0

 راه موفقیت و دیده شدن اپلیکیشن در بازار چیست؟

امروزه گوشی‌های هوشمند به یکی از جذاب‌ترین پلتفرم‌های درآمدزایی برای برنامه‌نویسان تبدیل شده است. مهم‌ترین استارت‌‌آپ‌هایی که در چند سال گذشته وارد دنیای کسب‌و‌کار شده‌اند، کاربران سیستم‌عامل‌های اندروید و iOS را به عنوان جامعه‌ی هدف خود تعریف کرده‌اند. با این حال تنها داشتن سواد برنامه‌نویسی برای ارائه‌ی یک اپلیکیشن کفایت نمی‌کند و باید برای ورود محصول به بازار و فروش آن برنامه‌ریزی کرد. 

در چند سال گذشته به دلیل تعداد کم از اپلیکیشن‌ها و نبود فضای رقابتی در فروشگاه‌های نرم‌افزاری موبایل، معمولا اپلیکیشن‌های معرفی شده به سرعت به شهرت می‌رسیدند و راه موفقیت را در پیش می‌گرفتند. به عنوان مثال اگر اپلیکیشن شما با تمرکز بر ورزش در سه سال پیش به عنوان یک محصول نوآور در راستای تغییر سبک زندگی شهری مطرح می‌شد، امروز این اپلیکیشن برای بقا در بازار رقابتی باید بر جنبه‌های دیگری از محصول خود تمرکز کند. نوآوری تنها یکی از جنبه‌های محصول است و پدیدآورندگان محصول باید راه‌های معرفی بهتر محصول خود به مشتری را پیدا کنند.

بسیاری از اپلیکیشن‌های موجود در مارکت‌های موبایل ایده‌ای درخشان دارند و اجرای به نسبت موفقی را پشت سر گذاشته‌اند؛ با این حال فروش بالایی را تجربه نمی‌کنند. عرضه‌ی یک اپلیکیشن بدون هیچ استراتژی مشخص، محصول شما را در بین حجم زیاد اپلیکیشن‌ها محکوم به شکست خواهد کرد. در همین راستا سوالی که باید همواره از خود به عنوان یک ارائه‌دهنده‌ی اپلیکیشن بپرسید، نحوه‌ی ورود به بازار است؟ چگونه باید محصول خود را بین اپلیکیشن‌های مشابه خود معرفی کنید؟

 از ماهی بودن در اقیانوس پرهیز کنید

یکی از استراتژی‌هایی که برنامه‌نویسان می‌توانند دنبال کنند حضور در بخش‌های کمتر دیده‌ شده‌ی بازار است. به عنوان مثال ارائه‌‌ و دیده شدن یک اپلیکیشن خبرخوان در بازاری که بازیگران بزرگ و معروفی در آن فعالیت می‌کنند کار سختی به نظر می‌رسد. در طرف مقابل شروع کار در بخش دیگری از بازار که رقابت زیادی در آن وجود ندارد کمک زیادی به برجسته شدن کار شما می‌کند. بنابراین به جای شنا کردن در یک اقیانوس بزرگ می‌توان شانس خود را در دریاچه‌ای کوچک امتحان کرد تا شانس بقای خود را افزایش دهید.

هدف‌گیری مشتریان در بازار

 بازار اپلیکیشین‌های موبایل اشباع شده است؛ با این حال بازار برنامه‌های ساعت‌های هوشمند، اینترنت اشیا یا واقعیت مجازی هنوز جنبه‌هایی دست نخورده دارند. فرض کنید یک اپلکیشین برای Oculus Rift نوشته باشید؛ میان تعداد اندک اپلیکیشن‌های موجود برای این پلتفرم، مسلما محصول شما حتی بدون هیچ تبلیغی تعداد زیادی دانلود خواهد داشت.

 تعداد زیاد برنامه‌های موبایل به معنای اتمام ایده‌ها و خلاقیت در این بازار نیست. مسلما با مشاهده‌ی دقیق‌تر اطراف خود و شناسایی نیاز‌های افراد می‌توان شکاف‌های موجود در بازار را پیدا کرد. در این شکاف مسلما میزان رقابت کمتر خواهد بود و شانس موفقیت و دیده شدن شما افزایش می‌یابد. رسیدن به ۸۰ درصد از مشتریان از یک بازار کوچک بهتر از رسیدن به یک درصد از مشتریان یک بازار بزرگ است.

برای رسیدن به بازاری با بازیگران محدودتر از نیازمندی‌های خودتان شروع کنید. برای انجام کارهای روزمره‌ی خود به چه ابزاری نیاز دارید؟ با وجود داشتن چه ابزاری کارهای شما با سهولت بیشتری انجام می‌گیرند؟ جواب به این پرسش‌ها مسلما به کشف و حتی خلق نیازمندی‌های جدید ختم خواهد شد.

 استفاده از پلتفرم‌های مختلف

برای رسیدن به مشتری می‌توان از مارکت‌های مختلف استفاده کرد. مسلما فروشگاه نرم‌افزاری گوگل پلی استور، اصلی‌ترین مکان انتشار محصول شما است. با این حال نباید از مارکت‌هایی که به صورت موازی با آن تشکیل شده‌اند غافل شد.

حضور در پلتفرم‌های مختلف نیز راهکاری مفید به نظر می‌رسد تا مشتریان در گوشی‌های موبایل، در لپ‌تا‌پ، در ساعت‌های هوشمند و شاید پلتفرم‌های دیگر همراه و مخاطب شما باشند.

استفاده از وب‌سایت‌های تجمیع سرمایه‌گذاری مردمی یا کراودفاندینگ، Crowdfunding، نیز می‌تواند یکی از راه‌حل‌های خوب برای رسیدن به موفقیت باشید. با این کار شما نه تنها سرمایه‌ی اولیه‌ی کار خود را جمع می‌کنید، بلکه با ایجاد کمپین‌های مختلف می‌توان نگاه‌‌ها را قبل از ارائه‌ی محصول نهایی به خود جلب کرد. مطمئنا ایده‌ی شما از نگاه وب‌سایت‌های خبری یا کاربران در شبکه‌های اجتماعی پنهان نخواهد ماند.

 ایجاد کانال‌های ارتباطی با مشتریان بالقوه

هم راستا با پرورش ایده و رسیدن به محصول نهایی باید در مورد مشتریان خود نیز اطلاعات کسب کنید. به عنوان مثال اگر اپلیکیشن‌ شما در مورد باغبانی است، مشتریان شما احتمالا یا شاغل در این بازار هستند یا علاقه‌ی زیادی به گیاهان دارند. مشتریان بالقوه‌ی شما در کدام قشر از جامعه قرار دارند؟‌ شما چطور می‌توانید با آن‌ها ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم برقرار کنید؟ یکی از کارهایی که شما برای شناساندن محصول خود باید انجام دهید مطمئنا تبلیغ یا نوشتن یک مقاله در یک مجله‌ی باغبانی است.

یکی دیگر از کانال‌های مهم ارتباط با مشتری مسلما شبکه‌های اجتماعی هستند. امروز کمتر کسی در هیچ شبکه‌ای عضو نیست و این یک فرصت ایده‌آل برای معرفی به حساب می‌آید. با این حال مهم‌ترین مشتریان شما در حقیقت اطرافیان شما هستند. به احتمال زیاد در لیست اطرافیان خود افراد زیادی را دارید که می‌توانید محصولتان را برای آنها به نمایش بگذارید، اجازه‌ی استفاده از اپلیکیشن را بدهید و نظر آنان را جویا شوید.

مهم‌ترین نکته‌ در این بین توجه به امور مربوط به بازار است. به هر حال هر چقدر هم کار برنامه‌نویسی و محصول نهایی شما عالی باشد، بدون دانلود و استفاده‌ی کاربران به هیچ دردی نمی‌خورد. بنابراین به جای تولید یک محصول و فکر کردن در مورد عرضه‌ی آن، با مطالعه و شناخت دقیق بازار یک محصول متناسب با آن ارائه کنید.

 توزیع افقی

یکی از استراتژی‌های مهم برای موفقیت در بازار برنامه‌های موبایل توزیع افقی است. در این حالت به جای رسیدن به ۱۰۰۰ دانلود برای یک اپلیکیشن، یک دانلود برای هزار اپلیکیشن هدف سازندگان می‌شود.

به عنوان مثال به جای ساخت یک برنامه‌ی آموزشی با حجم زیاد محتواهای آموزشی، می‌توان اپلیکیشن‌های متعدد و ویژه برای هر کدام از محتواهای آموزشی ایجاد کرد. در نتیجه شما با یک بار طراحی برنامه قادر خواهید بود اپلیکیشن‌های زیادی را راهی بازار کنید و شانس خود را برای دیده شدن افزایش دهید. این روش در بازاریابی توزیع افقی نامیده می‌شود.

با این حال قرار نیست چندین و چند برنامه‌ی بی‌کیفیت را وارد بازار کنید. ارائه‌ی چند اپلیکیشن در کنار محصول اصلی شما باعث افزایش بازدید و احتمالا افزایش میزان دانلود از مجموعه‌ی کارهای شما خواهد شد.

یکی دیگر از استراتژی‌های محبوب در بین برنامه‌نویسان شروع از یک بازار کوچک و حرکت پایدار به سمت بازار بزرگ است. فیس‌بوک نیز به عنوان یک شبکه‌ی اجتماعی در داخل دانشگاه هاروارد شناخته می‌شد که در مرحله‌ی بعد اجازه‌ی ورود بقیه‌ی افراد را داد.

طراحی منحصر به فرد

یک گوسفند سیاه در بین گله‌ای از گوسفندان سفید عامل اصلی توجه به آن گوسفند خاص به حساب می‌آید. تمرکز اصلی بازی‌سازان مستقل نیز در همین نکته است. این افراد با طراحی متفاوت و پرداختن به جنبه‌هایی که در جریان اصلی بازی‌سازی مورد توجه نیست محصول خود را متمایز نشان می‌دهند.

تمایز در طراحی

روزانه کاربران زیادی مارکت‌های نرم‌افزاری رو مرور می‌کنند و به دنبال یک اپلیکیشن خاص و ویژه می‌گردند. بنابراین با داشتن یک طراحی مناسب در رابط کاربری و حتی آیکن برنامه می‌توان این افراد را متقاعد به دانلود برنامه کنید.

در فرآیند طراحی و تولید محصول خود به انتخاب آیکن فکر کنید. آیکن برنامه‌ی شما باید حس کنجکاوی را در افراد برانگیزد. باید برنامه‌ی شما مثل یک گوسفند مشکی در گله‌ی گوسفندان سفید خودنمایی کند.

 توجه به SEO

بهینه‌سازی موتور جستجو یا SEO مهم‌ترین قسمت بازاریابی دیجیتال به حساب می‌آید. به لطف این بهینه‌سازی، موتور‌های جستجو محتوای منتشر شده‌ را بهتر تشخیص می‌دهند و می‌توانند کاربران را به صفحه‌ی شما منتقل کنند. استفاده از کلید‌واژه‌ها در متن‌هایی که برای معرفی اپلیکیشن‌ خود می‌نویسید یکی از نکات مهم بازاریابی آنلاین است. بنابراین سعی کنید معرفی محصول خود را کامل و بهینه شده برای موتور‌های جست‌و‌جو طراحی کنید. برای پیشرفت کار خود به این فکر کنید که محصول شما چه جنبه‌هایی دارد و کاربران برای رسیدن به صفحه‌ی شما چه واژه‌ای را باید جست‌و‌جو کنند.

 اسم اپلیکیشن نیز اهمیت زیادی دارد. معمولا اپلیکیشن‌هایی با اسمی که معرف هدف کلی برنامه و هم‌زمان کوتاه، خاص و ساده باشند، پتانسیل بالاتری برای دیده شدن دارند.

 بازاریابی

تمامی نکاتی که گفته شد برای بهتر دیده شدن خروجی کار شما بود. با این حال نباید روش‌های بازاریابی معمول در دنیای اینترنت را نادیده بگیرید. روش‌هایی که بارها و بارها امتحان شده‌اند و توانایی افزایش دانلود از برنامه را دارند.

- ساخت وب‌سایت مخصوص در کنار ایجاد وبلاگ و تولید محتوا برای آن

- تبلیغات آنلاین

- ساخت ویدیو و انتشار آن

- نوشتن محتواهای متنی در وب‌سایت‌های پربازدید به عنوان نویسنده‌ی مهمان یا رپورتاژهای متنی

اگرچه تمامی روش‌های بالا سرمایه‌ی زیادی می‌خواهند، ولی برای مطرح شدن محصول شما ضروری به نظر می‌رسند. بنابراین برای اینکه بتوانید اپلیکیشن ۵۰ سنتی خود را بیشتر بفروشید، هزینه‌های اولیه شما رو پوشش دهد و به سود آوری برسید، باید برای بازاریابی محصول هزینه کنید.

برنامه‌ریزی برای ورود به بازار

اگر فکر می‌کنید تنها با داشتن یک ایده و برنامه‌نویسی ساده می‌توان یک اپلیکیشن موفق ارائه داد، به احتمال زیاد در اشتباه به سر می‌برید. اپلیکیشن‌هایی مثل Falppy Bird که تنها با داشتن یک ایده‌ی ناب وارد بازار شدند و سریع مورد توجه قرار گرفتند هر روز کمتر می‌شوند. بنابراین اگر به دنبال فاکتور شانس می‌گردید، خیلی به آن دلخوش نباشید؛ چون شانس شما در برابر شرکت‌هایی که به طور تخصصی اپلیکیشن تولید می‌کنند تقریبا ناچیز است! مگر اینکه برای پر کردن اوقات فراغت خود کار می‌کنید.

برنامه‌ریزی و داشتن استراتژی برای ورود و معرفی محصول اهمیت زیادی دارد و باید به آن توجه کرد. تنها داشتن ایده یا مهارت برنامه‌نویسی موفقیت شما را تضمین نمی‌کنند و باید برای رسیدن به هدف اصلی، مهارت‌های مختلفی را در خود پرورش دهید و به جنبه‌های مدیریتی کسب‌و‌کار خود فکر کنید.

 

 

منبع androidauthority

0

 چرا شرکت های بزرگ کارمندان با استعداد را از دست می دهند؟

کارمندان با استعداد و باهوش، بازوان قدرتمند یک شرکت یا سازمان هستند. کارمندانی که با ایده‌های نو و سعی بسیار، برای پیشرفت سازمان تلاش می‌کنند. اما در بسیاری مواقع این کارمندان پس از مدتی کار خود را ترک می‌کنند و به شرکت‌های کوچکتر ملحق می‌شوند. نتایج تحقیقی که اخیرا بر روی ۱۰ هزار پروفایل لینکدین انجام شده، دلایل این تغییر شغل را روشن می‌کند.

 یکی از مهم‌ترین دلایل پیشرفت شرکت‌های بزرگ، داشتن کارمندان با استعداد و سخت‌کوش در کنار تیم‌ها است. کارمندانی که همیشه با ایده‌های نو تلاش بر بهبود عملکرد سازمان دارند و برای رسیدن به اهداف کلی سازمان تلاش می‌کنند. اما مشکل اصلی شرکت‌های بزرگ، از دست دادن این کارمندان است. نتایج تحقیق بر روی ۱۰ هزار تغییر شغل در پروفایل‌های لینکدین نشان می‌دهد که کارمندان با استعداد در حال کوچ کردن به شرکت‌های کوچکتر هستند. ۵۱ درصد این افراد در بیان دلیل ترک شغل خود، تلاش برای پیشرفت بیشتر و یافتن فرصت‌های جدید را عنوان می‌کنند. این در حالی است که تصور عمومی بر این است که در شرکت‌های بزرگ، موقعیت‌های بیشتر و امنیت شغلی و درآمدی بیشتری در انتظار کارکنان است. اما دلایل این تغییر شغل را می‌توان در موارد زیر عنوان کرد:

کارمندان با استعداد، دیگر به صورت سنتی کار نمی‌کنند

کارمندان امروزی و به خصوص قشر با استعداد آنها، دیگر نمی‌توانند مانند قبل به صورت کارمندی کار کنند و به نوعی دوست دارند در پیشرفت کار شرکت با کارفرمای خود شریک باشند و خود را جزء مهمی از تیم شرکت می‌دانند. آنها بر این باورند که هیچ جایگاهی در سازمان دائمی نیست و باید همواره در حال پیشرفت برای بهبود تیمی باشند که جزئی از آن هستند.

حقوق و مزایای بالا، وسایل خوبی برای نگه‌داشتن افراد با استعداد نیستند

روش‌های کاری در دنیای جدید بسیار تغییر کرده‌اند. زمان‌های کاری در شرکت‌های نوپا بسیار منعطف هستند و به نوعی برنامه‌ریزی می‌شوند که کارمندان در زمان کار احساس راحتی و البته احساس مسئولیت بیشتری داشته باشند چرا که در این شرکت‌ها وظایف و جایگاه‌ها بر اساس علاقه افراد تعیین می‌شوند. شرکت‌های بزرگ نمی‌توانند با این قوانین جدید کنار بیایند و با افزایش حقوق و مزایا (که به اصطلاح، دستبند طلایی خوانده می‌شود) قصد دارند کارمندان را داخل تیم خود نگه دارند. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد افراد با استعداد حاضرند حقوق و مزایای بالا را به خاطر روند کاری کسل کننده و انجام کاری که به آن علاقه ندارند نادیده بگیرند و شغل خود را ترک کنند.

اما راه حل اساسی که می‌تواند به شرکت‌ها در نگه‌داشتن کارمندان با استعداد یا استخدام کارمندان مفید جدید کمک کند چیست؟

در مورد شرایط و محیط کاری سازمان، اطلاعات منتشر کنید

وقتی شما در مورد شرایط کاری و محیط تعاملی کارمندان اطلاعات شفاف و جذاب منتشر کنید، می‌توانید قشر با استعداد را به سمت خود جذب کنید. کافی است فضای کاری شرکت را منعطف‌تر کرده و در مورد آن داستان منتشر کنید. در مورد نحوه استخدام، داستان‌های موفقیت، داستان‌های پیشرفت کارمندان قبلی و این نوع اتفاقات، داستان‌هایی را منتشر کنید. سعی کنید یک برند استخدامی برای سازمان خود ایجاد کنید و بر روی آن سرمایه‌گذاری کنید. وقتی اطلاعات مفید و جذابی از شرکت شما در فضای اینترنت و بین افراد دست به دست شود (مانند تصاویری که از محیط کاری گوگل منتشر می‌شود)، کارمندان با استعداد خواه ناخواه به سمت شما جذب می‌شوند. از کارمندان فعلی برای انتشار این مطالب استفاده کنید. از آنها بخواهید داستان موفقیت‌های خود در شرکت، فرصت‌های پیشرفت و دلایل علاقه به شغل و جایگاه کنونی را بنویسند. سعی کنید از تصاویر برای نشان دادن فضای کاری خود، بهره بگیرید.

مراقب باشید، افراد باهوش حقایق را به راحتی کشف می‌کنند

نکته مهمی که در انتشار شرایط کاری و داستان های موفقیت شرکت باید در نظر داشته باشید، رعایت صداقت و پرهیز از بزرگنمایی است. افراد باهوش و بااستعداد به راحتی تفاوت میان بزرگنمایی و حقیقت را در تبلیغات استخدامی درک می‌کنند. آنها برای انتخاب شغل، به اطلاعات دقیق و البته زیاد و جزئی نیاز دارند و در صورت انتشار چنین اطلاعاتی، برای سازمان شما ارزش و احترام بیشتری قائل بوده و برای استخدام در آن ترغیب می‌شوند.

 

 

منبع inc

0

آواتک پذیرش چرخه چهارم استارتاپ‌ ها و کسب‌ و کارها را شروع کرد

روز گذشته آواتک، شرکت شتابدهنده‌ی کسب و کارها، نشست خبری برگزار کرد و در آن ضمن ارائه گزارشی از عملکرد این شرکت و استارتاپ‌های تحت حمایت آن خبر از شروع به کار چهارمین دوره شتابدهی و سرمایه‌گذاری در کسب و کارها داد. 

 حدود ۱۸ ماه از شروع به کار آواتک، شرکت شتابدهنده‌ی استارتاپ‌ و کسب و کارها می‌گذرد و این شرکت تا به حال سه دوره شتابدهی را برگزار کرده است. روز گذشته نشست خبری آواتک برگزار شد و در آن محسن ملایری، مدیر شتابدهنده آواتک اطلاعات و آمار و ارقامی از فعالیت ۱.۵ ساله این مجموعه و استارتاپ‌های تحت حمایت خود ارائه کرد.

در دوره‌ی سوم ۳۷۶ استارتاپ در‌خواست خود را به آواتک ارسال کرده بودند و از بین آن‌ها ابتدا ۲۰ مورد و در نهایت ۱۰ استارتاپ انتخاب شدند.

 

ملایری همچنین شروع پذیریش چرخه چهارم را اعلام کرد و گفت:

تیم‌های کارآفرین جهت جذب سرمایه و ورود به دوره‌ی چهارم شتابدهی تا پنجم فروردین ماه ۱۳۹۵ فرصت دارند در سایت آواتک ثبت نام کنند.

ملایری - آواتک

آواتک یک برنامه ۶ ماهه شتابدهی به کسب و کارهای نوپا (استارتاپ ها) است که کارآفرینان را از طریق ارائه آموزش‌های کارآفرینی، مربیگری، سرمایه‌ی اولیه و فضای کاری خلاق، حمایت می‌کند.

مدیرعامل آواتک با اشاره به اینکه تاکنون ۳۰ استارتاپ طی سه دوره شتابدهی در این مرکز  فعالیت کرده‌اند، گفت:

حاصل کار این سه دوره حمایت از ۸۹ کارآفرین، ایجاد ۲۱۰ فرصت شغلی و جذب سرمایه ۷۰ درصدی بالغ بر ۵۰ میلیارد ریال بوده است.

 

یکی از مواردی که ملایری در طول ارائه‌ی خود به آن پرداخت، تاثیر حمایت آواتک از کارآفرینان داخلی و جلوگیری از فرار مغز‌ها است:

۲۵ درصد از جوانان فعال در استارتاپ‌های این شتابدهنده قصد ترک ایران را با هدف تحصیل در دیگر کشورها داشتند، اما با ورود به “آواتک" فرصت جدیدی برای ایجاد و توسعه کسب و کار در داخل کشور را برای آنان فراهم کرد.

ملایری مهم‌ترین موانع پیش‌روی استارتاپ‌ها را فرایند سخت ثبت شرکت، مشکلات بیمه و مالیات دانست و اعلام کرد که ثبت شرکت برای کسب و کارهای تحت حمایت آواتک حدود ۳ ماه به طول می‌انجامد. 

از تیم‌ها و افرادی که جهت ورود به این دوره ثبت نام کرده‌اند پس از بررسی و ارزیابی‌های لازم، برای مصاحبه حضوری دعوت به عمل خواهد آمد و پس از گزینش آنها، ابتدا ۲۰ تیم وارد مرحله پیش‌شتابدهی و در نهایت ۱۰ تیم به مرحله نهایی شتابدهی راه خواهند یافت.

ملایری مهم‌ترین معیارها برای انتخاب کسب و کارها را توانایی‌های تیم، تخصص افراد، شناخت بازار و تنوع مهارت بین افراد تشکیل‌دهنده‌ی تیم‌ها دانست. وی گفت بنیان‌گذاران تک نفره که هنوز تیم تشکیل نداده‌اند، پذیریش نمی‌شوند. 

 دوره پیش‌شتابدهی در آواتک دو ماه و دوره‌شتابدهی چهار ماه به طول می‌انجامد، تیم‌ها در پایان دوره شتابدهی و در روز ارائه، برای جلب نظر سرمایه گذاران و کسب سرمایه لازم برای گسترش کار خود، به معرفی و ارائه کسب و کار خود خواهند پرداخت.

برای اطلاعات بیشتر به وب سایت آواتک در آدرس www.avatech.ir مراجعه کنید.

 

0

هشت راهکار برای افزایش رضایت کارکنان

نیرو‌ی انسانی یک از مهم‌ترین منابع مدیریت برای رسیدن به مزیت برتر در فضای رقابتی امروز محسوب می‌شود. مدیر باید با برنامه‌هایی ویژه به بهره‌وری بیشتر این منبع ارزشمند اقدام کند.

یکی از وظایف مدیریت، مهیا کردن فضایی امن برای کارکنان خود است تا در این فضا استعداد‌ها شکوفا شوند و کارکنان برای ترک فضای سازمان رغبتی نداشته باشند. متاسفانه بسیاری از کارکنان با دریافت پیشنهاد‌های کاری با حقوق و مزایای بالاتر اقدام به ترک سازمان می‌کنند؛ بنابراین استعدادها در درون سازمان کاهش پیدا می‌کنند و به طبع آن نوآوری عنصری نایاب در فرآیند‌های کاری می‌شود.

یکی از عوامل موفقیت هر شرکتی دسترسی به نیروی متخصص و البته کارمندانی است که اعتقاد عمیقی به ماموریت و اهداف سازمان داشته باشند. در نتیجه در شرایط سخت می‌توان انتظار همراهی کارکنان را داشت. در ادامه با هشت راه‌کار برای افزایش رضایت کارکنان آشنا می‌شویم. این راه‌‌حل‌ها هم‌زمان با بهبود دید افراد نسبت به محل کار خود، جریان‌های مالی جدیدی را هم برای شرکت ایجاد می‌کنند.

