بازاریابی و تبلیغ می‌کرد، اما تولیدکنندگان سخت‌افزاری مانند MSI و ASUS مادربردهای سازگار با این پردازنده‌ها را برای علاقه‌مندان روانه‌ی بازار کردند.

intel pentium m

جانشین هسته‌های Dothan در سال ۲۰۰۶ با نام Yonah عرضه شد. اگرچه این پردازنده‌ها Core Duo و Core Solo نام گرفتند، اما معماری آن‌ها هیچ ربطی به سری Core نداشت. هسته‌های Banias تا به امروز به عنوان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای تاریخ اینتل به شمار می‌روند و تاثیری که روی آینده‌ی شرکت گذاشتند با تاثیر اولین پردازنده‌های اینتل یعنی 4004، 8086 و 386 مقایسه می‌شود.

پردازنده‌ی پنتیوم D، اولین دو هسته‌ای‌ اینتل

پردازنده پنتیوم d اینتل

پردازنده‌های پنتیوم D اولین پردازنده‌های دو هسته‌ای اینتل به شمار می‌روند. اولین مدل‌های این پردازنده با نام رمز Smithfield هنوز بر مبنای معماری پر مصرف Netburst بودند. پردازنده‌های Smithfield که از هسته‌های ۹۰ نانومتری استفاده می‌کردند، با نام تجاری Pentium D 800 series به بازار عرضه شدند. در سال ۲۰۰۴ پردازنده‌های مبتنی بر معماری NetBurst به نهایت سرعت کلاک ممکن یعنی ۳.۸ گیگاهرتز رسیدند. دست یافتن به سرعت‌های بالاتر از این میزان به دلیل مصرف بالای انرژی و گرمای تولید شده‌ی زیاد، برای این معماری ممکن نبود.

به همین دلیل، تنها ۹ ماه پس از عرضه‌ی Smithfield، اینتل این پردازنده‌ها را با معماری ۶۵ نانومتری Presler و هسته‌های Cedar Mill جایگزین کرد. پردازنده‌های دو هسته‌ای Presler آخرین نسل از پردازنده‌های پنتیوم M بودند و تولید آن‌ها در سال ۲۰۰۸ متوقف شد.

intel pentium d

اینتل همچنین نسخه‌های Extreme هر دو پردازنده را با ماکزیمم سرعت کلاک ۳.۷۳ گیگاهرتز و مصرف انرژی ۱۳۰ وات عرضه کرد. این میزان بالاترین مصرف انرژی یک پردازنده‌ی دسکتاپ اینتل تا به امروز است (مصرف انرژی بعضی پردازنده‌های سرور به ۱۷۰ وات هم می‌رسد). پردازنده‌های Smithfield تعداد ۲۳۰ میلیون و Prescott تعداد ۳۷۶ میلیون ترانزیستور در خود جای داده بودند.

برنامه‌ی تحقیقاتی «رایانش در مقیاس ترا»

برنامه تحقیقاتی رایانش در مقیاس ترا

برنامه‌ی تحقیقاتی رایانش در مقیاس ترا (TSCR: Terascale Computing Research Program) حوالی سال ۲۰۰۵ آغاز شد. اینتل با این برنامه قصد داشت پردازنده‌هایی با کارایی بیش از یک ترافلاپس که قادر باشند چندین ترابایت داده را با سرعت بالا پردازش کنند، توسعه بدهد.

فلاپس (FLOPS) مخفف عبارت «تعداد عملیات ممیز شناور در هر ثانیه» (floating-point operations per second) و معیاری برای سنجش عملکرد کامپیوترها است. فلاپس از IPS (تعداد دستور بر ثانیه) که در قسمت‌های قبل به آن اشاره شد، معیار به مراتب دقیق‌تری است. اگرچه حرف S در انتهای FLOPS مخفف کلمه‌ی ثانیه (Second) است، اما بسیاری این حرف را به عنوان علامت جمع بودن کلمه در نظر گرفته و مفرد آن را به صورت FLOP به کار می‌برند. به همین دلیل در فارسی نیز اکثراً از عبارت «فلاپ» به جای «فلاپس» استفاده می‌شود.

هدف دیگر این برنامه، یافتن راه حلی برای غلبه بر چالش‌های پیش روی ساخت چیپ‌هایی با بیش از ۴ هسته و همچنین تحقیق بر روی بهینه‌سازی پردازنده‌ها بود. برنامه‌ی TSCR منجر به ساخت چیپ تحقیقاتی ترافلاپ (Teraflops Research Chip) و کامپیوتر ابری تک چیپه (Single-Chip Cloud Computer) شد. هر دو این پردازنده‌ها نقش مهمی در به وجود آمدن پردازنده‌های Xeon Phi بازی کردند.

چیپ تحقیقاتی ترافلاپ

چیپ تحقیقاتی ترافلاپ با نام رمز Polaris (با معماری پلاریس AMD اشتباه گرفته نشود) یک پردازنده‌ی ۸۰ هسته‌ای و حاصل برنامه‌ی TSCR است. از جمله فناوری‌های به کار رفته در این چیپ می‌توان به موتور ممیز شناور دوگانه‌، تکنولوژی هسته‌های خوابیده و حافظه‌ی ۳ بعدی انباشته اشاره کرد. هدف از ساخت چنین چیپی تحقیق روی این موضوع بود که چگونه می‌توان بیش از ۴ هسته را روی یک تراشه جای داد و چیپی ساخت که به عملکرد پردازشی یک ترافلاپ دست پیدا کند. سرانجام پردازنده‌ی ۸۰ هسته‌ای تحقیقاتی اینتل در سال ۲۰۰۷ رونمایی شد و با سرعت ۵.۷ گیگاهرتز و توان ۲۶۵ وات، توانست به عملکرد ۱.۸۱ ترافلاپ دست پیدا کند.

کامپیوتر ابری تک چیپه

کامپیوتر ابری تک چیپه (SCC) هم یک پردازنده‌ی تحقیقاتی ۴۸ هسته‌ای است که در سال ۲۰۰۹ از دل برنامه‌ی TSCR بیرون آمد. ایده‌ی پشت ساخت SCC، دستیابی به چیپی بود که چندین مجموعه از هسته‌های مجزا در آن بتوانند به صورت مستقیم با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؛ درست مانند ارتباط سرورهای یک دیتاسنتر با یکدیگر. این چیپ شامل ۴۸ هسته‌ی پنتیوم با آرایش دو بعدی ۴ در ۶ است، به نحوی که ۲۴ جفت هسته هر کدام به صورت مشترک از ۱۶ کیلوبایت حافظه‌ی کش استفاده می‌کنند. هر جفت هسته به جای اینکه اطلاعات را به حافظه‌ی اصلی ارسال و دریافت کنند، مستقیماً با دیگر جفت هسته‌ها در ارتباط هستند. این تکنیک عملکرد چیپ را به شدت بهبود می‌بخشد.

پردازنده‌های Core 2

پردازنده core 2 اینتل

پردازنده‌های Core 2 پاسخ اینتل به پردازنده‌های بسیار موفق Athlon X2 و Opteron ای‌ام‌دی بودند. AMD با نوآوری‌های پی در پی و ساخت پردازنده‌های مقرون به صرفه و کارآمد، توانسته بود تا با به دست آوردن نیمی از سهم بازار پردازنده‌ها در اوایل سال ۲۰۰۶، زنگ خطر را برای اینتل به صدا در بیاورد.

سهم اینتل و ای ام دی از بازار پردازنده ها

معماری Core برای اولین بار با هسته‌های ۶۵ نانومتری Conroe در پردازنده‌های دسکتاپ سری Core 2 Duo E-6000، هسته‌های Merom در پردازنده‌های موبایل سری Core 2 Duo T7000 و هسته‌های Woodcrest در پردازنده‌های سرور سری Xeon 5100 عرضه شد. اینتل بلافاصله پردازنده‌های ۴ هسته‌ای خود را نیز با نام Core 2 Quad برای دسکتاپ و Xeon 5300 برای سرور عرضه کرد.

پردازنده های core 2 extreme اینتل

معماری Core باعث شد اینتل جایگاه از دست رفته‌ی خود در بازار پردازنده‌ها را دوباره به دست بیاورد. در حالی که هسته‌های Conroe همچنان در حال توسعه بودند، اینتل با استفاده از پردازنده‌های پنتیوم و پنتیوم D خود طی سال‌های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ وارد یک جنگ قیمتی بی سابقه با AMD شد. این در حالی بود که پردازنده‌های Core 2 Duo در سال ۲۰۰۶ بالاخره توانستند عنوان «بهترین عملکرد» که ظرف چند سال گذشته در اختیار پردازنده‌های AMD بودند را بار دیگر به پردازنده‌های اینتل بازگردانند. Conroe در زمان عرضه سرعت کلاکی بین ۱.۲ تا ۳ گیگاهرتز داشت و ۲۹۱ میلیون ترانزیستور را در خود جای می‌داد. این پردازنده‌ها در سال ۲۰۰۸ با فناوری ساخت ۴۵ نانومتری Penryn به روزرسانی شدند.

جنجال تبلیغ پردازنده‌ی Core 2 Duo

اینتل در یکی از پوسترهای تبلیغاتی خود برای پردازنده‌های Core 2 Duo یک اداره را به تصویر کشیده بود که در آن کارمندان سیاهپوست در لباس دو و میدانی در موقعیت آغاز مسابقه‌ی دو قرار داشتند. منظور اینتل از این تبلیغ همانطور که در عنوان آن پیدا است، این بود که با استفاده از پردازنده‌های جدید Core 2 Duo می‌توانید عملکرد کامپیوترهای شرکت خود را افزایش داده و بازده کارمندان‌تان را چند برابر کنید.

تبلیغ نژادپرستانه اینتل

اما این تبلیغ به گونه‌ای طراحی شده بود که در نگاه اول به نظر می‌آمد عده‌ای سیاه پوست در حال تعظیم به یک مرد سفید پوست هستند. با بالا گرفتن اعتراضات به این تبلیغِ ظاهراً نژادپرستانه، اینتل مجبور شد تا آن را جمع‌آوری و طی بیانیه‌ای رسماً عذرخواهی کند.

روی آوردن اپل به پردازنده‌های اینتل

استیو جابز و اینتل

در تاریخ ۶ ژوئن سال ۲۰۰۵ استیو جابز با اعلام اینکه اپل قصد دارد در کامپیوترهای مک خود به جای استفاده از پردازنده‌های پاور پی‌سی (PowerPC) ساخت آی‌بی‌ام-موتورولا از پردازنده‌های x86 اینتل استفاده کند، همه را شگفت زده کرد. تا پیش از این تصور بر این بود که از یک طرف اتحاد اینتل و مایکروسافت، و از طرف دیگر اتحاد اپل و آی‌بی‌ام پابرجا باقی بماند. اواخر دهه‌ی ۹۰ میلادی و اوایل سال‌های ۲۰۰۰، نام مکینتاش با پاور پی‌سی و نام ویندوز با اینتل گره خورده بود، به طوری که از اصلاح وینتل (Wintel) برای اشاره به کامپیوترهایی که سیستم عامل آن‌ها ویندوز و پردازنده‌هایشان اینتل بود استفاده می‌شد.

استیو جابز انگیزه‌ی اصلی اپل برای روی آوردن به اینتل را ناراضی بودن اپل از روند توسعه‌ی تکنولوژی پاورپی‌سی توسط IBM اعلام کرد. جابز به صورت خاص به برنامه‌های آینده‌ی اینتل و فاکتور «عملکرد بر واحد وات» اشاره کرد که برای لپ‌تاپ‌ها موضوعی حیاتی است.

استیو جابز و پردازنده های اینتل

بنا به اعلام اپل قرار بود فرآیند مهاجرت از پاورپی‌سی به اینتل از ژوئن ۲۰۰۶ آغاز و تا اواخر سال ۲۰۰۷ به پایان برسد؛ هرچند این فرآیند بسیار سریع‌تر از این تکمیل شد. در ژانویه‌ی ۲۰۰۶ استیو جابز با معرفی مک‌بوک پرو ۱۵ اینچی و آیمک جدید که هر دو از پردازنده‌های Core Duo اینتل استفاده می‌کردند، از اولین کامپیوترهای x86 اپل رونمایی کرد. در فوریه‌ی همان سال، اپل مک مینی را نیز با پردازنده‌های سری Core اینتل معرفی کرد. روی آوردن به معماری x86 به اپل این امکان را داد تا با معرفی نرم‌افزار بوت کمپ (Boot Camp) بتواند اجرای ویندوز XP بر روی مک را برای کاربران خود میسر کند. در آوریل همان سال اپل مک‌بوک پرو ۱۷ اینچی را که از پردازنده‌ی اینتل استفاده می‌کرد، جایگزین پاوربوک ۱۷ اینچی خود کرد. فرآیند مهاجرت اپل در آگوست ۲۰۰۶ به پایان رسید.

بسیاری از ناظران از اینکه اپل چرا به جای اینتل با AMD قرارداد نبسته بود شوکه شده بودند. در آن زمان AMD با پلتفرم ۶۴ بیتی خود نگاه‌های زیادی را به سمت خود جلب کرده بود. بسیاری از کارشناسان با برون‌یابی نمودارهای پیشرفت این شرکت، احتمال می‌دادند که عاقبت AMD اینتل را به زیر خواهد کشید؛ اتفاقی که هرگز به وقوع نپیوست.