۱. به کارکنان خود اجازه‌ی دورکاری بدهید

مسلما حضور کارکنان در محیط کاری و کنترل مداوم آن‌ها برای هر مدیری اهمیت زیادی دارد. با این حال کارمندان نیز از حضور پیاپی در شرکت احساس خستگی خواهند کرد. مدیر می‌تواند اجازه‌ی فعالیت در خانه برای دو یا سه روز در هفته را به کارمندان خود بدهد. این کار برای سازمان هزینه‌ی اضافی را تحمیل نمی‌کند و در عین حال باعث بهبود دید افراد به مدیریت می‌شود.

۲. اجازه‌ی فعالیت‌های اجتماعی را به کارمندان خود بدهید

خیلی از شرکت‌های موفق به کارمندان مشتاق خود اجازه‌ی حضور در گردهمایی‌ها و فعالیت‌های اجتماعی را می‌دهند. بدین ترتیب با پرداخت هزینه‌ها و موافقت با مرخصی‌ها، شرکت‌ها سفیر‌های اجتماعی خود را به مکان‌های مختلف می‌فرستند.

۳. انجام تفریحات گروهی

مدیر با صرف هزینه‌ای کم می‌تواند به خرید بلیط گروهی سینما یا هر فعالیت دیگری اقدام و کارمندان خود را به دیدن گروهی یک فیلم دعوت کند. با این کار هم‌دلی بین اعضای گروه افزایش پیدا می‌کند و برای ساعتی کارمندان به خارج از دنیای کار پرتاب می‌شوند.   

۴. تشویق افراد خلاق

افراد خلاق برای تداوم خلاقیت خود در فضای کاری نیاز به تشویق دارند. این تشویق اگر از جانب دوستان و همکاران وی باشد، مطمئنا تاثیر بیشتری خواهد داشت. پاداش حتما نباید به جنبه‌ی مالی محدود شود و می‌توان انگیزش‌های روحی را نیز شامل شود.

۵. مهیا کردن شرایط بهتر برای استفاده از اتومبیل‌های شخصی

یکی از معضلات کارمندان به خصوص در فضای شهری، استفاده از ماشین‌های شخصی و پیدا کردن جای پارک است. مدیر با ارائه‌ی یک راه حل در این زمینه می‌تواند استفاده‌ی کارمندان از اتومبیل را تسهیل کند.

۶. تخفیف در خرید محصولات برای کارمندان

اگر شرکت شما کالا یا سرویسی را به بازار مصرف‌کنندگان ارائه می‌کند، می‌توان با تخفیف‌هایی خاص این محصولات را به کارمندان ارائه کرد. اعضای گروه شما باید جزء کسانی باشند که از خروجی‌های شرکت استفاده می‌کنند. بنابراین با استفاده‌ی کارمندان و خانواده‌ی آنها، می‌توان به وفاداری آنها در دراز مدت امیدوار بود.

۷. تشویق به معرفی افراد کارآمد به شرکت

خیلی از شرکت‌ها به کارمندان خود برای معرفی نیرو‌های ارزشمند پاداش می‌دهند. بنابراین اگر کارمندی بتواند فردی را به شرکت برای استخدام معرفی کند و فرد استخدام شده حداقل به مدت شش ماه در سازمان به ارزش‌آفرینی بپردازد، تا هزار دلار پاداش دریافت می‌کند. با این روش سازمان از فرآیندهای پیچیده‌ی پیدا کردن افراد متخصص خلاص می‌شود و در عین حال رضایت کارمندان خود را نیز بدست می‌آورد.

۸. بهبود سبک زندگی

شرکای تجاری هر شرکتی احتمالا تخفیف‌های زیادی را در جهت استفاده‌ی محصولاتشان برای طرف مقابل قائل هستند. مدیریت می‌تواند حق استفاده از این تخفیفات را به کارمندان خود اعطا کند. در نتیجه کارمندان با هزینه‌ای کمتر می‌توانند از محصولات و تفریحات مختلف بهره‌مند شوند و سبک زندگی بهتری را تجربه کنند.

فهرست بالا اگرچه کامل نیست، ولی راه‌کارهایی کاربردی به مدیران برای افزایش رضایت کارکنان خود نشان می‌دهد. اعطای مزایای بالا، تصویر بهتری از سازمان را در ذهن کارمندان خواهد ساخت. نیروی انسانی یکی از منابع اصلی در کسب مزیت رقابتی پایدار در بازار محسوب می‌شود. نگهداری افراد در سازمان و افزایش رضایت‌مندی آن‌ها یکی از استراتژی‌های مهم هر سازمان است.

منبع INC

 

0

لادن فتوحی، تحلیل گر بازار و از مربیان آواتک است. گفتگویی با لادن انجام دادیم و شما را به خواندن آن دعوت می کنیم. باید توجه داشته باشیم که بانوان ایرانی به زودی در جهان برترین خواهند شد.

 

برای ما درباره پیش زمینه و حوزه فعالیتتان بگویید.

لادن: من در مقطع لیسانس مهندسی صنایع و برای فوق لیسانسم بازاریابی MBA خواندم. بعد از فارغ التحصیل شدن به عنوان مدیر بخش ارتباط با مشتری یک شرکت مبلمان خانگی به مدت ۷ ماه کار کردم و سپس برای ادامه تحصیل به مالزی نقل مکان کردم. چهار سال بعد به خانه برگشتم و در همان شرکتی که قبل از سفرم به مالزی در آن مشغول بودم به عنوان مدیر بازاریابی شروع به کار کردم. اواخر سال ۲۰۱۵ همکاری ام را با شرکت سرمایه گذاری سراوا پارس آغاز کردم.

در مدت اقامتم در مالزی، به عنوان مدیر بازاریابی برای استارتاپی کار کردم که تمرکز اصلی اش روی ساخت اپلیکیشن شخصی سازی شده ی موبایلی برای هتل های ۴ و ۵ ستاره در سراسر دنیا بود. با این حال باید بگویم که این ایده به خاطر ناتوانی استارتاپ در اجرای ذهنیت فوق العاده اش شکست خورد.

بعد از آن زندگی اکادمیکم را شروع کردم و به عنوان مدرس بیزنس در حوزه های مربوط به بازاریابی کار کردم. چیزی که باعث شد بعد از کمتر از دو ماه به عنوان یک هماهنگ کننده حرفه ای برنامه BBA شناخته شوم. طی این دوره کلاس های مختلفی از جمله بازاریابی بیزنس، رفتار سازمانی، مدیریت عملیاتی و اصول مدیریت تدریس کردم.

 

بزرگترین دستاوردتان چه بوده و به چه چیز بیش از همه افتخار می کنید.

لادن: بزرگترین دستاوردم هنوز اتفاق نیافتاده. اما تا به حال، به تمام آنچه به شرکت هایی که در آنها کار کرده ام افزوده ام افتخار میکنم. یکی از آنها خیریه “آوای سرزمین سلام” بود که در آن بصورت داوطلبانه برای جذب خیرین بیشتر کار کردم و حس خوبی به من داد. چیزی شبیه تغییر محل زندگی ام.

به علاوه، دستاوردهایی چون داشتن خلاقانه ترین ایده در technopreneurship booth camp، فعالیت به عنوان یک مذاکره کننده موفق در ورکشاپ مذاکره هاروارد، و انتخاب شدن به عنوان فعال ترین دانشجوی مدرسه تحصیلات تکمیلی بیزنس، بعضی از دستاوردهایی هستند که به آنها افتخار می کنم.

 

آیا مربی داشته اید؟ اگر بله کدامیک از بقیه مهم تر بوده و تجربه تان با این فرد چگونه بوده است؟

لادن: متاسفانه هیچ وقت این شانس را نداشته ام که تحت نظارت یک مربی کار کنم، اما همیشه درباره اش خوانده ام و در ورکشاپ های منتورشیپ مختلفی شرکت کرده ام. آخرین موردی که در آن حضور داشتم ورکشاپی بود که AIESEC  برگزار کرد و بسیار سودمند بود.

 

بزرگترین چالش پیش رویتان چه بوده و چه آموخته اید؟

لادن: بزرگترین چالشی که از آن عبور کرده ام نقل مکان به کشوری دیگر و تنها زندگی کردن بوده است و این برای من که بچه لوسی بودم اتفاق افتاد. بچه ای که همواره پشتیبانی خانواده اش را داشت. این به من خیلی کمک کرد تا یاد بگیرم مستقل باشم، با قدرت روی پای خودم بایستم بدون اینکه به خانواده ام وابسته باشم.

از طرف دیگر، من پیش از این ذاتا شخص درون گرایی بودم، اما به عنوان دانشجوی بازاریابی، مجبور بودم که اجتماعی باشم و این مستلزم آن بود که روی خودم کار کنم. این چالش بزرگی بود و بعد از ان یاد گرفتم که هیچ چیز غیر ممکن نیست اگر نیت کنید که انجامش دهید.

 

ابزار Productivity محبوبتان چیست؟

لادن: ابزار productivity محبوبم هنوز ساخته نشده، اگر راستش را بخواهید. من بسیاری اپلیکیشن های برنامه ریزی را امتحان کرده ام، ولی هیچ کدام خیلی خوب برایم کار نکردند. این روزها فقط از اپلیکیشن های گوگل، مثل google Drive, Gmail, google calendar و reminder دوست داشتنی اش استفاده می کنم. از این امکان منحصر به فردش که می توان یادآوری هایی بر مبنای مکان مشخص کنم بسیار خوشم می آید. اما هنوز یک ابزار کامل که بتواند راضی ام کند پیدا نکرده ام.

 

کتاب های استارت آپی محبوبتان کدام هستند؟

“نوپای ناب” نوشته Eric Ries

“خلق ارزش پیشنهادی” نوشته Alan Smith, Alexander Osterwalder, Gregory Bernarda, Trish Papadakos, و Yves Pigneur

“گوگل چه طور کار می کند” نوشته Jonathan Rosenberg و Eric Schmidt

 

چرا کار آفرینی را به عنوان مسیر شغلی انتخاب کردید؟

لادن:‌ فکر می کنم مهم ترین مشخصه ای که افراد فعال در این حوزه دارند این است که هیچگاه توقف نمی کنند و همیشه نهایت تلاششان را برای آزمایش و تست نقاط کشف نشده در حوزه تخصصشان به کار می گیرند. در واقع، آنها ایده آل گراهایی هستند که به دنبال راضی شدن هستند، چیزی که مردم عادی حتی نمی توانند تصورش را بکنند. فکر میکنم من هم شرایط مشابهی دارم و همه کار کرده اما و هنوز هم کار های مختلفی میکنم تا به آن نقطه ی ویژه برسم. یا آن را پیدا خواهم کرد، یا خواهم ساخت.

 

غیر از مربیان چه چیزی در مسیر کار آفرینی به شما کمک کرد؟

لادن: هیچ چیز به اندازه تجربیات و شکست هایی که در طول زندگی با آنها برخورد کرده ام به من کمک نکرده است. باید آستین هایتان را بالا بزنید و شروع به کار کنید، درد شکست را تجربه کنید و از آن بیاموزید، یا به قول ژاپنی ها: “۷ بار زمین بخور، ۸ بار از جایت بلند شو” این به شما تجارب ارزشمندی می دهد، چیزی که نمی توانید از راه های دیگر به دست آورید یا در کتابی پیدایش کنید. به عنوان عضوی از دو استارتاپ شکست خورده، من در طول این مسیر تجربیاتی به دست آوردم که نمی شود رویشان قیمت گذاشت.

 

کدام استارت اپ را بیش از همه تحسین می کنید؟

لادن:‌اینستاگرام استارتاپ محبوب من است. مخصوصا این روز ها که دارند مدل کسب و کارشان را ازفقط یک پلتفرم اشتراک گذاری آنلاین عکس به یک بازار انلاین تبدیل می کنند، بیشتر بخاطر اینکه از یک MVP خوب شروع کردند و حالا دارند گسترشش می دهند.

 

چه کسی بیشترین تاثیر را روی شما داشته است؟

لادن: الگوی من در این زمینه Elon Musk است. او یک روش پرداخت جدید در اینترنت می خواست، پس Paypal را ساخت. می خواست ماشین های الکترونیکی براند، پس Tesla Motors را ساخت. می خواست به فضا سفر کند، پس SpaceX را ساخت، حمل و نقل سریع تر می خواست، پس Hyperloop را ایجاد کرد. این ذهنیتی است که من تحسین می کنم و سعی می کنم داشته باشم.

 

بیشتر وقتتان را چگونه می گذرانید؟

لادن: سخنرانی های TED زیادی تماشا می کنم و در حین انجام کارهای خانه به کتاب های صوتی گوش می دهم. علاوه بر آن، عاشق سفر کردن هستم، مخصوصا به جاهای بکر و اعجاب انگیز. وقتی گزینه ی سفر میسر نیست، فیلم م یبینم و پازل حل می کنم.

 

تیم ها چگونه می توانند تشخیص دهند کدام مربی برایشان بهتر است؟

لادن:‌ با تغییرات ساختاری که در ذهنیت شان اتفاق میافتد، و روشی که مربی به آنها کمک می کند تا نقطه ها را به هم وصل کنند و تصویر واضحتری از بیزنسشان بدست اورند.

 

چه نصیحتی برای کار آفرینان جوان دارید؟

لادن:‌ اینکه در آموختن سریع باشند و دانششان را گاه به گاه نوسازی کنند و یاد بگیرند در زمانه ما اطلاعات از هر دوره دیگری در تاریخ سریع تر منقضی می شود، پس هر دانش و باوری که با خود یدک می کشند یک استثنا نیست. این نیازمند آن است که رسانه یادگیری شان را هوشمندانه تر انتخاب کنند، به جای خواندن یک کتاب کامل، باید روی گلچینی از نکات مهم تمرکز کنند، مثلا در Slideshare ، startup Networks و غیره.

1
+1

واقعا برای معرفی یک شرکت جهانی با میلیون‌ها دلار سرمایه و میلیون‌ها مشتری چه باید گفت که کسی نداند؛ آن هم زمانی که موسسش ایرانی باشد و نامش پرویز. صحبت از ای‌بی است که آغاز کارش مربوط به سال ۱۹۶۷ است، یعنی زمانی که پرویز مراد امیدیار در پاریس به دنیا آمد؛ درواقع پیری که این روزها همه می‌گویند زمانی پرویز بوده. مادرش از دانشگاه سوربن دکترای زبان‌شناسی گرفته و پدرش متخصص اورولوژی دانشگاه جان هاپکینز بالتیمور است. شش ساله بود که به خاطر شغل پدرش به مریلند آمریکا مهاجرت می‌کند. دانش‌آموز کلاس نهم بود که برنامه‌ای برای کتابخانه مدرسه پست‌مک  (Post mac) می‌نویسد. همین برنامه او را به سرزمین داده‌های دیجیتالی می‌برد تا آینده‌ای متفاوت برایش بسازد. در سال ۱۹۸۸ با مدرک کارشناسی رشته کامپیوتر از دانشگاه تافتز فارغ‌التحصیل می‌شود و در شرکت کلرس (از زیرمجموعه‌های کمپانی اپل) مشغول به کار می‌شود. ایجادگری‌اش هم با تاسیس شرکت ای‌شاپ در سال ۱۹۹۱ شروع می‌شود.

پول‌ها آمدند
در سال ۱۹۹۵، پیر ۲۸ساله امکانی برای وب‌سایتی برنامه‌ریزی می‌کند که خرید آنلاین مستقیم فرد از فرد را فراهم می‌کند. اما وسعت ذهنی این پدیده دنیای وب در ایستگاه برنامه‌نویسی متوقف نمی‌ماند. وی ایده خرید آنلاین فرد از فرد را گسترش می‌دهد و در سپتامبر ۱۹۹۵ سایت حراج اینترنتی ای‌بی (eBay) را خلق می‌کند تا ورژن متفاوتی از کسب‌وکار و درآمدزایی و ایجاد اشتغال را به صاحبان سرمایه نشان دهد. ای‌بی با سرعتی نجومی و باورنکردنی رشد می‌کند و پرویز داستان ما را به ثروت و شهرت می‌رساند. اعداد و ارقام شگفت‌انگیزی به دست می‌آید؛ به طوری که در دو ماه اول سال ۱۹۹۷ بیش از ۲ میلیون معامله و تا اواسط همان سال ۸۰۰ هزار معامله در روز انجام می‌شود.

خریدوفروش هرچه دلتان بخواهد
ای‌بی اما در جریان رشد خود خریدهایی هم می‌کند. از سال ۱۹۹۸ کمپانی ای‌بی سایر سرویس‌های آنلاین با فعالیت مشابه را خریداری می‌کند. لیستی طولانی از این شرکت‌ها که بعدها در ای‌بی ادغام شدند وجود دارد که ازجمله معروف‌ترین آن‌ها Up4Sale.com، iBazar، mobile.de، skype که بعدها به مایکروسافت فروخته شد، Braintree و Paypal  هستند. شاید کمتر کسی بداند که علاوه بر ای‌بی، سرویس‌های آنلاین دیگری هم توسط امیدیار به جهان معرفی شده‌اند، مانندHonolulu Civil Beat  و First Look Media که سایت‌های خبری محسوب می‌شوند.

نکته‌ها دارد این ایرانی

وقتی پیر امیدیار سایت eBay.com را به‌عنوان نوعی سرگرمی راه‌اندازی کرد، فکرش را هم نمی‌کرد روزی صاحب بزرگ‌ترین بازار اینترنتی جهان شود که روزانه ۴ میلیون حراج در آن صورت می‌گیرد، هر ۲۴ ساعت نیم‌میلیون گزینه برای خرید به آن وارد می‌شود و میلیون‌ها دلار ارزش دارد.
جالب است بدانید اولین چیزی که در سایت ای‌بی خریدوفروش شد یک پوینتر لیزری شکسته بود! اما این تنها نقطه شروعی بود برای فتح قله‌های آنلاین. امیدیار حالا چهره درخشانی است که حوزه خریدوفروش آنلاین فرد از فرد روی کاکل ایده‌اش می‌چرخد و اعداد و ارقامی نجومی پدید می‌آورد. در سال ۲۰۰۸ دارایی امیدیار از سایت ای‌بی حدود ۴ میلیارد و ۴۵۰ میلیون دلار تخمین زده شد و در حال حاضر ای‌بی بیش از ۳۲ هزار کارمند دارد. درآمد خالص ای‌بی در سال ۲۰۱۳ میلادی ۸۶/۲ میلیارد دلار بوده و به نظر نمی‌رسد داستان این موفقیت نقطه پایانی داشته باشد. کما اینکه بیل کلیری، طراح لوگوی شرکت ای‌بی، هم حروف لوگو را به‌حالتی زیگزاگ و نامنظم طراحی کرده که به معنای آمادگی شرکت برای رشد و تغییرات مثبت است. همچنین استفاده از حروف بزرگ و کوچک به معنای آمادگی برای پذیرش ایده‌های تازه است و رنگ‌های لوگو القاکننده تفریح، شادی و انرژی بالاست.

سرمایه اجتماعی به نام امیدیار

حالا پیر امیدیار تنها یک سرمایه‌دار نیست، بلکه سرمایه اجتماعی ارزشمندی نیز محسوب می‌شود. زیرا علاوه بر فرصت‌هایی که برای اشتغال خلق می‌کند در امور خیریه و مسائل فرهنگی هم بسیار فعال است. همچنان که شبکه امیدیار (omidyar.org) از سایر خدمات ارائه‌شده این ایرانی موفق است که همسرش از سال ۲۰۰۴ آن را اداره می‌کند. ایده اصلی و شعار این خیریه ایجاد امکان رشد برای تمامی آدم‌هاست. هدف پایه‌ای این موسسه غیرانتفاعی ایجاد فرصت‌هایی برای کمک به افراد است تا بتوانند کیفیت زندگی خود را بهبود بخشند و در جامعه پویاتر باشند و به نیرویی مثبت تبدیل شوند. این شبکه خیریه بیش از ۷۰۸ میلیون دلار برای بهبود آموزش، حقوق شهروندی، امکان دسترسی به کامپیوتر و اینترنت و موارد مشابه هزینه کرده است. فعالیت‌های غیرتجاری امیدیار به اعمال خیرخواهانه‌اش محدود نمی‌شود و سرمایه‌گذاری برای ساخت فیلم را هم باید به مجموعه فعالیت‌های امیدیار اضافه کرد. وی در سال‌های اخیر در صنعت فیلم‌سازی هم فعالیت‌هایی داشته و تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار فیلم‌های تاجر شک (۲۰۱۴) و افشاگر (۲۰۱۵) بوده است. همچنین در سال ۲۰۰۹ بیش از ۲ میلیون دلار به بنیاد ویکی‌مدیا هدیه داد. موفقیت اقتصادی و اقدامات خیرخواهانه او موجب شد در سال ۲۰۱۱ از دانشگاه تافتز دکتری افتخاری دریافت کند.

0
زاکربرگ اکنون محبوب ترین مدیر عامل فناوری جهان است

مطابق با نظرسنجی انجام شده توسط شرکت Morning Consult، مارک زاکربرگ مدیر عامل فیسبوک در حال حاضر محبوب‌ترین مدیر عامل در میان تمامی شرکت‌های بزرگ فناوری در ایالات متحده است و افرادی همچون ساتیا نادلا، الان ماسک و لری پیج را شکست داده است. از سوی دیگر با وجود اینکه فیسبوک محبوب‌ترین مدیرعامل را در میان شرکت‌های فناوری دارد، یکی از شرکت‌هایی است که کمترین میزان اعتماد کاربران را در آمریکا دارد و در حوزه امنیت اطلاعات و داده ها بسیار عقب‌تر از شرکت‌هایی همچون آمازون، گوگل و اپل است.

در این نظرسنجی که در روزهای 24 و 25 فوریه سال جاری صورت گرفته‌ است، نظر شهروندان آمریکایی درباره درگیری جدید اپل با پلیس فدرال آمریکا درباره باز کردن قفل آیفون یکی مهاجمان حادثه سن برناردینو را پرسیده شده است. تیم کوک مدیر عامل اپل که در حال حاضر با ادعای حفظ حریم شخصی کاربران شرکتش از همکاری با اف بی آی سر باز زده است با کسب 1935 رای و 39 درصد محبوبیت، در جایگاه دومین مدیرعامل محبوب قرار گرفته و جایگاه اول با 48 درصد محبوبیت به مارک زاکربرگ تعلق گرفته است. در جایگاه‌های سوم و چهارم نیز به ترتیب جف بزوس با محبوبیت 38 درصدی و ساتیا نادلا با محبوبیت 29 درصدی قرار دارند.

 علاوه بر این مارک زاکربرگ به عنوان شناخته شدن ترین مدیرعامل در این نظرسنجی معرفی شد و تنها 31 درصد از شرکت کنندگان جواب دادند که نظری در این زمینه ندارند یا حتی اسم مدیرعامل فیسبوک را نیز نشنیده اند. مارک زاکربرگ در حقیقت به یک سلبریتی در دنیای فناوری تبدیل شده است و واکنش حاضرین در کنفرانس MWC سامسونگ به ظاهر شدن زاکربرگ روی صحنه مشابه واکنش افراد به یک سلبریتی بسیار مشهور بود.

 تیم کوک نیز طی ماه‌های اخیر به واسطه درگیری‌اش با اف بی آی در صدر اخبار فناوری جای گرفته است. 44 درصد از رای دهندگان گفتند که نظری درباره این درگیری نداشته یا حتی جایگزین استیو جابز را نمی‌شناسند. از سوی دیگر 65 درصد از پاسخ دهندگان گفتند که نمی‌توانند درباره محبوبیت جک دورسی مدیر عامل توییتر یا تراویس کالانیک موسس اوبر اظهار نظر کنند. 19 درصد از کاربران درباره کالانیک نظری منفی دارند و این بدبینی نسبت به خود شرکت اوبر نیز مشابه است. تنها 18 درصد از نظردهندگان گفتند که نسبت به قابلیت‌های این شرکت اشتراک تاکسی خوش بین هستند.

 دیدگاه کاربران درباره اعتماد به شرکت‌های مختلف نشان می‌دهد که رسوایی اطلاعات در مقیاس بزرگ در حقیقت تاثیر چندانی بر دیدگاه کاربران نسبت به امنیت اطلاعات ندارد، با این حال این آمار نشان می‌دهد که برخی از شرکت‌ها از دیدگاه کاربران بسیار معتبر هستند. بیش از 50 درصد از رای دهندگان گفتند که به توانایی‌های گوگل، اپل و آمازون در حوزه ایمنی داده‌ها اعتماد دارند در حالیکه اعتماد کاربران به فیسبوک در این حوزه تنها 32 درصد است.

فیسبوک

فیسبوک

 

منبع: theverge

0
با مشهورترین مهندسان خانم جهان آشنا شوید

تقریباً هر چیزی در زندگی مدرن امروزی، حاصل تلاش و به نوعی دستاورد مهندسانی است که با تخصص و دانش خود امکاناتی از قبیل آب، برق، اینترنت، ساختمان‌ها، اتومبیل‌ها، گوشی ها و مواردی از این دست را برای زندگی بهتر در اختیار ما انسان‌ها قرار داده اند.

 از این رو، این افراد که شامل مهندسان مرد و زن می شوند، نقش تاثیرگذاری را در جهان امروز ما ایفا می کنند و می توانند آغازگر تغییراتی بزرگ و سودمند در شیوه زندگی ما باشند. در ادامه قصد داریم تا به 25 مهندس خانمی که توانستند با تخصص و دانش خود به جایگاه‌های شغلی رده بالایی در جهان دست یابند و نقشی تعیین کننده را در کمپانی های بزرگ دنیا بر عهده بگیرند اشاره کنیم. 

 

25. سومیتا باسو - Sumita Basu
شغل: استراتژیست و مشاور فنی مدیرکل شرکت اینتل

Sumita Basu

 

24. هایدی الیس - Heidi Ellis
شغل: پروفسور علوم کامپیوتر و فناوری اطلاعات در دانشگاه وسترن نیو انگلند

Heidi Ellis

 


23. جنیفر براگانزا - Jennifer Braganza
شغل: مدیر استراتژی کسب و کار در شرکت خدمات مالی چند ملیتی Bank of America

 

Jennifer Braganza

 


22. اوا ساراویا - Eva Saravia
شغل: نایب رییس امور بین الملل کمپانی Bohemia Interactive Simulations

 

Eva Saravia

 


21. جسیکا راناو - Jessica Rannow
شغل: مهندس صنایع و مدیر پروژه شرکت AmerisourceBergen

 

Jessica Rannow

 


20. تریشا کوتاری - Trisha Kothari
شغل: مهندس نرم افزار کمپانی Affirm

 

Trisha Kothari

 


19: سینتیا بریزیال - Cynthia Breazeal
شغل: بنیانگذار و مدیرعمل شرکت Jibo

 

Cynthia Breazeal

 


18. لیمور فراید - Limor Fried
شغل: مدیرعامل و بنیانگذار کمپانی Adafruit

 

Limor Fried

 


17. کیمبرلی برایانت - Kimberly Bryant
شغل: مهندس برق و مدیرعامل سازمان خیریه Black Girl Code

 

Kimberly Bryant

 


16. آیا بدیر _ Ayah Bdeir
شغل: بنیانگذار و مدیرعامل کمپانی LittleBits

Ayah Bdeir

 


15. امیلی راتلیف - Emily Ratliff
شغل: مدیر ارش امنیتی در بنیاد لینوکس

Emily Ratliff

 


14: ونیتا پونیکار - Venita Paunikar
شغل: نایب رییس شرکت Oracle

 

Venita Paunikar

 


13. دانیلا رایجمن - Daniella Raijman
شغل: مهندس بخش تحقیق و توسعه کمپانی گوگل

 

Daniella Raijman

 


12. میچال سگالوو - Michal Segalov
شغل: مهندس نرم افزار و مدیر بخش گوگل پلی کمپانی گوگل

 

Michal Segalov

 


11. لاکشا گونتر - Lakecia Gunter
شغل: مدیر بخش آزمایشگاه‌های کمپانی اینتل

 

Lakecia Gunter

 


10. جولیت مک کوی - Juliette McCoy
شغل: مهندس ارشد بخش بین الملل کمپانی فورد

 

Juliette McCoy

 


9. نورامای کادنا - Noramay Cadena
شغل: بنیانگذار کمپانی Make in LA

 

Noramay Cadena

 


8: هلن گرنیز - Helen Grenier
شغل: مدیرعامل شرکت CyPhy Works

 

Helen Grenier

 


7. دنیس داموس - Denise Damus
شغل: نایب رییس بخش مهندسی سیستم عامل کمپانی Red Hat

 

Denise Damus

 


6. آنا پترسون - Anna Patterson
شغل: نایب رییس مهندسی در بخش تحقیقات و هوش ماشینی گوگل

 

Anna Patterson

 


5. فرینکس کیارلا - Frinks Chiarella
شغل: نایب رییس کمپانی آمازون

 

Frinks Chiarella

 


4. جسیکا مک کلار - Jessica McKellar
شغل: مدیر بخش مهندسی کمپانی دراپ باکس

 

Jessica McKellar

 


3. تارا بانچ - Tara Bunch
شغل: نایب رییس بخش Apple Care کمپانی اپل

 

Tara Bunch

 


2. پگی جانسون - Peggy Johnson
شغل: نایب رییس بخش توسعه کسب و کار کمپانی مایکروسافت

 

Peggy Johnson

 


1. دایان گرین - Diane Greene
شغل: مدیر کسب و کار Cloud کمپانی گوگل

دایان گرین

 

منبع: businessinsider

0
پیش بینی برگزیدگان اسکار 2016

اسکار، مراسم اعطای جوایز توسط آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک به بهترین آثار صنعت سینمای جهان است که سالانه و با حضور افراد سرشناس صنعت سینما در آمریکا برگزار می شود. نخستین مراسم اسکار روز 16 ماه می 1929 برگزار شد.نخستین برنده اسکار به عنوان بهترین بازیگر مرد امیل یانینگز به خاطر نقش آفرینی در فیلم آخرین فرمان بود. در سال 1957 بخش انتخاب بهترین فیلم خارجی و در سال 2002 جایزه اسکار بهترین انیمیشن نیز به جوایز اسکار افزوده شد. سال گذشته، سال 2015، هشتاد و هفتمین مراسم اسکار در لس آنجلس برگزار شد. بر اساس قوانین یک فیلم برای شرکت در مراسم اسکار باید سال پیش از مراسم از اول ژانویه تا 31 دسامبر هفت روز متوالی در لس آنجلس کالیفرنیا نمایش داده شود تا شرایط شرکت در مراسم را داشته باشد. هر سال اواخر ماه ژانویه اسامی نامزدهای دریافت جوایز در بخش های گوناگون به اطلاع عموم رسانده می شود. حالا با نزدیک شدن به زمان مراسم اسکار بازار حدس و گمان ها و پیش بینی ها در خصوص برندگان جوایز داغ است. بد نیست پیش از آغاز مراسم با هم نگاهی به پیش بینی های انجام شده بیاندازیم. 

در هربخش برای یادآوری ابتدا نگاهی به فهرست اعلام شده نامزدها در آن بخش می اندازیم و سپس به پیش بینی انجام شده توسط منتقدان می پردازیم.

 بهترین فیلم

The Big Short
Bridge of Spies
Brooklyn
Mad Max: Fury Road
The Martian
The Revenant
Room
Spotlight


به نظر می رسد در اینجا رقابت اصلی بین Spotlight ، The Revenant و The Big Short باشد. اول تصور میشد که Spotlight پیشتاز است ، اما پس از معرفی نامزدها و حضور The Revenant در چندین بخش، اوضاع کمی تغییر کرد. البته هنوز هم Spotlight و The Big Shot محبوبیت خود را دارند ولی با توجه به شنیده ها اوضاع به نفع The Revenant پیش می رود. عده ای اعتقاد دارند که فیلم The Martian استحقاق دریافت جایزه بهترین فیلم را دارد ولی با توجه به این باور اشتباه که بهترین فیلم باید از موضوعی جدی برخوردار باشد ،شانس موفقیت The Martian که از شوخ طبعی هنرمندانه ای برخوردار است کاهش می یابد.

بهترین فیلم


در مجموع صاحب نظران معتقدند The Revenant جایزه بهترین فیلم را خواهد ربود ، ولی شایسته اصلی این جایزه Spotlight یا The Martian هستند. در عین حال به نظر این عده Bridge of Spies و Brooklyn نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم شده اند ولی در واقع شایسته حضور در این فهرست نیستند، در مقابل جای Carol و Straight Outta Compton در فهرست نامزدها خالی است.

 بهترین کارگردان

 آدام مک‌کی، The Big Short

آلخاندرو گونزالس ایناریتو، The Revenant
لنی آبراهامسون، Room
تام مک‌کارتی، Spotlight
جورج میلر، Mad Max: Fury Road


قطعا وقتی قیلم The Revenant به عنوان بهترین فیلم مطرح است، کارگردان آن هم شانس معرفی به عنوان بهترین کارگردان را خواهد داشت . اگر آلخاندور اسکار بهترین کارگردانی را تصاحب کند دومین جایزه بهترین کارگردانی وی در دو سال متوالی خواهد بود، چراکه سال گذشته نیز آلخاندرو جایزه بهترین کارگردانی را برای فیلم Birdman به دست آورد. عده ای اعتقاد دارند که فیلم امسال آلخاندور از کیفیت لازم برای کسب عنوان بهترین کارگردانی برخوردار نیست.

بهترین کارگردانی


در نهایت پیش بینی ها از این قرار است:

برنده اسکار بهترین کارگردانی: آلخاندرو گونزالس ایناریتو
چه کسی شایسته جایزه است: جورج میلر برای فیلم Mad Max
نامزدهایی که شایستگی حضور در فهرست نامزدها را نداشتند: لنی آبراهامسون و تام مک کارتی

 بهترین بازیگر مرد

برایان کرانستون، Trumbo
مت دیمون، The Martian
مایکل فسبندر، Steve Jobs
لئوناردو دی‌کاپریو، The Revenant
ادی ردمین، The Danish Girl

به نظر می رسد پیش بینی در این بخش کار دشواری نخواهد بود ؛ لئوناردو دی کاپریو جایزه را از آن خود خواهد کرد. به عقیده بسیاری از منتقدان بازی دی کاپریو در The Revenant واقعا تماشایی و به یاد ماندنی بوده است و در صورتی که دی کاپریو امشب جایزه را با خود به خانه ببرد جایی برای گله و شکایت باقی نمی ماند. البته عده ای هم بازی مایکل فسبندر در Steve Jobs را شایسته تقدیر و دریافت اسکار می دانند.

 

بهترین بازیگر مرد

جمع بندی نظرات تا کنون از این قرار است که لئوناردو دی کاپریو اسکار را دریافت خواهد کرد . عده ای هم حضور برایان کرانستون و ادی ردمین را در این فهرست ناعادلانه خوانده و ترجیح می دادند جانی دپ (Black Mass) و مایکل جردن (Creed) جایگزین آنها شوند.

 بهترین بازیگر زن

کیت بلانشت، Carol
بری لارسون، Room
جنیفر لارنس، Joy
شارلوت رمپلینگ، 45 Years
سیرشا رونان، Brooklyn

فهرست نامزدها در پایان ماه ژانویه مطابق فهرست فوق اعلام شد. در این گروه هم تقریبا صاحب نظران متفق القول هستند که بری لارسون به دلیل نقش آفرینی بی عیب و نقصش در فیلم Room جایزه را از آن خود خواهد کرد. شاید این تنها بخش از جوایز اسکار است که تمامی منتقدین معتقدند که بری لارسون برنده به حق و شایسته آن خواهد بود.

 

بهترین بازیگر زن

 

بهترین بازیگر نقش مکمل مرد

کریستین بیل، The Big Short
تام هاردی، The Revenant
مارک روفالو، Spotlight
سیلوستر استالونه، Creed
مارک ریلانس، Bridge of Spies

در این گروه سیلوستر استالونه، پس از بازی فراموش نشدنی اش در راکی، برای نخستین بار نامزد دریافت جایزه اسکار می شود. گفته می شود در این گروه رقابت اصلی بین استالونه و ریلانس است. استالونه به دلیل حضور فوق العاده اش در فیلم Creed و خاطره خوشی که از راکی در ذهن ها تداعی می کند شانس زیادی برای صدرنشینی در این گروه دارد. عده ای از منتقدین هم معتقدند که بازی استالونه در حدی نبوده است که شایسته دریافت اسکار باشد. از طرفی ریلانس هم در Bridge of Spies گاه خارج از نقش به نظر می رسید و عدم حضور او در بخش اعظم نیمه پایانی فیلم می تواند تاییدی بر این مطلب باشد. عده ای تام هاردی را برای بازی دیدنی اش در فیلم The Revenant لایق دریافت جایزه این بخش می دانند. در نهایت پیش بینی ها از انتخاب سیلوستر استالونه به عنوان بهترین بازیگر نقش مکمل مرد می گویند. همچنین حضور کریستین بیل ، مارک روفالو و مارک ریلانس در این فهرست مورد بحث است و استیو کارل (The Big Short) ، آیدریس البا(Beasts of No Nation) و مایکل کیتون (Spotlight) را جایگزین آنها می دانند.

 

بهترین مرد مکمل

 

بهترین بازیگر نقش مکمل زن

جنیفر جیسون لی، The Hateful Eight
رونی مارا، Carol
راشل مک آدامز، Spotlight
کیت وینسلت، Steve Job
آلیسیا ویکاندر، The Danish Girl

رقابت اصلی بین مارا و ویکاندر جریان دارد ، دو هنرپیشه ای که هسته عاطفی فیلم هایی که در آنها نقش آفراینی کرده اند را تشکیل می دهند. از طرفی کیت وینسلت هم در فهرست است که به نوعی هنرپیشه محبوب و مورد علاقه داوران آکادمی است. به هر حال در این گروه پیش بینی ها به نفع ویکاندر برای بازی در فیلم The Danish Girl است و به نظر منتقدین هم این انتخاب صحیح و درخور نام اسکار خواهد بود. تعدادی از منتقدان هم از حضور جنیفر جیسون لی در فهرست نامزدها اظهار تعجب کرده و بازی او را در حد نامزدی دریافت جایزه اسکار نمی دانند.

بهترین زن مکمل

 

بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی

مت چارمن، جوئل و اتان کوئن، Bridge of Spies
الکس گارلند، Ex Machina
پیت داکتر، مگ لی‌فاو، جاش کولی، رونی دل کارمن، Inside Out
جاش سینگر و تام مک‌کارتی، Spotlight
آندرا برلوف، جاناتان هرمن، اس لی ساویج، آلن ونکوس، Straight Outta Compton

اگر نقدهای مربوط به این بخش را خوانده باشید، اطلاع دارید که به نظر بعضی منتقدان این ضعیف ترین فهرستی است که در چند سال اخیر انتخاب و معرفی شده است که شاید دلیل آن این باشد که اکثریت آثار قوی و تاثیرگذار امسال از فیلمنامه های اقتباسی بهره برده اند. در هرحال ، Spotlight به احتمال بسیار زیاد برگزیده این بخش خواهد بود که واقعا استحقاق دریافت این جایزه را خواهد داشت. عده ای هم نظر موافقی در خصوص Inside Out دارند که با توجه به این امر که تا به حال در این بخش انیمیشن ها دریافت جایزه را تجربه نکرده اند موفقیت Inside Out هم تا حدودی غیر ممکن خواهد بود.

بعضی معتقدند که Bridge of Spies نباید در این فهرست قرار می گرفته و Sicario را انتخاب به مراتب بهتری برای جایگزینی آن در فهرست می دانند.

فیلمنامه غیر اقتباسی

 

بهترین فیلمنامه اقتباسی

نیک هورنبی، Brooklyn
آدم مک‌کی و چارلز راندولف، The Big Short
درو گودارد، The Martian
فیلیس ناگی، Carol
اما داناهیو، Room

امسال فیلمنامه های اقتباسی بسیار قدرتمند و قابل رقابت با فیلمنامه های غیر اقتباسی بودند. در این گروه بیشترین شانس به The Big Short تعلق دارد. البته گفته می شود این فیلمنامه در مواردی دچار ضعف است و نکته هایی در آن به چشم می خورد که وام گرفته از The Wolf of Wall Street است. باید اضافه کرد که اقتباس این فیلمنامه از کتاب مایکل لوییس نیز خود چالشی بزرگ بوده که آدام مک کی و چارلز راندولف به خوبی از پس آن برآمده اند و کاری درخور دریافت جایزه اسکار ارایه داده اند. اگر بخواهیم گزینه دیگری را در برابر این فیلم معرفی کنیم، شاید Room بهترین باشد. در مجموع نظرها به نفع The Big Short است و شاید تنها بخشی باشد که نامزدهای آن همگی به حق در این فهرست قرار گرفته اند.

فیلمنامه اقتباسی

 

بهترین فیلمبرداری

ادوارد لاکمن، Carol
رابرت ریچاردسون، The Hateful Eight
جان سیل، Mad Max: Fury Road
امانوئل لوبزکی، The Revenant
راجر دیکنز، Sicario

این بخش هم به عنوان یکی از قدرتمندترین بخش های مراسم اسکار امسال مورد توجه منتقدین قرار گرفته است. شاید فیلمبرداری بی عیب و نقص و نفس گیر The Revenant جایی برای بحث باقی نگذارد که امانوئل لوبزکی جایزه را از آن خود خواهد کرد. بسیاری از صاحب نظران می گویند که این فیلم شاید در زمینه های دیگر از ضعف وکاستی هایی برخوردار باشد ولی باید اعتراف کرد که فیلمبرداری آن شاهکاری به یاد ماندنی است. اگر این فیلم برنده جایزه بهترین کارگردانی شود، این سومین سال پیاپی خواهد بود که امانوئل لوبزکی اسکار این بخش را در دست خواهد گرفت. در این گروه نیز منتقدان بر برتری امانوئل نسبت به سایر کارگردانان متفق القول هستند.

بهترین فیلمبرداری

 

بهترین انیمیشن

Anomalisa
Inside Out
Boy and the World
Shaun the Sheep Movie
When Marnie Was There

انیمیشن Inside Out محصول استودیو Pixar تا کنون توانسته نظر مثبت منتقدان را به خود جلب کند. در هنگام تکمیل فهرست نامزدها ، آکادمی دو انیمیشن The Good Dinasaur (محصول Pixar ) و The Peanuts Movie (محصول 20th Century Fox ) را به نفع When Marnie Was There محصول کشور ژاپن ، Boy & the World ساخت کشور برزیل و Anomalsia آخرین ساخته چارلی کافمن حذف کرد که به عقیده صاحب نظران تصمیمی صحیح و با دیدی هنرمندانه بود.

در این گروه نیز شانس ربودن جایزه با Inside Out است.

بهترین انیمیشن

 

بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان

Embrace of the Serpent (کلمبیا)
Mustang (فرانسه)
A War (دانمارک)
Son of Saul (مجارستان)
Theeb (اردن)

در این بخش نظر منتقدان بر دو فیلم متمرکز است: Son of Saul که فاجعه هولوکاست را به تصویر می کشد و Mustang که داستان دو خواهر را بیان می کند که در برابر ازدواج اجباری که برایشان برنامه ریزی شده مقاومت می کنند. گفته می شود که فیلم Son of Saul حتی انتخاب بعضی داوران برای بهترین فیلم بوده است پس به نظر بعید می رسد که منتخب این گروه نباشد.

فیلم غیر انگلیسی زبان


بهترین فیلم مستند

Amy
Cartel Land
The Look of Silence
What Happened Miss Simone?
Winter on Fire: Ukraine’s Fight for Freedom

مستند Amy که بازگو کننده زندگی Amy Winehouse است توانست اشک را به چشمان داوران بیاورد. شاید سایر نامزدهای این گروه هم رقیبان سرسختی برای amy باشند ولی این مستند از نظر احساسی جایگاه دیگری بین منتقدان و داوران یافته است که موفقیت آن را تضمین می کند.

 

فیلم مستند

 

بهترین تدوین فیلم

The Big Short
Mad Max: Fury Road
The Revenant
Spotlight
Star Wars: The Force Awakens

در این گروه نظر منتقدان به دو فیلم The Big Short و Mad Max:Fury Road معطوف است و شانس تصاحب جایزه را برای این دو فیلم برابر می دانند. با توجه به اینکه در سال های اخیر فیلم هایی مشابه The Big Short موفق به دریافت جایزه این بخش نشده اند ، شانس موفقیت Mad Max افزایش می یابد.

بهترین تدوین

 

بهترین موسیقی فیلم

Earned It" - Fifty Shades of Grey"
Writing's on the Wall" - Spectre"
Manta Ray" - Racing Extinction"
Simple Song #3" - Youth"
Till it Happens to You" - The Hunting Ground"

بدون شک بهترین موسیقی فیلم Earned It است ولی به نظر نمی رسد که آکادمی به هیچ عنوان قصد داشته باشد جایزه ای را به فیلم Fifty Shades of Gray اختصاص دهد. در عین حال لیدی گاگا، خواننده معروف، برای تبلیغ و معرفی موزیک خود ، The Hunting Ground، در فیلم “till It Happens to You” تلاش زیادی کرده است و بعید نیست که برنده این بخش از مراسم باشد.

بهترین موسیقی

 

بهترین موسیقی متن فیلم

The Hateful Eight
Sicario
Star Wars: The Force Awakens
Bridge of Spies
Carol

جان ویلیامز از اولین سری جنگ ستارگان تا کنون موفق به دریافت این جایزه نشده و به نظر نمی رسد که نتیجه کار او در The Force Awakens در حدی باشد که نظر داوران را به خود جلب کند. منتقدین نگاه مثبت خود را به Carol معطوف کرده اند. این نخستین بار است که کارتر برول نامزد این بخش از جوایز آکادمی می شود. ولی شاید عرض اندام در مقابل انیو موریکن با موسیقی متن The Hateful Eight کار ساده ای نباشد. اکثر صاحب نظران موفقیت The Hateful Eight را پیش بینی کرده اند.

 

بهترین موسیقی متن

 

بهترین طراحی لباس

Carol
Cinderella
The Danish Girl
Mad Max: Fury Road
The Revenant

جایزه این بخش به طور معمول به فیلمی تعلق می گیرد که رویدادهای دوره ای از لباس های پر زرق و برق را به تصویر می کشد. امسال نیز داوران به این گروه فیلم ها در بین نامزدها دسترسی دارند؛ Carol و Cinderella دو نمونه مشخص آن هستند که طراح در هر دو این فیلم ها سندی پاول است. اما در مقابل جنی بیون با طراحی هنرمندانه اش در فیلم Mad Max: Fury Road نظر منتقدان را به خود جلب کرده و احتمال موفقیت او را بیشتر از سایر نامزدها می دانند.

بهترین طراحی لباس

 

بهترین گریم و آرایش مو

 Mad Max: Fury Road

The Revenant
The 100-Year-Old Man Who Climbed out the Window and Disappeared

در این بخش دو فیلم The Revenant و Mad Max:Fury Road به نسبت مساوی از شانس تصاحب جایزه برخوردارند.

بهترین گریم

 

بهترین طراحی تولید

Mad Max: Fury Road
The Martian
The Revenant
Bridge of Spies
The Danish Girl

هیچ شکی نیست که با توجه به اتومبیل های متنوع و قلعه های سر به فلک کشیده ای که در Mad Max: Fury Road نمایش داده می شود، این فیلم جایزه را با خود به خانه خواهد برد.

طراحی فیلم

 

بهترین تدوین صدا

Mad Max: Fury Road
The Martian
The Revenant
Sicario
Star Wars: The Force Awakens

به نظر نمی رسد در این گروه The Revenant موفقیتی کسب کند. ولی در مقابل Mad Max به دلیل صدای مسابقات و صحنه های اتومبیل رانی گزینه ای است که مورد توجه داوران خواهد بود.

تدوین صدا

 

بهترین میکس صدا

Bridge of Spies
Mad Max: Fury Road
The Martian
The Revenant
Star Wars: The Force Awakens

منتقدان معتقدند که بسیاری از داوران هنوز تفاوت بین تدوین و میکس صدا را نمی دانند(تدوین شامل صداسازی است در حالیکه میکس مربوط به رنگ و لعاب دادن به صدا در کل می شود) بنابراین احتمالا فریادها و نعره های فیلم The Revenant را به میکس صدا مربوط می کنند و جایزه این بخش را به این فیلم اهدا خواهند کرد.

میکس صدا

 

بهترین جلوه های بصری

The Revenant
Star Wars: The Force Awakens
Mad Max: Fury Road
Ex Machina
The Martian

در این بخش هم The Revenant شانس زیادی دارد؛ اگر صحنه حمله خرس به لئوناردو دی کاپریو را دیده باشید قطعا فرو رفتن پنجه ها را در بدن دی کاپریو نیز حس کرده اید. به نظر نمی رسد که star Wars در این بخش به اندازه کافی قدرتمند ظاهر شده باشد. ولی Mad Max: Fury Road با صحنه های بدل کاری و جلوه های بصری هنرمندانه اش تحولی جدی را در سبک فیلم های اکشن به وجود آورد. پس شانس این فیلم کمتر از The Revenant نخواهد بود.

جلوه های بصری

 

بهترین فیلم کوتاه، اکشن زنده

Day One
Everything Will Be Okay
Stutterer
Ave Maria
Shok

در این بخش نوعی بی نظمی دیده می شود. از طرفی Shok را در فهرست می بینیم که در خصوص جنگ کوزوو است و از طرفی Day One را که داستان یک مترجم زن و نخستین روز کارش در ارتش را به تصویر می کشد. ولی بطور معمول جایزه این بخش به اثری با جذابیت بیشتر تعلق می گیرد ، بنابراین نظر مثبت منتقدان به Stutterer جلب شده است.

فیلم کوتاه

 

بهترین انیمیشن کوتاه

Sanjay's Super Team
We Can't Live Without Cosmos
Prologue
Bear Story
World of Tomorrow

گفته می شود بهترین عنوان در این گروه World of Tomorrow است. اما تاثیرگذارترین انیمیشن در این گروه که نظر اکثریت داوران را به خود جلب کرده Bear Story است. بنابراین به نظر منتقدان این انیمیشن کوتاه برگزیده این بخش خواهد بود.

انیمیشن کوتاه


بهترین فیلم مستند کوتاه

Body Team 12
Chau, Beyond the Lines
Last Day of Freedom
Claude Lanzmann: Spectres of the Shoah
A Girl in the River: The Price of Forgiveness

شاید بیشتر نظرات به نفع Body Team 12 باشد که اثرات اپیدمی ابولا را به تصویر می کشد. عده ای از منتقدان نیز معتقدند جایزه این بخش به Claude Lanz,ann: Spectres of the Shoah تعلق می گیرد.

مستند کوتاه

 

 

منبع: Vulture

0

محققان موسسه فناوری ماساچوست و یا همان به اختصار MIT موفق به توسعه الگوریتمی شدند که می تواند ملوانان را از نزدیکی امواج خروشان دریاها باخبر کند.

کشتی

امواج خروشان و یا به اصطلاح امواج قاتل همواره به عنوان یک تهدید جدی برای کشتی‌ها و سرنشینان آن‌ها محسوب می شوند و تا به امروز راهی مقرون به صرفه و مناسب برای تمامی کشتی‌ها و قایق‌ها به منظور پیش‌بینی و پیشگیری از آسیب‌های وارده یافت نشده بود.