سرانجام اپل با انتشار اختصاصی Mac OS X v10.6 برای پردازنده‌های اینتل در سال ۲۰۰۹ به پشتیبانی از پاورپی‌سی خاتمه داد.

چرخه‌ی تیک-تاک (Tick-Tock)

چرخه تیک تاک اینتل

در حالی که اینتل به صورت سنتی هر دو سال یک بار فناوری ساخت خود را کوچک‌تر می‌کرد، با ورود پردازنده‌های Core 2 Duo، روند به روزرسانی پردازنده‌های این شرکت دستخوش تغییر اساسی شد. چرخه‌ی جدید که به تیک-تاک معروف است از سال ۲۰۰۷ تا به امروز برقرار است. با هر «تیک»، اینتل تکنولوژی فرآیند ساخت پردازنده‌های خود را کوچک‌تر کرده، و با هر «تاک» یک معماری جدید معرفی می‌شود. هر ۱۲ تا ۱۸ ماه شاهد یک تیک یا یک تاک در پردازنده‌های اینتل هستیم.

برای مثال معرفی پردازنده‌های آیوی بریج (Ivy Bridge) که برای اولین بار از فناوری ساخت ۲۲ نانومتری استفاده می‌کردند «تیک» و پردازنده‌های هسول (Haswell) که با همان فناوریِ ساخت، معماری به‌روزتری داشتند «تاک» محسوب می‌شود. به طریق مشابه پردازنده‌های ۱۴ نانومتری برادول (Broadwell) در این چرخه تیک و پردازنده‌های اسکای‌لیک (Skylake) تاک هستند. انتظار می‌رود تیک بعدی با معرفی پردازنده‌های ۱۰ نانومتری کَنون لیک (Cannonlake) در سال ۲۰۱۷ و تاک بعدی با بهبود معماری ۱۰ نانومتری در پردازنده‌های آیس لیک (Ice Lake) در سال ۲۰۱۸ به وقوع بپیوندد.

تکنولوژی Intel vPro

تکنولوژی اینتل vPro

در سال ۲۰۰۷، اینتل تکنولوژی vPro خود را معرفی کرد. vPro در واقع یک عبارت تبلیغاتی و تکنیک بازاریابی برای مجموعه‌ای از تکنولوژی‌های سخت‌افزاری در پردازنده‌های جدید ساخت اینتل بود. vPro شامل تکنولوژی‌هایی مانند هایپرتردینگ (برای آشنایی کامل با هایپرتریدنگ انتهای قسمت قبل را مطالعه کنید)، تکنولوژی مدیریت فعال (AMT)، توربو بوست ۲ و VT-x می‌شود. برای اینکه کامپیوتری بتواند از مزایای این مجموعه تکنولوژی‌ها بهره‌مند شود، باید پردازنده‌ی vPro، چیپست سازگار با vPro و همچنین بایوسی که از تکنولوژی vPro پشتیبانی کند داشته باشد.

پردازنده‌های اتم (Atom)

پردازنده intel core m

پردازنده‌های اتم اینتل در سال ۲۰۰۸ برای دستگاه‌های کم مصرف و قابل حمل عرضه شدند. اولین نسخه‌های پردازنده‌های اتم با استفاده از فرآیند ساخت ۴۵ نانومتری تولید شده بودند و توان مصرفی آن‌ها ۰.۶۵ وات بود. با فراگیر شدن نِت‌بوک‌ها در سال ۲۰۰۸، بر خلاف پیش‌بینی اینتل مدل‌های کمتر بهینه‌ای که بر مبنای هسته‌های Diamondville (سری N200 و N300) بودند، فروش بسیار بیشتری را نسبت به هسته‌های Silverthorne (سری Z500) تجربه کردند.

اتم‌های اولیه فاقد قدرت کافی بودند و نتوانستند در بازاری به جز نِت‌بوک‌ها به موفقیت دست پیدا کنند. حتی به روزرسانی Lincroft (عرضه شده در سال ۲۰۱۰ به عنوان سری Z600) نیز نتوانست این سناریو را تغییر دهد. معروف‌ترین نت‌بوک‌هایی که از پردازنده‌های اتم اینتل استفاده می‌کردند عبارتند از Eee PC ایسوس، نت‌بوک‌های سری M وایو سونی، MSI Wind PC و نت‌بوک‌های سری Inspiron Mini  دل.

پردازنده core m اینتل

پردازنده‌های اتم هیچگاه نتوانستند به اندازه‌ی پردازنده‌های دسکتاپ Core موفق باشند و تلاش‌های اینتل در راه فراگیر کردن آن‌ها تاکنون بی ثمر بوده است. در سال ۲۰۰۹ اینتل و TSMC طی توافقی اعلام کردند در ساخت پردازنده‌های اتم با یکدیگر همکاری خواهند کرد؛ اما قرارداد بین دو شرکت در سال ۲۰۱۰ به دلیل کمبود تقاضا برای پردازنده‌های اتم به حالت تعلیق درآمد. در سال ۲۰۱۱ اینتل و گوگل اعلام کردند که با همکاری یکدیگر سیستم عامل اندورید را با پردازنده‌های x86 اتم سازگار خواهند کرد. این موضوع نیز کمک چندانی به اینتل نکرد و ARM همچنان متداول‌ترین معماری مورد استفاده توسط اندروید است.

پردازنده‌های مبتنی بر ARM مانند سری تگرا از انویدیا، اسنپدراگون کوالکام و اکسینوس سامسونگ قدرت پردازشی مشابه پردازنده‌های اتم اینتل را با یک چهارم مصرف انرژی در اختیار کاربران قرار می‌دهند. علاوه بر مصرف کمتر انرژی، این پردازنده‌ها سخت‌افزارهای متعددی مانند مودم را نیز در خود جای داده‌اند و در واقع «سیستم بر روی چیپ» (SoC: System on a Chip) به شمار می‌روند. اینتل با معرفی SoCهای اتم خود در سال ۲۰۱۲ سعی داشت بار دیگر شانس خود در زمینه‌ی پردازنده‌ی تلفن‌های هوشمند را بیازماید، اما نهایتاً در ۲۹ آوریل ۲۰۱۶، اعلام کرد که قصد دارد برنامه‌ی تولید SoC های Broxton خود را کنسل کند. 

این مطلب ادامه دارد ...

منبع extremetech wikipedia tomsitpro

 

0

تاریخچه پردازنده های اینتل (قسمت سوم)

در قسمت قبل با پردازنده‌های محبوب و موفق 386 و 486 اینتل آشنا شدیم؛ سپس نگاهی به باگ Pentium FDIV و جنجال PSN انداختیم و در نهایت اولین پردازنده‌های نام آشنای پنتیوم را بررسی کردیم. در این قسمت با پردازنده‌های اقتصادی سلرون، پردازنده‌های مختص سرور زئون و ایتانیوم و همچنین فناوریِ هایپرتردینگ آشنا خواهیم شد.

پردازنده‌های سلرون (Celeron)

پردازنده اینتل سلرون intel celeron

پردازنده‌های پایین رده‌ی سلرون به عنوان نسخه‌ای از پردازنده‌های پنتیوم II در سال ۱۹۹۸ به بازار عرضه شدند. پایین رده‌ترین پردازنده‌ی اینتل در زمان معرفی سلرون پردازنده‌های پنتیوم MMX بودند که با سرعت ۲۳۳ مگاهرتزی خود دیگر توانایی رقابت با پردازنده‌های خوش قیمت AMD K6 را نداشتند. دلیل نامگذاری پردازنده‌های سلرون هم در نوع خود جالب است. تیم برندینگ اینتل منطق پشت نام سلرون را اینگونه توضیح می‌دهد:

Celer کلمه‌ای لاتین به معنای سریع و چابک است (همانطور که در accelerate به این معنا به کار رفته است). کاربرد قسمت on هم مانند کاربرد آن در ترکیب‌هایی مانند turned on است. سلرون درست مانند پنتیوم ۷ حرف و ۳ سیلاب دارد و قسمت «Cel» آن با قسمت «tel» در نام اینتل هم آهنگ است.

در حالی که پردازنده‌های سلرون تا به امروز به روز رسانی شده‌اند و در حال حاضر بر مبنای جدیدترین معماری و تکنولوژی‌های اینتل ساخته می‌شوند، این پردازنده‌ها همواره با محدودیت‌هایی مانند حافظه‌ی کش کمتر عرضه می‌شوند. اینتل پردازنده‌های سلرون را برای رقابت در پایین‌ترین سطح بازار کامپیوترهای شخصی طراحی کرده است.

پردازنده اینتل سلرون intel celeron

اولین سری سلرون بر مبنای هسته‌های Covington با معماری ۲۵۰ نانومتری برای کامپیوترهای دسکتاپ، و هسته‌های ۲۵۰ نانومتری Mendocino (با ۱۹ میلیون ترانزیستور و حافظه‌ی کش L2 ادغام شده در چیپ) برای نوت‌بوک‌ها عرضه شد. این پردازنده‌ها با سرعت‌های ۲۶۶ تا ۳۰۰ مگاهرتز برای دسکتاپ و ۵۰۰ مگاهرتز برای دستگاه‌های قابل حمل در دسترس بودند. بعدها پردازنده‌های سلرون با بروزرسانی‌های خود تبدیل به جانشین شایسته‌ای برای پردازنده‌های پنتیوم III شدند. سلرون‌های امروزی بر مبنای معماری اسکای‌لیک (Skylake) ساخته می‌شوند.

پردازنده اینتل سلرون اسکای لیک intel skylake celeron

میزان حافظه‌ی کش جدیدترین پردازنده‌ی سلرون برابر با ۶۶ درصد حافظه‌ی کش پردازنده‌ی Core i3 هم دوره‌ی خود است.

پردازنده‌های Pentium III و Pentium III Xeon

پنتیوم III در سال ۱۹۹۹ عرضه شد و اولین محصول اینتل برای رقابت با AMD در جنگ گیگاهرتزها بود. اولین نسخه‌های این پردازنده با هسته‌های ۲۵۰ نانومتری Katmai عرضه شدند و پس از مدت کمی نسخه‌هایی بر مبنای هسته‌های ۱۸۰ نانومتری Coppermine و ۱۳۰ نانومتری Tualatin نیز عرضه شدند.

پردازنده اینتل پنتیوم 3 intel pentium III

تعداد ترانزیستورهای موجود بر روی چیپ پردازنده‌های پنتیوم III از ۹.۵ میلیون عدد در هسته‌های Katmai، به ۲۸.۱ میلیون عدد در آخرین نوع هسته‌ها رسید. این جهش بیشتر به دلیل استفاده از حافظه‌ی کش L2 ادغام شده در CPU بود. سرعت کلاک در مدل‌های اولیه ۴۵۰ مگاهرتز بود و در نهایت با عرضه‌ی هسته‌های Tualatin به ۱۴۰۰ مگاهرتز رسید. اینتل به دلیل عجله در عرضه‌ی اولین پردازنده‌ی یک گیگاهرتزی خود برای رقابت با پردازنده‌های Athlon AMD مورد انتقاد قرار گرفت؛ چرا که به دلیل نقص فنی مجبور شد با اعلام فراخوان تمامی پردازنده‌های ۱ گیگاهرتزی خود را از سطح بازار جمع کرده و عرضه‌ی آن‌ها را موکول به آینده کند.

پردازنده اینتل پنتیوم 3 intel pentium III

یکی از نکات مهم در تاریخ پردازنده‌های پنتیوم، عرضه‌ی پردازنده‌های موبایل (مخصوص دستگاه‌های قابل حمل) پنتیوم III در سال ۲۰۰۰ بود. اینتل همزمان با عرضه‌ی این پردازنده‌ها تکنولوژی اسپیداستپ (SpeedStep) و قابلیت تغییر اتوماتیک فرکانس پردازنده با توجه به شرایط کاری را معرفی کرد. پردازنده‌های Mobile Pentium III تنها یک روز قبل از معرفی پردازنده‌ی معروف کروزوئه (Crusoe) از شرکت ترنسمتا (Transmeta) معرفی شدند. بسیاری تا به امروز بر این باورند که اگر فشار ترنسمتا (که با به کار گرفتن لینوس توروالدز به شهرت رسیده بود) نبود، اینتل هرگز پردازنده‌های پنتیوم III موبایل را عرضه نمی‌کرد.

پردازنده پنتیوم 3 زئون اینتل intel pentium III xeon cpu

پردازنده‌ی Pentium III Xeon آخرین پردازنده از سری زئون بود که نام پنتیوم را با خود یدک می‌کشید. این پردازنده با استفاده از هسته‌های Tanner در سال ۱۹۹۹ عرضه شد. همانطور که در قسمت قبل اشاره شد، یکی از اتفاقات جنجال برانگیز عرضه‌ی پردازنده‌های پنتیوم III، معرفی مفهموم سریال نامبر پردازنده (PSN: Processor Serial Number) از سوی اینتل بود که باعث می‌شد مشکلاتی در رابطه با حفظ حریم خصوصی برای کاربران ایجاد شود. اینتل به دلیل فشار افکار عمومی و گروه‌ها و سازمان‌های مختلف مجبور شد این ویژگی را از پردازنده‌های بعدی خود حذف کند.