تا این که اخیراً، محققان موسسه فناوری ماساچوست از راه اندازی سیستم هشدار دهنده ای خبر دادند که می تواند دو تا سه دقیقه قبل از وقوع چنین امواجی، هشدارهایی را برای خدمه کشتی و یا قایق ارسال کند.

روش‌هایی که این روزها برای پیش‌بینی این امواج مورد استفاده قرار می گیرند، نیازمند سوپرکامپیوترهای حجیم و سنگینیست که حمل آن برای بسیاری از قایق ها و همچنین کشتی‌های ماهیگیری مقدور نیست. البته جدای از حجم و وزن بالا، این تکنولوژی بسیار پرهزینه است و هر کسی نمی تواند از آن استفاده کند.

تمیس ساپسیس از پژوهشگران این موسسه تحقیقاتی در این خصوص عنوان می کند:"این الگوریتم از دقت بسیار بالایی برخوردار است و می تواند محل و زمان دقیق وقوع این پدیده طبیعی را پیش‌بینی کند. این سیستم قادر است به شما بگوید که آیا این موج به کشتی شما آسیب جدی وارد کرده است یا خیر، تا بتوانید اقدامات بعدی را متناسب با این اطلاعات انجام دهید."

محققان برای توسعه این الگوریتم، امواج دریا را از زوایای مختلف مورد مشاهده و بررسی قرار دادند و الگوهایی از امواج را که منجر به شکل گیری چنین پدیده‌هایی می شدند را شناسایی کردند. سپس از این الگوها برای پیش‌بینی وقوع امواج خروشان در این الگوریتم و اطلاع آن به خدمه کشتی بهره گرفتند.

میگل اونوراتو از محققان دانشگاه تورین درباره این دستاورد محققان MIT عنوان می کند روشی که این محققان از آن استفاده کردند روش کارآمد و موثریست چرا که علاوه بر برخورداری از سرعت و دقت بالا، هیچگونه نیازی به کامپیوترهایی با قدرت پردازشی بالا نخواهند داشت.

0
استیو جابز امروز 61 ساله می‌شد؛ 10 نقل قول الهام بخش از این مرد افسانه‌ای

شاید دنیا دیگر فردی در حد و اندازه استیو جابز، مدیر عامل فقید اپل که 5 اکتبر سال 2011 از دنیا رفت را به خود نبیند. مردی که با ویژگی های شخصیتی و کاری منحصر به فرد خود توانست کمپانی اپل را به جایگاهی برساند که هم اکنون بر بازار محصولات فناوری دنیا فرمانروایی می کند.

 استیو جابز در 24 فوریه سال 1955 در سان فرانسیسکو متولد شد و اگر زنده بود، این روزها، خانواده و همکارانش تولد 61 سالگی وی را جشن می گرفتند. از این رو، قصد داریم به 15 نقل قول معروف و الهام بخشی که می تواند همانند نیروی محرکه ای موجب پیشرفت و ارتقای شغلی‌تان شود، اشاره کنیم. 

  

استیو جابز

مدام به این مسئله فکر کنید که روزی خواهید مرد. این تفکر به شما این فرصت را می دهد تا به حرف دلتان گوش دهید و به این موضوع پی ببرید که چیزی ندارید که ترس از دست دادن آن، مانع از رویاپردازیتان شود.

  

استیو جابز

طراحی یک محصول با مطالعه و تمرکز بر روی افراد کار بسیار دشواریست چرا که در بسیاری از مواقع، تا زمانی که یک محصول را تولید نکنید و در اختیار مردم قرار ندهید، آنها کمبود و نیاز خود به آن دستگاه را احساس نخواهند کرد.

  

استیو جابز

تمرکز بر روی سادگی یک محصول، یکی از مهمترین دغدغه های من بوده است زیرا تولید یک محصول ساده می تواند به مراتب سخت تر از تولید یک محصول پیچیده باشد.

  

استیو جابز

کار، بخش مهم و قابل توجهی از زندگیتان را به خود اختصاص می دهد. پس، برای احساس رضایت از زندگی، کاری را انجام دهید که به بهترین بودن آن کار اعتقاد دارید و تنها راه برای انجام بهترین کار، لذت بردن از آن است. اگر شغل مورد علاقه خود را پیدا نکردید هنوز هم دیر نشده است و می توانید از همین لحظه به دنبال آن بگردید. طوری کار کنید که پیشرفت خود را احساس کرده و سعی کنید روز به روز بهتر شوید.

 

 استیو جابز

برای من، خوابیدن در قبرستان به عنوان ثروتمندترین مرد جهان هیچ ارزشی ندارد، بلکه زمانی خوشحالم که وقتی سرم را بر روی بالشت می گذارم با خود بگویم امروز کار فوق العاده ای انجام دادم.

 

 استیو جابز

به نظر من، اگر کار و یا چیزی را انجام داده اید که به نظر خوب می آید، نباید بنشینید و حس نوآوری را در خود خاموش کنید. بلکه باید به دنبال خلق کار و چیزی جدیدتر و بهتر از قبل باشید.

  

استیو جابز

اخراج من از اپل بهترین اتفاقی بود که در زندگیم افتاد، چرا که سنگینی بار یک شخص موفق که بر دوش من قرار داشت با تبدیل شدن به یک فرد مبتدی، بسیار سبک تر شد و دریچه جدیدی برای ایجاد ایده ها و طرح های خلاقانه به روی من باز کرد.

  

استیو جابز

زمانی که 17 ساله بودم، جمله ای را خواندم که به این مضمون بود:"اگر روزتان را طوری سپری کنید که انگار آخرین روز از عمرتان است، می توانید مطمین شوید که روزها و وقتتان را به درستی سپری کرده اید. " این جمله زندگی من را متحول کرد به طوری که در طول 33 سال گذشته، هر روز روبروی آینه می ایستادم و از خود می پرسیدم: "اگر امروز آخرین روز از زندگی من باشد، آیا کارهایی را که قرار بود انجام دهم را در این روز انجام خواهم داد؟" اگر جواب منفی بود می فهمیدم که باید چیزی را در زندگی خود تغییر دهم.

 

 pirate

نوآوری چیزیست که یک مدیر را از یک شخص عادی متمایز می کند.

 

استیو حابز

من همانقدر به کارهایی که انجام داده ام افتخار می کنم، به همان اندازه به کارهایی که انجام نداده ام نیز افتخار می کنم چرا که به عقیده من، تعریف دیگر نوآوری، نه گفتن به بسیاری از چیزهای جهان است.

 

منبع: businessinsider

0

 از مزایای خجالتی بودن

0

 اگر نمره‌ی بیشتر می‌خواهید، صبح زود امتحان بدهید

0

 سیستم ایمنی بدن شما شبیه به شریک زندگی‌تان می‌شود

0

 تجلیل از کارگردان فال‌آوت۴ و اسکای‌ریم در GDC 2016

0

وبلاگ نویسان موفق به طور معمول درآمد خوبی از این راه کسب می کنند. این افراد با کمی شانس و ارائه محتوایی حرفه ای و درخشان این فعالیت نیمه وقت را به شغلی تمام وقت و پولساز برای خود مبدل کرده اند.

رای اکثر ما وبلاگ نویسی چیزی جز یک فعالیت تفریحی و نیمه وقت نیست و در وبلاگ خود پیرامون موضوعاتی که به آنها علاقمند هستیم، چیزهایی می نویسیم. اما همواره استثناهایی وجود دارند و وبلاگ نویسان موفق به طور معمول درآمد خوبی از این راه کسب می کنند. این افراد با کمی شانس و ارائه محتوایی حرفه ای و درخشان این فعالیت نیمه وقت را به شغلی تمام وقت و پولساز برای خود مبدل کرده اند.

وبلاگ نویسی ممکن است شغلی ایده آل به نظر برسد اما نیازمند تغییری قابل ملاحظه در سبک زندگی و فداکاری بسیار برای دستیابی به موفقیت است. برخی از وبلاگ نویسان موفق درآمد ماهانه چند صد هزار دلاری را کسب می کنند و افزون بر آن از شهرتی جهانی برخوردار هستند. در ادامه با برخی از چهره های شاخص وبلاگ نویسی که درآمد سالانه میلیونی از این راه کسب می کنند، بیشتر آشنا می شویم.

 مت مارشال - Venture Beat

 وبلاگ نویسان میلیونر

 مت مارشال وبلاگ نویسی را از سال 2006 و با راه اندازی وبلاگی به نام ونچور بیت آغاز کرد که در آن آخرین اخبار دنیای فناوری و همچنین ایده های پولی، مالی و سرمایه گذاری را پوشش می داد. این وبلاگ آموزنده اطلاعات ارزشمند بسیاری را به خوانندگان خود ارائه می داد که از آن جمله می توان به توصیه هایی برای شرکت های نوپا یا تکنیک های مختلف درباره چگونگی پول درآوردن از طریق سرمایه گذاری اشاره کرد. بر همین اساس، ونچور بیت به وبلاگی محبوب مبدل شد. مت مارشال در حال حاضر درآمد ماهانه 100 هزار دلاری از این وبلاگ دارد.

 

جیک دابکین - Gothamist

 وبلاگ نویسان میلیونر

 یکی از محبوب‌ترین وبلاگ های جهان در ابتدا تنها اخبار یک شهر را پوشش می داد. اما بیگ اپل یک شهر معمولی نبود و زمانی که وبلاگ گوتامیست پوشش زندگی شهری را با ارائه اطلاعاتی درباره غذا، رویدادها و هنر آغاز کرد، از محبوبیت بالایی برخوردار شد. سپس این وبلاگ جهانی شد و فعالیت های خود را به 13 شهر در سراسر جهان از تورنتو تا شانگهای و از لس آنجلس تا لندن گسترش داد. جیک دابکین مغز متفکر و خالق وبلاگ گوتامیست در حال حاضر درآمد ماهانه حدود 110 هزار دلاری از پروژه آنلاین خود دارد.

 

جینا تراپانی - Lifehacker

 

وبلاگ نویسان میلیونر

 نام لایف‌هکر شاید در ابتدا اندکی گیج کننده باشد اما تم این وبلاگ مشهور یافتن هک های زندگی یعنی میانبرها یا روش هایی برای بهبود بهره‌وری روزمره ما است. در کنار کمک به بهبود زندگی انسان ها، این وبلاگ گجت ها و نرم افزارهایی که می توانند به بهتر شدن زندگی ما کمک کنند را معرفی می کند. زندگی برای جینا تراپانی، مدیر عامل و بنیانگذار لایف‌هکر نیز با درآمد ماهانه 110 هزار دلاری راحت‌تر شده است.

 

کولیس تایید - TutsPlus

 

وبلاگ نویسان میلیونر

 وبلاگ توتس‌پلاس با ارائه خودآموزها، سخنرانی ها و دیگر روش های تدریس جایگزین، خوانندگان را درباره بسیاری از نرم افزارها و ابزارهای طراحی آگاه می سازد و به آنها در رسیدن به درجه استادی در هر برنامه کاربردی کمک می کند. اعضای این وبلاگ می توانند با نوشتن آموختارهای خود به کسب درآمد بپردازند که توتس‌پلاس را از وبلاگ های مشهور دیگر بسیار متفاوت می سازد. کولیس تایید بنیانگذار این وبلاگ اطلاع رسانی درآمد ماهانه حدود 120 هزار دلاری از آن دارد.

 

تیموتی اسکایز

 

وبلاگ نویسان میلیونر

 هنگامی که بحث سهام و بورس به میان می آید، تیموتی اسکایز به انسانی فوق العاده باهوش مبدل می شود و افرادی که قصد دارند پول زیادی کسب کنند می توانند مقالات وی درباره سرمایه گذاری، امور مالی و سهام را مطالعه کنند. اسکایز تنها از وبلاگ خود درآمد ماهانه حدود 150 هزار دلاری را کسب می کند.

 

ویتالی فریدمن - Smashing Magazine

 

وبلاگ نویسان میلیونر

 اسمشینگ مگزین یکی از محبوب‌ترین وبلاگ های جهان برای طراحان و توسعه دهندگان وب سایت است که جدیدترین نکات، خودآموزهایی با کیفیت بالا و راهنمایی ها و منابعی شگفت انگیز که می توانند شما را به یک طراح وب سایت مبدل سازند، ارائه می کند. ویتالی فریدمن بنیانگذار این وبلاگ کارآمد و مفید درآمد ماهانه حدود 190 هزار دلار تنها از بنرهای تبلیغاتی آن دارد.

 

ماریو لاواندیرا - Perez Hilton

 

وبلاگ نویسان میلیونر

 ماریو لاواندیرا وبلاگ پرز هیلتون را در سال 2005 راه اندازی کرد. در این وبلاگ اطلاعات و جزئیات مختلف درباره زندگی خصوصی چهره های مشهور جهان ارائه می شود. با توجه به پوشش اخبار، رسوایی ها و مواردی از این دست درباره چهره های مشهور، پرز هیلتون به یکی از مشهورترین وبلاگ های جهان مبدل شده است. ماریو لاواندیرا درآمد ماهانه حدود 450 هزار دلاری از پرز هیلتون کسب می کند.

 

پیت کشمور - Mashable

 

وبلاگ نویسان میلیونر

 مشبل هر چیزی از شبکه های اجتماعی، کسب و کار و فناوری تا سرگرمی و سبک زندگی را پوشش می دهد. پیت کشمور بنیانگذار و مدیرعامل این وبلاگ پروژه خود را از اتاق خوابش در اسکاتلند زمانی که تنها 19 سال داشت، آغاز کرد و چند سال بعد به لطف آن تبدیل به یک میلیونر شده بود. همچنین، وی جوانترین فردی محسوب می شود که تنها از راه وبلاگ نویسی میلیونر شده است. پیت کشمور از مشبل درآمد ماهانه 600 هزار دلاری کسب می کند.

 

مایکل آرینگتون - Techcrunch

 

وبلاگ نویسان میلیونر

 تک‌کرانچ بر صنعت فناوری متمرکز شده و یکی از بهترین ها در این زمینه محسوب می شود که اخبار علمی، پرونده شرکت های نوپا، گجت های جدید و موارد دیگر مرتبط با دنیای فناوری را پوشش می دهد. مایکل آرینگتون به واسطه وبلاگ خود و تبدیل شدن به یکی از چهره های تاثیرگذار در زمینه فناوری به نام "پیامبر سیلیکون ولی" نیز شناخته می شود. وی از تک‌کرانچ درآمد ماهانه حدود 800 هزار دلاری کسب می کند.

 

آریانا هافینگتون - The Huffington Post

 

وبلاگ نویسان میلیونر

 هافینگتون پست در حال حاضر چیزی بیش از یک وبلاگ است اما تبدیل شدن به منبع خبری معتبر و یکی از محبوب‌ترین سایت های جهان تنها طی چند سال رخ داد. آریانا هافینگتون در سال 2005 هافینگتون پست را راه اندازی کرد و در حال حاضر درآمد 2.3 میلیون دلاری از آن کسب می کند. بر همین اساس است که وی ثروتمندترین وبلاگ نویس حال حاضر جهان شناخته می شود.

منبع:عصرایران

0

 ثبت ۱۰۰ هزار کمپین موفق توسط کیک استارتر

0

زمانی شرکت های نفتی با درآمدها و سودکلانی که ازفروش نفت به دست می آوردند عنوان بزرگ ترین کمپانی های جهان را به خود اختصاص داده بودند و حال با تغییر وضعیت اقتصادی و فراهم شدن زمینه برای اوج گیری سایر کمپانی ها، شاهد رشد شرکت ها در تمامی زمینه ها از جمله عرصه تکنولوژی هستیم.

متوسط درآمد حاصل از هر کارمند در شرکت های بزرگ فناوری دنیا چقدر است؟

 

شرکت هایی همچون مایکروسافت، گوگل، یاهو، اپل، توییتر و چندین شرکت نام آشنای دیگر این روزها درآمدهای هنگفتی را از طریق تولید محصولات مرتبط با دنیای فناوری به جیب می زنند. از این رو، شاید برای شما نیز این سوال پیش آمده باشد که متوسط درآمدی که هر کارمند برای شرکت خود به ارمغان می آورد چقدر است؟

 از این رو در ادامه قصد داریم تا نیم نگاهی به میزان درآمد متوسط هر کارمند در این شرکت ها بیاندازیم. 

درآمدی که هر کارمند در سال 2015 برای شرکت های مختلف به ارمغان می آورد:

یاهو: 419,830 دلار

توییتر: 462,009 دلار

ام اف اس تی: 789,145 دلار

گوگل: 1,412,655 دلار

اپل: 2,032,304

 همانطور که مشاهده می کنید در این بین، کارمندان شرکت اپل بیشترین درآمد را در بین کارمندان سایر شرکت ها به ارمغان می آورند که با توجه به میزان درآمدهای این کمپانی بزرگ، جای تعجب ندارد.

 اما همانطور که می دانید میزان درآمدهایی که یک کارمند برای یک شرکت ایجاد می کند، دلیل موفقیت آن شرکت نیست بلکه هدف اصلی سودی است که این افراد می بایست برای شرکت های خود به ارمغان بیاورند. در ادامه می توانید میزان سودی که هر کارمند برای شرکت خود ایجاد کند را مشاهده کنید:

توییتر : 129,334- دلار

یاهو: 54,182 دلار

ام اس اف تی: 102,822 دلار

گوگل: 250,367 دلار

فیس بوک: 290,600 دلار

اپل: 464,296 دلار

 همانطور که می بینید وضعیت نا به سامان این روزهای توییتر به خوبی مشخص است و درآمد متوسط برای هر کارمند این شرکت عددی منفی را نشان می دهد. این شرکت برای رهایی از این وضعیت راهکارهای اساسی را در سر دارد که از میان آن ها می توان به اضافه کردن دکمه تصاویر متحرک و تایم لاینی جدید اشاره کرد.

 

منبع: phonearena

0

 تیل به همراه دو نفر از دوستان خود به نام Max Levchin و ایلان ماسک پی پال (پی پل) را تاسیس کردند

 

نام: پیتر آندرس تیل (Peter Andreas Thiel)

سن: ۴۸ سال، متولد ۱۱ اکتبر سال ۱۹۶۷

عنوان: سرمایه گذار و کارآفرین،  مدیر و منتقد اجتماعی

تحصیلات: کارشناسی از دانشگاه استنفورد، دکترای حقوق (J.D) از دانشگاه استنفورد

مجرد

 

پیتر تیل به عنوان ۶۲ امین فرد ثروتمند در زمینه ی تکنولوژی در سال ۲۰۱۵ و ۸۴۷ امین میلیاردر جهان است. دارایی خالص او در سال ۲۰۱۵، ۳.۳ میلیارد دلار و هم اکنون ۲.۸ میلیارد دلار می باشد.

پیتر آندرس تیل (متولد ۱۱ اکتبر سال ۱۹۶۷) کارآفرین امریکایی، سرمایه گذار، مدیر و منتقد اجتماعی است. تیل به همراه دو نفر از دوستان خود به نام Max Levchin و ایلان ماسک پی پال (پی پل) را تاسیس کردند و تیل به عنوان مدیر عامل این شرکت خدمت می کند. این شخص، پلانتیر (Palantir) را هم تاسیس کرده و به عنوان رئیس این شرکت هم در حال خدمت رسانی است. او از اولین سرمایه گذاران خارجی فیسبوک بوده که در سال ۲۰۰۴ با مبلغ ۵۰۰ هزار دلار توانست ۱۰.۲ درصد از سهام این شرکت را از آن خود کند و به عنوان عضوی از هیئت مدیره ی این شرکت فعالیت نماید. تیل همچنین در Clarium Capital هم ریاست می کند؛ Clarium Capital یک صندوق سرمایه گذاری کلان است.

پیتر آندریاس تیل (متولد ۱۱ اکتبر سال ۱۹۶۷) کارآفرین امریکایی، سرمایه گذار، مدیر و منتقد اجتماعی است.

 

دوران کودکی تیل

تیل در خانواده ای آلمانی در فرانکفورت، آلمان غربی متولد شد. پدر او Klaus Thiel مهندس شیمی و مادرش Susanne Thiel نام داشتند. تیل یک برادر به نام Patrick Thiel دارد. هنگامی که پیتر یک ساله بود به همراه خانواده ی خود به ایالات متحده نقل مکان کرد و در فوستر سیتی، کالیفرنیا، بزرگ شد. تیل در بازی شطرنج مهارت فوق العاده ای داشت و به عنوان یکی از بازیکنان مطرح شطرنج در این کشور انتخاب شد؛ هم اکنون هم بازی شطرنج یکی از علاقمندی های او محسوب می شود.

 تیل در بازی شطرنج مهارت فوق الاده ای داشت و به عنوان یکی از بازیکنان مطرح شطرنج در این کشور انتخاب شد.

 

کالج و دوران دانشگاه

تیل مدرک لیسانس را در رشته ی فلسفه در سال ۱۹۸۹ از دانشگاه استنفورد دریافت کرد.

بذر اعتقادات آزادیخواهانه ی تیل در دانشگاه استنفورد کاشته شد. تیل به همراه Norman Book در سال ۱۹۸۷، The Stanford Review را منتشر کرد که هم اکنون روزنامه ی محافظه کارانه / آزادیخواه اصلی این دانشگاه می باشد. برخی از همکاران او در تدوین این روزنامه بعدها در شرکتی که تیل تاسیس کرد، مشغول به کار شدند که از جمله ی آنها می توان به Keith Rabois و رید هافمن اشاره کرد. پیتر تیل به اقتصاد لیبرتارین (طرفدار استقلال و اقتصادی که به طور کامل بر بازار و دولت مبتنی است) معتقد است.

بالاخره تیل موفق شد در سال ۱۹۹۸، پی پال (PayPal)؛ سیستم پرداخت آنلاین را با کمک Max Levchin تاسیس کند.بعد از اینکه تیل مدرک لیسانس را از استنفورد گرفت به مدرسه حقوق استنفورد رفت و در سال ۱۹۹۲ مدرک J.D را از آنجا دریافت کرد. پس از آن در یک شرکت حقوقی در نیویورک مشغول به کار شد و سپس از سال ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۶ به نوعی به عنوان یک بازرگان در وال استریت مشغول شد و در سال ۱۹۹۶، Thiel Capital Management را تاسیس کرد؛ ولی هیچ یک از این کارها به حس درونی تیل پاسخگو نبودند، چرا که بنا به گفته های خود تیل همیشه در رویای تحولی بزرگ در جهان بوده است.

بالاخره تیل موفق شد در سال ۱۹۹۸، پی پال (PayPal)؛ شرکت تجارت الکترونیکی و سامانه ی پرداخت و انتقال وجه از طریق اینترنت، را با کمک Max Levchin تاسیس کند. بعدها این شرکت با X.com (که توسط ایلان ماسک تاسیس شده بود) ادغام و رهبری آن به ایلان ماسک واگذار شد. پی پل در ۱۵ فوریه سال ۲۰۰۲ در دسترس عموم قرار گرفت و بعد از آن سال به قیمت ۱.۵ میلیارد دلار به ای بی فروخته شد. در آن زمان سهام ۳.۷ درصدی تیل در پی پل دارای ارزش تقریبی ۵۵ میلیون دلار بود.

تیل، صندوق پوشش سرمایه جهانی Clarium Capital را راه اندازی کرد. در سال ۲۰۰۵، این صندوق پوشش ریسک یا همان پوشش سرمایه، توانست توسط دو مجله ی تجاری MarHedge و Absolute Return به عنوان بزرگترین صندوق پوشش جهانی معرفی شود. دارایی Clarium از ۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۸ به ۳۵۰ میلیون دلار در سال ۲۰۱۱ افت کرد.

از دیگر اقدامات مهم پیتر تیل، سرمایه گذاری عظیم ۵۰۰ هزار دلاری در شبکه ی اجتماعی فیسبوک در آگوست ۲۰۰۴ بود. به این وسیله توانست ۱۰.۲ درصد از این شرکت را از آن خود کند و به هیئت مدیره ی فیسبوک ملحق شود. این مورد اولین سرمایه گذاری خارجی در فیسبوک به حساب می آید. در کتاب The Facebook Effect دیوید پاتریک به تفصیل داستان سرمایه گذاری پیتر تیل را شرح می دهد. شان پارکر، موسس Napster و Plaxo سابق که در آن زمان عنوان “رئیس” فیسبوک را به عهده گرفته بود، به دنبال سرمایه گذار برای این شبکه ی اجتماعی بود.

پارکر به رید هافمن، موسس شبکه ی اجتماعی حرفه ای لینکدین، این پیشنهاد را داد و هافمن هم علاقه داشت این کار را انجام دهد اما به دلیل تضاد با وظایف او به عنوان مدیر عامل لینکدین از این تصمیم منصرف شد.

هافمن، تیل را به پارکر معرفی کرد. ملاقات بین تیل و پارکر و مارک زاکربرگ که در آن زمان دانشجوی هاروارد بود و فیسبوک را تاسیس کرده و کنترل می کرد، صورت گرفت. بعد از صحبت های فراوان در نهایت تیل ﺑﺎ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﮔﺬاﺭﻱ ۵۰۰ ﻫﺰاﺭ ﺩﻻﺭﻱ، ۱۰.۲ درصد اﺯ ﺳﻬﺎﻡ ﺷﺮﻛﺖ ﺭا ﻛﺴﺐ ﻛﺮﺩ. این سرمایه گذاری در اصل، در قالب یادداشتی مشروط صورت گرفت؛ بدین صورت که اگر فیسبوک تا پایان سال ۲۰۰۴ به ۱.۵ میلیون کاربر برسد، حقوق صاحبان سهام مساوی شود. با اینکه فیسبوک نتوانست به این موفقیت دست یابد (البته با اختلافی بسیار ناچیز)، تیل به او اجازه داد که بار دیگر برای این هدف تلاش کند. تیل در سال ۲۰۱۲ سهام اولیه ی خود را فروخت ولی همچنان در هیئت مدیره ی فیسبوک فعالیت می کند.

از دیگر اقدامات مهم پیتر تیل، سرمایه گذاری عظیم ۵۰۰ هزار دلاری در شبکه ی اجتماعی فیسبوک در آگوست ۲۰۰۴ بود. به این وسیله توانست ۱۰.۲ درصد از این شرکت را از آن خود کند

 

تیل در سال ۲۰۰۵، Founders Fund را به عنوان یک صندوق سرمایه گذاری در سان فرانسیسکو ایجاد کرد. دیگر شرکای تیل در ایجاد این صندوق، شان پارکر، Ken Howery و Luke Nosek هستند. تیل با ایجاد این صندوق می خواهد بر روی تکنولوژی های چشمگیری که به اعتقاد او دنیا را تغییر می دهند، سرمایه گذاری کند.

تیل علاوه بر سرمایه گذاری در فیسبوک در چندین استارتاپ دیگر هم سرمایه گذاری کرده است (شخصا و یا از طریق صندوق سرمایه گذاری خود) که از جمله ی آنها می توان به Booktrack، Slide، LinkedIn، Friendster، Rapleaf، Geni.com، Yammer، Yelp، Inc.، Powerset، Practice Fusion، MetaMed، Vator، Palantir Technologies، IronPort، Votizen، Asana، Big Think،  Caplinked، Quora، Rypple، TransferWise، Nanotronics Imaging، Stripe و Legendary Entertainment اشاره کرد. چند مورد از این استارتاپ ها توسط همکاران قدیمی تیل در پی پل، تاسیس شدند که از جمله ی آنها می توان به Slide که توسط Levchin، لینکدین که توسط هافمن، Yelp توسط Jeremy Stoppelman ، Geni.com و Yammer که توسط David Sacks  تاسیس شدند، اشاره کرد.

از دیگر کارهای موفق تیل، تاسیس Palantir Technologies است که توسط سرمایه ی CIA تامین شد و هم اکنون به عنوان رئیس این شرکت خدمت می کند.

0

در واقع این شبکه ی اجتماعی به کاربران این امکان را می دهد که برای ایجاد پروفایل حرفه ای و تعامل با دیگر افراد حرفه ای ثبت نام کنند. کاربران می توانند با هرکسی (چه کاربر چه سایت) تعامل حرفه ای داشته باشند.

نام: رید هافمن (Reid Hoffman)
عنوان: بنیانگذار و رئیس لینکدین، سرمایه گذار و کارآفرین، نویسنده
کشور: ایالات متحده
سن: ۴۸ سال، متولد ۵ آگوست سال ۱۹۶۷ میلادی، کالیفرنیا
تحصیلات: دانشگاه استنفورد – دانشگاه آکسفورد
دارایی خالص: ۴.۶ میلیارد دلار در ماه مارس سال ۲۰۱۵ و ۳.۹ میلیارد دلار در ماه فوریه سال ۲۰۱۶

 

رید هافمن به عنوان ۵۱ امین ثروتمند در عرصه ی تکنولوژی در سال ۲۰۱۵، ۳۴۱ امین میلیاردر جهان در سال ۲۰۱۵ و ۶۵ امین فرد قدرتمند در سال ۲۰۱۳ شناخته شده است.

رید هافمن کار خود را در سال ۱۹۹۴ و با عنوان مدیر محصول اپل آغاز کرد و بعد از آن به عنوان هیئت مدیره معاون رئیس پی پال (PayPal) خدمت کرده است. او در سال ۲۰۰۳ لینکدین را – به عنوان یک سرویس شبکه ی اجتماعی که دارای بیش از ۴۰۰ میلیون عضو در بیش از ۲۰۰ کشور است – تاسیس کرد.

او به یکی از سرمایه گذاران و کارآفرینان جوان و مدیران موفق تبدیل شده است. در ادامه به طور کامل بیوگرافی موسس لینکدین را بری شما بیان می کنیم.

بیوگرافی موسس لینکدین و تحصیلات وی

رید هافمن به عنوان ۵۱ امین ثروتمند در عرصه ی تکنولوژی در سال ۲۰۱۵، ۳۴۱ امین میلیاردر جهان در سال ۲۰۱۵ و ۶۵ امین فرد قدرتمند در سال ۲۰۱۳ شناخته شده است.رید هافمن در پالو آلتو (Palo Alto)، کالیفرنیا، به دنیا آمد و در کانون خانواده در شهر برکلی بزرگ شد. وی تحصیلات مقطع ابتدایی تا دبیرستان را در مدارس دولتی در برکلی گذراند. پدر و مادر هافمن معتقد بودند که یادگیری او در کلاس های کوچکتر و نزدیک به خانه بهتر خواهد بود و بنابراین تصمیم گرفتند او را در یک دبیرستان خصوصی نزدیک به محل سکونت خود ثبت نام کنند. اشتیاق او برای استقلال و زندگی دور از خانه، والدینش را متقاعد کرد که او را به مدرسه Putney در ورمونت بفرستند. تاکید اکید مدرسه ی Putney بر روی کسب تجارب گوناگون در زمینه های مختلف به او فرصتی داد تا مهارت های متفاوتی از هنر گرفته تا کارهای کشاورزی را تجربه کند. پس از گذراندن دوره ی دبیرستان تصمیم گرفت به کالیفرنیا بازگردد و در دانشگاه استنفورد شرکت کند.

برنامه ی “آموزش و پرورش لیبرال” استنفورد، علاقه ی هافمن را در زمینه ی فلسفه تشخیص داد، اما طیف وسیع رشته های مورد علاقه ی هافمن تصمیم گیری او را برای انتخاب یک رشته سخت کرده بود، از این رو از یک مشاور دلسوز کمک گرفت. پس از اینکه وی لیست تمام زمینه هایی را که علاقه مند بود ذکر کرد، سرانجام تصمیم گرفت تحصیلات مقطع کارشناسی را در رشته ی Symbolic Systems بگذراند؛ این رشته شامل فلسفه، زبانشناسی، روانشناسی، منطق ریاضی و علوم کامپیوتر می باشد. هافمن در سال ۱۹۹۰ در مقطع کارشناسی رشته ی Symbolic Systems و Cognitive Science از دانشگاه استنفورد فارغ التحصیل شد و در بورس تحصیلی مارشال (Marshall Scholarship) به منظور تحصیل در دانشگاه آکسفورد برنده شد. هافمن در سال ۱۹۹۳ تحصیلات مقطع کارشناسی ارشد را در رشته ی فلسفه از کالج ولفسون (Wilfson College) دانشگاه آکسفورد به اتمام رساند.

مشاغل و پیشه ها

هافمن آرزو داشت به عنوان نویسنده و یا استاد و روشنفکر عمومی شناخته شود و بدین وسیله بر روی جامعه ی اطراف خود تاثیر بگذارد اما به گفته ی خود او پس از گذراندن تحصیلاتش به این نتیجه رسید که با نویسندگی و این عناوین تنها بر روی عده ی کمی از جامعه می تواند تاثیر بگذارد و این نمی تواند ذوق درونی او را پاسخگو باشد؛ در همین حال به دنبال راهی برای تاثیر خیلی بیشتر بر روی جامعه ی اطراف خود بود.  او به یک کار موقت در بخش Usre Experience  اپل کامپیوتر و به عنوان مدیر محصول تازه وارد مشغول شد. در همین حال در اپل بر روی eWorld مشغول به کار شد. این شبکه به عنوان اولین تلاش او در راستای ایجاد یک شبکه ی اجتماعی بود. اگرچه این پروژه به یک شرکت منسجم و پایدار منجر نشد، اما هافمن معتقد بود که با استقرار قدرتمند اینترنت در آینده می تواند برای ترویج روابط انسانی در شبکه های اجتماعی رویای دیرینه ی خود را به واقعیت تبدیل کند.

هنگامی که هافمن eWorld را در سال ۱۹۹۶ به AOL فروخت، اپل متوجه برتری این شبکه شد. هافمن در همان سال اپل را ترک کرد و به تلاش خود در این صنعت جدید تکنولوژی در فوجیتسو (Fujitsu) ادامه داد. با وجود اینکه هافمن به خوبی می دانست که موفقیت وی در اولین سرمایه گذاری ناچیز بود؛ اما تصمیم گرفت که شرکت خود را هرچه سریعتر راه اندازی کند؛ در سال ۱۹۹۷ که کمتر از ۳ سال بود که به صنعت تکنولوژی وارد شده بود، فوجیتسو را ترک کرد و اولین شرکت خود به نام سوشال نت دات کام (SocialNet.com) را تاسیس کرد. در ابتدا او می پنداشت که کار خود را به عنوان سرویس دوستیابی مبتنی بر اینترنت شروع کند که در واقع ریسک زیادی دارد، اما خیلی زود به این فکر افتاد که این تکنولوژی جدید می تواند برای ساخت انواع روابط انسانی از جمله کسب و کار به کار گرفته شود. در همان زمان دوست استنفوردی هافمن به نام پیتر تیل به او پیشنهاد کرد که به هیئت مدیره ی استارتاپی که راه اندازی کرده است، بییوندد. شرکت تیل که بر روی پردازش معاملات اینترنتی متمرکز شده بود، به نام پی پال (PayPal) شناخته شد. تجربه ی هافمن در سوشال نت باعث شد که بتواند به تیل کمک کند. تا اینکه در سال ۲۰۰۰ هافمن به این نتیجه رسید که سوشال نت نمی تواند او را به آرزوهایی که در سر دارد برساند و از طرفی برای کار در پی پال هم به توجه کامل او نیاز است. بنابراین سوشال نت را با بازگرداندن تمام سرمایه ی اصلی به سرمایه گذاران خود ترک کرد و به عنوان جانشین مدیر اجرایی و مدیر ارشد عملیاتی پی پل یه صورت تمام وقت در این شرکت کار کرد. هافمن در پی پال مسئول روابط خارجی از جمله پرداخت های زیرساختی (ویزا، مسترکارد، ACH و WellsFargo)، توسعه ی کسب و کار (ای بی، Intuit و …) شد.

هافمن در پی پال مسئول روابط خارجی از جمله پرداخت های زیرساختی (ویزا، مسترکارد (MasterCard)، ACH و WellsFargo)، توسعه ی کسب و کار (ای بی (eBay)، Intuit و ...) شد.

در سال ۲۰۰۲ پی پال توسط ای بی به قیمت ۱.۵ میلیارد دلار خریداری شد. سهم هافمن از فروش پی پال به او این امکان را داد تا بتواند بر روی ایده ی خود سرمایه گذاری کند. وی با کسب تجارب فراوان در سوشال نت و پی پال دریافت که هویت حرفه ای در محیط آنلاین اهمیت دارد و هم اکنون برای آزمایش این ایده در دومین استارتاپ خود آمادگی لازم را دارد. بدین ترتیب یک ماه بعد در همان سال ۲۰۰۲ در حالی که در اتاق نشیمن نشسته بود، لینکدین (LinkedIn) را ایجاد کرد و سایت آن در ماه می سال ۲۰۰۳ به صورت رسمی افتتاح گردید. آخر همان ماه تعداد کل اعضای لینکدین به ۴۵۰۰ نفر رسید ولی خیلی زود این شبکه ی اجتماعی به بزرگترین شبکه ی اجتماعی متمرکز بر کسب و کار در وب تبدیل شد. پیتر تیل و کیت رابویس از همکاران هافمن در پی پال بر روی لینکدین سرمایه گذاری کردند. در واقع این شبکه ی اجتماعی  به کاربران این امکان را می دهد که برای ایجاد پروفایل حرفه ای و تعامل با دیگر افراد حرفه ای ثبت نام کنند. کاربران می توانند با هرکسی (چه کاربر چه سایت) تعامل حرفه ای داشته باشند. به گفته ی فوربس “لینکدین، ابزاری فوق العاده و در عین حال به صرفه برای آن دسته از افرادی است که به دنبال شغل و کسب و کار حرفه ای هستند.”

هافمن در همین حال که لینکدین در حال توسعه بود، به فکر پیشبرد سرمایه گذاری خود برای اولین بار در فیسبوک بود؛ کاری که پیشتر از آن برای سایت شبکه ی مصرفی Friendster انجام داده بود. هافمن با برنامه ی فیسبوک تحت تاثیر قرار گرفت و برای یک سرمایه گذاری فوق العاده به توافق رسید، اما کمی بعد احساس کرد که داشتن موقعیتی برجسته در فیسبوک با نقش رهبری او در لینکدین در تضاد است و به همین ترتیب بود که بنیانگذار فیسبوک، مارک زاکربرگ، را به دوست خود پیتر تیل معرفی کرد  و او برای سرمایه گذاری اولیه و بزرگ ۵۰۰ هزار دلاری بر روی این شبکه موافقت کرد.

هافمن در همین حال که لینکداین در حال توسعه بود، به فکر پیشبرد سرمایه گذاری خود برای اولین بار در فیسبوک بود؛ کاری که پیشتر از آن برای سایت شبکه ی مصرفی Friendster انجام داده بود.

هافمن این را گرانترین تصمیم زندگی کاری خود نامید، اما با سرمایه گذاری کوچکتر در فیسبوک و همچنین سرمایه گذاری های دیگر خود توانست ثروت قابل توجهی به دست آورد. سرمایه گذاری های فعلی هافمن شامل Airbnb ، One King Lane، Swipely، Viki، Coupons.com، Edmodo، Wrapp، TrialPay، Xapo و Talko می باشد. سرمایه گذاری های سابق این سرمایه گذار عبارتند از: ۳DSolve، Flickr، Digg، shopkick، SixApart، Wikia،  Permuto، thesixtyone، Tagged، IronPort، Ping.fm، Nanosolar، Care.com، Knewton، Kongrerate، Last.fm، Technetto، Vendio و VigLink. هافمن از ماه مارس سال ۲۰۰۸ تا ماه ژوئن سال ۲۰۱۴ در هیئت مدیره ی ‌Zynga و از ابتدای تاسیس shopkick در ماه جولای ۲۰۰۹ تا ماه اکتبر ۲۰۱۴ که توسط SK Telecom خریداری شد، در هیئت مدیره ی آن خدمت کرد.

او در سال ۲۰۱۰ به گروه سرمایه گذاری Greylock Partners پیوست. حوزه هایی که هافمن در Greylock برای سرمایه گذاری متمرکز شده عبارتند از نرم افزار اقتصادی، اینترنت مصرفی، تشکیلات اقتصادی ۲، موبایل، بازی های اجتماعی، بازارهای آنلاین، سرویس های پرداختی و شبکه های اجتماعی.

پس از ارائه ی اولیه سهام در سال ۲۰۱۱، ثروت شخصی هافمن به قیمت ۲.۳۴ میلیارد دلار ارزش گذاری شد. در سال ۲۰۱۴ دارایی خالص هافمن بیش از ۴.۵ میلیارد دلار محاسبه شد. در آن زمان تخمین زده بودند که در هر ۲ ثانیه یک نفر به لینکدین اضافه می شود. در همان سال لینکدین با بیش از ۳۰۰ میلیون کاربر و در بیش از ۲۰۰ کشور و منطقه، به عنوان بزرگترین شبکه ی حرفه ای جهان بر روی اینترنت عمل کرد و از آن زمان به سیر صعودی خود ادامه داده است.

رید هافمن در ۴ سال اول راه اندازی این شرکت به عنوان مدیر عامل لینکدین بود همچنین به عنوان هیئت مدیره ی این شرکت به خدمت خود ادامه داد. مدیر عامل کنونی لینکدین جف وینر می باشد. علاوه بر اینکه هافمن عضو هیئت مدیره ی موزیلا فاندیشن (Mozilla Foundation) و سازمان های غیر انتفاعی متعدد هم هست، بنیانگذار FWD.us (گروه های خاصی برای اصلاح قانون مهاجرت و بهبود آموزش و پرورش امریکا) می باشد.

علاوه بر اینکه هافمن عضو هیئت مدیره ی موزیلا فاندیشن (Mozilla Foundation) و سازمان های غیر انتفاعی متعدد هم می باشد، بنیانگذار FWD.us (گروه های خاصی برای اصلاح قانون مهاجرت و بهبود آموزش و پرورش امریکا) است.

از کارهای جانبی هافمن می توان به نویسندگی و تدریس اشاره کرد. هافمن در کنفرانس XPrize Foundation و کنفرانس TED در لانگ بیچ در سال ۲۰۱۲ سخنرانی کرده است. او در دانشگاه های آکسفورد، استنفورد، هاروارد و آزمایشگاه رسانه ای ام آی تی و … تدریس کرده است. هافمن با همکاری Ben Casnocha کتاب The Start-Up of You را در ۱۴ فوریه ۲۰۱۲ منتشر کرد. در سپتامبر سال ۲۰۱۲ بیش از ۱۰۰ هزار نسخه از این کتاب فروخته شد و به یکی از پر فروش ترین کتاب های نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال تبدیل شد. هافمن کتاب دیگری به نام The Alliance را با همکاری Ben Casnocha و Chris Yeh نوشت که در ۸ جولای ۲۰۱۴ در ایالات متحده منتشر شد.

0

 مروری بر زندگی سرگی برین، یکی از بنیانگذاران گوگل

چندی پیش گوگل تحولی عظیم را در ساختار خود ایجاد نمود و با راه اندازی یک شرکت مادر جدید به نام آلفابت برگ تازه ای را در دفتر تاریخ خود به ثبت رساند.

این تغییر تقریبا 20 سال پس از آن صورت می گیرد که لری پیج و سرگی برین بنیانگذاران این شرکت، گوگل را در یکی از اتاق های خوابگاه دانشگاه استفورد خلق کردند.

در ادامه این مطلب قصد داریم نگاهی داشته باشیم بر گذشته مردی که محبوب ترین موتور جستجوی دنیا را به جهانیان عرضه کرد. 

با معرفی آلفابت برین یک درجه ترفیع رتبه پیدا کرد و از نظارت بر پروژه گوگل اکس و مدیریت پروژه های خاص گوگل به نقش ریاست شرکت مادر تخصصی جدید رسید.

با معرفی آلفابت برین یک درجه ترفیع رتبه پیدا کرد و از نظارت بر پروژه گوگل اکس و مدیریت پروژه های خاص گوگل به نقش ریاست شرکت مادر تخصصی جدید رسید.

براساس گزارش فوربز، برین حالا ثروتی در حدود 34.3 میلیارد دلار دارد.

براساس گزارش فوربز، برین حالا ثروتی در حدود 34.3 میلیارد دلار دارد.

اما او فرزند یک خانواده ثرتمند نبوده است. برین در تابستان سال 1973 میلادی در اتحادیه جماهیر شوری به دنیا آمد.

اما او فرزند یک خانواده ثرتمند نبوده است. برین در تابستان سال 1973 میلادی در اتحادیه جماهیر شوری به دنیا آمد.

برین در مریلند پرورش یافت و والدینش او را به یک مدرسه مونتسوری فرستاندند (این مدارس سعی دارند که استعدادهای طبیعی افراد را پرورش دهند) که بر استقلال و تقویت خلاقیت دانش آموزان تاکید داشت. گفتنی است که لری پیج دیگر موسس گوگل و همچنین جف بزوس بنیانگذار آمازون نیز در این مدرسه درس خواندند.

برین در مریلند پرورش یافت و والدینش او را به یک مدرسه مونتسوری فرستاندند (این مدارس سعی دارند که استعدادهای طبیعی افراد را پرورش دهند) که بر استقلال و تقویت خلاقیت دانش آموزان تاکید داشت. گفتنی است که لری پیج دیگر موسس گوگل و همچنین جف بزوس بنیانگذار آمازون نیز در این مدرسه درس خواندند.

پس از سال ها دوری، سرگی در حالی که 17 سال داشت در قالب یک اردو، به موسکو سفر کرد که سرپرستی اردو را هم پدرش بر عهده گرفت. او پس از اتمام سفر از پدرش به خاطر خارج کردنشان از روسیه تشکر کرد.

پس از سال ها دوری، سرگی در حالی که 17 سال داشت در قالب یک اردو، به موسکو سفر کرد که سرپرستی اردو را هم پدرش بر عهده گرفت. او پس از اتمام سفر از پدرش به خاطر خارج کردنشان از روسیه تشکر کرد.

عاقبت برین مدرک کارشناسی خود را در رشته ریاضیات و علوم کامپیوتر از دانشگاه مریلند دریافت کرد و سپس برای دریافت مدرک دکتری خود راهی استنفورد شد. در اینجا بود که علاقه اش به فعالیت های بدنی هیجان انگیز به اوج خود رسید و به ورزش های مختلفی چون اسکیت، اسکی، ژیمناستیک و حتی بند بازی روی آورد.

عاقبت برین مدرک کارشناسی خود را در رشته ریاضیات و علوم کامپیوتر از دانشگاه مریلند دریافت کرد و سپس برای دریافت مدرک دکتری خود راهی استنفورد شد. در اینجا بود که علاقه اش به فعالیت های بدنی هیجان انگیز به اوج خود رسید و به ورزش های مختلفی چون اسکیت، اسکی، ژیمناستیک و حتی بند بازی روی آورد.

برین در سال 1995 میلادی لری پیج را در استنفورد ملاقات کرد و از آن پس این دو نفر  به دوستانی صمیمی برای یکدیگر بدل شدند و علایق خود در حوزه علوم کامپیوتر را دنبال کردند. آنها در ادامه همکاری شان را روی یک موتور جستجو که در ابتدا BackRub خوانده می شد آغاز کردند.

برین در سال 1995 میلادی لری پیج را در استنفورد ملاقات کرد و از آن پس این دو نفر  به دوستانی صمیمی برای یکدیگر بدل شدند و علایق خود در حوزه علوم کامپیوتر را دنبال کردند. آنها در ادامه همکاری شان را روی یک موتور جستجو که در ابتدا BackRub خوانده می شد آغاز کردند.

آنها در سپتامبر سال 1997 میلادی دامنه Google.com را با هدف سازماندهی به اطلاعات جهانی به ثبت رساندند.

آنها در سپتامبر سال 1997 میلادی دامنه Google.com را با هدف سازماندهی به اطلاعات جهانی به ثبت رساندند.

با وجود آنکه این دو نفر شرکتی را تاسیس کردند که قرار بود به یک کمپانی چند میلیارد دلاری بدل گردد، برین همچنان در مورد علاقه اش به تناسب اندام، خرید لباس و کفش ورزشی، انجام یوگا و فعالیت هایی مشابه به این پیگیر بود و هیچگاه ورزش کردن را کنار نگذاشت.

با وجود آنکه این دو نفر شرکتی را تاسیس کردند که قرار بود به یک کمپانی چند میلیارد دلاری بدل گردد، برین همچنان در مورد علاقه اش به تناسب اندام، خرید لباس و کفش ورزشی، انجام یوگا و فعالیت هایی مشابه به این پیگیر بود و هیچگاه ورزش کردن را کنار نگذاشت.

برین همچنین حس شوخ طبعی خوبی هم داشت و آنطور که داگلاس ادواردز کارمند سابق گوگل می گوید زمانی در حین مصاحبه های شغلی لباس گاو بر تن می کرد و یک بار هم به عنوان دروغ سیزده، به خانم های باردار گوگل گفت که برایشان کلاس زایمان برگزار می کند.

برین همچنین حس شوخ طبعی خوبی هم داشت و آنطور که داگلاس ادواردز کارمند سابق گوگل می گوید زمانی در حین مصاحبه های شغلی لباس گاو بر تن می کرد و یک بار هم به عنوان دروغ سیزده، به خانم های باردار گوگل گفت که برایشان کلاس زایمان برگزار می کند.

همزمان با رشد و شکوفایی گوگل و تبدیل شدنش از یک موتور جستجو به شرکتی عظیم با ده ها پروژه مختلف، برین نقش مغز متفکر را برای برخی از طرح های جاه طلبانه این شرکت از جمله اتومبیل های خودران، لنزهای چشمی هوشمند و گوگل گلس بر عهده گرفت.

همزمان با رشد و شکوفایی گوگل و تبدیل شدنش از یک موتور جستجو به شرکتی عظیم با ده ها پروژه مختلف، برین نقش مغز متفکر را برای برخی از طرح های جاه طلبانه این شرکت از جمله اتومبیل های خودران، لنزهای چشمی هوشمند و گوگل گلس بر عهده گرفت.

برای مدت های طولانی نمی شد برین را بدون گلس در جایی رویت کرد. نیویورک تایمز گزارش داد که وی احتمالا نقشی قابل توجه در معرفی ناموفق این محصول داشته و او بود که باعث شد گلس پیش از آماده سازی همه جانبه اش در اختیار عموم قرار بگیرد و با شکست روبرو شود.

برای مدت های طولانی نمی شد برین را بدون گلس در جایی رویت کرد. نیویورک تایمز گزارش داد که وی احتمالا نقشی قابل توجه در معرفی ناموفق این محصول داشته و او بود که باعث شد گلس پیش از آماده سازی همه جانبه اش به صورت عمومی معرفی شده و با شکست روبرو شود.

سرگی برین همزمان با آنی Wojcicki ازدواج کرد که مدیرعامل شرکت 3andMe بود و فعالیت هایش روی حوزه ژنتیکی تمرکز داشت و علاوه بر این، خواهر یکی از نخستین کارمندان گوگل در سال 2007 بود. آنها مراسم ازدواج خود را در محلی محرمانه واقع در باهاماس برگزار کردند و حالا دو فرزند دارند.