پردازنده‌های Pentium 4

لوگوی پردازنده اینتل پنتیوم 4 intel pentium 4 cpu logo

پردازنده‌های پنتیوم ۴، اینتل را در مسیری قرار دادند که منجر به جدی‌ترین تحول در تاریخ این شرکت شد. این پردازنده‌ها در سال ۲۰۰۰ با هسته‌های ۱۸۰ نانومتری Willamette و تعداد ۴۲ میلیون عدد ترانزیستور عرضه شدند. معماری جدید اینتل با نام Netburst به گونه‌ای طراحی شده بود تا فرکانس‌های کاری بالا را در پردازنده ایجاد کند. اینتل در آن زمان پیشبینی می‌کرد که این معماری باعث خواهد شد تا بتواند تا سال ۲۰۱۰ به سرعت‌های بالاتر از ۲۰ گیگاهرتز دست پیدا کند. با این حال، Netburst محدودیت‌های خودش را داشت و اینتل در سال ۲۰۰۳ متوجه شد که مصرف انرژی پردازنده‌های مبتنی بر این معماری در سرعت‌های بالا بسیار زیاد خواهد بود.

پردازنده اینتل پنتیوم 4 intel pentium 4 cpu

اولین پردازنده‌های مبتنی بر معماری Netburst با سرعت‌های ۱.۳ و ۱.۴ گیگاهرتز عرضه شدند. کمی بعد در سال ۲۰۰۲، با پیشرفت و بلوغ تکنولوژی ساخت اینتل، پردازنده‌هایی که از این معماری بهره می‌گرفتند مجهز به هسته‌های ۱۳۰ نانومتری و ۲.۲ گیگاهرتزی Northwood (با تعداد ۵۵ میلیون ترانزیستور) شدند و در نهایت در سال ۲۰۰۵ شاهد معرفی هسته‌های ۹۰ نانومتری و ۳.۸ گیگاهرتزی Prescott (با تعداد ۱۲۵ میلیون ترانزیستور) بودیم. اینتل در این بین اولین پردازنده‌ی نسخه‌ی Extreme خود را نیز با استفاده از هسته‌های Gallatin در سال ۲۰۰۳ معرفی کرد.

پردازنده پنتیوم 4 اینتل intel pentium 4 cpu box

با گذشت زمان، خانواده پردازنده‌های پنتیوم ۴ اعضای جدید زیادی را در خود تجربه کرد. در این دوران، پردازنده‌های اینتل برای دستگاه‌های قابل حمل Mobile Pentium 4-M نام داشتند. اینتل همچنین برای اولین بار مفهوم هسته‌ی مجازی را با فناوری هایپرتریدینگ (hyperthreading) در پردازنده‌های Pentium 4E HT معرفی کرد. پردازنده‌های Pentium 4F نیز با هسته‌های ۶۵ نانومتری Cedar Mill در سال ۲۰۰۵ معرفی شدند. اینتل قصد داشت تا خانواده‌ی پنتیوم ۴ را با پردازنده‌های Tejas جایگزین کند، اما زمانی که مشخص شد معماری Netburst قادر نیست به سرعت‌های بالاتر از ۳.۸ گیگاهرتز دست پیدا کند، این پروژه کنسل شد.

اینجا است که به مهمترین تغییر استراتژی تاریخ اینتل می‌رسیم. معماری مشهور و جدید اینتل با نام «Core»، چرخش ۱۸۰ درجه‌ای در جهت پردازنده‌های بهینه و کارآمدتر بود. اینتل بالاخره تصمیم گرفت به «جنگ گیگاهرتزی» خود با AMD پایان دهد.

پردازنده‌های زئون (Xeon)

خانواده پردازنده های زئون اینتل intel xeon processor family

پردازنده‌های Xeon اینتل بر خلاف دیگر پردازنده‌های این شرکت که برای بازار مصرفی تولید می‌شوند، بازار سرورها، ورک‌استیشن‌ها و سامانه‌های نهفته را هدف گرفته‌اند. مهمترین مزایای این خانواده از پردازنده‌ها عبارت است از قابلیت استفاده از چند پردازنده، تعداد هسته‌ها و حافظه‌ی کش بیشتر و پشتیبانی از حافظه‌های ECC. در مقابل، ویژگی‌هایی که این پردازنده‌ها را برای استفاده در کامپیوترهای دسکتاپ معمولی مناسب نمی‌کند عبارتند از سرعت کلاک پایین‌تر در قیمت‌های برابر با پردازنده‌های مشابه دسکتاپ، نبود پردازنده‌ی گرافیکی ادغام شده و عدم پشتیبانی از اورکلاکینگ. دلیل وجود تعداد هسته‌های بالاتر و فرکانس کاری پایین‌تر در سری Xeon این است که سرورها بر خلاف کامپیوترهای دسکتاپ که معمولاً تعداد کمی پردازش نسبتاً سنگین را انجام می‌دهند، تعداد زیادی پردازش سبک را به صورت موازی باید به انجام برسانند.

پردازنده دو هسته ای زئون اینتل intel xeon cpu

اولین پردازنده‌های Xeon ای که دیگر برند پنتیوم را با خود به همراه نداشتند، در سال ۲۰۰۱ معرفی شدند. این پردازنده‌ها بر مبنای معماری Netburst بودند (که در خانواده‌ی پردازنده‌های پنتیوم ۴ هم از آن استفاده می‌شد) و اولین بار با هسته‌های ۱۸۰ نانومتری Foster و سرعت ۱.۴ تا ۲ گیگاهرتز عرضه شدند. معماری Netburst تا سال ۲۰۰۶ در پردازنده‌های Xeon استفاده می‌شد. پس از آن، اینتل پردازنده‌های Xeon را با هسته‌های ۹۰ نانومتری Nocona، Irwindale، Cranford، Potomac و Paxville، و هسته‌های ۶۵ نانومتری Dempsey و Tulsa نیز عرضه کرد.

پردازنده‌های Xeon مبتنی بر معماری Netburst درست مانند پردازنده‌های دسکتاپ مبتنی بر این معماری از مشکل مصرف بالای انرژی رنج می‌بردند. این موضوع باعث شد اینتل به طور کلی در استراتژی و معماری ساخت پردازنده‌های خود بازنگری کند. آخرین پردازنده‌ی Xeon مبتنی بر این معماری، CPU دو هسته‌ای Dempsey با سرعت کلاک ۳.۷۳ گیگاهرتز و تعداد ۳۷۶ میلیون ترانزیستور بود.

پردازنده زئون اینتل

Xeon های امروزی همچنان به صورت سنتی بر مبنای همان معماری پردازنده‌های دسکتاپ و موبایل جدید اینتل ساخته می‌شوند، اما اینتل آن‌ها را با مقدار قدرت بیشتری عرضه می‌کند. پردازنده‌ی Woodcrest دو هسته‌ای اینتل که در سال ۲۰۰۶ عرضه شد، اولین محصول اینتل پس از تغییر استراتژی به سمت پردازنده‌های بهینه به شمار می‌رود.

جدیدترین پردازنده‌های Xeon در اکتبر ۲۰۱۵ معرفی شده و بر مبنای معماری ۱۴ نانومتری اسکای‌لیک هستند. این پردازنده‌ها از سوکت جدید اینتل با نام LGA 1151 استفاده می‌کنند و سرعت کلاک آن‌ها به ۴ گیگاهرتز نیز می‌رسد.

یکی از دیگر کاربردهای پردازنده‌های زئون اینتل، استفاده از آن‌ها در ساخت سوپر کامپیوترها است. بیش از ۸۰ درصد از ۵۰۰ ابر کامپیوتر دنیا از پردازنده‌های زئون اینتل استفاده می‌کنند.

پردازنده‌های ایتانیوم (Itanium)

پردازنده ایتانیوم itanium intel

معماری ایتانیوم (با تلفظ صحیح آیتانیِم) در ابتدا توسط اچ‌پی معرفی، و بعدها به صورت مشترک توسط اینتل و اچ‌پی توسعه داده شد. ایتانیوم به نوعی دنبال کننده‌ی ایده‌ی پردازنده‌های i860 و iAPX 432 بود و بازار سرورها و مصارف محاسباتی سنگین را هدف گرفته بود. علیرغم اینکه پردازنده‌های ایتانیوم، از سوی بازار و مصرف کنندگان با استقبال کمی مواجه شدند، توانستند مدت زمان بیشتری را نسبت به دیگر پردازنده‌های شکست خورده‌ی اینتل در بازار دوام بیاورند.

ایتانیوم‌ها به عنوان اولین پردازنده‌ی ۶۴ بیتی اینتل عرضه شدند و باور عموم بر این بود که آینده‌ی پلتفرم ۶۴ بیت اینتل با پردازنده‌های ایتانیوم خواهد بود. با این حال، همانطور که امروزه شاهد آن هستیم، آینده‌ی پردازنده‌های ۶۴ بیت اینتل به شکل کاملاً متفاوتی رقم خورد. مشکل اصلی ایتانیوم عملکرد ۳۲ بیت بسیار ضعیف آن بود.

پردازنده اینتل ایتانیوم 2 intel itanium 2 processor

اولین ایتانیوم‌ها در سال ۲۰۰۱ با هسته‌های ۱۸۰ نانومتری Merced و سرعت کلاک ۷۳۳ و ۸۰۰ مگاهرتز عرضه شدند. این پردازنده‌ها ۳۲۰ میلیون ترانزیستور را در خود جای می‌دادند که چیزی حدود ۶ برابر بیشتر از تعداد ترانزیستورهای پردازنده‌های پنتیوم در آن زمان بود. عملکرد اولین ایتانیوم‌ها در مقایسه با رقبای خود یعنی پردازنده‌های RISC و CISC به شدت ناامید کننده بود. نتایج بنچمارک‌ها در سال ۲۰۰۱ نشان می‌داد که بازده ایتانیوم در اجرای برنامه‌های ساخته شده برای پلتفرم x86، برابر با یک پردازنده‌ی ۱۰۰ مگاهرتزی پنتیوم است. این در حالی بود که در آن زمان پردازنده‌های ۱.۱ گیگاهرتزی پنتیوم در بازار متداول بودند.

ایتانیوم ۲ در سال ۲۰۰۲ با هسته‌ی ۱۸۰ نانومتری McKinley و همچنین هسته‌های ۱۳۰ نانومتری Madison، Deerfield، Hondo و Fanwood عرضه شد. سری ایتانیوم تا سال ۲۰۱۰ و عرضه‌ی Itanium 9000 به روزرسانی دیگری را تجربه نکرد. ایتانیوم ۹۰۰۰ از هسته‌های ۹۰ نانومتری Montecito و Montvale و همچنین هسته‌های ۶۵ نانومتری Tukwila استفاده می‌کرد. این پردازنده از مقدار باورنکردنی ۲۴ مگابایت حافظه‌ی کش و ۲ میلیارد ترانزیستور بهره می‌برد.

پردازنده ایتانیوم 2 اینتل intel itanium 2 processor

علیرغم شایعات متعدد مبنی بر توقف تولید پردازنده‌های خانواده‌ی ایتانیوم از سوی اینتل، اکوسیستم این پردازنده‌ها تا به امروز به خوبی توسط اینتل پشتیبانی می‌شود. جدیدترین ایتانیوم با هسته‌ی ۳۲ نانومتری Poulson و با نام Itanium 9500 در سال ۲۰۱۲ عرضه شد. این پردازنده ۳۲ مگابایت کش L3 و ۶ مگابایت کش L2 و ۳.۱ میلیارد ترانزیستور دارد.

اکثر سیستم‌های مبتنی بر ایتانیوم همچنان توسط اچ‌پی تولید می‌شوند. تا سال ۲۰۰۸، معماری ایتانیوم پس از x86، Power Architecture و SPARC، چهارمین معماری متداول استفاده شده در سرورهای تجاری است. در حالی که اینتل اعلام کرده است مشغول کار بر روی پردازنده‌های Kittson برای نسل بعدی ایتانیوم است، تا به امروز پردازنده‌های Poulson ایتانیوم که در سال ۲۰۱۲ معرفی شده‌اند، جدیدترین پردازنده‌های این معماری به شمار می‌روند. از آنجایی که در حال حاضر اچ‌پی تنها مشتری ایتانیوم است، احتمالاً Kittson آخرین ایتانیوم خواهد بود.

اصلی ترین سیستم عامل برای ایتانیوم HP-UX است. مایکروسافت و ردهت اعلام کرده‌اند که قصد دارند به پشتیبانی از پردازنده‌های ایتانیوم در سیستم عامل‌های خود پایان دهند؛ هرچند دیگر توزیع‌های لینوکس مانند دبیان همچنان به پشتیبانی از ایتانیوم ادامه خواهند داد. اوراکل نیز در سال ۲۰۱۱ اعلام کرد توسعه‌ی نرم‌افزار برای ایتانیوم را متوقف خواهد کرد.

فناوری هایپر تردینگ (Hyper-Threading)

فناوری هایپرتردینگ اینتل intel hyperthreading technology

در سال ۲۰۰۲، اینتل اولین پردازنده‌های مدرن دسکتاپ خود با فناوری چندریسمانی همزمان (SMT: Simultaneous Multithreading Technology) را عرضه کرد. تکنولوژی مالتی‌تردینگ اختصاصی اینتل، «هایپر تردینگ» (Intel Hyper-Threading Technology) نام دارد و در فارسی با نام‌های «فراریسمانی» و «پُرریسگی» نیز شناخته می‌شود. این فناوری اولین بار در پردازنده‌های Xeon اینتل که بر مبنای هسته‌های Prestonia بودند پدیدار شد و سپس پردازنده‌های پنتیوم ۴ مبتنی بر Northwood نیز از آن استفاده کردند.

هایپرتردینگ برای بهبود پردازش موازی (انجام چندین وظیفه به صورت همزمان) در پردازنده‌های مبتنی بر معماری x86 توسعه داده شده است. در این تکنولوژی، به ازای هر هسته‌ی فیزیکی، سیستم عامل دو هسته‌ی مجازی (یا منطقی) را آدرس دهی کرده و بار پردازش را در صورت امکان بین آن‌ها تقسیم می‌کند. تنها سیستم عامل‌هایی که برای استفاده از این تکنولوژی بهینه شده باشند قادر به بهره برداری از مزایای آن خواهند بود.

تکنولوژی هسته مجازی cpu اینتل hyper-threading

در زمان معرفی، اینتل ادعا می‌کرد که پردازنده‌هایی که از تکنولوژی هایپر تردینگ بهره می‌برند، نسبت به پردازنده‌های پنتیوم ۴ ای که از این تکنولوژی بی بهره هستند ۳۰ درصد بازده بیشتری دارند. آزمایش‌ها نیز نشان می‌داد که یک پردازنده‌ی ۳ گیگاهرتزی هایپرترد، عملکرد بهتری نسبت به پردازنده‌ی ۳.۶ گیگاهرتزی غیر هایپرترد از خود به نمایش می‌گذارد. اینتل پس از آن، این تکنولوژی را در پردازنده‌های مختلف خود از جمله ایتانیوم، پنتیوم D، اتم و سری Core i به کار گرفت.

هایپرتردینگ معایبی نیز با خود به همراه دارد. در سال ۲۰۰۶ مشخص شد که این فناوری از لحاظ مصرف انرژی چندان بهینه عمل نمی‌کند. برای مثال کمپانی ARM اعلام کرد که هسته‌هایی که از مالتی تردینگ استفاده می‌کنند، می‌توانند منجر به مصرف ۴۶ درصدی بیشتر انرژی نسبت به دو هسته‌ی واقعی شوند. همچنین ARM ادعا می‌کند مالتی تردینگ کوبیدگی حافظه‌ی کش را ۴۲ درصد افزایش می‌دهد، در حالی که دو هسته‌ی واقعی این میزان کوبیدگی را ۳۷ درصد کاهش می‌دهند. اینتل این ادعاها را رد کرده و عقیده دارد تکنولوژی هایپرتردینگ با استفاده از منابعی که در حالت عادی بدون مصرف و در حالت آماده به کار (idle) قرار دارند، بسیار بهینه عمل می‌کند. در سال ۲۰۱۰ ARM اعلام کرد که احتمال استفاده از مالتی تردینگ در طراحی چیپ‌های آینده‌ی این شرکت وجود دارد.

این مطلب ادامه دارد ...

منبع extremetech tomsitpro wikipedia

 

0

تاریخچه پردازنده های اینتل (قسمت دوم)

در قسمت قبل ابتدا نگاه مختصری به تاریخچه‌ی اینتل از زمان تاسیس تا ساخت اولین پردازنده انداختیم و سپس با داستان همکاری اینتل و IBM در ساخت اولین کامپیوتر شخصی با استفاده از پردازنده‌ی 8088 آشنا شدیم. در این قسمت پس از بررسی پردازنده‌های 386 و 486، با اولین پردازنده‌های سری پنتیوم آشنا می‌شویم. 

پردازنده‌های 376 و 386

دوران پردازنده‌های ۳۲ بیتی در سال ۱۹۸۵ با عرضه‌ی 386DX آغاز شد. هرچند اینتل پیش از این نیز پردازنده‌ای ۳۲ بیتی ساخته بود و 386DX اولین پردازنده‌ی ۳۲ بیتی به شمار نمی‌رفت، اما این پردازنده اولین CPU اینتل با معماری ۳۲ بیتی بود که توانست از لحاظ تجاری به موفقیت دست پیدا کند.

پردازنده‌ی intel 386dx

386DX با داشتن ۲۷۵ هزار ترانزیستور که با فناوری ساخت ۱۵۰۰ نانومتری ساخته شده بودند و بهره‌مندی از سرعت کلاک بین ۱۶ تا ۳۲ مگاهرتز، قدرت محاسباتی برابر با ۱۱.۴ MIPS را در اختیار مصرف کنندگان قرار می‌داد. کامپیوتر DESKPRO ساخت شرکت Compaq اولین محصولی بود که از پردازنده‌ی اینتل با نام تجاری ™Intel386 استفاده می‌کرد.

در سال ۱۹۸۸، اینتل پردازنده‌ی 386 خود را با فناوری ساخت ۱۰۰۰ نانومتری به روز کرد و نام 386SX را بر روی آن گذاشت. پردازنده‌ی جدید از باس ۱۶ بیت استفاده می‌کرد و هدف از ساخت آن استفاده در کامپیوترهای دسکتاپ پایین رده و ارزان قیمت بود. اگرچه 386SX کاملاً تونایی محاسبات ۳۲ بیت را داشت، اما باس آن به منظور ساده سازی طرح بُرد مدار و کاهش قیمت به ۱۶ بیت محدود شده بود. علاوه بر ساده سازی باس، تنها ۲۴ پین به آدرس باس 386SX متصل شده بودند که عملاً این پردازنده را به استفاده از ۱۶ مگابایت حافظه محدود می‌کرد.

پردازنده اینتل intel 386 sx

جالب است بدانید لینوس توروالدز، لینوکس را بر روی یک کامپیوتر مبتنی بر پردازنده‌ی 386 ساخته است. داستان هم از این قرار بوده است که وقتی لینوس متوجه شد نسخه‌ای از سیستم عامل ۱۶ بیتی مینیکس (MINIX) را که سفارش داده بود، با معماری ۳۲ بیتی پردازنده‌ی 386 چندان سازگار نیست، تصمیم گرفت سیستم عامل خودش را بنویسد!

هر دو چیپ 386SX و 386DX فاقد کمک پردازنده‌ی ریاضی بودند و به دلیل مشکلات ساخت i387، از کمک پردازنده‌ی 80287 استفاده می‌کردند.

اولین چیپ نوت‌بوک اینتل با نام 386SL در سال ۱۹۹۰ از راه رسید. طراحی این چیپ به شدت مجتمع و یکپارچه بود، بطوری که برای اولین بار حافظه‌ی کش، باس و مموری کنترلر در چیپ ادغام شده بودند. 386SL از ۸۵۵ هزار ترانزیستور با سرعت کلاک ۲۰ تا ۲۵ مگاهرتز بهره می‌برد. پردازنده‌ی 376 در سال ۱۹۸۹ و 386EX در سال ۱۹۹۴ آخرین اعضای خانواده‌ی پردازنده‌های 376/386 را تشکیل می‌دادند. هر دو این پردازنده‌ها برای استفاده در سامانه‌های نهفته (embedded systems) طراحی و ساخته شده بودند. علیرغم اینکه CPU های کامپیوترهای شخصی با متداول شدن در دهه‌ی ۹۰ میلادی عملاً باعث منسوخ شدن این دو پردازنده شده بودند، اینتل به دلیل تقاضای بازار و استفاده‌ی گسترده از این چیپ‌ها در صنایع هوافضا، تا سپتامبر سال ۲۰۰۷ به تولید خانواده‌ی پردازنده‌های 80386 ادامه داد.

پردازنده‌های 486 و i860

پردازنده اینتل intel 486

پردازنده‌ی 486 که تحت نظر پت گلسینگر، مدیرعامل فعلی VMware ساخته شد، اینتل را وارد بزرگترین فاز رشد خود کرد. طراحی ۱۰۰۰ و ۸۰۰ نانومتری این پردازنده با نام 486DX عرضه شد و با داشتن سرعت کلاک بین ۲۵ تا ۵۰ مگاهرتز قادر بود ۴۱ میلیون دستور بر ثانیه را پردازش کند. این پردازنده همچنین اولین چیپ اینتل بود که از حافظه‌ی کش ادغام شده بر روی بورد تراشه بهره می‌برد؛ هرچند میزان این حافظه ۸ کیلوبایت بیشتر نبود. 486DX با داشتن ۱.۲ میلیون ترانزیستور، اولین پردازنده‌ی اینتل بود که بیش از ۱ میلیون ترانزیستور را در خود جای می‌داد. مدل پایین رده‌ی 486SX (که در واقع 486DX ای بود که کمک پردازنده‌ی ریاضی آن غیر فعال شده بود) در سال ۱۹۹۱ با سرعت ۱۶ تا ۳۳ مگاهرتز عرضه شد. برای مقایسه ™Intel486 حدود ۵۰ برابر از اولین پردازنده‌ی اینتل یعنی 4004 سریع‌تر عمل می‌کرد.

پردازنده اینتل intel 486dx4

در سال ۱۹۹۲، اینتل 486DX2 (SX2) را با سرعت کلاک ۶۶ مگاهرتز به عنوان یک به‌روزرسانی سخت‌افزاری عرضه کرد و 486SL را نیز به عنوان 486SX بهینه شده برای نوت‌بوک‌ها (با سرعت ۳۳ مگاهرتز، فناوری ساخت ۸۰۰ نانومتری و ۱.۴ میلیون ترانزیستور) معرفی کرد. آخرین محصول معرفی شده در خانواده‌ی 486، پردازنده‌ی 486DX4 با سرعت ۱۰۰ مگاهرتز بود که شعار تبلیغاتی آن «راه حلی اقتصادی، برای کسانی که نمی‌خواهند پول زیادی خرج سیستم‌های پنتیوم جدید بکنند» بود. DX4 بر مبنای فناوری ساخت ۶۰۰ نانومتری ساخته شده بود و ۱.۶ میلیون ترانزیستور داشت. این پردازنده توان محاسبه‌ی ۷۰.۷ میلیون دستور در ثانیه را داشت.

پردازنده اینتل intel i860

اینتل در سال ۱۹۸۹ پردازنده‌ی i860 را نیز معرفی کرد تا وارد رقابت با پردازنده‌های RISC شود. i860 دومین تلاش اینتل برای معرفی یک محصول سخت‌افزاری بالارده بود. i860 و i960 هیچگاه نتوانستند به موفقیت دست پیدا کنند و در نهایت در اوایل دهه‌ی ۹۰ میلادی تولید آن‌ها متوقف شد.

پردازنده‌ی پنتیوم Pentium (P5, i586)

اولین پردازنده‌ی پنتیوم در سال ۱۹۹۳ معرفی شد. در سال ۲۰۰۵ و با معرفی پردازنده‌های سری Core شایعاتی مبنی بر اینکه ممکن است اینتل دیگر از نام پنتیوم استفاده نکند شنیده می‌شد؛ اما این نام تا به امروز توسط اینتل برای پردازنده‌هایش استفاده می‌شود.

خانواده پردازنده های پنتیوم اینتل

برند پنتیوم بخش مهمی از تاریخ اینتل را به خود اختصاص می‌دهد. سیستم نامگذاری پنتیوم آغازی بود بر خروج اینتل از سیستم نامگذاری عددی بر روی پردازنده‌ها. بنا بر گزارش‌ها، اینتل به این دلیل به استفاده از کلمه به جای عدد روی آورد تا بتواند با ثبت آن به عنوان نام تجاری، جلوی استفاده‌ی AMD از نام‌های مشابه را بگیرد. AMD تا پیش از این نام پردازنده‌های خود را مشابه‌ها نام پردازنده‌های اینتل (مانند 286/386/486) انتخاب می‌کرد.

اولین پردازنده‌ی اینتل از سری پنتیوم با نام P5 Pentium و با سرعت ۶۰ مگاهرتز در سال ۱۹۹۳ معرفی شد. این پردازنده ۵ برابر سریع‌تر از Intel486 بود و با توانایی اجرای ۹۰ میلیون دستور در ثانیه، سرعت آن حدود ۱۵۰۰ برابر بیشتر از اولین پردازنده‌ی اینتل بود.

پردازنده اینتل P5 Pentium

تا سال ۱۹۹۶ مدل‌هایی از P5 Pentium با نام P54CS و با سرعت ۲۰۰ مگاهرتز عرضه می‌شد. طراحی اولیه‌ی این پردازنده از فناوری ساخت ۸۰۰ نانومتری استفاده می‌کرد و تعداد ۳.۱ میلیون ترانزیستور را در خود جای می‌داد. این طراحی در نهایت به فناوری ساخت ۳۵۰ نانومتری و تعداد ۳.۳ میلیون ترانزیستور در سال ۱۹۹۶ ختم شد. پردازنده‌ی P55C در سال ۱۹۹۷ با مجموعه دستورالعمل‌های MMX(Multimedia Extensions) و ۴.۵ میلیون ترانزیستور در سرعت کلاک ۲۳۳ مگاهرتز معرفی شد. در این نسخه از ۳۲ کیلوبایت حافظه‌ی کش سطح ۱ (L1) نیز استفاده می‌شد.

پردازنده اینتل intel pentium mmx

AMD با کپی برداری مجموعه دستور العمل‌های MMX و بهبود آن‌ها، مجموعه دستورالعمل‌های خود با نام !3DNow را با پردازنده‌های K6-II خود معرفی کرد. اینتل نیز بعدها با عرضه‌ی پردازنده‌های پنتیوم III از مجموعه دستورالعمل‌های SSE رونمایی کرد. نسخه‌ای از این دستورالعمل‌ها که هم اکنون اکثر ما در پردازنده‌های سری Core از آن‌ها استفاده می‌کنیم، SSE4.2 است.

نسخه‌ای از پردازنده‌های Pentium MMX که مخصوص استفاده در دستگاه‌های قابل حمل بود تا سال ۱۹۹۹ تولید می‌شد و در نهایت توانست به سرعت ۳۰۰ مگاهرتز دست پیدا کند.