سرگی برین همزمان با آنی Wojcicki ازدواج کرد که مدیرعامل شرکت 3andMe بود و فعالیت هایش روی حوزه ژنتیکی تمرکز داشت و علاوه بر این، خواهر یکی از نخستین کارمندان گوگل در سال 2007 بود. آنها مراسم ازدواج خود را در محلی محرمانه واقع در باهاماس برگزار کردند و حالا دو فرزند دارند.

پس از گذشت سال ها این زوج شیفته تکنولوژی صدها میلیون دلار از ثروت خود را به نهادهای خیریه اهدا کردند. برای نمونه 160 میلیون دلار را به مرکزی که در مورد پارکینسون مطالعه می کرد پرداخت نمودند.

پس از گذشت سال ها این زوج شیفته تکنولوژی صدها میلیون دلار از ثروت خود را به نهادهای خیریه اهدا کردند. برای نمونه 160 میلیون دلار را به مرکزی که در مورد پارکینسون مطالعه می کرد پرداخت نمودند. این بیماری اهمیت بالایی برای برین دارد چراکه هر دو عمه و مادربزرگ او به پارکینسون مبتلا هستند و براساس تستی که از طریق شرکت تحت مدیریت همسرش یعنی 3andMe صورت گرفت برین دارای نوعی جهش ژنتیکی است که او را دربرابر ابتلا به این بیماری مستعد می کند.

برین برای کم کردن شانس ابتلایش به پارکینسون تصمیم گرفت که ورزش را به صورت جدی دنبال کند و روزانه دو بار چای سبز بنوشد. به لطف یک رژیم غذایی سالم و همچنین پیشرفت های صورت گرفته در علم در سال 2010 میلادی روشن شد که او تنها 10 درصد شانس ابتلا به پارکینسون را دارد.

برین برای کم کردن شانس ابتلایش به پارکینسون تصمیم گرفت که ورزش را به صورت جدی دنبال کند و روزانه دو بار چای سبز بنوشد. به لطف یک رژیم غذایی سالم و همچنین پیشرفت های صورت گرفته در علم در سال 2010 میلادی روشن شد که او تنها 10 درصد شانس ابتلا به پارکینسون را دارد.

اما همه ثروت برین هم صرف امور خیریه نمی شود. وی در سال 2011 میلادی، به همراه پیج و اشمیت مجموعا هشت جت خصوصی را خریداری کرد. او همچنین املاکی در وست ویلج نیویورک سیتی و لس آلتوس کالیفرنیا دارد.

اما همه ثروت برین هم صرف امور خیریه نمی شود. وی در سال 2011 میلادی، به همراه پیج و اشمیت مجموعا هشت جت خصوصی را خریداری کرد. او همچنین املاکی در وست ویلج نیویورک سیتی و لس آلتوس کالیفرنیا دارد.

برین همچنین 4 نفر را به استخدام خود درآورده که مدیریت امور شخصی اش را بر عهده دارند و از آن جمله می توان به کاپیتان کشتی و دستیار خرید اشاره نمود.

برین همچنین 4 نفر را به استخدام خود درآورده که مدیریت امور شخصی اش را بر عهده دارند و از آن جمله می توان به کاپیتان کشتی و دستیار خرید اشاره نمود.

اما زندگی شخصی برین مانند کسب و کارش موفق نبود و پس از درز اطلاعاتی در مورد رابطه اش با یکی از کارکنان سابق گوگل در سال 2013 میلادی، ازدواجش با Wojicki پس از هشت سال زندگی مشترک در سال 2015 رسما به طلاق ختم شد.

اما زندگی شخصی برین مانند کسب و کارش موفق نبود و پس از درز اطلاعاتی در مورد رابطه اش با یکی از کارکنان سابق گوگل در سال 2013 میلادی، ازدواجش با Wojicki پس از هشت سال زندگی مشترک در سال 2015 رسما به طلاق ختم شد.

برین معتقد است: هر کسی دوست دارد موفق باشد اما من دوست دارم به عنوان فردی بسیار خلاق، معتمد و پایبند به اخلاقیات در نظر گرفته شوم و در نهایت تفاوتی در این دنیا ایجاد کنم.

برین معتقد است: هر کسی دوست دارد موفق باشد اما من دوست دارم به عنوان فردی بسیار خلاق، معتمد و پایبند به اخلاقیات در نظر گرفته شوم و در نهایت تفاوتی در این دنیا ایجاد کنم.

آنها که برین را از نزدیک می شناسند باور دارند که او واقعا به استفاده از دانش و قدرتش برای دستیابی به خوشبخصتی و آینده بهتر ایمان دارد. زمانی نشریه اکونومیست به خاطر استفاده برین از منطق و علم در حل مشکلات عظیم جهانی به او لقب مرد روشن فکر را داد.

آنها که برین را از نزدیک می شناسند باور دارند که او واقعا به استفاده از دانش و قدرتش برای دستیابی به خوشبختی و آینده بهتر ایمان دارد. زمانی نشریه اکونومیست به خاطر استفاده برین از منطق و علم در حل مشکلات عظیم جهانی به او لقب مرد روشن فکر را داد.

برین در Code Conference سال 2014 روی صحنه اعتراف کرد که نباید روی شبکه اجتماعی گوگل پلاس کار می کرده چراکه فرد چندان اجتماعی نیست.

برین در Code Conference سال 2014 روی صحنه اعتراف کرد که نباید روی شبکه اجتماعی گوگل پلاس کار می کرده چراکه فرد چندان اجتماعی نیست.

همانطور که گفته شد او فردی ثرتمندی است و زمانی که گوگل گزارش مالی سه ماهه نخست سال 2015 خود را اعلام کرد، 4 میلیارد دلار دیگر به ثروت او و پیج اضافه گردید.

همانطور که گفته شد او فردی ثرتمندی است و زمانی که گوگل گزارش مالی سه ماهه نخست سال 2015 خود را اعلام کرد، 4 میلیارد دلار دیگر به ثروت او و پیج اضافه گردید.

حالا که برین ریاست آلفابت را بر عهده دارد ذهن خلاقش باز هم به تراوش ایده های جدید برای پیش بردن شرکتش ادامه می دهد. پیج در مورد ماموریت خودش و برین در آلفابت اینطور نوشت: ما همچنان به انجام کارهایی می پردازیم که از نظر بسیاری جنون آورند.

حالا که برین ریاست آلفابت را بر عهده دارد ذهن خلاقش باز هم به تراوش ایده های جدید برای پیش بردن شرکتش ادامه می دهد. پیج در مورد ماموریت خودش و برین در آلفابت اینطور نوشت: ما همچنان به انجام کارهایی می پردازیم که از نظر بسیاری جنون آورند.

0

 ۴ استراتژی بازاریابی محتوایی برای تقویت برند شخصی

بازاریابی محتوایی، در قالب تولید و به اشتراک گذاری محتوای مفید مثل متن یا ویدیو برای جذب بازدیدکنندگانی از فضای مجازی که بتوانند با برند شما ارتباط برقرار کنند، می تواند یکی از موفق ترین شیوه های بازاریابی دیجیتال برای برند شخصی شما باشد؛ تنها در صورتی که استراتژی فکر شده ای برای آن در نظر گرفته باشید. بر اساس گزارش «بازاریابی محتوایی B2C» مؤسسه ی بازاریابی دیجیتال، ۴۷ درصد از مؤثرترین بازاریابان محتوایی برای خود استراتژی مکتوب دارند. این در حالی است که تنها ۵ درصد از کم اثر ترین بازاریابان محتوایی برای خود استراتژی در نظر گرفته اند.

با وجود تعدد انواع مختلف محتوا و کانال های انتشار آنها، به راحتی ممکن است مسیر خود را گم کنید. برای استفاده ی مثبت از بازاریابی محتوایی با هدف تقویت برند شخصی و گسترش دسترسی و حضور خود در فضای مجازی می توانید از ۴ تکنیک ساده ای که در ادامه می آیند بهره بگیرید.

 ۱- برای وبسایت خود محتوای قدرتمند خلق کنید

Content-creation

اول از هر چیز مخاطب هدف خود را مشخص کنید و ببینید چه علاقمندی هایی دارید که با اهداف حرفه ای تان هم راستا هستند. شاید بد نباشد برای به اشتراک گذاری تخصص خود و آموزش مهارتی تازه به مخاطب، پست های مکتوب بنویسید یا ویدیو درست کنید. این به خلق تصویری معتبر از شما به عنوان یکی از فعالان قابل اعتماد حوزه ی خود کمک خواهد کرد.

به یاد داشته باشید که در محتوای خود صرفاً به تبلیغ خودتان نپردازید. اول مصرف کننده ی این محتوا را در نظر بگیرید و ببینید چگونه به بهترین نحو می توانید به او کمک کنید. برای طوفان ذهنی پیرامون محتوای خود سؤال های زیر را از خودتان بپرسید:

  • در چه حوزه هایی تخصص دارم؟
  • بهترین شیوه برای انتقال دانش من کدام است؟ متن، پادکست، اسلاید، اینفوگرافیک، ویدیو، و یا چیزی متفاوت از اینها؟
  • اگر با متخصص دیگری در این زمینه مصاحبه کردم، آیا بهتر است نظرات او را در چارچوب محتوای خودم بگنجانم یا اینکه تمرکز اصلی محتوا را باید روی مصاحبه قرار دهم؟
  • چگونه می توانم مثلاً با زیرنویس کردن ویدیو ها برای ناشنوایان، یا با اضافه کردن عکس به متن برای کسانی که به عکس بیشتر علاقه دارند، محتوای خود را در دسترس طیف های گسترده تری از مخاطبان قرار دهم؟

اما پیرامون تعداد مطالبی که روی وبسایت خود قرار می دهید، پژوهشی که توسط هاب اسپات در سال ۲۰۱۵ صورت گرفت نشان می دهد انتشار حد اقل ۱۱ مطلب در ماه برای شرکت هایی با حداکثر ۱۰ کارمند ایده آل است. پژوهش مذکور همچنین نشان داد شرکت هایی که حداقل ۱۶ مطلب در ماه منتشر می کردند به نسبت شرکت هایی که حداکثر ۴ مطلب در ماه روی وبسایت خود قرار می دادند، سه و نیم برابر ترافیک بیشتری به سمت خود جذب کرده اند. اگر قصد دارید ریتم مناسب خود برای بازاریابی محتوایی را پیدا کنید، در ابتدا شروع آرامی داشته باشید، اما هدفگذاری خود را روی رسیدن به بسامد بیشتر قرار دهید.

در حالی که محتوای شما نباید روی خودتان متمرکز باشد، باید بتواند به شما کمک کند نظر مثبت مخاطبان را به سمت برند شخصی خود جلب کنید. می توانید با اضافه کردن لینک بخش «درباره ی من» به پایین مطالب خود کاری کنید بازدید کننده های مطالب شما بتوانند اطلاعات بیشتری در مورد شما کسب کنند، و در صورتی که از محتوای شما خوششان آمد، با شما کار کنند. یا اینکه در انتهای مطالب خود با یک پیام «دعوت به اقدام» از آنها بخواهید با شما در تماس باشند.

۲- به همکاران خود پیشنهاد پست میهمان بدهید

پس از آنکه روی وبسایت خود به نمونه ی بارز یک ماشین تولید محتوا تبدیل شدید، به دنبال دیگر ستاره های صنعت خود بگردید که فکر می کنید می توان با آنها شبکه سازی کرد و مهارت حرفه ای تان می تواند برای مخاطبانشان مفید واقع شود. افراد تأثیرگذاری را انتخاب کنید که مورد تحسین خودتان هستند، با آنها تماس بگیرید و به آنها بگویید چرا برای شما قابل تحسین هستند. برایشان توضیح دهید چه ارتباطی با کار آنها پیدا می کنید و چگونه می توانید برای مخاطب آنها مفید واقع شوید.

سپس به آنها پیشنهاد تولید یک مطلب برای وبسایتشان را بدهید و در عوض از آنها بخواهید در ازای محتوای ارزشمندی که برایشان خلق می کنید به وبسایت شما لینک بدهند. این کار باعث ایجاد بک لینک مثبتی می شود که به بهینه سازی برند شخصی شما برای موتور جستجو کمک می کند و در عین حال شما را در معرض دید مخاطب جدیدی قرار می دهد که ممکن است در نهایت به مشتری شما تبدیل شوند. از طرف دیگر در صورت امکان، به آنها بگویید که این پست را به واسطه ی پست ویژه، خبرنامه ی ایمیلی، و یا از طریق شبکه های اجتماعی در شبکه ی مخاطبان خودتان تبلیغ می کنید. با پیشنهاد کمک به دیگر شخصیت های تأثیرگذار، آنها نیز برای کمک به شما در تبلیغ محتوایتان رغبت بیشتری نشان خواهند داد.

۳- روی وبسایت خود پست میهمان بگیرید

awhCbhLqRceCdjcPQUnn_IMG_0249

درست همانگونه که نوشتن پست میهمان روی وبسایت های دیگر برند شخصی شما را در معرض دید ارتباط های بالقوه ی تازه ای قرار می دهد، اجازه دادن به دیگران برای تولید محتوای با کیفیت برای وبسایت شما نیز مفید واقع می شود. به این ترتیب وبسایت شما گردش بهتری پیدا خواهد کرد و به منبع بهتری برای اطلاعات مفید تبدیل خواهد شد که این در نهایت ترافیک آن را بالا می برد. نویسنده ی میهمان نیز احتمالاً محتوای تولید شده اش را برای شبکه ی خود به اشتراک می گذارد و این نیز بازدید کنندگان تازه ای را به سمت وبسایت شما می کشاند.

از محتوای میهمان برای تبلیغ محتوای مرتبط نوشته شده توسط خودتان نیز می توانید استفاده کنید. اما در نظر داشته باشید، هدف محتوای پست میهمان معرفی برند شخصی شما نیست. اطمینان حاصل کنید هر گونه معرفی یا تبلیغ محتوای شما به پست مربوطه مرتبط و به شیوه ای غیر تهاجمی انجام می شود. یک راه ساده برای حصول اطمینان از این موضوع این است که روی وبسایت خود برای نمایش خودکار مطالب مرتبط زیر مقاله یا ویدیو از ویجت مخصوص این کار استفاده کنید. استفاده از لینک «در این باره بیشتر بخوانید» نیز می تواند مفید باشد.

بازاریابی محتوایی در صورتی که محتوای شما دیده نشود، چیزی بیشتر از اتلاف وقت نخواهد بود. توصیه می شود در ازای پرداخت هزینه، از خروجی های مخصوص این کار استفاده کنید تا دسترسی به محتوای شما تسهیل شود. اما تقویت دسترسی پذیری محتوای شما لزوماً نباید هزینه بردار باشد. با استفاده ی رایگان از شبکه های اجتماعی و ارتباطات دیجیتالی برای رساندن محتوای خود به دست مصرف کنندگان هدفگیری شده تر، در زمان و هزینه های خود صرفه جویی کنید.

۴- روی هر شبکه ی اجتماعی که می توانید مخاطب داشته باشید پروفایل بسازید

محتوای تولید شده در جهت برند شخصی روی وبسایت های شبکه سازی حرفه ای نظیر لینکدین بیشتر از هر جای دیگر اثربخشی خواهد داشت. روزنامه نگاران و دیگر حرفه ای های رسانه اکانت توئیتر هم دارند. هنگام معرفی و تبلیغ محتوای خود با در نظر گرفتن کلمات کلیدی تأثیرگذار در نتایج موتور جستجو درباره ی آنها پست بگذارید. اضافه کردن پیام دعوت به اقدام برای ترغیب علاقمندان به کلیک روی لینک مطلب اصلی را نیز مد نظر قرار دهید.

در محتوای خود مخاطب را به بحث و تبادل نظر ترغیب کنید تا مشارکت آنها را جلب و به بازگشت به وبسایت خود تشویق کرده باشید. برای این منظور می توانید در انتهای محتوای خود سؤال بپرسید و یا مخاطبان را به تبادل نظر درباره ی محتوای به اشتراک گذاشته شده تشویق کنید. به کپی پیست کردن لینک روی شبکه های اجتماعی اکتفا نکنید. با هدف سازگاری بهتر با الگوریتم شبکه ی مذکور، اشتراک گذاری عکس یا ویدیو از محتوای خود را نیز بیازمایید و مدام بهترین زمان انتشار و نوع مطالب را با آزمون و خطا مورد بررسی قرار دهید تا پاسخ بهتری به نیازهای مخاطبان خود داده باشید.

وقتی با دیگر شخصیت های تأثیرگذار ارتباطاتی برقرار کردید، در صورتی که حس کردید محتوایتان برای مخاطب آنها مناسب است آن را با آنها به اشتراک بگذارید. یک استراتژی موفق بازاریابی محتوایی بر اساس این بنا می شود که چه برای مخاطب و چه برای کسانی که در به اشتراک گذاری آنها به شما کمک می کنند، چقدر ارزش بیافرینید. محتوای خود را با دیدی متمرکز روی کمک به دیگران تولید کنید و به اشتراک بگذارید تا در مسیر تقویت برند شخصی خود از طریق بازاریابی محتوایی قرار بگیرید.

0

 ۶ توصیه مفید برای مدیریت زمان

فرقی نمی کند چقدر انسان مهمی باشید؛ یک شبانه روز تنها ۲۴ ساعت است. با رشد شرکت و بیشتر شدن مسئولیت ها و ثابت ماندن این رقم، مدیریت آنها و پیدا کردن تعادلی مناسب میان اولویت ها می تواند به کار بی نهایت دشواری تبدیل شود.

پنج مؤسس بسیار موفق کسب و کار نظرات خود پیرامون شیوه ی صحیح مدیریت زمان را با مخاطبان خود در میان گذاشته اند که در ادامه آنها را از نظر خواهید گذراند.

نمی توانید به تنهایی از پس این کار بر بیایید

«کارآفرینی یک ورزش تیمی است. شما چه شریکی برای خود پیدا کنید که مهارت هایش مکمل مهارت های شما باشد (مثل دوست قدیمی من که بیش از ۲۰ سال پیش با او آشنا شدم)، و چه تیم اجرایی خود را تنها از مهره های سطح بالا انتخاب کنید (کسانی که می توانید به آنها مسئولیت بدهید یا از آنها الهام بگیرید)، به چند هم تیمی فوق العاده احتیاج دارید که در خلق کسب و کاری تازه موفق عمل کنند» – مریت بائر، مدیر عامل تودی تیکس

کار های خود را با فلسفه ی «اولویت دهی» انجام دهید

«هنگام انجام هر کاری دو سؤال از خودتان بپرسید: یک اینکه آیا اهمیت دارد؟ و دو اینکه آیا اضطراری است؟ با خودتان قرار بگذارید کارهای مهم و فوری را اول انجام دهید و بعد از آنها به کارهای مهم و غیر اضطراری بپردازید. اهمیت همیشه مقدم است. از برتری دادن اضطرار به اهمیت در این معادله بپرهیزید و کاری را صرفاً به خاطر فوری بودنش انجام ندهید. چرا که کارهای فوری لزوماً به موفقیت شما کمک نخواهند کرد» – مارک اسپری، ام پاورد

سر و کار خود با شبکه های اجتماعی را محدود و مدیریت کنید

«بزرگ ترین عوامل اتلاف کننده ی وقت در زندگی شغلی من، ایمیل، اسلک، و شبکه های اجتماعی هستند که ما را از پرداختن به کارهای مهم تر باز می دارند. به همین دلیل مدت زمانی که به هر یک از اینها می پردازم را به شدت قانونمند و محدود می کنم. با قائل شدن محدودیتی جدی برای زمانی که برای پرداختن به فهرست کارهای انجام دادنی اختصاص می دهم، سعی می کنم با بازده بیشتری به کار بپردازم. من با اختصاص دادن بازه های زمانی مشخص به کارهای معین، از پرداختن به کارهای پراکنده جلوگیری می کنم» – رائول گوتیرز، تاینی باپ

برنامه ی جلسات خود را مورد بازبینی قرار دهید

«به برنامه ی جلسات تقویم خود نگاهی بیندازید. شاید برخی از آنها را بتوانید کمی کوتاه تر و یا با تعداد کمتر برگزار کنید و بقیه را نیز دوباره برنامه ریزی و یا به کلی لغو کنید. به این ترتیب می توانید زمان صرفه جویی شده را به کارهای مهم تری اختصاص دهید» – جرمیا دیلون، رئیس بخش بازاریابی محصول گوگل اپس

روز ها و هفته های خود را بر اساس سطح انرژی تان تنظیم کنید

«هر روز سعی کنید کار های مهم تر را به ساعات اولیه ی صبح، یعنی زمانی که بیشترین آمادگی ذهنی را دارید، نزدیک کنید. کار های ضروری را به آخرین ساعات آخرین روز های هفته عقب نیندازید. شنبه ها از انرژی آخر هفته های خود برای برنامه ریزی هفته ی پیش رو استفاده کنید. مهم ترین کار های خود را در روز های آغازین هفته انجام دهید چرا که انگیزه تان در این روز ها بیشتر است. هرچه به آخر هفته نزدیک می شوید جلسات، و در نهایت طرح ریزی های بلند مدت و رابطه سازی را جایگزین کارهای مهم کنید» – جرمیا دیلون، رئیس بخش بازاریابی محصول گوگل اپس

نه گفتن را یاد بگیرید

«خیلی مواقع بنا به ملاحظات مختلف نمی توان کارهایی که به انسان سپرده می شود را رد کرد. اما این به آن معنا نیست که هر کاری که بر سر ما ریخته می شود را قبول کنیم. به رئیس خود توضیح دهید چرا به خاطر تعهدات جاری خود نمی توانید از پس کارهایی که به شما سپرده است بر بیایید» – آج آگراوال، مدیرعامل الومنیفای

0

 بهترین توصیه های تونی رابینز برای موفقیت و کامیابی

اگر برای موفقیت و کامیابی در دنیای کسب و کار به دنبال الگو می گردید به سختی می توانید کسی بهتر از تونی رابینز پیدا کنید. این نویسنده، سخنران و مربی، با وجود شروع متواضعانه ای که داشته، حالا ۳۸ سال است که در اوج به سر می برد. رابینز به رؤسای جمهور، ورزشکاران المپیکی، و کارآفرینان مشاوره می دهد. شرکت های او نیز هر سال میلیارد ها دلار درآمد دارند.

نمی توان صرف اینکه کسی را الگوی خود قرار می دهید حتی رسیدن به نیمی از موفقیت های او را تضمین شده بدانید. با این حال، بسیاری از رویکرد های او در قبال زندگی و کار، برای هر کسی می تواند به موفقیت و کامیابی بیشتر منجر شود. اخیراً وبسایت گوبنکینگ ریتس فهرستی از ۷ عادت گرد هم آورده است که به موفقیت رابینز کمک کرده اند. ۵ مورد از بهترین های این فهرست ۷ تایی را می توانید در ادامه از نظر بگذرانید.

۱- هر روز ۳۰ دقیقه به مطالعه بپردازید

رابینز این مطالعه ی روزانه را «یکی از با ارزش ترین چیزهای زندگی خود» می داند. او می گوید این عادت را از معلم خود جیم ران یاد گرفته است. جیم ران به رابینز یاد داده است که مطالعه ی روزانه ی مطالب با ارزش، آموزنده، و اساسی به او نقاط تمایزی می آموزد که از خوردن و آشامیدن نیز مهم تر هستند. به قول ران، «حتی اگر وعده ی غذایت را از دست دادی، مطالعه ات را از دست نده».

۲- یاد بگیرید با وجود عدم قطعیت، دست روی دست نگذارید

پیروی از تک تک این عادت ها برای هر کارآفرینی اهمیت دارد، اما این مورد به واقع حیاتی است. در دنیایی که هر روز به نظر با عدم قطعیت بیشتری همراه است، بسیاری از افراد جرأت ریسک کردن، به هر نوعش، را ندارند. اما رابینز اعتقاد دارد عدم قطعیت، به همراه خود فرصت پدید می آورد و تردید نیز یک احساس نیست، بلکه عادتی است که می توانید در خودتان به وجود بیاورید. به قول رابینز «پیشرفت زمانی به سراغ شما می آید که حقیقت را به خودتان بگویید، و با وجود عدم قطعیت، دست به اقدام بزنید».

۳- چارچوب ذهنی سخاوت را در خود به وجود بیاورید

رابینز اعتقاد دارد هرچه بیشتر دنیا را مکانی سرشار از منابع برای خود و دیگران بدانید، بیشتر این تصور را به واقعیت بدل خواهید کرد. شاید عجیب و غریب به نظر برسد ولی او می گوید این کار نتیجه می دهد. برای مثال، رابینز زمانی آخرین ۲۰ دلاری که داشته را به پسربچه ای بخشیده است تا ناهار مادرش را تأمین کند و درست روز بعد چک یکی از طلب های معوقه اش به دستش رسیده است.

رابینز این طرز تفکرش را با همیشه همراه داشتن سه اسکناس ۱۰۰ دلاری برای این منظور و همچنین بخشیدن بخشی از ثروتش در راه خیر به وجود می آورد. برای نمونه او سود حاصل از کتاب آخرش را به سیر کردن فقرا اختصاص می دهد. به این فکر کنید که چگونه می توانید در زندگی خود طرز فکر دست و دل بازی و سخاوت را به وجود بیاورید.