در سال ۱۹۹۷ اینتل شخصیت‌های مشهور BunnyPeople را معرفی کرد. این شخصیت‌ها، تکنسین‌های کوچک و رنگارنگی بودند که «پردازنده‌های اینتل را بامزه جلوه می‌دادند». شخصیت‌های BunnyPeople اینتل در تبلیغات این شرکت، مراسم رسمی معرفی محصولات جدید و فروشگاه‌های عرضه‌ی PC در سرتاسر جهان حضور داشتند.

شخصیت های bunnyPeople اینتل

چالش‌های اینتل در خلال سال‌های ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۹

در طی این سال‌ها، اینتل چندین پردازنده و معماری موفق را به خانواده‌ی محصولات خود اضافه کرد، اما در این راه با مشکلاتی نیز روبرو شد.

در سال ۱۹۹۴ یکی از اساتید دانشگاه لینکبورگ متوجه وجود یک باگ در واحد ممیز شناور (FPU) پردازنده‌های P5 Pentium شد که بسیاری از مدل‌های ابتدایی این پردازنده را تحت تاثیر قرار می‌داد. این باگ که به Pentium FDIV bug مشهور شده بود، باعث می‌شد تا پردازنده نتایج اعشاری نادرستی را در عملیات خاص ریاضی به دست بدهد. این مسئله باعث بروز مشکل در کاربردهایی مانند ریاضی و مهندسی می‌شد که در آن‌ها نتایج به شدت دقیق مورد نیاز است. گرچه این باگ تقریباً نادر بود، اما «مجله‌ی بایت» در آن زمان تخمین زد که حدود ۱ تا ۹ میلیون دستگاه به دلیل وجود این باگ در حال تولید نتایج غلط هستند.

سریال نامبر پردازنده های اینتل intel pentium III Processor Serial Number

در سال ۱۹۹۹ اینتل پردازنده‌های Pentium III را معرفی کرد که اولین پردازنده‌های x86 بودند که از یک شماره ID منحصر به فرد با نام PSN (Processor Serial Number) استفاده می‌کردند. اگر PSN توسط کاربر از طریق بایوس غیر فعال نمی‌شد، نرم‌افزارها به راحتی می‌توانستند به آن دسترسی پیدا کنند. پس از کشف این قضیه، اینتل تحت فشار گروه‌ها و سازمان‌های مختلفی از جمله پارلمان اروپا قرار گرفت. مشکل دسترسی به PSN توسط نرم‌افزارها این بود که هکرها و افرادی که قصد نظارت بر کاربران را داشتند می‌توانستند به راحتی کاربران را با استفاده از ID منحصر به فرد پردازنده‌ی کامپیوتر شناسایی کنند و این موضوع نقض آشکار حریم خصوصی به شمار می‌رفت. اینتل به همین دلیل ویژگی PSN را از پردازنده‌های بعدی خود حذف کرد.

پردازنده‌ی Pentium Pro (P6, i686)

در زمان عرضه، عده‌ی زیادی در مورد پردازنده‌ی پنتیوم پرو دچار سوء تفاهم شدند. بسیاری فکر می‌کردند سری پرو قرار است جایگزین سری P5 شود. اما پرو قرار بود پردازنده‌ای برای استفاده در سرورها باشد؛ درست مانند نسل‌های بعدی خود که Pentium II Xeon نام گرفتند.

پردازنده اینتل intel Pentium Pro

علیرغم تشابه نام، معماری پردازنده‌های پنتیوم پرو با پردازنده‌های پنتیوم معمولی تفاوت داشت. علاوه بر تفاوت معماری، پنتیوم پرو از آدرس باس ۳۶ بیتی استفاده می‌کرد که به آن اجازه‌ی پشتیبانی از ۶۴ گیگابایت رم را می‌داد. در بسته بندی این پردازنده یک قطعه که حاوی حافظه‌ی کش سریع بود نیز عرضه می‌شد.

پنتیوم پرو با استفاده از فناوری ساخت ۳۵۰ نانومتری تولید می‌شد و با داشتن ۵.۵ میلیون ترانزیستور، در سرعت‌های ۱۵۰ تا ۲۰۰ مگاهرتزی عرضه می‌شد. مهمترین مورد کاربرد پنتیوم پرو استفاده در سوپرکامپیوتر ASCI Red بود. ASCI Red اولین سوپرکامپیوتری بود که سد ۱ ترافلاپ را پشت سر گذاشت.

پردازنده‌های Pentium II & Pentium II Xeon

پردازنده پنتیوم 2 اینتل intel Pentium II

پردازنده‌ی Pentium II مخصوص مصرف‌کننده طراحی شده و معماری آن بر اساس معماری نسل ششم P6 بود. پنتیوم II، اولین پردازنده‌ی اینتل بود که به جای ساختاری سوکتی، ظاهری شبیه ماژول‌های کارتریجی داشت. در مقایسه با P6، پنتیوم II دو میلیون ترانزیستور بیشتر داشت (در مجموع ۷.۵ میلیون ترانزیستور) و پردازش ۱۶ بیتی آن به مراتب بهتر بود. این پردازنده همچنین از مجموعه دستورالعمل‌های MMX که با عرضه‌ی پردازنده‌های پنتیوم معرفی شده بودند نیز پشتیبانی می‌کرد.

کامپیوترهای شخصی بر مبنای پردازنده‌های پنتیوم II از تکنولوژی‌های جدیدی مانند DVD پلیرها و گرافیک AGP استفاده می‌کردند و بهترین تجربه‌ی کاربری کامپیوترهای خانگی موجود را ارائه می‌دادند. پردازنده‌های پنتیوم II مخصوص کامپیوترهای قابل حمل نیز سطحی از عملکرد را برای این دستگاه‌ها ارائه می‌دادند که تا پیش از آن دست نیافتنی بود.

پردازنده اینتل پنتیوم ii زئون intel Pentium II xeon

پنتیوم II در ابتدا با هسته‌ی ۳۵۰ نانومتری Klamath و سرعت ۲۳۳ و ۲۶۶ مگاهرتز عرضه شد. سپس هسته‌های ۲۵۰ نانومتری Deschutes با سرعت ۴۵۰ مگاهرتز در سال ۱۹۹۸ معرفی شدند. پردازنده‌های پنتیوم II مخصوص استفاده در دستگاه‌های قابل حمل از هسته‌های ۲۵۰ نانومتری Tonga و ۱۸۰ نانومتری Dixon استفاده می‌کردند.

در همان سال اینتل هسته‌های Deschutes را در پردازنده‌های Pentium II Xeon به کار گرفت و با افزایش میزان حافظه‌ی کش، پشتیبانی از دو پردازنده (dual-processor support) را نیز معرفی کرد.

این مطلب ادامه دارد ...

منبع extremetech landley wikipedia tomsitpro

 

0

بسیاری از کامپیوترها نیازی به ارتقاء رم ندارند. اما اگر روزی تصمیم به این کار گرفتید بهتر است مزیت آن را در افزایش سرعت و حافظه جهت تسریع اجرای برنامه و بازی ها بدانید.

ما در این مقاله به بررسی ارتقای رم کامپیوتر خواهیم پرداخت. دو نمونه حافظه کامپیوتر وجود دارد: DDR3 و DDR4. مورد اول قدیمی تر است که در سال ۲۰۰۷ پا به عرصه وجود گذاشت و مورد دوم همین اواخر با پلتفرم X99 اینتل در سال ۲۰۱۴ پدیدار شد.

هر دو محصول با استفاده از یک قاعده کلی کار می کنند. تراشه فلش در هر دو محصول اطلاعاتی که کامپیوتر سریعا به آن ها نیاز دارد را ذخیره سازی می کند اما هنگامی که این اطلاعات دیگر مفید نباشد یا کامپیوتر خاموش شود از بین می رود.

چند خاصیت مشترک بین آن ها وجود دارد. حافظه بیشتر یعنی ذخیره سازی اطلاعات بیشتر و نرخ MHz (مگاهرتز) بیشتر یعنی داشتن یک حافظه با سرعت بیشتر، بنابراین اطلاعات بسیار سریع تر به حافظه وارد و از آن خارج می شود.

استاندارد جدید حافظه یعنی DDR4 دارای مزیت های نسبت به DDR3 است. این حافظه رم دارای فرکانس بالاتر نسبت به DDR3 است، بنابراین کارها را سریع تر پردازش می کند. معمولا DDR3 بین ۱٫۳۳۳ مگاهرتز تا ۲٫۴۰۰ مگاهرتز کلاک می شود در حالی که DDR4 بین ۲٫۴۰۰ مگاهرتز تا ۳٫۲۰۰ مگاهرتز کلاک می شود.

امکان از بین بردن این تفاوت به کمک آورکلاک (مجبور کردن پردازنده به انجام سریع تر کارها) وجود دارد اما به هر حال DDR4 سریع تر است.

۱۲

هر دو حافظه با مادربوردها و چیپ ست های مختلف کار می کنند. به خصوص DDR3 با هر نوع مادربورد و سوکتی سازگار است. اما DDR4 فقط با مادربورد   هایی که از چیپست X99 اینتل و سوکت پردازنده LGA 2011 استفاده می کنند کار می کند.

اما DDR4 دارای یک مشکل دیگر نیز هست و آن مشکل مربوط به افزایش زمان تاخیر است (زمانی که برای انجام یک کار صرف می شود). نرخ تاخیر جدیدترین حافظه رم DDR4 با فرکانس ۲٫۱۳۳ مگاهرتز CL15 است یعنی انجام یک کار توسط آن ۱۴ نانو ثانیه طول می کشد؛ اما این زمان در DDR3 به ۱۳٫۷۵ نانو ثانیه می رسد.

این تفاوت بسیار ناچیز است اما سرعت بالای کلاک آن نقص مذکور را خنثی می کند. اما به هر حال اگر این موضع برای شما اهمیت دارد نگاهی به نرخ های CAS بیندازید که اشاره می کنند این مقدار تاخیر و پایین تر از آن نیز بهتر است. در صورت خرید هر کدام از این حافظه های رم با کانال ها سر و کار خواهید داشت.

حالت دو یا چهار کاناله پرطرفدار تر هستند و باعث افزایش عملکرد می شوند زیرا مادربورد را قادر می سازند از چند کانال برای ارسال و دریافت اطلاعات به طور همزمان استفاده کند و پهنای باند بیشتر می شود. راه اندازی حافظه روی حال تک کانال نیز امکان پذیر است اما این کار باعث کاهش عملکرد می شود.

 

کامپیوترهای مختلف

تفاوت در ویژگی های کامپیوترها یعنی تنوع در قیمت ها. چیپست ۱۶ گیگابایتی DDR3 که از دو حافظه ۸ گیگابایتی تهیه شده باشد در حال حاضر حدود ۶۵ پوند (۲۹۰ هزار تومان) قیمت دارد اما گران ترین آن ها شاید بیش از ۲۰۰ پوند (۹۰۰ هزار تومان) هزینه داشته باشد.

در مورد قیمت های مربوط به DDR4 هم به همین صورت است. اما از کیت های دو و چهار کانال DDR3 گران قیمت تر هستند.

سازندگان ادعا می کنند افزایش سرعت و ویژگی هایی که در حافظه های گران وجود دارد تفاوت فاحشی را در در عملکرد ایجاد می کنند. اما زیاد مطمئن نیستیم، به همین علت دو سکوی آزمون تنظیم کردیم تا متوجه شویم به چه میزان حافظه نیاز دارید.

در هر دو آزمون از مادربورد MSI استفاده شد. یکی از آن ها از چیپست Z79 با پردازنده Core i7-4770K اینتل و دیگری از X99 PC با تراشه Core i75820K استفاده می کند. هر دو محصول از از سیستم عامل نصب شده روی Samsung 850 Evo SSD و کارت گرافیک Nvidia GeForce GTX 890 استفاده می کنند.

ما تا کنون به پردازنده ها و چیپست های مختلفی که با DDR3 و DDR4 کار می کند اشاره کرده ایم، اما موارد دیگری غیر از سازگاری قطعات روی کاغذ وجود دارد که باید به آن توجه کنید. معماری Haswell اینتل از پردازنده های دسکتاپ کنونی آن عقب است و اولین موردی بود که از حافظه دو کانال تا ۳۲ گیگابایت رم پشتیبانی می کرد.

این محصول برای تراشه هایی ارزان مانند سلرون ها گرفته تا پردازنده گران قیمت Core i5s  و i7 مورد استفاده قرار میگیرد و در تمام آن ها در سوکت LGA1150 قرار می گیرد.

مادربوردهایی که دارای چیپست های Z97 و Z87 هستند از بسیاری از پردازنده های Haswell استفاده می کنند. در مورد پشتیبانی از حافظه تمام آن ها عالی هستند. آن ها از ۴ اسلات بهره می برند که از دو مجموعه حافظه دو کانال استفاده می کنند و همچنین بسیاری از مادربورد های فول سایز ATX از حافظه ۳۲ و ۶۴ گیگابایت با سرعت بالا پشتیبانی می کنند.

۲

پشتیبانی از حافظه های سریع تر

اینتل بعدا معماری CPUهای خود را با بر اساس Haswell-E توسعه داد. پردازنده هایی که از این سیستم استفاده می کنند از سوکت LGA2011 و چیپست X99 نیز استفاده می کنند. معنی این حرف این است که از DDR4 نیز استفاده می کنند –در نتیجه پشتیبانی یکپارچه از حافظه ۴ کانال سریعتر نیز انجام خواهد داد.