۴- شرکای خود را با دقت انتخاب کنید

رابینز با نگاه به گذشته اش می گوید بزرگ ترین اشتباهاتش در برهه های مختلف زندگی، از شریک شدن با افراد نامناسب سرچشمه گرفته اند، نه از درک خواسته هایشان نه حتی اینکه به اشتباه فکر کند خواسته های آنها با خواسته های خودش هماهنگ بوده است. او حالا می گوید اهداف و نیاز های خود را به دقت تجزیه و تحلیل و آنها را با اهداف و نیاز های شرکای احتمالی اش مقایسه می کند تا از همخوانی آنها با هم اطمینان حاصل کند. او می گوید‌: «من یاد گرفته ام گزینشی عمل کنم».

۵- هیچ وقت پرسیدن سؤالات مهم را متوقف نکنید

رابینز می گوید: «برای اینکه نتیجه بگیرید، نمی توانید به یک بار پرسیدن یک سؤال بسنده کنید، پیدا کردن بهترین جواب برای هر سؤال باید دغدغه ی همیشگی شما باشد». او می گوید همیشه به این فکر کرده است که چگونه می تواند اوضاع را بهبود ببخشد و به دیگران کمک کند زندگی بهتری داشته باشند. شما نیز از خود بپرسید کدام سؤال ها هستند که کسب و کار شما را به پیش می رانند؟ بهترین پاسخ های این سؤال را کجا پیدا می کنید؟

0

 ساتیا نادلا در زمینه مدیریت مایکروسافت چگونه از استیو بالمر و بیل گیتس پیشی گرفت؟

پنج شنبه پانزدهم بهمن ماه، «ساتیا نادلا» دومین سالگرد مدیریت خود در مایکروسافت را جشن خواهد گرفت؛ دو سالی که البته بیشتر با اوج گرفتن همراه بوده تا فرود آمدن.

شرکت یاد شده در همین دو سال قادر شده به خوبی تجارت فضای ابری خود را گسترش دهد، ویندوزی با شماره ۱۰ ارائه دهد که بازخوردهای بسیار مثبت تری در قیاس با نمونه پیشین این سیستم عامل دریافت کرده، اپلیکیشن های بسیاری برای اندروید و iOS عرضه نماید و در نهایت باعث گردد کاربران علاقه بسیار بیشتری به مایکروسافت و محصولات و تلاش هایش برای ساختن آینده ای بهتر پیدا کنند.

اما در این میان بزرگ ترین پیروزی مایکروسافت به داخل مقر اصلی این شرکت در ردموند بر می گردد. تحت نظارت نادلا، مایکروسافت برای اولین بار در عصر مدرن، به یک سمت متمرکز شده و در حال حرکت است.

در سال گذشته میلادی مدیر عامل هندی تبار مایکروسافت در مصاحبه ای بیان کرده بود: «برخی کارها تنها از دست مدیر عامل یک شرکت بر می آید، کاری که می تواند روحیه خلاقانه و همکاری را در شرکت زنده کند، کاری که “ایجاد فرهنگ مناسب” نام دارد.»

یک مایکروسافت

steve-ballmer-alan-mulally-7-w600

بیراه نیست اگر بگوییم که مایکروسافت قدیمی استعداد را در میان توسعه دهندگان خود از بین می برد و گاهی آنها را تهدید می کرد.

زیر نظر استیو بالمر، مایکروسافت تبدیل به مکانی شده بود که فرهنگ سازمانی مطلوبی در آن رواج نداشت و گروه های نرم افزاری در هر بخش علاقه ای به همکاری با هم نداشته و بیشتر استقلال طلب بودند.

محصولات و سرویس هایی بسیار عالی کنار گذاشته می شدند چرا که به فروش بالاتر ویندوز کمکی نمی کردند. یکی از همین نمونه ها، تبلت «Courier» است که حالتی دفترچه مانند داشت و از دو نمایشگر بهره می برد.

تنها ویندوز بود که به عنوان مرکزیت کسب درآمد و مرکزیت خود مایکروسافت دیده می شد. در این میان بالمر عادت داشت اپل و گوگل که در آن زمان بیشتر از هر وقت دیگری قدرتمند شده بودند را یا به طور کلی نادیده گیرد یا آنها را مسخره کند.

نتیجه این نوع مدیریت به گونه ای شد که گروه ها در مایکروسافت هر کدام تمایل به داشتن استقلال کامل داشتند و هر کدام برای خود سازی می زد. یکی از بارز ترین مثال های این موضوع، کنسول گیمینگ همین شرکت است؛ محصولی که قرار بود در اتاق نشیمن خانه ها هم یک PC قرار داده و به فروش بالاتر ویندوز کمک کند اما در نهایت تبدیل شد به بخشی مستقل برای خود.

کار به جایی رسید که همه به مایکروسافت به عنوان یک ماشین چاپ پول نگاه می کردند. شرکتی که بر کسب درآمد بالا از تلاش دهه های پیش خود تاکید داشت و خبری از نو آوری در آن نمی شد.

جان شئوچاک (John Shewchuk) شخصی که تا سال ۲۰۱۳ به عنوان مدیر بخش توسعه تجربه کاربری در این شرکت فعال بوده می گوید:‌ «مایکروسافت تبدیل به یک فاجعه شده بود.»

steve-ballmer-3-w600

خوشبختانه خود استیو بالمر مشکل را تشخیص می دهد و در جولای ۲۰۱۳، یک تغییر ساختار گسترده در مایکروسافت با عنوان «One Microsoft» راه می اندازد. این کار از سوی بالمر صورت پذیرفت تا مشکلات موجود در مایکروسافت به دست فراموشی سپرده شوند و این شرکت بتواند راه خود را دوباره به سوی نوآوری بیابد.

اگر چه راه حل بالمر صحیح بود ولی دیگر برای چنین اقداماتی کمی دیر شده بود و تحت فشار هییت مدیره، وی کمتر از سه ماه بعد اعلام کرد که قصد هجرت از شرکتی که سی و چند سال در آن کار کرده را دارد.

کنار زدن چشم بندها

این همان جایی بود که نابغه ای به نام ساتیا نادلا وارد میدان شد و اکنون که دو سال از مدیریت اش بر این شرکت سپری می شود می توانید ببینید که سطح احترام برای مایکروسافت و نوآوری هایش تا چه حد بالاتر از زمان بالمر رفته است.

مایکروسافت اکنون و تحت مدیریت نادلا، وظیفه اصلی خودش را یاری رساندن به مردم برای “انجام کارهای بیشتر و توانمند سازی آنها” می داند.

GatesBallmerNadellaEmployeeMtg-620x399

به کلامی ساده تر، مایکروسافت اکنون تمرکز خود را بر جلب رضایت کاربران همه پلتفرم ها قرار داده و می خواهد محصولاتی توسعه دهد که همه بتوانند از آنها لذت ببرند و در این میان به هیچ عنوان مهم نیست که کاربران از چه دستگاه هایی بهره می گیرند. در حال حاضر بیشتر سرویس های مایکروسافت در همه پلتفرم ها در دسترس هستند.

هنوز ولی یک مشکل به چشم می خورد: برد اندرسون (Brad Anderson) از قول ساتیا نادلا می گوید:‌ «درآمد نقطه ایست که همچنان در آن ضعیف هستیم اما استفاده از سرویس های ما نقطه ایست که بسیار فراتر از پیش رفته است.»

همه تیم مدیران ارشد مایکروسافت و البته توسعه دهندگان از روش تازه این شرکت راضی به نظر می رسند. حالا دیگر اهالی ردموند بدون در نظر داشتن درآمدهایی که قرار بود از ویندوز کسب شود، می توانند به ایده های تازه خود بپردازند؛ ایده هایی که در زمان اهمیت بالای ویندوز، کسی نمی توانست به سراغ شان برود.

خاویر سولترو (Javier Soltero) مسئول توسعه «Outlook» که با خرید استارتاپ Acompli به مایکروسافت منتقل شد می گوید:‌ «آنچه توسعه اش می دهیم حکم روح و ماهیت مایکروسافت در محصولاتش را دارد و حالا همه سرویس ها با چنین شرایطی توسعه پیدا می کنند.»

microsoft_loves_linux-w600

یک مثال بارز در زمینه تغییر تفکرات اهالی ردموند، می تواند پشتیبانی سیستم رایانش ابری مایکروسافت به نام «آژور» از لینوکس باشد، یک پلتفرم نرم افزاری رایگان که روزی روزگاری، استیو بالمر آن را به “سرطان” تشبیه کرده بود.

پس از رخ دادن همین اتفاق و شروع پشتیبانی از لینوکس، مارک راسینویچ (Mark Russinovich)، مدیر توسعه فناوری آژور در مصاحبه ای گفت: «بخشی از هویت و ماموریت مایکروسافت اکنون این است که بتواند نیاز کاربران را در هر پلتفرمی پاسخ دهد.»

حضور ساتیا نادلا بر خود آفیس هم تاثیراتی داشته. آفیس حالا از چند ابزار برای ویرایش استاد تبدیل شده به چندین اپلیکیشن که می توانند تحت وب هم کار کرده و سرویس های بسیاری را در اختیار کاربران پلتفرم های مختلف قرار دهند؛ محصولی کامل که حالا همه از کار کردن با آن لذت می برند.

جولی لارسون-گرین (Julie Larson-Green) مسئول بخش آفیس می گوید: «شما مایکروسافت آفیس را می خرید چرا که به تجارت تان یاری می رساند. این کار را می کنید چرا که حس خوبی از کار کردن با این سرویس ها به شما دست می دهد.»

ویندوزی که به سوی آینده حرکت می کند

با چشمانی بازتر که به آینده نگاه کنیم می بینیم که ویندوز ۱۰ با سرعتی بی نظیر به پیش می رود و درآمدهای سرشاری را هم برای اهالی ردموند به ارمغان خواهد آورد.

مایکروسافت برای کسب درآمد از اپلیکیشن های یونیورسال یا یکپارچه ویندوز ۱۰ برنامه ریزی های زیادی داشته. اپلیکیشن هایی که توسعه دهنده کافیست یک بار آنها را بنویسد اما در نهایت کاربر می تواند در همه محصولات ویندوزی خود آنها را اجرا کند.

در نگاه اول این موضوع به نفع توسعه دهنده است اما اگر با دقت بیشتری به ماجرا نگاه کنید، خواهید دید که زحمت خود مایکروسافت هم تا حد زیادی کاهش پیدا می کند و از طرفی، اطمینان حاصل خواهد کرد که همه سخت افزارهایش در یک مسیر گام برمی دارند.

در نوامبر ۲۰۱۵ بروز رسانی ویندوز ۱۰ برای کنسول اکس باکس وان از راه رسید و ویندوز ۱۰ به هسته اصلی این کنسول وارد شد. در حال حاضر نسخه مورد بحث از ویندوز صرفا به قلب اکس باکس راه یافته اما در آینده ای نه چندان دور، نسخه ای از ویندوز اپ استور را نیز دریافت خواهد کرد.

minecraft-hololens-w600

پیتر اوریلین (Peter Orullian) یکی از سرپرستان توسعه اکس باکس می گوید: «در آینده همه موارد با هم متحد خواهند بود. این بخشی بسیار بزرگ و مهم از استراتژی ویندوز است.»

این در حالیست که حتی هولولنز که در ماه های آتی، کیت توسعه دهنده اش به دست افراد برگزیده مایکروسافت خواهد رسید نیز از ویندوز ۱۰ بهره می گیرد. مایکروسافت حتی نسخه ای بسیار سبک و ساده از این سیستم عامل تدارک دیده و به سازندگان گجت های کوچک و ابزارهای خانگی اجازه می دهد از آن در محصولات خود استفاده کنند.

مایکروسافت قرار نیست توسعه اپلیکیشن برای آیفون و اندروید را به این زودی ها متوقف کند و این باعث می شود که رقابت بیهوده در میان تیم های توسعه نرم افزاری در مقر اصلی ردموند از بین برود، چرا که به طور کلی رقابتی وجود ندارد. همه سرویس ها برای همه پلتفرم ها ارائه می شوند و در نهایت ویندوز هم ویندوز خواهد ماند و مهم نیست در چه دستگاهی اجرا شود.

با این همه، هنوز چالش های زیادی در برابر مایکروسافت و افرادی که در این شرکت کار می کنند قرار دارد. تقاضا برای کامپیوترهای شخصی با سرعتی فراتر از پیش در حال کاهش یافتن است و این یعنی مایکروسافت مجوزهای ویندوز کمتری را به شرکت های سازنده می فروشد و در نتیجه سود کمتری خواهد داشت.

البته از طرفی درآمد سرویس ابری آفیس ۳۶۵ به حدی افزایش داشته که خود مایکروسافت هم تصورش را نمی کرد.

در ذهن نادلا اما، همانگونه که سال پیش خودش ذکر کرد، صرفا یک چالش بزرگ وجود دارد: اینکه بتواند تمام عناصر سازمان خودش را عاشق کارهای بزرگی که اکنون مایکروسافت انجام می دهد کند.

0

 معرفی ۴ اپلیکیشن آرامش‌بخش

0

 بهترین زمان برای راه انداختن یک کسب و کار «همین امروز» است

اگر مدتی است برای عملی کردن ایده های خود به دنبال فرصت مناسب بوده اید باید گفت بهترین زمان ممکن در تمام تاریخ برای راه اندازی کسب و کار همین حالاست. آرامشی نسبی برقرار و وضع اقتصادی رو به بهبود است. فناوری نیز خیلی چیزها را ساده کرده است؛ چیزهایی که فراهم شدنشان زمانی نیازمند مقدمات بی نهایت زیاد و تحمل مشقت های فراوان بود. از همه مهم تر و حیاتی تر این که شما الان وجود دارید، زنده هستید و این مطلب را می خوانید.

اگر جمله ی آخر تعجب شما را برانگیخته است باید به محاسبات بیل برایسون پیرامون احتمال وجود شما در این لحظه نگاهی بیندازید. او در کتاب فوق العاده اش به نام «تاریخچه ای کوتاه از تقریباً همه چیز» توضیح می دهد ظرف میلیارد ها سال دقیقاً چه اتفاقاتی باید می افتاد و چه اتفاقاتی نباید می افتاد تا امروز وجود شما امکانپذیر شود.

برایسون می نویسد: «این حقیقت را در نظر بگیرید که به مدت میلیاردها سال، یعنی بازه ای بسیار دراز تر از عمر کوه ها، رودخانه ها و اقیانوس های سیاره ی زمین، تک تک اجداد شما، آنقدر جذاب بوده اند که بتوانند برای خود جفتی بیابند، و آنقدر سلامتی داشته اند که بتوانند تولید مثل کنند، و بخت و شرایط به اندازه ای با آنها یار بوده است که بتوانند به اندازه ی کافی برای این کار زنده بمانند. هیچ یک از اجداد شما پیش از آن که بتواند مأموریت خود در زندگی برای رساندن پیامی ژنتیکی و بسیار ریز در زمان مناسب و به جفت مناسب را به انجام برساند و تنها توالی وراثتی ممکن برای اینکه در آخر و در نهایت حیرت، شما را به وجود بیاورد، نه له شده، نه توسط موجودی دیگر بلعیده شده، نه از گرسنگی مرده، و نه حتی در زمان نامناسب زخمی شده است».

بنابراین می توان امروز به افتخار وجودتان به شما تبریک گفت. از پیشینه ی ژنتیکی و سابقه ی حیات روی زمین نیز که بگذریم، انواع و اقسام احتمالات مختلف می توانست ظرف همین سال ها به زندگی شما پایان بدهد. پس قدر حیات را بدانید و از فرصت تاریخی که در اختیارتان قرار گرفته استفاده کنید.

فرض بگیریم قصد دارید کسب و کاری به راه بیاندازید. شک نداشته باشید بهترین زمان ممکن برای این کار همین حالاست. اما باید به شما اخطار داد که بسیاری از افراد از معنای «به راه انداختن کسب و کار» آگاهی درستی ندارند. معنای آن کارت چاپ کردن یا اجاره ی دفتر نیست. اینکه به رئیستان بگویید «شغلی که به من داده ای به درد خودت می خورد» هم نیست. کار بدون بیمه نیز کار محسوب نمی شود. معنای به راه انداختن کسب و کار این است که این کار را درست انجام دهید، از کارهای کوچک شروع کنید، و هر روز برای توسعه ی کسب و کار و بهبود محصولتان زحمت بکشید.

علم به ما می آموزد که بهترین راه برای یادگیری چیزهای تازه، آزمودن است. در واقع، آزمودن یک کار تازه، در ابتدا شکست خوردن، و کم کم چم و خم کار را یاد گرفتن، تنها راهی است که به شما نشان می دهد واقعاً کاری که انجام داده اید را فهمیده اید یا نه. دانش آموزان و دانشجویانی که با خواندن و دوره کردن شتابزده ی درس هایشان برای امتحان آماده می شوند، نمی توانند به اندازه ی کسانی که امتحان می دهند، به نتیجه ی خود نگاه می کنند و دوباره امتحان می دهند، چیزهای تازه یاد بگیرند.

همین مسئله در مورد کسب و کار نیز صدق می کند. مطالعه، یادگیری و تحقیق اهمیت دارند؛ حتی ضروری هستند. اما تا سعی نکنید چیزهایی که فرا گرفته اید را، حتی در مقیاسی کوچک و ایمن، در عمل به کار ببندید، هیچگاه نمی توانید معنای دانسته های خود را به طور کامل درک کنید.

به عبارت دیگر زمان آن رسیده است امتحان کردن آب را کنار بگذارید و درون آن شیرجه بزنید.

0

 برای راه اندازی یک استارتاپ، بدون ترک شغل تمام وقت چه باید کرد؟

تیگران اسلویان بعد از دانشگاه مشغول به کار شد. او سه ماه پس از استخدام، شروع کرد به کار کردن روی استارتاپ خود و از آن زمان استارتاپ خود را رها نکرده است. اسلویان به مدت سه سال هم کار ثابتش را داشت و هم استارتاپش را راه اندازی و مدیریت کرد تا اینکه در نهایت توانست آنقدر سرمایه جمع کند که بتواند کاملاً روی استارتاپش تمرکز کند.

این کار آسانی نبود اما اسلویان از پس آن بر آمد. چرا شما نتوانید؟

1- از تک تک ثانیه هایتان استفاده کنید

SANDS-OF-tIME

لازم به ذکر نیست که مدیریت زمان برای چنین کاری بی نهایت حیاتی است. شب ها و بعد از ظهر ها کار کردن که بدیهی است، اما بهینه سازی حقیقی به چیزی بیشتر از این ها نیاز خواهد داشت. حدود 9 ساعت زمانی که هر روز در محل کار سپری می شود از خیلی ها انرژی زیادی می گیرد و به ندرت زمان لازم برای ساخت محصول یا ارائه ی خدماتی با کیفیت باقی می گذارد. اما کسانی که به هر صورت خود را متعهد به انجام این کار می دانند، باید رویکردی در قبال مدیریت زمان خود پیدا کنند که برایشان مناسب باشد.

این رویکرد برای اسلویان اینگونه بود که هنگام پیاده روی و یا رانندگی تا محل کار، در مورد راه اندازی کسب و کار به کتاب های صوتی گوش می کرد. او اگر می خواست بعد از 16 ساعت روی مبل راحتی اش استراحت کند، ترجیح می داد تلویزیون را روشن کند و سریال هایی ببیند که در مورد نحوه ی شکل گیری شرکت های بزرگی مثل چیپوتل، هول فود، و لینکدین به او چیزهایی یاد می دادند.

موارد یاد شده به طور قطع بهترین نوع آموزش برای کسب و کار نیستند، اما همین کار های کوچک به اسلویان کمک کرد عادت پرسیدن سؤال های درست در مورد کارآفرینی را در خود نهادینه کند. او به جای آنکه اوقات فراغت خود را به «انگری بردز» بازی کردن بگذراند، به مطالعه ی مطالب کسب و کاری روی وبسایت های معتبر می پرداخت. شاید دیوانه وار به نظر بیاید اما وقتی معادل دو کار تمام وقت کار می کنید و دوست دارید در هر دو بهتر باشید، مجبور هستید به همین اندازه در مورد زمان خود بهره ورانه عمل کنید.

2- رفت و آمد های خود را کوتاه کنید

commuting

برآورد ها نشان می دهند شاغلین سالانه چیزی حدود 200 ساعت از وقت خود را در رفت و آمد به محل کارشان صرف می کنند. شما می توانید با استفاده از محتواهای آموزشی (مثل مورد بالا) اطمینان حاصل کنید از این زمان استفاده ی بهتری می کنید، اما این هیچ گاه به اندازه ی اینکه جایی بنشینید و تمرکز خود را کاملاً متوجه کاری کنید نتیجه بخش نخواهد بود.

بسته به اینکه شغل تمام وقت شما چه باشد، شاید گزینه ی دیگری برای کوتاه کردن زمان رفت و آمد خود در اختیار نداشته باشید. اما اگر هدف نهایی شما ایجاد یک استارتاپ است و تنها گزینه ی شما انجام این کار خارج از وقت اداری است، پیدا کردن شغلی که این موضوع را تا حد امکان برایتان ساده کند به شما کمک زیادی خواهد کرد. برای نیل به این هدف لازم است به محل کار خود بسیار نزدیک باشید، حتی اگر هزینه ی مالی بیشتری روی دستتان بگذارد یا شما را از دوستانتان دورتر کند.

فراموش نکنید بخشی از اینکه در وهله ی اول کار تمام وقت را برای خود انتخاب کرده اید به این علت است که درآمد (و به تبع آن منزلی در محل مناسب) داشته باشید. بیایید صادق باشیم؛ شما در هر صورت وقت آزاد چندانی برای تعامل با دیگران نخواهید داشت. رفت و آمد شما به محل کار تنها زمانبر نیست، بلکه انرژی شما را نیز تحلیل می برد؛ وقتی ساعت ها زمان خود را در رفت و آمد سپری کنید، بهره وری و انرژی شما نیز به همراه این زمان به هدر خواهند رفت.

اسلویان ظرف سه سال گذشته سه بار شغل خود را عوض کرده و جابجا شده است تا زمان رفت و آمد خود را به کمتر از 20 دقیقه برساند. حالت ایده آل این است که این 20 دقیقه را نیز با دوچرخه و یا پیاده روی به محل کار خود رفت و آمد کنید تا کمی ورزش را نیز در برنامه ی خود گنجانده باشید.

3- کسب و کار خود را از صفر شروع نکنید

AAEAAQAAAAAAAATMAAAAJDY2YmE3OWU3LWJkNzAtNDMzNS04Njk3LTA2ZjQ5MmFkYjNhZg

بسیاری از مؤسسین به اشتباه فکر می کنند باید همه چیز را خودشان بسازند. این کار بیش از اندازه زمانبر است. شاید ابتدا اینطور به نظر بیاید که یک درآمد ثابت می تواند زمان بیشتری در اختیارتان قرار دهد. اما تجربه ی تیگران اسلویان می گوید این می تواند تله ی خطرناکی باشد. وقتی به جای تنها یک شغل، شغل دومی به عنوان یک کارآفرین داشته باشید، سرعت اهمیت بسیار بیشتری پیدا می کند.

اما چرا؟ چون انسان ها برای اینکه انگیزه ی خود را حفظ کنند نیاز دارند همواره در حال پیشرفت باشند. اگر شکل دهی یک نمونه ی اولیه ی قابل استفاده بیشتر از 6 ماه طول بکشد، احتمال دارد پیش از آنکه به نتیجه ی خاصی برسید آن را رها کنید. باور کنید اگر یک هفته ی تمام وقت خود را صرف سیستمی متفاوت برای ثبت نام کاربران خود بکنید، موفق نخواهید شد.

در روز های اول، مهم ترین کاری که می توانید انجام دهید این است که یک نمونه ی اولیه ی عملیاتی روانه ی بازار کنید و ببینید به کجا می رسد. سپس وقتی مسیر خود را دنبال کردید و منابعی در اختیار گرفتید، می توانید برگردید و تعداد بیشتری بسازید و یا به بازسازی محصول خود بپردازید.

خوشبختانه امروزه پروژه های متن باز، چارچوب های جدید، و سیستم های از آب و گل درآمده ی فراوانی در اختیار کارآفرینان قرار دارد و اغلب ویژگی های استاندارد مورد نیاز شما از قبل به صورت آماده وجود دارند. کافی است این محصولات را در کنار یکدیگر قرار دهید و آنها را کمی دستکاری کنید تا نیمی از راه را طی کرده باشید. این کار همچنین به شما اجازه می دهد زمان محدود و انرژی بی نهایت ارزشمند خود را صرف کار هایی بکنید که به واقع اهمیت زیادی برایتان خواهند داشت.

4- برای خود شریک پیدا کنید

cofounder

داشتن یک شریک دیگر که مکمل شما باشد برای تمام کارآفرینان اهمیت دارد، اما برای کسانی که هنوز شغل تمام وقت خود را ترک نکرده اند از اهمیتی ویژه برخوردار است. پیدا کردن یک نفر دیگر که به اندازه ی خودتان به استارتاپ شما باور داشته باشد و به همان اندازه برایش وقت و انرژی بگذارد بیش از هر چیز دیگر به یک دلیل حیاتی است: وقتی پای یک نفر دیگر هم در میان باشد، رها کردن کار بسیار دشوار تر خواهد بود.

در این صورت ایده یا شرکت شما دیگر به خودتان خلاصه نمی شود و این، مسئولیت به بار می آورد. شما نمی توانید کسی که به دنبال شما وارد این نبرد شده است را نا امید کنید. انتخاب یک مؤسس دیگر همچنین به این معناست که دو نفر برای این کار تلاش می کنند. به این ترتیب کار سریع تر پیش می رود و این چیز خوبی است، نه تنها برای بالا بردن احتمال موفقیت، بلکه از لحاظ انگیزه نیز به شما کمک می کند. از آنجایی که شما و شریکتان در برهه های مختلف بالا و پایین های خود را خواهید داشت، قادر خواهید بود یکدیگر را در غلبه بر این چالش ها یاری کنید.