پردازنده های AMD و APU از معماری Pieledrive استفاده می کنند. کنترل کننده حافظه آن دارای سرعت بهتری نسبت به نسل قبلی AMD شده است اما پشتیبانی از حافظه در آن ها چندان جالب نیست. تمام تراشه های کنونی AMD از DDR3 پشتیبانی می کنند اما برخی از آن ها محدود به حافظه های ۱٫۶۰۰ مگاهرتز و ۱٫۸۶۶ مگاهرتز و تعداد اندکی از آن ها از ۲٫۱۳۳ مگاهرتز استفاده می کنند.

این بورد ها نیز مانند اینتل از حافظه دو کاناله استفاده می کنند. پردازنده ها و چیپست ها تنها قطعاتی نیستند که لازم است قبل از موقع خرید حافظه جدید مورد بررسی قرار گیرند –مادربورد هم در این مورد از اهمیت برخوردار است و باید بررسی شود. قبل از خرید باید مطمئن شوید که مادربورد دارای تعداد کافی اسلات باشد.

همچنین باید بررسی کنید از چند حافظه و چه سرعتی پشتیبانی می کند. اگر مادربورد شما فقط از ۱۶ گیگابایت و ۲٫۶۶۶ مگاهرتز پشتیبانی می کند خرید یک کیت ۳۰۰۰ مگاهرتز ۳۲ گیگابایتی کار اشتباهی است.

پیشرفت های آینده اینتل و AMD شرایط را بهتر خواهند کرد. اسکای لیک، آخرین معماری اینتل از DDR4 روی تمامی تراشه های Full-Fat Desktop خود پشتیبانی می کند اما دارای سازگاری برگشتی با DDR3 نیز خواهد بود که تطبیق پذیری بالایی ایجاد می کند. همچنین انتظار پیشرفت هایی در کنترل کننده حافظه و پشتیبانی از حافظه های بیشتری که با سرعت بالایی اجرا می شود را داریم.

محصول مناسب بعدی اینتل Zen نام دارد و کاملا از DDR4 پشتیبانی می کند

اولین مجموعه بنچمارک های DDR3 شامل PCMark8 Home ،Creative و Work Tests بود. این سه بنچمارک کارهای ساده ای نظیر مرور صفحات وب، ویدیو چت ، صفحه گسترده و پردازش کلمات را شبیه سازی کرد.

اولین آزمایش با حداقل حافظه DDR3 انجام شد: رم ۸ گیگابایت کلاک شده روی ۱٫۳۳۳ مگاهرتز٫ کامپیوتر با این رم امتیازهای ۵۱۷۰، ۶۷۹۴ و ۵۲۳۴ را به ترتیب در آزمون های Home، Creative و Work ثبت کرد.

اما با حافظه ۸ گیگابایت ۱۶۰۰ مگاهرتز امتیازات کمی افزایش یافت و در آزمون Creative به ۶۸۵۲ رسید. حتی تفاوت فاحشی با نصب حافظه ۱۶ گیگابایت ۱٫۸۶۶ مگاهرتز دیده نشد: در هر سه بنچمارک امتیاز ۵۲۷۰، ۶۹۶۱ و ۲۵۲۵ ثبت شد.

بزرگترین جهش در آزمون Creative دیده شد که در آن حافظه در کارهایی نظیر ویرایش عکس و وظایف مشکل تر همیاری کرد اما در مورد بازی ها تغییر چندانی دیده نشد.

۳

موفقیت های کمی نیز در برنامه های مربوط به کار با عکس دیده شد. GigaPan Stich گروهی از تصاویر با کیفیت را به هم پیوند می دهد. آزمون تصاویر ما ۴ دقیقه و ۱۲ ثانیه در یک کامپیوتر دارای حافظه ۸ گیگابایت ۱٫۳۳۳ مگاهرتز طول کشید.

با افزایش یک رم اضافه و افزایش سرعت آن به ۱٫۸۶۶۶ یازده ثانیه از این مدت زمان کم شد.

در دیگر بنچمارک های برنامه ها تاثیرات متوسطی به چشم خورد. در آزمون Cinebench R15 CPU با ۲ حافظه ۴ گیگابایت ۱۶۰۰ گیگاهرتز به نتیجه ۷۰۳ رسیدیم. با افزایش تعداد حافظه ها و افزایش سرعت آن تا ۱٫۸۶۶ مگاهرتز این عدد فقط به ۷۵۱ افزایش یافت.

ما تنها در چند بنچمارک در هنگام اجرای DDR3 نتایج بزرگی مشاهده کردیم. در PCMark Vatntage حافظه ۸ گیگابایت ۱۶۰۰ مگاهرتز امتیاز ۱۸۳۱۳ را ثبت شد. اما دو برابر کردن حافظه و سرعت ۱٫۸۶۶ مگاهرتز موجب دست یابی به امتیاز ۳۰۰۰ شد که افزایش قابل توجهی است.

۴

در واقع آزمون های تئوری ما نشان داد که افزایش تعداد حافظه ها و و سرعت تفاوت فاحشی را ایجاد می کند اما در آزمون های واقعی این چنین نبود.

در آزمون پهنای باند چند رشته ای SiSoft Sandra، حافظه ۲x 4 گیگابایت ۱٫۳۳۳ مگاهرتز به امتیاز  ۱۶٫۵۷ گیگابایت بر ثانیه دست یافت اما با افزایش تعداد حافظه ها و افزایش سرعت به ۱٫۸۶۶ مگاهرتز این امتیاز به  ۲۳٫۳۳ گیگابایت بر ثانیه رسید. جهشی مناسب در پهنای باند تک رشته ای دیده شد و همچنین متوجه شدیم با افزایش حافظه های سرعت بالا پهنای باند کش دیده می شود.

تغییر حافظه دو کانال به ۴ کانال اغلب تاثیر چندانی روی آزمون برنامه های ما نداشت. در آزمون Cinbench R15 از OpenGL، یک کامپیوتر با دو حافظه ۴ گیگابایت ۱۶۰۰ مگاهرتز به امتیاز ۱۱۱ فریم در ثانیه دست یافت و با ۴ حافظه ۴ گیگابایتی ۱۶۰۰ مگاهرتز این امتیاز به ۱۱۷ فریم در ثانیه رسید.

پس هنگام اجرای برنامه ها با استفاده از DDR3 تفاوت بین حافظه رم کند و سریع زیاد نیست و اگر از یک حافظه ۸ گیگابایتی استفاده کنید این مقدار برای انجام بسیاری از کارها کافی است.

یک تفاوت قابل توجه عملکردی قابل توجه بین کامپیوترهای دارای حافظه ۱٫۳۳۳ مگاهرتز و ۱٫۶۰۰ مگاهرتز وجود داشت. اما بالاتر از سرعت ۱٫۶۰۰ مگاهرتز فاصله بین سرعت های مختلف کم می شود. بنچمارک تک هسته ای GeekBench را روی حافظه ۱۶۰۰ مگاهرتز اجرا کردیم و سپس روی حافظه ۲۸۰۰ مگاهرتز بیشتر از حد انتظار ما بود.

ما با استفاده از DDR3 چندین بازی را مورد آزمایش قرار دادیم اما متوجه پیشرفت های پراکنده شدیم. در بازی Metro، یک کامپیوتر با ۲ حافظه ۴ گیگابایتی ۱۳۳۳ مگاهرتز به امتیاز ۱۲۶ فریم در ثانیه رسید اما با افزودن دو عدد DIMM 8 گیگابایت ۱۸۶۶ مگاهرتز این امتیاز را به ۱۴۴ فریم در ثانیه رساند.

در BioShock Infinite و Batman پیشرفت های کمی به چشم می خورد. همچنین تفاوت چندانی در آزمون های Unigine Heaven 4.0 دیده نشد. در تمام چهار آزمونی که روی DDR3 انجام شد –با دستگاه های مختلف از یک سیستم با دو حافظه ۴ گیگابایت و ۱٫۳۳۳ مگاهرتز گرفته تا سیستمی با چهار DIMM 8 گیگابایت ۱٫۶۰۰ مگاهرتز- متوسط نرخ فریم بین ۶۳٫۴ در ثانیه تا ۶۶٫۸ در ثانیه بود.

۵

این پیکربندی ها در آزمون ۳D Mark’s Strike Fire تفاوت چندانی نداشت: با حافظه هایی در این محدوده نتایج فقط بین ۱۱۶۰۷ و ۱۱۶۳۷ تغییر کرد.

تفاوت DDR4

حافظه DDR4 جدید دارای سرعت بیشتر، پشتیبانی بهتر از کانال و آخرین نسخه کنترل کننده و چیپست اینتل است، بنابراین ما انتظار نابرابری بیشتری در عملکرد در آزمون ها داشتیم.

به نظر می رسد آزمون های اولیه ما از طرح کلی که هم اکنون برای توسط DDR3 تنظیم شده است پیروی می کند. در آزمون Cinebench R15 CPU سیستمی با دو حافظه ۴ گیگابایت ۲۴۰۰ مگاهرتز به امتیاز ۱۱۴۳ دست یافت. دوبرابر کردن تعداد حافظه ها و افزایش سرعت آن به ۳۰۰۰ مگاهرتز نتیجه را به ۱۱۹۰ رساند.

آزمون کد گذاری ویدیوی X264 نیز منجر به دست یابی به الگوی مشابه شد. متوسط ترین کامپیوتر ما در دو تست این آزمون ۲۰۵ فریم در ثانیه و ۶۸ فریم در ثانیه را ثبت کردند اما افزایش سرعت حافظه به ۳۳۰ مگاهرتز باعث پیشرفت کمی را نشان داد یعنی ۲۱۱ فریم در ثانیه و ۷۳ فریم در ثانیه و تفاوت چندانی را ایجاد نکرد.

پهنای باند چند رشته ای

در این مورد نیز به طور تئوری با افزایش سرعت و تعداد حافظه ها تغییراتی ایجاد می شود. با دو حافظه ۴ گیگابایتی ۲۴۰۰ مگاهرتز کامپیوتر تحت بررسی پهنای باند تک و چند رشته ای ۱۵GB/s و ۲۸٫۵۸GB/s نشان داد و با کلاک آن ها روی ۳۳۰۰ مگاهرتز این اعداد به ۱۷GB/s و ۳۲GB/s تغییر کرد.

همین دو بنچمارک نشان داد که چگونه DDR4 با حافظه ۴ کانال و بیشتر کار می کند. کامپیوتر ما با دو حافظه ۸ گیگابایتی ۳۲GB/s پهنای باند چند رشته ای ارائه داد اما در واقعیت هرگز چنین اتفاقی نیفتاد.

۶

DDR4 و بازی

در آزمون Unigine Heaven کامپیوتر ما با دو حافظه ۴ گیگابایتی ۲۴۰۰ مگاهرتز ۶۲٫۷ فریم بر ثانیه را نشان داد اما با نصب چهار DIMM 8 گیگابایت ۲٫۶۶۶ مگاهرتز به ۶۴٫۷ مگاهرتز افزایش یافت.

هیچ شکی در مورد سرعت DDR4 وجود ندارد به نظر می رسد در مورد بازی هرگونه حافظه ۸ گیگابایتی دو یا چهار کانال کافی است. حافظه منجر به کندی سرعت بازی نمی شود. احتمالا پردازنده و کارت گرافیک می تواند باعث پایین آمدن نرخ فریم شود.

بزرگتر و سریع تر؟

چه بخواهید پیکربندی کامپیوتر خود را توسط DDR3 یا DDR4 انجام دهید قصه همان است. مقدار ۸ یا ۱۶ گیگابایت با سرعت مناسب برای بازی و انجام کارها کافی است.

اگر کیت های بزرگتر و سریع تر بخرید مطمئنا مفید خواهند بود اما این موضوع از اهمیت چندانی برخوردار نیست. اما اگر از برنامه هایی استفاده می کنید که از معماری پیشرفته DDR4 استفاده می کنند مانند برنامه های کدگذاری یا رندرینگ، کیت های ۴ کانال عالی هستند اما این مزیت برای بسیاری از افراد مشخص نیست.

نیازی نیست بسیاری از کاربران کامپیوتر کیت های بسیار گران قیمت تهیه کنند اما این کار لزوما اشتباه هم نیست. حافظه، پردازنده و چیپست تحولاتی ایجاد کرده اند، یعنی باید هنگام مونتاژ کامپیوتر به آن ها توجه کنید.

منبع : Techradar

0

تاریخچه پردازنده های اینتل (قسمت اول)

پس از بررسی تاریخچه‌ی پردازنده‌های AMD در زومیت، قصد داریم تا نگاهی به تاریخچه‌ی پردازنده‌های دیگر غول این صنعت یعنی اینتل بیندازیم. در قسمت اول، پس از مرور مختصری بر تاریخچه‌ی خود شرکت، با اولین پردازنده‌های اینتل آشنا خواهیم شد.

اینتل بزرگ‌ترین شرکت ساخت پردازنده از لحاظ تولید، درآمد و سهم بازار در جهان است. این شرکت در سال ۱۹۶۸ توسط رابرت نویس، گوردون مور (مبدع قانون مور) و اندرو گروو در سانتا کلارای کالیفرنیا تاسیس شد. اینتل اولین چیپ تجاری ریزپردازنده را در سال ۱۹۷۱ معرفی کرد و از آن زمان تا کنون با نوآوری‌های خود، نقش به سزایی در رشد صنعت کامپیوتر ایفا کرده است. معماری x86 در سال ۱۹۷۸ توسط این شرکت توسعه داده شد که هنوز هم متداول‌ترین معماری پردازنده‌های کامپیوترهای شخصی در جهان است.

اینتل در ابتدا طیف وسیعی از محصولات سخت افزاری را تولید می‌کرد و تا فرا رسیدن «انقلاب کامپیوترهای شخصی»، تمرکز اصلی شرکت بر روی تولید پردازنده نبود. هرچند اینتل هنوز هم محصولاتی چون چیپست مادربرد، کارت شبکه، مدارهای مجتمع و درایو حالت جامد (SSD) تولید می‌کند، اما این پردازنده‌ها هستند که بخش اصلی تجارت این شرکت را به خود اختصاص می‌دهند. جالب است بدانید نام intel علیرغم تشابه با کلمه‌ی intelligence، ترکیبی از ابتدای کلمات integrated و electronics است.

 

اینتل ماقبل پردازنده

لوگوی قدیمی اینتل

امروزه ریزپردازنده‌ها به قدری زندگی ما را تحت تاثیر خود قرار داده‌اند که حتی تصور اینکه جهان قبل از اختراع آن‌ها چگونه بوده، دشوار است. در سال ۱۹۶۰، کامپیوترها فضایی به اندازه‌ی یک اتاق را اشغال می‌کردند و به قدری گران قیمت بودند که تنها در اختیار تعداد کمی از آزمایشگاه‌های دولتی، دانشگاه‌ها و شرکت‌های بزرگ قرار داشتند. توسعه‌ی مدارهای مجتمع در اواسط دهه‌ی ۶۰ میلادی توسط رابرت نویس (از بنیان‌گذاران اینتل) باعث شد مدارهای الکترونیکی بتوانند در ابعادی کوچک بر روی یک چیپ سیلیکونی قرار بگیرند، هرچند ادغام ترانزیستورها در سیلیکون در مقیاس بالا هنوز تجاری نشده بود.

 

اینتل از زمان تاسیس در سال ۱۹۶۸ همواره در تلاش بود تا استفاده از حافظه‌های نیمه رسانا را مقرون به صرفه و عملی کند. این هدف برای اینتل بسیار جاه طلبانه بود، چرا که در آن زمان حافظه‌های نیمه رسانا نسبت به حافظه‌های متداول، که از تکنولوژی هسته‌ی مغناطیسی استفاده می‌کردند، ۱۰۰ برابر گران‌تر بودند. اما بنیان‌گذاران اینتل فکر می‌کردند که مزایای حافظه‌ی سیلیکونی از جمله اندازه‌ی کوچکتر، عملکرد بهتر و مصرف انرژی کمتر، بالاخره تولیدکنندگان را به استفاده از تکنولوژی جدید مجاب خواهد کرد.

تاریخ اینتل

یکی از مهمترین نقاط عطف در تاریخ اینتل زمانی به وجود آمد که شرکتی ژاپنی با نام بیزیکام (Busicom) از اینتل خواست تا مجوعه‌ای از چیپ‌ها را برای خانواده‌ای از ماشین حساب‌های سطح بالای این شرکت طراحی کند. در آن زمان، تمام چیپ‌های منطقی (که وظیفه اجرای محاسبات و اجرای برنامه‌ها را بر عهده دارند، بر خلاف چیپ‌های مموری که تنها اطلاعات و دستورات را در خود ذخیره می‌کنند) به صورت سفارشی برای هر محصول طراحی می‌شدند. بنابراین، چیپ‌های منطقی قدیمی تک منظوره بودند و نمی‌شد از آن‌ها برای مصارف گوناگون استفاده کرد.

طراحی ماشین حساب‌های بیزیکام شامل ۱۲ چیپ سفارشی می‌شد. یکی از مهندسان اینتل با نام تد هاف، با رد کردن طرح پیشنهادی بیزیکام، تنها یک چیپ چندمنظوره طراحی کرد که دستورات خود را از یک حافظه‌ی نیمه رسانا دریافت می‌کرد. این چیپ چندمنظوره نه تنها نیاز بیزیکام برای ساخت ماشین حسابش را برطرف می‌کرد، بلکه می‌شد بدون طراحی مجدد از آن برای طیف وسیعی از مصارف دیگر نیز استفاده کرد.

چیپ جدید تنها یک مشکل داشت: بیزیکام صاحب امتیاز آن بود. هاف و دیگران می‌دانستند که با کارایی بی حد و مرزی که محصول جدید دارد، می‌توان از آن در هر دستگاهی استفاده کرد. آن‌ها اینتل را تشویق کردند تا امتیاز این محصول را از بیزیکام بخرد. در حالی که گوردون مور و رابرت نویس از سرمایه‌گذاری بر روی چیپ جدید پشتیبانی می‌کردند، بقیه‌ی مقامات شرکت نگران این بودند که محصول جدید ممکن است تمرکز اینتل را از کار بر روی هدف اصلی خود یعنی طراحی و ساخت حافظه منحرف کند. در نهایت با توجه به این نکته که هر میکروکامپیوترِ چهار چیپه، به دو واحد حافظه نیاز دارد، اکثریت مقامات متقاعد شدند تا اینتل امتیاز محصول جدیدش را از بیزیکام بخرد و بر روی ساخت این نوع چیپ‌های چندمنظوره سرمایه‌گذاری کند.

مدیر بازاریابی اینتل در آن زمان می‌گوید:

ما در آن زمان به چیپ‌های چند منظوره به عنوان راهی برای فروش بیشتر حافظه‌هایمان نگاه می‌کردیم و اساس سرمایه‌گذاریمان بر روی این محصولات نیز برای همین منظور بود.

اینتل برای بازخرید امتیاز محصولش مبلغ ۶۰ هزار دلار به بیزیکام پیشنهاد کرد و از آنجایی که شرکت ژاپنی با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می‌کرد، پیشنهاد اینتل را پذیرفت. توافق با بیزیکام بلافاصله موجب انقلاب در اینتل یا صنعت ساخت چیپ نشد، بلکه راه اینتل برای توسعه‌ی رایانش مبتنی بر ریزپردازنده‌ها را هموار کرد.

اینتل 4004 و 8008؛ اولین ریزپردازنده‌ها

پردازنده‌ی اینتل 4004

ریزپردازنده‌ی 4004 در اواخر سال ۱۹۷۱ معرفی شد. جالب است بدانید اصطلاح ریزپردازنده در زمان معرفی 4004 هنوز به وجود نیامده بود و اندکی بعد از معرفی این محصول به بازار برای اولین بار مورد استفاده قرار گرفت. 4004 از سال ۱۹۷۱ تا سال ۱۹۸۱ تولید می‌شد و علاوه بر اینکه اولین پردازنده‌ای محسوب می‌شود که به صورت تجاری در دسترس قرار گرفت، اولین CPU کامل که بر روی یک چیپ قرار داشت نیز به شمار می‌رود. این چیپ در پوششی سرامیکی و ۱۶ پین قرار داشت و سرعت کلاک اولیه‌ی آن ۱۰۸ کیلوهرتز بود که در مدل‌های بعدی تا ۷۴۰ کیلوهرتز افزایش یافت. 4004 که با تکنولوژی ساخت ۱۰ میکرومتری (۱۰,۰۰۰ نانومتر) تولید می‌شد، از ۲۳۰۰ ترانزیستور استفاده می‌کرد و توان پردازشی آن هفت صدم MIPS (میلیون دستور در ثانیه) بود.

4004 حدود ۲۰۰ دلار قیمت داشت و قدرت پردازشی آن برابر با اولین کامپیوتر الکترونیکی، ENIAC، بود. برای مقایسه، ENIAC که در سال ۱۹۴۶ ساخته شده بود، با استفاده از ۱۸ هزار لامپ خلاء، فضایی به اندازه‌ی ۸۵ متر مکعب را اشغال می‌کرد. 4004 قادر بود در هر ثانیه ۶۰ هزار عملیات انجام دهد که در آن زمان پیشرفت بزرگی در صنعت کامپیوتر به شمار می‌رفت.

پردازنده‌ی ۸ بیتی 8008 در سال ۱۹۷۲ با سرعت کلاک ۰.۵ تا ۰.۸ مگاهرتز و بهره‌مندی از ۳۵۰۰ ترانزیستور به عنوان جایگزینی برای 4004 معرفی شد.

پردازنده‌ی اینتل 8008

8008 و 4004 هر دو نقش مهمی در پیدا کردن بازار جدید برای محصولات اینتل داشتند. برای اولین بار در تاریخ، قدرت پردازشی کامپیوترها با قیمتی مقرون به صرفه برای استفاده توسط طیف وسیعی از افراد در دسترس بود. اولین ترازوهای دیجیتال در فروشگاه‌های مواد غذایی پدیدار شدند و چراغ‌های راهنماییِ مجهز به پردازنده، ترافیک را به شکل بهینه‌تری کنترل می‌کردند. میکروکامپیوترهای جدید همه چیز از صنعت پزشکی گرفته تا فست فودها، سیستم رزرو ایرلاین‌ها و حتی پمپ‌ بنزین‌ها را دستخوش تغییر اساسی کرده بودند.

پس از آن پردازنده‌ی 8080 از همین خانواده در سال ۱۹۷۴ با ۴۵۰۰ ترانزیستور، فناوری ساخت ۶ هزار نانومتری و سرعت کلاک ۲ مگاهرتز عرضه شد. این پردازنده به علت استفاده در کامپیوتر Altair 8800 و موشک‌های کروز AGM-86 ساخت بویینگ به شهرت رسید؛ هرچند هیچکدام از این پردازنده‌ها در مقیاس قابل توجه به فروش نرسیدند.

تبلیغ پردازنده‌ی اینتل 8080

علیرغم کاربرد پردازنده‌ها و میکروکامپیوترهای جدید در طیف وسیعی از مشاغل، هنوز هم نه اینتل و نه مشتریان فکر نمی‌کردند که کامپیوترها روزی به وسیله‌ای همه‌گیر و مورد نیاز هر خانه تبدیل شود. یکی از مدیران سابق اینتل خاطره‌ی جالبی در این زمینه دارد. او می‌گوید:

در اواسط دهه‌ی ۷۰ میلادی شخصی نزد من آمد و ایده‌ای ارائه داد که اساساً یک کامپیوتر شخصی محسوب می‌شد. ایده‌ی او این بود که یک پردازنده‌ی 8080 را به همراه کیبورد و یک مانیتور در یک بسته بندی، برای مصرف خانگی به فروش برسانیم. من بلافاصله از او پرسیدم: «این دستگاه به چه دردی میخورد؟» و تنها جوابی که به ذهن آن شخص رسید این بود که زنان خانه‌دار می‌توانند از آن برای نگهداری دستور پخت غذا استفاده کنند. خود من هیچ کاربرد مفیدی در کامپیوترهای شخصی نمی‌دیدم و برای همین هیچگاه چنین طرح‌هایی را جدی نگرفتیم و دوباره به آن فکر نکردیم.

iAPX 86، اولین پردازنده‌ی ۱۶ بیتی

پردازنده‌ی اینتل 8086

پردازنده‌ی 8086 اینتل که با نام iAPX 86 نیز شناخته می‌شد، اولین پردازنده‌ی ۱۶ بیتی تجاری اینتل بود. این چیپ همچنین آغازی بود بر عصر پردازنده‌های x86. با داشتن ۲۹ هزار ترانزیستور و ساخته شده با فناوری ۳ هزار نانومتری، 8086 از سرعت کلاک ۵ تا ۱۰ مگاهرتز بهره می‌برد و قدرت پردازشی آن ۰.۷۵ MIPS بود. این پردازنده در کامپیوتر PS/2 ساخت IBM استفاده می‌شد.

IBM 5150 که به عنوان اولین کامپیوتر شخصی (PC) تاریخ در نظر گرفته می‌شود، از پردازنده‌های ۵ تا ۸ مگاهرتزی 8088 اینتل استفاده می‌کرد. این پردازنده‌ها بسیار شبیه به 8086 بودند، تنها با این تفاوت که باس داخلی آن‌ها ۸ بیت بود. همکاری اینتل و IBM برای ساخت این کامپیوتر هم داستان جالبی دارد. مهندسان اینتل مجبور بودند تا بدون اینکه اطلاعات فنی خاصی از کامپیوتر IBM به دست بیاورند، این شرکت را مجاب به استفاده از پردازنده‌های اینتل کنند. یکی از مهندسان اینتل آن دوران را اینگونه به یاد دارد:

همه چیز بسیار مرموز بود. وقتی ما برای ارائه‌ی پشتیبانی فنی نزد IBM می‌رفتیم، آن‌ها متخصصان ما را در یک سمت، و متخصصان خودشان را با محصول اولیه در سمت دیگر یک پرده‌ی سیاه قرار می‌دادند. ما از آن‌ها سوال می‌پرسیدیم که چه اتفاقی افتاده است و آن‌ها از آن سمت پرده برایمان تعریف می‌کردند. سپس ما مجبور بودیم بدون اینکه محصول را ببینیم راه حلی برای مشکل پیدا کنیم. اگر خیلی خوش شانس می‌بودیم، به ما اجازه می‌دادند تا با عبور دادن دست‌هایمان از پرده و لمس آن «محصول»، متوجه شویم که مشکل از کجا است.