در سطحی تجربی تر، داشتن یک شریک این فرصت را به شما می دهد که او ایده ها و دیدگاه هایتان را با ایده ها و دیدگاه های خودش به چالش بکشد. به این ترتیب تصمیم هایی که می گیرید می تواند از بحث و همکاری شما با یکدیگر نشأت بگیرند، نه از مغز سردرگم، خسته و کار کشیده ی خودتان.

5- از خدمات ارزان استفاده کنید

pennies spoon

حفظ یک شغل ثابت آسایش مالی بیشتری به شما می دهد، اما قطعاً معنایش این نیست که برای مخارج استارتاپ خود دست و بالتان هر چقدر که بخواهید باز خواهد بود. درست همانگونه که هر ثانیه برایتان اهمیت پیدا می کند، ذره ذره ی پولتان نیز مهم می شود و پس انداز نیز بیش از پیش دشوار. هیچ کس دوست ندارد محصولی بسازد اما برای بازاریابی، برندسازی، و یا تولید آن در مقیاس بالا پولی برایش باقی نماند. اما با کمی خلاقیت می توان تقریباً با هیچ، استارتاپی ایجاد کرد و آن را تا مرحله ی هزاران کاربر توسعه داد.

چگونه؟ بخشی از آن بر می گردد به اینکه ابزار های خود را چگونه انتخاب کنید. اسلویان در ابتدا برای میزبانی وبسایت کوچک خود ماهیانه بیش از 70 دلار پرداخت می کرد. در حالی که می توانست با استفاده از یک سرویس دهنده ی دیگر ماهیانه 5 تا 10 دلار برای این کار هزینه کند. او بازاریابی ایمیلی خود را نیز برای تنها چند هزار کاربر با بیش از 150 دلار در ماه شروع کرد اما تغییر سرویس دهنده باعث شد با کمتر از 10 دلار بتواند ماهیانه ده ها هزار ایمیل بفرستد. او می گوید وقتی تبلیغات فیسبوکی را شروع کرد، برای هدف گیری مخاطب تبلیغات خود تنها از گزینه های کشور و محدوده ی سنی استفاده می کرد که این به هدررفت پول زیادی منجر شد. اما وقتی با استفاده از یک سرویس تبلیغاتی دیگر به دنبال هدف گیری بسیار دقیق تری رفت، با پول بسیار کمتر، به کاربران بسیار بیشتری رسید. این فهرست می تواند کماکان ادامه داشته باشد، اما احتمالاً تا همینجا هم منظور را متوجه شده اید: اگر شما هم استارتاپ کوچکی هستید، دلیلی ندارد برای خدمات پول زیادی هزینه کنید.

داشتن شغل دوم یعنی بها دادن به زمان، پول و انگیزه. این سه از یکدیگر جدا نیستند، بنابراین اگر در یکی از آنها لنگ بزنید دو تای دیگر نیز لنگ خواهند زد و یک بار دیگر شما را با شغل اولتان تنها خواهند گذاشت.

0

 روایت خیزش «تیم کوک»، قدرتمندترین رهبر تجاری جهان

در آگوست ۲۰۱۱ «تیم کوک» به عنوان مدیر عامل اپل منصوب شد و همین موضوع باعث گشت تا بسیاری از تحلیلگران و البته علاقمندان به دنیای تکنولوژی این سوال را مطرح کنند که یک مرد پشت صحنه، می تواند پای خود را جای پای مردی به نام «استیو جابز» بگذارد؟

امروز اپل با مدیریت همین شخص به یکی از با ارزش ترین کمپانی های جهان تبدیل شده و محصولی همانند آیفون همچنان تسلط ویژه ای بر بازار تلفن های هوشمند دارد. همین موضوع باعث می شود که حالا بسیاری باور داشته باشند تیم کوک، مدیر پول سازِ بهتری از استیو جابز است.

همانگونه که گفتیم، «کوک» در زمان جابز مرد بزرگ پشت صحنه ها بود و آنچه بیشتر افراد نمی دانند این است که در زمان بازگشت جابز به شرکت اپل، اگر تیم کوک نبود، اهالی کوپرتینو قطعا حالا در جایگاه کنونی خود حضور نداشتند.

در ادامه تصمیم داریم نگاهی داشته باشیم به رشد تیم کوک در اپل و نقشی که او در این شرکت بر عهده داشته است.

«تیموتی دونالد کوک» در یکم نوامبر ۱۹۶۰ در شهر موبیل از ایالت آلاباما به دنیا آمد اما در نزدیکی شهر «رابرتزدیل» بزرگ شد و به مدرسه رفت.

«تیموتی دونالد کوک» در یکم نوامبر ۱۹۶۰ در شهر موبیل از ایالت آلاباما به دنیا آمد اما در نزدیکی شهر «رابرتزدیل» بزرگ شد و به مدرسه رفت.

پدرش، دونالد کوک در یک کارخانه ساخت کشتی کار می کرد و مادرش، جرالدین کوک کارمند یک داروخانه بود.

پدرش، دونالد کوک در یک کارخانه ساخت کشتی کار می کرد و مادرش، جرالدین کوک کارمند یک داروخانه بود.

در سال ۱۹۸۲ تیم کوک از دانشگاه آوبرن آلاباما با مدرک مهندسی صنعتی فارغ التحصیل شد.

در سال ۱۹۸۲ تیم کوک از دانشگاه آوبرن آلاباما با مدرک مهندسی صنعتی فارغ التحصیل شد.

در سال ۱۹۸۲، پس از دریافت مدرک اش از دانشگاه آوبرن، به شرکت IBM و قسمت کامپیوترهای شخصی پیوست که به تازگی تاسیس شده بود. در آن زمان هنوز کسی نام مایکروسافت را هم آنطور نشنیده بود. کار در IBM به جایی کشید که به سمت مسئول تدارکات آمریکای شمالی در شرکت یاد شده رسید.

در سال ۱۹۸۲، پس از دریافت مدرک اش از دانشگاه آوبرن، به شرکت IBM و قسمت کامپیوترهای شخصی پیوست که به تازگی تاسیس شده بود. در آن زمان هنوز کسی نام مایکروسافت را هم آنطور نشنیده بود. کار در IBM به جایی کشید که به سمت مسئول تدارکات آمریکای شمالی در شرکت یاد شده رسید.

در سال ۱۹۹۶ پزشکان به اشتباه تشخیص دادند که او مبتلا به بیماری MS (اسکلروز چندگانه) است و همین موضوع باعث می شود تا نوع نگرش آقای کوک نسبت به زندگی تغییرات گسترده ای را در بر گیرد. از آن زمان به بعد، تبدیل می شود به یکی از بزرگترین طرفداران اعمال خیرخواهانه.

در سال ۱۹۹۶ پزشکان به اشتباه تشخیص دادند که او مبتلا به بیماری MS (اسکلروز چندگانه) است و همین موضوع باعث می شود تا نوع نگرش آقای کوک نسبت به زندگی تغییرات گسترده ای را در بر گیرد. از آن زمان به بعد، تبدیل می شود به یکی از بزرگترین طرفداران اعمال خیرخواهانه.

۱۲ سال پس از پیوستن اش به شرکت IBM، شغل خود در آن شرکت را ترک می کند تا با عنوان "مدیر عملیات" به یک کمپانی با نام «Intelligent Electronics» بپویندد. در سال ۱۹۹۷ اما با عنوان معاون ارشد، کار خود را در شرکت Compaq آغاز کرد که یکی از بزرگ ترین سازندگان کامپیوتر شخصی در آن زمان به شمار می رفت.

۱۲ سال پس از پیوستن اش به شرکت IBM، شغل خود در آن شرکت را ترک می کند تا با عنوان “مدیر عملیات” به یک کمپانی با نام «Intelligent Electronics» بپویندد. در سال ۱۹۹۷ اما با عنوان معاون ارشد، کار خود را در شرکت Compaq آغاز کرد که یکی از بزرگ ترین سازندگان کامپیوتر شخصی در آن زمان به شمار می رفت.

در همان زمان بود که استیو جابز بعد از برکناری «گیل آملیو» از عنوان مدیر عاملی اپل، دوباره قدرت را در شرکت یاد شده در دست گرفت. در آن زمان چند سالی می شد که از اپل به عنوان یک شرکت شکست خورده در جوامع تکنولوژیک نام برده می شد و حالا جابز برگشته بود تا پس از چند سال دوری، کشتی اپل در دریای نا آرام تکنولوژی را به سرزمین آرامش برساند. به همین دلیل استیو جابز نیاز داشت تا یک تیم مدیریتی قوی را گرد هم آورد.

در همان زمان بود که استیو جابز بعد از برکناری «گیل آملیو» از عنوان مدیر عاملی اپل، دوباره قدرت را در شرکت یاد شده در دست گرفت. در آن مقطع، چند سالی که از اپل به عنوان یک شرکت شکست خورده در جوامع تکنولوژیک نام برده می شد و حالا جابز برگشته بود تا پس از چند سال دوری، کشتی اپل در دریای نا آرام تکنولوژی را به سرزمین آرامش برساند. به همین دلیل استیو جابز نیاز داشت تا یک تیم مدیریتی قوی را گرد هم آورد.

یکی از افرادی که جابز در سیلیکون ولی می یابد، تیم کوک است. مردی که با چشم اندازهای جابز از آینده اپل هماهنگی بی نظیری دارد. در نهایت کوک به عنوان نماینده ارشد عملیات جهانی اپل به این شرکت می پیوندد.

یکی از افرادی که جابز در سیلیکون ولی می یابد، تیم کوک است. مردی که با چشم اندازهای جابز از آینده اپل هماهنگی بی نظیری دارد. در نهایت کوک به عنوان نماینده ارشد عملیات جهانی اپل به این شرکت می پیوندد.

تیم کوک بعدا دیدار اولیه اش با استیو جابز را اینچنین توصیف می کند:

تیم کوک

تیم کوک

عقل، به ماندن در Compaq حکم می کرد و همه افرادی که من را می شناختند توصیه کردند که در همان شرکت باقی بمانم. در آن روز در سال ۱۹۹۸، [پس از ملاقات با جابز] به ندای درونی ام گوش دادم نه عقل خود یا افرادی که من را خیلی خوب می شناختند... همان ملاقات پنج دقیقه ای با استیو کافی بود. از آن پس دلم می خواست عقل و منطق حکم بر باد رفته ها را داشته باشند تا بتوانم به اپل بپیوندم. ندای درونی ام می دانست که پیوستن به اپل، شانسی است که یک بار درب خانه ام را می زند؛ شانس کار کردن با نابغه ای خلاق و احیای یک شرکت اصیل و آمریکایی.
آوردن یک فرد موفق از Compaq برای خود جابز هم تصمیم آسانی نبود. در سال ۱۹۹۷ ارزش هر سهم از سهام اپل باعث شده بود تا هر کسی این شرکت را به سخره بگیرد. «مایکل دل»، یکی از نزدیک ترین شرکای تجاری به مایکروسافت در همان زمان گفته بود "اگر من جای جابز بودم، درش را تخته می کردم و هر چه باقی مانده را بین سهام داران تقسیم می کردم."

آوردن یک فرد موفق از Compaq برای خود جابز هم تصمیم آسانی نبود. در سال ۱۹۹۷ ارزش هر سهم از سهام اپل باعث شده بود تا هر کسی این شرکت را به سخره بگیرد. «مایکل دل» موسس و مدیر عامل شرکت دل، یکی از نزدیک ترین شرکای تجاری مایکروسافت در همان زمان گفته بود “اگر من جای جابز بودم، درش را تخته می کردم و هر چه باقی مانده را بین سهام داران تقسیم می کردم.”

یکی از اولین کارهایی که کوک پس از حضورش در اپل انجام داد این بود که کارخانه و انبارهای خود اپل را تعطیل کرد و چنین کارهایی را به شرکت های شخص ثالث به شکل قراردادی سپرد. به این شکل، محصولات اپل می توانستند در مقیاس گسترده تری تولید گشته و البته سریع تر هم به دست خریداران برسند. خود کوک در آن زمان و در خصوص تصمیم اش گفته بود: «باید چنین محصولاتی را به گونه ای مدیریت کرد که گویی در کار تولید لبنیات هستید. اگر لبنیات از تاریخ خاصی عبور کنند دیگر خریداری نخواهند داشت و این مشکل مستقیم شماست.»

از ابتدای سال ۲۰۰۵، تیم کوک شروع به یافتن شرکت های شخص ثالث و بستن قراردادهایی با آنها کرد که آینده اپل را تضمین می نمودند. برای مثال، وی با چند تامین کننده حافظه داخلی و ذخیره سازی اطلاعات قرارداد بست، حافظه هایی که بعدا به شکل گسترده در آیفون و آیپد مورد استفاده قرار گرفتند.

از ابتدای سال ۲۰۰۵، تیم کوک شروع به یافتن شرکت های شخص ثالث و بستن قراردادهایی با آنها کرد که آینده اپل را تضمین می نمودند. برای مثال، وی با چند تامین کننده حافظه داخلی و ذخیره سازی اطلاعات قرارداد بست، حافظه هایی که بعدا به شکل گسترده در آیفون و آیپد مورد استفاده قرار گرفتند.

پس از به تولید رسیدن آیفون و آیپد، زمانی که سایر رقبا می خواستند محصولاتی مشابه به بازار فرستاده و با تولیدات اپل رقابت کنند، مجبور بودند به سراغ شرکت های ضعیف تر و کوچک تری بروند که اپل با آنها قرارداد نبسته بود.

پس از به تولید رسیدن آیفون و آیپد، زمانی که سایر رقبا می خواستند محصولاتی مشابه به بازار فرستاده و با تولیدات اپل رقابت کنند، مجبور بودند به سراغ شرکت های ضعیف تر و کوچک تری بروند که اپل با آنها قراردادی نداشت.

اعتبار تیم کوک به واسطه تخصصی که در موردش صحبت کردیم، روز به روز در اپل افزایش یافت. به لطف حضور او و اقدامات اش، اپل در جاده موفقیت و کسب سود فراوان قرار گرفته بود.

اعتبار تیم کوک به واسطه تخصصی که در موردش صحبت کردیم، روز به روز در اپل افزایش یافت. به لطف حضور او و اقدامات اش، اپل در جاده موفقیت و کسب سود فراوان قرار گرفته بود.

چنین بود که تاثیر او بر سایر کارمندان نیز افزایش پیدا کرد. اشتباهات از سوی افرادی که زیر نظرش کار می کردند را قبول نمی کرد. همواره همه چیز را زیر سوال می برد، جلسات بسیار طولانی برگزار می کرد تا در نهایت برای مشکلی که وجود دارد، بهترین راه حل انتخاب شود. در هر ساعتی از شبانه روز برای کارمندان ایمیل ارسال می کرد و تقاضای پاسخ دادن به آنها در اولین زمان ممکن را داشت.

چنین بود که تاثیر او بر سایر کارمندان نیز افزایش پیدا کرد. اشتباهات از سوی افرادی که زیر نظرش کار می کردند را قبول نمی کرد. همواره همه چیز را زیر سوال می برد، جلسات بسیار طولانی برگزار می کرد تا در نهایت برای مشکلی که وجود دارد، بهترین راه حل انتخاب شود. در هر ساعتی از شبانه روز برای کارمندان ایمیل ارسال می کرد و تقاضای پاسخ دادن به آنها در اولین زمان ممکن را داشت.

در سال ۲۰۰۷ بود که اپل «آیفون» را معرفی کرد؛ محصولی که دنیای دیجیتال را درگیر خود کرد و ورق را به نفع اپل برگرداند.

در سال ۲۰۰۷ بود که اپل «آیفون» را معرفی کرد؛ محصولی که دنیای دیجیتال را درگیر خود کرد و ورق را به نفع اپل برگرداند.

در همان سال استیو جابز، تیم کوک را یک قدم به هسته اصلی تجارت اپل نزدیک تر کرد و او را به عنوان معاون ارشد عملیاتی اپل منصوب نمود. در آن زمان برخی از کارمندان اپل بیان کرده بودند که تا قبل از آن هم این تیم کوک بوده که بیشتر هماهنگی ها را انجام داده و استیو جابز فقط در تصمیم گیری های بسیار مهم مشارکت می کرد.

در همان سال استیو جابز، تیم کوک را یک قدم به هسته اصلی تجارت اپل نزدیک تر کرد و او را به عنوان مدیر ارشد عملیاتی اپل منصوب نمود. در آن زمان برخی از کارمندان اپل بیان کرده بودند که تا قبل از آن هم این تیم کوک بوده که بیشتر هماهنگی ها را انجام داده و استیو جابز فقط در تصمیم گیری های بسیار مهم مشارکت می کرد.

در سال ۲۰۰۹ حال استیو جابز دوباره رو به وخامت رفت و برای مدت کوتاهی، تیم کوک به عنوان مدیر عامل موقت منصوب گشت. پزشکان در سال ۲۰۰۳ متوجه شده بودند که جابز از سرطان پانکراس رنج  می برد و در سال ۲۰۰۹ این بیماری دوباره سر باز کرده بود.

در سال ۲۰۰۹ حال استیو جابز دوباره رو به وخامت رفت و برای مدت کوتاهی، تیم کوک به عنوان مدیر عامل موقت منصوب گشت. پزشکان در سال ۲۰۰۳ متوجه شده بودند که جابز از سرطان پانکراس رنج می برد و در سال ۲۰۰۹ این بیماری دوباره سر باز کرده بود.

در همان سال ۲۰۰۹ و با اوج گرفتن دوباره بیماری جابز، تیم کوک بخشی از کبد خود را به او پیشنهاد می کند چرا که این دو، گروه خونی مشترک و کمیابی داشتند. پس از این پیشنهاد، جابز به کوک می گوید: «هرگز به تو اجازه نمی دهم چنین کاری بکنی، و هرگز خودم چنین کاری را قبول نمی کنم.»

در همان سال ۲۰۰۹ و با اوج گرفتن دوباره بیماری جابز، تیم کوک بخشی از کبد خود را به او پیشنهاد می کند چرا که این دو، گروه خونی مشترک و کمیابی داشتند. پس از این پیشنهاد، جابز به کوک می گوید: «هرگز به تو اجازه نمی دهم چنین کاری بکنی، و هرگز خودم چنین پیشنهادی را قبول نمی کنم.»

در ابتدای سال ۲۰۱۱ و پس از اوج گرفتن بیماری جابز، تیم کوک دوباره به عنوان مدیر عامل موقت منصوب می شود. در آگوست ۲۰۱۱ جابز به طور کلی از جایگاه اش استعفا می دهد تا تمرکز خود را بر روی سلامتی اش قرار دهد. هیئت مدیره اپل که جابز هم جزیی از آن بود، تیم کوک را به عنوان مدیر عامل دائم انتخاب می کند.

در ابتدای سال ۲۰۱۱ و پس از اوج گرفتن بیماری جابز، تیم کوک دوباره به عنوان مدیر عامل موقت منصوب می شود. در آگوست ۲۰۱۱ جابز به طور کلی از جایگاه اش استعفا می دهد تا تمرکز خود را بر روی سلامتی اش قرار دهد. هیئت مدیره اپل که جابز هم جزیی از آن بود، تیم کوک را به عنوان مدیر عامل دائم انتخاب می کند.

استیو جابز در اکتبر ۲۰۱۱ به علت بیماری سرطان پانکراس جان خود را از دست می دهد و به دستور کوک، پرچم های مستقر در ورودی مقر اصلی اپل در کوپرتینو به احترام او، به حالت نیمه برافراشته در آورده می شوند.

استیو جابز در اکتبر ۲۰۱۱ به علت بیماری سرطان پانکراس جان خود را از دست می دهد و به دستور کوک، پرچم های مستقر در ورودی مقر اصلی اپل در کوپرتینو به احترام او، به حالت نیمه برافراشته به اهتزاز در می آیند.

کوک تلاش کرد بخشی از رسومی که استیو جابز پایه گذاری کرده بود را حفظ کند. برای مثال، حضور راک استارها و گروه ها برای اجرای قطعه ای از موسیقی راک در انتهای هر یک از مراسم.

کوک تلاش کرد بخشی از رسومی که استیو جابز پایه گذاری کرده بود را حفظ کند. برای مثال، حضور راک استارها و گروه ها برای اجرای قطعه ای از موسیقی راک در انتهای هر یک از مراسم.

«One More Thing» نیز یکی دیگر از همان رسم هاست که زمان جابز باقی مانده و همیشه جذاب ترین محصول در همان بخش معرفی می شود.

«One More Thing» نیز یکی دیگر از همان رسم هاست که زمان جابز باقی مانده و همیشه جذاب ترین محصول در همان بخش معرفی می شود.

تحت نظر تیم کوک اما اتفاقاتی هم رخ دادند که اگر جابز بود، اتفاق نمی افتادند. یکی از بارز ترین مثال های این موضوع، اسکات فورستال، معاون ارشد توسعه نرم افزاری اپل بود که در سال ۲۰۱۲ و پس از انتشار iOS 6 و رسیدن محصولی کاملا نابالغ به نام «اپل مپس» به دست کاربران، از سمت خود استعفا داد و از اپل رفت.

تحت نظر تیم کوک اما اتفاقاتی هم رخ دادند که اگر جابز بود، شاید نمی توانستیم شاهد آنها باشیم. یکی از بارز ترین مثال های این موضوع، اسکات فورستال، معاون ارشد توسعه نرم افزاری اپل بود که در سال ۲۰۱۲ و پس از انتشار iOS 6 و رسیدن محصولی کاملا نابالغ به نام «اپل مپس» به دست کاربران، از سمت خود استعفا داد و از اپل رفت.

در سال های اخیر تیم کوک پس از رسیدن به عنوان مدیر عاملی در شرکت اپل، هنوز هم هیچ اطلاعاتی از زندگی خصوصی اش را منتشر نمی کند. نزدیکان به او می گویند که پیاده روی، دوچرخه سواری و فعالیت های ورزشی جزء برنامه های همیشگی اش هستند اما در باشگاه ورزشی خود اپل در مقر اصلی این شرکت ورزش نمی کند.

در سال های اخیر تیم کوک پس از رسیدن به عنوان مدیر عاملی در شرکت اپل، هنوز هم هیچ اطلاعاتی از زندگی خصوصی اش را منتشر نمی کند. نزدیکان به او می گویند که پیاده روی، دوچرخه سواری و فعالیت های ورزشی جزء برنامه های همیشگی اش هستند اما در باشگاه ورزشی خود اپل در مقر اصلی این شرکت ورزش نمی کند.

در سال ۲۰۱۵ بود که اپل اولین محصول پوشیدنی خود را تحت عنوان «اپل واچ» به بازار عرضه کرد. گجت مورد اشاره را می توان اولین دستگاهی پس از جابز از سوی اپل دانست.

در سال ۲۰۱۵ بود که اپل اولین محصول پوشیدنی خود را تحت عنوان «اپل واچ» به بازار عرضه کرد. گجت مورد اشاره را می توان اولین محصول پس از دوران جابز از سوی اپل دانست؛ محصولی که به قول خود تیم کوک، شخصی ترین گجتی است که این شرکت تا کنون توسعه داده. 

بقیه داستان اما، در حال رقم خوردن است و با هم می خواهیم آن را نظاره کنیم.

 

منبع: BusinessInsider

0

کمپانی فیس‌بوک چند روز پیش به همراه بسیاری از شرکت‌های بزرگ دنیا، گزارش عملکرد خود در سه ماهه چهارم سال 2015 میلادی را منتشر کرد که این گزارش از افزایش 52 درصدی فروش و دو برابر شدن درآمد خالص در مقایسه با مدت زمان مشابه سال گذشته حکایت داشت.

همین امر، افزایش 6 میلیارد دلاری سرمایه زاکربرگ را به دنبال داشت و سرمایه‌های وی را به 47.5 میلیارد دلار رساند. بدین ترتیب، زاکربرگ با پشت سر گذاشتن برادران Koh، در رده‌بندی ثروتمندترین اشخاص روی زمین، در رده ششم ایستاد.

این مدیرعامل 31 ساله که به تازگی از مرخصی دوماهه به خاطر به دنیا آمدن دخترش به جمع همکاران خود برگشت، تنها 5 نفر را در پیش روی خود می بیند که این افراد عبارتند از بیل گیتس با سرمایه 78 میلیاد دلار، آمانچیو اورتگا با سرمایه 69.7 میلیارد دلار، وارن بافت با سرمایه 59.4 میلیارد دلار، جف بزوس با سرمایه 55.8 میلیارد دلار و کارلوس اسلیم با سرمایه 48.6 میلیارد دلار.

اما نکته جالب اینجاست که در این بین تنها زاکربرگ توانست در این بازه زمانی به میزان سرمایه های خود بیافزاید و این پنج نفر در مجموع ضرری بالغ بر 19 میلیارد دلار را در این ماه تجربه کردند.

گفتنی است در میان 100 فرد ثروتمند جهان، تنها مدیرعامل فیس بوک به همراه 7 نفر دیگر، توانستند از خطر از دست دادن سرمایه های خود فرار کنند و بر میزان دارایی های خود اضافه کنند.

فیس بوک

همچنین زاکربرگ، چندی پیش و همزمان با تولد دخترش اعلام کرد که وی و همسرش قصد دارند تا 99 درصد از سهام این کمپانی را با ارزش 45 میلیارد دلار به یک موسسه خیریه اهدا کنند.