در نهایت، قرارداد بین IBM و اینتل برای استفاده از پردازنده‌های 8088 منعقد شد. این قرارداد باعث می‌شد تا سود سرشاری به سمت اینتل سرازیر شود، اما همچنان هیچکس احتمال این را نمی‌داد که تجارت کامپیوترهای شخصی روزی تا این حد گسترش پیدا کند. یکی از مهندسان فروش اینتل در آن زمان می‌گوید:

در آن زمان، خوشبینانه‌ترین پیش‌بینی‌ها بر روی فروش ۱۰ هزار واحد پردازنده در سال حساب می‌کردند. هیچکس فکرش را نمی‌کرد که حجم فروش کامپیوترهای شخصی به رقم ده‌ها میلیون واحد در سال برسد.

در سال ۱۹۸۲، اینتل پردازنده‌ی 80186 را عرضه کرد که آن هم بر مبنای 8086 بود، اما با استفاده از فناوری ساخت ۲ هزار نانومتری ساخته شده بود و با داشتن سرعت کلاک ۶ مگاهرتزی، توان پردازشی آن به ۱ MIPS رسیده بود. کامپیوتر Tandy 2000 اولین کامپیوتری بود که از 80186 استفاده می‌کرد.

iAPX 432، اولین پردازنده‌ی ۳۲ بیتی

پردازنده intel iAPX 432

پردازنده‌ی iAPX 432 یکی از معدود پردازنده‌های اینتل به شمار می‌رود که با شکست مواجه شد و اینتل با صحبت نکردن درباره‌ی آن سعی دارد خاطره‌ی بد آن را به فراموشی بسپارد. به جز iAPX 432، پردازنده‌هایی مانند i860/i960 در اوایل دهه‌ی نود میلادی و پردازنده‌های Timna در سال ۲۰۰۰ نیز با طراحی بد خود به سرنوشت i860/i960 دچار شدند.

 iAPX 432 در سال ۱۹۸۱، اولین پردازنده‌ی ۳۲ بیتی اینتل محسوب می‌شد. طراحی iAPX 432 در زمان خودش بسیار پیچیده به شمار می‌رفت، چرا که برای اولین بار قابلیت‌هایی چون مالتی تسکینگ سخت‌افزاری و مدیریت حافظه را ارائه می‌کرد. iAPX 432 که سرعت کلاک ۴ تا ۸ مگاهرتزی داشت، برای سیستم‌های بالارده طراحی شده بود و علت شکست آن قیمت بالاتر، و زمان بیشتر تولید آن نسبت به پردازنده‌های 80286 بود.

در حالی که iAPX 432 در اصل به عنوان جایگزینی برای سری 8086 طراحی شده بود، پروژه‌ی تولید آن در سال ۱۹۸۲ کاملاً متوقف شد.

 

اینتل 80286

پردازنده اینتل intel 80286

پردازنده‌ی 80286 اینتل با قابلیت مدیریت حافظه و سرعت کلاک ۲۵ مگاهرتزی و توان محاسباتی ۴ MIPS در سال ۱۹۹۱ به بازار آمد. این پردازنده در کامپیوترهای IBM AT و مشابه‌های آن استفاده می‌شد. تراشه‌ی آن با فناوری ساخت ۱۵۰۰ نانومتری ساخته شده بود و ۱۳۴ هزار ترانزیستور در خود جای می‌داد.

تا به امروز، پردازنده‌ی 80286 اینتل به عنوان پردازنده‌ای که بیشترین پیشرفت را نسبت به نسل قبلی خود داشته است، در نظر گرفته می‌شود. این پردازنده همچنین یکی از مقرون به صرفه ترین پردازنده‌هایی است که اینتل تا کنون ساخته است. در سال ۲۰۰۷ اینتل اعلام کرد که تنها پردازنده‌های اتم جدید می‌توانند به اندازه‌ی پردازنده‌ی 80286 که ۲۵ سال پیش معرفی شده بود، مقرون به صرفه باشند.

این مطلب ادامه دارد ...

منبع landley tomsitpro wikipedia

 

0

چگونه AMD در حال احیای خود به عنوان رقیب جدی اینتل است؟

اواسط دهه‌ی گذشته‌ی میلادی، شاهد اوج رقابت دو غول صنعت ساخت تراشه یعنی AMD و اینتل بودیم؛ زمانی که هر دو شرکت با نوآوری‌های خود در ساخت تراشه، یکدیگر را به چالش می‌کشیدند. AMD با اتخاذ تصمیماتی اشتباه از گردونه‌ی رقابت خارج شد و برای مدت زیادی دیگر به عنوان تهدیدی برای اینتل مطرح نبود. اما این شرایط ممکن است از سال آینده تغییر کند. 

هم اکنون پردازنده‌های x86 اینتل بر روی اکثر کامپیوترها و سرورها پیدا می‌شوند و سال‌ها است که AMD در حال از دست دادن سهم خود از بازار است. پس از تغییرات غیر عاقلانه‌ی معماری تراشه، خریدهای اشتباه و مشکلات تولید، تکنولوژی تراشه‌های AMD از رقیب خود عقب ماند.

سهم اینتل از بازار پردازنده در سه ماهه‌ی چهارم سال ۲۰۱۵ میلادی ۸۷.۷ درصد بود که نسبت به سهم ۸۶.۳ درصدی سال گذشته رشد داشته است. AMD اما در همین بازه‌ی زمانی تنها ۱۲.۱ درصد از بازار را در اختیار داشت که البته همین مقدار هم نسبت به سهم ۱۳.۶ درصدی سال قبل از آن شاهد افت بوده است.

اما AMD به تازگی چند حرکت هوشمندانه انجام داده است. در سال ۲۰۱۳، این کمپانی تصمیم گرفت وابستگی خود را به بازار در حال افول کامپیوترهای شخصی قطع کند؛ موضوعی که اینتل بالاخره در هفته‌ی گذشته به آن پی برد و ۱۲۰۰۰ نفر از کارمندان خود را اخراج کرد. AMD همچنین متوجه اهمیت تراشه‌های اختصاصی شد و با تاکید بر روی APU ها و ساخت پردازنده‌ی اختصاصی برای پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان به موفقیت قابل توجهی رسید.

حال AMD دوباره به عنوان تهدیدی برای سلطه‌ی اینتل بر بازار مطرح است. تنها زمان مشخص خواهد کرد که آیا AMD بالاخره خواهد توانست اینتل را از صدر جدول سهم بازار به زیر بکشد یا خیر. در زیر به تعدادی از تصمیمات تجاری و تکنولوژی‌های AMD که می‌توانند به رقابت بهتر با اینتل کمک کنند اشاره می‌کنیم.

 

فروش مجوز معماری x86  

فروش مجوز (Licensing) یکی از راه‌های کسب درآمد برای شرکت‌ها است. شرکتی که مجوز ساخت پردازنده برای یک معماری خاص را صادر می‌کند، لزوماً نیازی به توانایی ساخت پردازنده ندارد. برای نمونه می‌توان به شرکت ARM اشاره کرد.

این امکان وجود دارد که در آینده شاهد کامپیوترها و سرورهایی باشیم که از پردازنده‌هایی با معماری AMD استفاده می‌کنند که توسط خود AMD ساخته نشده باشند. اگر شاهد چنین اتفاقی باشیم، بازار ساخت پردازنده‌های x86 دیگر مانند گذشته دوقطبی نخواهد بود. چنین سناریویی بسیار به ضرر اینتل تمام خواهد شد. این کار به AMD کمک خواهد کرد تا بدون اینکه درگیر مشکلات تولید باشد، از سود سرشار ناشی از فروش مجوز تکنولوژی‌های خود بهره‌مند شود.

هفته‌ی گذشته AMD طی قراردادی مجوز معماری تراشه‌های سرور خود با نام زِن (Zen) را به شرکت چینی (THATIC (Tianjin Haiguang Advanced Technology Investment Co. Ltd فروخت. باید منتظر ماند و دید که این قمار بزرگ AMD چگونه جواب خواهد داد.

 

پیشتازی در بازار گرافیک

AMD صاحب دارایی ارزشمندی است که اینتل از در اختیار داشتن مشابه آن محروم است: پردازنده‌های گرافیکی تراز اول Radeon و FirePro. پردازنده‌های گرافیکی بازار خوبی دارند. این موضوع با توجه به این نکته که فروش کامپیوترهای گیمینگ علیرغم افت فروش کامپیوترهای شخصی در حال افزایش است، بهتر مشخص می‌شود. اینتل هم دوست دارد بر روی گیمینگ تمرکز کند، اما به جز پردازنده‌های خوب چیزی برای عرضه به گیمرها در اختیار ندارد. هرچند AMD هم در بازار گیمینگ چندان یکه تاز نیست و باید با Nvidia رقابت کند؛ اما با توجه به در اختیار داشتن مجموعه‌ای از تکنولوژی‌های سخت‌افزاری، در حوزه‌ی گیمینگ و واقعیت مجازی موقعیت بسیار بهتری نسبت به اینتل دارد.

کارت های گرافیک AMD ATI Radeon

 

تنوع تکنولوژی تراشه

اگر تراشه‌ی ARM برای کامپیوتر یا سرور می‌خواهید، AMD می‌تواند آن را برای شما تولید کند. اگر x86 می‌خواهید، باز هم AMD توانایی تولید آن برای شما را دارد. مقامات AMD طی دو سال گذشته بارها به اهمیت وجود تنوع در پردازنده‌های تولیدی این شرکت تاکید کرده‌اند. هرچند هنوز هم درآمد اصلی AMD از x86 است، اما ممکن است در سال‌های آینده، مخصوصاً در حوزه‌ی پردازنده‌های سرور و دستگاه‌های مجتمع (embedded devices) ورق به سمت ARM برگردد. در چنین شرایطی اینتل که تمام تمرکز خود را بر روی x86 گذاشته است بازنده‌ی اصلی خواهد بود.

 

پردازنده‌های Zen

AMD حساب ویژه‌ای بر روی پردازنده‌های x86 آینده‌ی خود با نام Zen باز کرده است؛ بطوریکه اگر این پردازنده‌ها موفق نباشند، ممکن است تمام شرکت را با خود به زیر بکشند. اما در صورت موفقیت، Zen می‌تواند AMD را دوباره به میدان رقابت با اینتل برگرداند. AMD مدعی است که Zen در هر سیکل کلاک، ۴۰ درصد بهبود عملکرد با خود به همراه خواهد آورد. این درحالی است که درصد بهبود عملکردی که تراشه‌های x86 باعث می‌شوند تنها مقداری تک رقمی است. اولین تراشه‌های Zen در انتهای سال جاری میلادی تنها برای علاقه‌مندان و به صورت محدود عرضه خواهد شد.

معماری zen

 

سرور

زمان آن رسیده است تا ADM دوباره به بازار سرور بازگردد؛ جایی که اینتل با پردازنده‌های Xeon خود به حکمرانی مطلق می‌پردازد. زمانی AMD هم با پردازنده‌های Opteron خود سهمی از این بازار را در اختیار داشت، اما اینتل با Xeon توانست AMD را به طور کامل در این میدان شکست دهد. جالب است بدانید زمانی سهم AMD از بازار پردازنده‌های سرور دو رقمی بود؛ اما نرخ بالای خرابی و معماری ضعیف پردازنده‌ها با نام Bulldozer باعث بدنامی AMD در بازار پردازنده‌های سرور شد. حالا اما AMD چشم امید خود را به تراشه‌های Zen بسته است تا بار دیگر شانس خود را در این بازار سودآور بیازماید. تراشه‌های زِن در فاز اول تنها برای سرورهایی با مقیاس عظیم عرضه خواهند شد و سپس به صورت عمومی برای خریداران صاحب سرورهای متوسط و کوچک هم عرضه می‌شوند.

 

بازار چین

AMD با فروش مجوز ساخت تراشه‌های x86 به THATIC نشان داده است که از بازار سرورهای چین، که رشدی انفجار گونه را تجربه می‌کند، غافل نیست. این کار برای AMD دو مزیت عمده خواهد داشت. از طرفی منابع شرکت صرف ساخت و عرضه‌ی تراشه به بازار سیری ناپذیر چین نخواهد شد و AMD می‌تواند تمرکز خود را بر روی دیگر حوزه‌ها که نیازمند ساخت تراشه توسط خود شرکت است معطوف کند؛ از سوی دیگر با توجه به محبوبیت نسبی پردازنده‌های AMD در بازار کامپیوترهای شخصی چین در سال‌های گذشته، AMD می‌تواند بار دیگر سهم قابل توجهی از این بازار را از اینتل باز پس بگیرد.

 

تراشه‌های اختصاصی

با توجه به افول بازار کامپیوترهای شخصی، AMD مجبور شد تا میدان جدیدی برای فروش محصولات خود پیدا کند و به همین دلیل تمرکز خود را به محصولاتی مانند کنسول‌های بازی، ماشین‌های بخت‌آزمایی، دستگاه‌های خودپرداز (ATM) و خودروها که نیازمند تراشه‌های اختصاصی هستند معطوف کرد. از نشانه‌های موفقیت استراتژی جدید AMD می‌توان به این نکته اشاره کرد که هم مایکروسافت و هم سونی برای نسل‌های بعدی کنسول‌های خود باز هم به سراغ AMD خواهند رفت. در واقع تراشه‌های اختصاصی این شرکت به قدری موفق بوده‌اند که AMD اعلام کرده است از این پس تنها سفارش‌هایی که مقیاس بالایی داشته و به طرز قابل توجهی سودآور باشند را قبول خواهد کرد.

 

منبع pcworld